چهل کلام گوهربار از حضرت مهدي عليه السلام
(1)
اَنَا الْمَهدي اَنَا قائِمُ الزَمان
منم مهدي منم قائم زمانه
(2)
اَنَا الَّذي اَمَلاءُ هاعدلاً کَما مُلِأَت جَوراً
منم که زمين را از عدالت پر کنم همانگونه که از ستم آکنده باشد
(3)
اَنَا بَقيةُّ الله في اَرضه
منم بازمانده ي ( حجتهاي ) خدا در زمين
(4)
اَنَا المُنتَقِمُ مِن اَعدائِه
منم انتقامجو از دشمنان خدا
(5)
اَنَا خاتَمُ الاَصِياء
منم فرجام اوصياء پيغمبر
(6)
وَبي يَدفَعُ الله عَزَّوجَلَّ البَلاءَ عَن اَهلي وَ شيعَتي
و خدا به سبب من از خاندان و شيعيانم بلا را دور مي گرداند
(7)
وَ اِنّي لَاَمانٌ لِاَهلِ الاَرض
و همانا من براي مردم گيتي امان از عذابم
(8)
اِذا اَذِنَ اللهُ لَنا في القَولِ ظَهَرَ الحَقُّ وَ اضمَحَلَّ الباطِل
آنگاه که خدا به ما اجازه ي سخن دهد، حق آشکار و باطل نابود مي گردد
(9)
وَ اَمّا ظُهوُر الفَرَجِ فَاِنَّه اِلَاللهِ تَعالي ذِکرُه
و اما ظهور فرج، بسته به اراده ي خداي متعال است
(10)
وَ کَذِبَ الوَقّاتُونَ
کساني که وقتي براي ظهور تعيين کنند، دروغگويند
(11)
اَکثِروا الدُعاءَ بِتَعجيلِ الفَرَج فَاِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُم
براي شتاب در گشايش کلي و همگاني، بسيار دعا کنيد که به راستي فرج شما در آن است
(12)
اِنَّهُ لَم يَکُن لِاَحَدٍ مِن آبائي اِلّا وَقَد وَقَعَتْ في عُنُقِهِ بَيعَةٌ لِطاغَيةِ زَمانِه
همانا هيچ يک از پدران من نبود، مگر اينکه بيعتي از گردنکش زمانش به گردن داشت
(13)
وَاِنّي اَخرُجَ حينَ اَخْرُجُ وَلا بَيعَةٌ لِاَحَدٍ مِنَ الطَّواغيتِ في عُنُق
من به پا خواهم خاست درحالي که پيمان هيچ يک از گردنگشان برگردنم نيست
(14)
وَاَمّا وَجهُ الاِنتِفاعِ بي في غَيبَتي فَکَا لا نِتفاعِ بِالشَمسِ اِذا غَيَّبَتها عَنِ الاَبصارِ السَحابُ
چگونگي بهره وري از من در غيبتم، چون بهره وري از آفتاب است آنگاه که ابرها آن را از ديده ها پوشيده دارند
(15)
وَ اَمَّا الحَوادِثُ الواقِعَةَ فَارجِعوُا فيها اَلي رُواةِ حَديثَنا فَاِنَهُم حُجَّتي عَلَيکُم و اَنَا حُجَّةُ الله عَلَيهِم
در رويدادهاي تازه، به راويان حديث ما رجوع کنيد، که آنها حجت من بر شما و من حجت خدا بر آنهايم
(16)
فَاِنَّا يُحيطُ عِلمُنا بِاَنبائِکُمْ وَلا يَعزُبُ عَنّا شَيي مِنْ اَخبارِکُمْ
به راستي که علم ما بر اوضاع شما احاطه دارد و هيچ چيز از احوال شما بر ما پوشيده نيست
(17)
اِنّا غَيرُ مُهمِلينَ لِمُراعاتِکُم وَ لا ناسينَ لِذِکرِکُم
همانا در رعايت حال شما کوتاهي نمي کنيم و ياد شما را از خاطر نمي بريم
(18)
فَيَعمَلْ کُلَّ امْرِيٌ مِنکُم ما يَقْرُبُ بهِ مِنْ مَحَبَّتِنا
هر يک از شما بايد به آنچه به وسيله آن به دوستي ما نزديک مي گردد، عمل کند
(19)
وَلِيَتَجَنَّبْ ما يُدنيه مِن کِراهِيَتِنا وَ سَخَطِنا
بايد از آنچه به وسيله ان به ناخشنودي و خشم ما مي رسد، بپرهيزد
(20)
فَما يَحْبِسُنا عَنهُم اِلا ما يَتَّصِلُ بِنا مِمّا نُکرِهُه
ما را از ايشان دور نمي دارد، مگر آنچه از ناخشنوديها و ناگواريها که به ما ميرسد
(21)
اَمّا اَموالکُم فَلا نَقبِلُها اِلا لِتُطَهَّروُا فَمَنْ شاءَ فَليَصِلْ وَمَنْ شاءَ فَليَقطَعْ
