نگاهی به زندگی و مبارزات شهید آیت الله حاج شیخ مهدی شاه‌آبادی

نگاهی به زندگی و مبارزات شهید آیت

 الله حاج شیخ مهدی شاه‌آبادی

شهادت حجت الاسلام والمسلمین مهدی شاه آبادی

مجاهدی ‌خدمتگزار

انقلاب اسلامی ایران با تمام ویژگی‌ها و خصوصیات خاص خود و گستردگی سطح شمولیت آن در عرصه‌های مختلف اعم از حوزه‌های گوناگون سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و همچنین گستره وسیع نیروهای موثر در آن، اعم از فكری، اجرایی، مالی و تبلیغاتی؛ طبیعتا از یك پشتوانه محكم فكری و عقیدتی برخوردار است. این پشتوانه‌ها به مثابه نخبگانی فكری و انقلابی، با وجود برخی ویژگی‌های ذاتی خود، به صورت مستقیم یا غیرمستقیم مشحون از اندیشه‌ها و آرای حضرت امام خمینی(ره) به عنوان رهبر نهضت اسلامی بودند.

 در این میان از شخصیت‌های مبارزی كه پیش و پس از پیروزی انقلاب اسلامی در راه انقلاب در صف انقلابیون قرار گرفت، شهید آیت الله حاج شیخ مهدی شاه‌آبادی فرزند آیت‌الله العظمی آقا میرزا محمدعلی شاه‌آبادی(ره)  بود. وی در واقع خود فرزند عالم مبارزی بود كه بیشتر عمر خود را در راه مبارزه با حكومت‌های طاغوت گذراند و به همین سبب در محیطی كاملا سیاسی پرورش یافت. گرچه پدربزرگ ایشان نیز آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدجواد حسین‌آبادی اصفهانی بود كه از علمای بنام زمان خود محسوب می‌شد و از مخالفین دستگاه قاجاری بود.

پدربزرگ ایشان نیز آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدجواد حسین‌آبادی اصفهانی بود كه از علمای بنام زمان خود محسوب می‌شد و از مخالفین دستگاه قاجاری بود
آیت الله العظمی شاد آبادی

آیت‌الله العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی

پدر شهید آیت الله حاج شیخ مهدی شاه‌آبادی در سال 1304 هجری قمری در حالی كه 12 ساله بود، همراه پدر و به دستور ناصرالدین شاه از اصفهان به تهران تبعید شد. پس از آن به منظور تكمیل تحصیلات علوم دینی به حوزه علمیه نجف و سپس به حوزه علمیه سامرا عزیمت كرد و در درس علمایی چون آخوند خراسانی شركت نمود و در آنجا به درجه اجتهاد رسید. سرانجام در سال 1330 هجری قمری به درخواست گروهی از مردم شهر تهران عازم این شهر شد و در خیابان شاه‌آباد (جمهوری اسلامی فعلی) مستقر شد و در طول اقامت 17 ساله خود در این شهر، به تبلیغ و گسترش دین، مبارزه با رژیم شاهنشاهی، بخصوص رژیم رضاشاه، همراه آیت‌الله سیدحسن مدرس پرداخت. ایشان مردم را از طریق جلسات درس و سخنرانی آماده‌ می‌كرد. همچنین پس از تاسیس حوزه علمیه قم از سوی آیت‌الله العظمی آقا شیخ عبدالكریم حائری یزدی ، ایشان در این شهر حضور یافت و ثمره این حضور، تربیت شخصیت‌های برجسته‌ای چون حضرت امام خمینی(ره)، آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی ، آیت الله صفایی خوانساری و... بود.

به هر حال مراتب علمی و عرفانی آیت الله العظمی شاه آبادی در بسیاری از علوم  و درجات  معنوی او  بر ارباب کمال و صاحبان دانش ، تقوی و عرفان پوشیده نیست، در عین حال در عرصه سیاست نیز همیشه با حاكمان طاغوت،علم مخالفت بر می افراشت.

به هر حال مراتب علمی و عرفانی آیت الله العظمی شاه آبادی در بسیاری از علوم  و درجات  معنوی او  بر ارباب کمال و صاحبان دانش ، تقوی و عرفان پوشیده نیست، در عین حال در عرصه سیاست نیز همیشه با حاكمان طاغوت،علم مخالفت بر می افراشت.

تولد شهید آیت الله حاج شیخ مهدی شاه‌آبادی (ره)

شهید آیت الله حاج شیخ مهدی شاه‌آبادی در سال 1309 هجری شمسی متولد شد و دوران كودكی وی تحت تأثیر فضای علمی، دینی و سیاسی چنین خانواده‌ای، سپری شد. وی از همان دوران كودكی به فراگیری قرآن روی آورد و در سال 1313 هجری شمسی در 4سالگی در حالی كه همراه پدر از قم عازم تهران شده بود، فراگیری قرآن را در مكتبخانه امام‌زاده یحیی آغاز كرد. پس از آن همراه 2 تن از دیگر برادرانش یعنی حضرت آیت الله جاج شیخ روح الله شاه آبادی"دامت
آیت الله العظمی شاد آبادی

برکاته" و حضرت آیت الله حاج شیخ نصرالله شاه آبادی "دامت برکاته"

به مدرسه توفیق رفت. سرانجام در حالی كه 14 سال داشت به منظور كسب علوم دینی، وارد مدرسه مروی تهران و 4 سال بعد نیز ملبس به لباس روحانیت شد. پس از درگذشت پدرش آیت‌الله العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی، در سال‌ 1323، شهید شاه‌آبادی برای ادامه و تكمیل دروس حوزوی، مجددا عازم شهر قم شد و پس از حضور یك ساله در این شهر، به منظور گذراندن دوره دبیرستان باز هم به تهران بازگشت كه اتمام دوره دبیرستان وی همزمان با وقوع كودتای 28 مرداد 1332 و سقوط دولت مصدق بود. در همین مقطع عازم شهر قم شد و از محضر آیات عظام و علمایی چون آیت‌الله مشكینی، گلپایگانی، امام خمینی، اراكی و دیگر شخصیت‌های دینی كسب فیض كرد. او در سال 1336 در 27 سالگی تصمیم به تشكیل خانواده گرفت و با یكی از نوادگان میرزای برزگ شیرازی ، ازدواج كرد و با این وجود سرپرستی مادر گرامی خود را نیز به عهده گرفت.

مبارزات و فعالیت‌ها پیش از پیروزی انقلاب اسلامی

مبارزات شهید آیت الله حاج شیخ مهدی شاه‌آبادی به اوایل دهه 1330 یعنی زمانی كه هنوز طلبه جوانی بود بازمی‌گردد و به خصوص به سال‌های آغاز مرحله خفقان سیاسی محمدرضا پهلوی مربوط می‌شود.

مبارزات بعدی ایشان تحت تأثیر آغاز نهضت امام در اوایل دهه 1340 بود. در این سال‌ها بیشتر فعالیت شهید شاه‌آبادی به فعالیت‌های تبلیغی در روستاهای دورافتاده سپری می‌شد. پس از آن نیز با پیوستن به جمع علما و وعاظ انقلابی، عملا وارد مرحله جدی مبارزات شد. در همین خصوص وی یكی از امضاكنندگان نامه جمعی از علما و مدرسان حوزه علمیه قم‌‌‌بر ضد رژیم و پس از حصر امام خمینی(ره) در مهر 1342 بود. پس از آن هم بارها از امضاكنندگان نامه‌ها یا پیام‌های علمای حوزه در مخالفت رژیم پهلوی یا حمایت از مبارزات امام خمینی(ره) بود. وی طی این سال‌ها در تمامی فعالیت‌های تبلیغی خود در نقاط مختلف كشور در واقع یكی از مروجان اندیشه‌های امام و بحث مرجعیت ایشان بود. زیرا در این مقطع حكومت پهلوی از مطرح شدن نام امام خمینی با توجه به سوابق مبارزاتی ایشان به عنوان مرجع اعلم، پس از رحلت آیت‌الله العظمی بروجردی وحشت داشت و به همین سبب به انحای مختلف با این موضوع مخالفت می‌كرد.