اما اموال شما، آنها را نمي پذيريم، مگر به خاطر اينکه پاک شويد. پس هر که مي خواهد بپردازد، و هرکه نمي خواهد، نپردازد
(22)
مَنْ اَکَلَ مِنْ اَمْوالِنا شَيئاً فَاِنَّما يَا کُلُ في بَطنِه ناراً و سَيَصْلي سَعيراً
هر کس از اموال ما چيزي به ناحق بخورد، گويا آتش به درونش سرازير ساخته و به زودي در دوزخ افکنده خواهد شد
(23)
طَلَبَ المَعارِفِ مِن غَيرِ طَريِنا اَهلِ البَيتِ مُساوِقٌ لِاِنکارِنا
جست وجوي معارف جز از راه ما خاندان پيغمبر، برابر با انکار ما خواهد بود
(24)
اِنَّ اللهَ تعالي لَمْ يَخْلُقِ الخَلقَ عَبَثاً وَلا اَهمَلَهُم سُديً
به راستي خداي متعال مردم را بيهوده نيافريده و بيکاره رها نساخته است
(25)
بَعَثَ مُحَمّداً ((ص)) رَحمةً لِلعالمينَ وَ تَمَّمَ بِه نِعمَتَه
خدا حضرت محمد (ص) را برانگيخت تا رحمتي براي تمام جهانيان باشد و نعمتش را به وجود او تمامي بخشيد
(26)
وَ خَتَمَ بِه اَنبيائَهُ وَاَرسلَهُ اِليَ الناسِ کافَّةً
پيامبرانش را به او پايان داد و او را به سوي همگي انسانها فرستاد
(27)
اِنَّ الارضَ لا تَخلُو مِن حُجَّةٍ اِمّا ظاهِراً وَ اِمّا مَغمُوراً
همانا زمين از حجت خدا، خواه آشکار باشد يا پنهان ، خالي نمي ماند
(28)
اَبَي اللهُ عَزَّوَجَلَّ لِلحَقِ اِلّا اِتماماً و لِلباطِلِ اِلّا زُهُوقاً
خداي متعال ابا دارد براي حق، مگر اينکه به اتمامش رساند و براي باطل، مگر اينکه نابودش فرمايد
(29)
اَقدارُ اللهِ عَزَّوجَلَّ لا تَُغالَب وَ اِرادَتُه لا تُرَدّ وَ تَوفيقُه لا يُسْبَقْ
تقديرهاي خداي بزرگ مغلوب نمي شود و اراده ي او سرکوب نمي گردد و بر توفيق او هيچ چيز پيشي نمي گيرد
(30)
اَنَّه لَيسَ بَينَ اللهِ عَزَّوجَلَُّ وَبَينَ اَحَدٍ قَرابَه
همانا ميان خدا با هيچ کس خويشانوندي نيست
(31)
ما اَرْغَمَ اَنفَ الشَيطانِ بِشَييء اَفضَل مِنَ الصَلوة فَصَلِّها وَ ارغَم اَنفَ الشَيطان
هيچ چيز به مانند نماز بيني شيطان را به خاک نمي سايد. پس نماز بگذاز و بيني ابليس را به خاک بمالان
(32)
سَجدَةُ الشُکرِ مِن الزَمِ السُنَنِ وَاَجَبِها
سجده ي شکر از لازم ترين و واجب ترين سنت هاي مستحبي است
(33)
اَعوُذُ بِالله مِنَ العِمي بَعدَ الجَلاءِ
پناه بر خدا از نابينايي پس از روشنايي
(34)
وَ مِنَ الضَّلالَةِ بَعدَ الهُدي
و از گمراهي پس از هدايت
(35)
وَمِنْ مُوبِقاتِ الاِعمالِ وَ مُردياتِ الفِتَن
و از رفتار هلاکت بار و فتنه هاي نابود کننده
(36)
انِ استَر شَدتَ اُرشِدْتَ وَ اِنْ طَلَبتَ وَجَدَت
اگر خواستار هدايت و رشد باشي، ارشاد خواهي شد و اگر جويا شوي، مي يابي
(37)
فَاَغلِقوُا بابَ السُوالِ عَمّا لا يَعنيکُم
از آنچه به کارتان نيايد، پرسش نکنيد
(38)
وَ لا تَتَکَلِّفُوا عِلمَ ما قَد کفُيتُم
خود را براي دانستن آنچه کفايت شده ايد، به زحمت نيندازيد
(39)
اَنَّ الحَقَّ مَعَنا وَ فينا لا يَقوُلُ ذِلکَ سِوانا اِلّا کَذّابٌ مُفتَرٍ وَلا يَدَّعيهِ غيرُنا اِلّا ضالٌّ عَفويّ
به راستي که حق به ما و در دست ماست، جز ما هر که اين داعيه بر زبان آورد، دروغگو و دوغزن و گمراه و گمگشته مي باشد
(40)
قُلوبُنا اَوِعَيةٌ لِمَشيَّةِ الله فَاِذا شاء شئنا
دلهاي ما ظرف مشيت خداست. پس هرگاه او بخواهد، ما خواهيم خواست