وی پس از گذشت 21 سال حضور در قم، در سال 1350 به تهران بازگشت و به دعوت اهالی روستای رستم‌آباد شمیران، عازم این منطقه شد و امامت جماعت مسجد آنجا را به عهده گرفت. با حضور شهید شاه‌آبادی در این روستا، این منطقه به یكی از پایگاه‌های مبارزه برضد رژیم پهلوی تبدیل شد. همچنین در این مدت ایشان در زمینه جذب و هدایت جوانان متعهد منطقه و تشكیل جلسات مذهبی در كنار تهیه و تكثیر اعلامیه‌ها و نوارهای امام خمینی كه از نجف ارسال می‌شد، فعال بود. همچنین برگزاری جلسات تفسیر قرآن در مسجد رستم‌آباد كه در شب‌های شنبه هر هفته تشكیل می‌شد از دیگر فعالیت‌های ایشان بود كه شركت‌كنندگان در این جلسات پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در پست‌ها و سمت‌های حساس مشغول به كار شدند.

از دیگر فعالیت‌های شهید شاه‌آبادی، تشكیل صندوق ذخیره علوی بود كه این اقدام نیز در حل مشكلات مالی و اقتصادی خانواده افرادی كه در رژیم پهلوی به زندان می‌افتادند، كمك فراوانی می‌كرد. در واقع یكی از اهداف اصلی این صندوق، تقویت و پشتیبانی مالی انقلابیون بود.

اقدامات تبلیغی و مبارزات شهید آیت الله حاج شیخ مهدی شاه‌آبادی بویژه از اوایل دهه 50 كه در واقع سال گسترش مبارزات انقلابیون بر ضد رژیم پهلوی محسوب می‌شد، دارای ابعاد وسیعی شد، به گونه‌ای كه از این مقطع به بعد ایشان 5 بار زندان و یك بار تبعید شد.

ایشان از كسانی بود كه همراه شخصیت‌های مبارزی چون آیت‌الله بهشتی، استاد مطهری، دكتر باهنر، آیت‌الله موسوی اردبیلی، آیت‌الله مهدوی كنی، و آیت الله هاشمی رفسنجانی و ... از پایه‌گذاران اصلی جامعه روحانیت مبارز در این سال‌ها بود و همچنین به عنوان امام جماعت مسجد رستم‌آباد، مسوولیت یكی از مناطق هشت‌گانه تشكیلات جامعه روحانیت مبارز تهران را به عهده داشت.

اولین مورد دستگیری شهید آیت الله حاج شیخ مهدی شاه‌آبادی مربوط به سال 1352 می‌شود كه مامورین امنیتی پهلوی به سبب فعالیت‌های مخفی و علنی وی به منزل او ریختند و پس از بازرسی، تعدادی از كتاب‌های ایشان را ضبط كردند و شهید شاه‌آبادی نیز دو روز پس از آن با حكم بازپرس شعبه 5 دادستانی ارتش، به جرم اقدام علیه امنیت كشور دستگیر و راهی بازداشتگاه ساواك شد. وی پس از 3 ماه بازداشت و تحمل شكنجه‌های سنگین، در تاریخ 28/6/52 براساس رای دادگاه عادی شماره یك تهران، به یك سال حبس محكوم شد كه پس از اعتراض به آن، حكم مذكور به 4 ماه كاهش یافت. با این كه در اوایل آبان ماه 1352 حكم آزادی وی از زندان صادر شد، ولی همچنان تحت مراقبت‌های شدید ساواك قرار گرفت.

دومین زندان شهید آیت الله حاج شیخ مهدی شاه‌آبادی پس از چند ماه آزادی از زندان اول و به دنبال حمایت بی‌شائبه وی از مرجعیت امام خمینی(ره) و ادامه مبارزات و فعالیت‌های وی بر ضد رژیم پهلوی صورت گرفت. به این ترتیب در بهمن 1353 مجددا از سوی ساواك دستگیر شد و در بازرسی از منزل وی دوباره كتاب‌هایی انقلابی به دست آمد. وی پس از 20 روز بازداشت موقت، به علت ناتوانی ساواك در اثبات اتهام‌های وارد شده، با حكم دادستانی ارتش در تاریخ 17/12/1353 از زندان آزاد شد.

سومین مورد زندانی شدن  شهید آیت الله حاج شیخ مهدی شاه‌آبادی مربوط به سال 1354 و اتهامی مبنی بر ارتباط با سازمان مجاهدین خلق می‌شود. به همین دلیل ماموران ساواك پس از آگاهی از این اتهام، به منزل وی ریختند و از آنجا یك دستگاه ماشین پلی‌كپی، مقدار زیادی اعلامیه، كتاب و نوار با موضوعیت سخنان امام، كشف و ضبط كردند، اما پس از حدود 2 ماه بازداشت، ساواك نتوانست اتهام ارتباط با مجاهدین خلق را ثابت كند و در آبان 1354 به قرار التزام عدم خروج از حوزه قضایی تهران، با حكم بازپرس دادستانی ارتش، از زندان آزاد شد.

شهید آیت الله حاج شیخ مهدی شاه‌آبادی علنا در منابر علیه رژیم شاه سخن می‌گفت و نوارها و اعلامیه‌های امام را شخصا توزیع می‌كرد.

 از دیگر سیاست‌هایی كه ساواك به منظور ایجاد ممانعت برای فعالیت‌های سیاسی انقلابیون، خصوصا روحانیون انقلابی در پیش گرفت، راهكار تبعید بود. به طوری كه هرگاه احساس می‌كرد نمی‌تواند از طریق بازداشت یا زندان، مانع ادامه فعالیت‌های آنها شود، به سیاست تبعید روی می‌آورد. در مورد شهید آیت الله حاج شیخ مهدی شاه‌آبادی نیز پس از این كه ساواك متوجه شد ایشان بعد از هر بار آزادی از زندان، همچنان به فعالیت‌های تبلیغی خود بر ضد رژیم ادامه می‌دهد، این سیاست را مورد اجرا قرار داد. نمونه این فعالیت‌های تبلیغی و فرهنگی شهید آیت الله حاج شیخ مهدی شاه‌آبادی در اواخر سال 54 و اوایل سال 55 بود كه نهایتا رژیم را وادار كرد در آذرماه 1355 ایشان را به مدت 3 سال به اقامت اجباری در مركز شهرستان بانه از توابع استان كردستان محكوم كند. پس از حضور شهید شاه‌آبادی در این منطقه، با وجود تصور ساواك و این كه تمامی اقدامات و روابط ایشان تحت كنترل شدید ساواك قرار داشت، ایشان روابط نزدیكی با علمای اهل تسنن برقرار ‌نمود و آنها را به مبارزه با رژیم پهلوی دعوت می‌كرد. همچنین در این مدت به فعالیت‌هایی نظیر برگزاری كلاس‌های تعلیم و تفسیر قرآن برای جوانان و دانش‌آموزان این شهر اقدام كرد كه پس از مدت كوتاهی با ممانعت عوامل رژیم مواجه شد. در نهایت تلاش‌های شهید آیت الله حاج شیخ مهدی شاه‌آبادی در نزدیك كردن مسلمانان شیعه و سنی، باعث شد تا ساواك ادامه حضور وی را در این منطقه به صلاح نداند و رژیم از ترس شورش اكراد این منطقه، تصمیم گرفت به تبعید ایشان پایان دهد و به همین سبب بعد از گذشت 6 ماه از مدت تبعید، حكم آزادی وی را در اردیبهشت 56 صادر كرد. مبارزات شهید آیت الله حاج شیخ مهدی شاه‌آبادی اندكی بعد از

 این كه از بازداشت در تبعیدگاه آزاد شد یعنی از سال 1356 جنبه علنی به خود گرفت و ایشان علنا در منابر علیه رژیم سخن می‌گفت و نوارها و اعلامیه‌های امام را نیز شخصا توزیع می‌كرد. وی همچنین از كسانی بود كه همراه شخصیت‌های مبارزی چون آیت‌الله بهشتی، استاد مطهری، دكتر باهنر، آیت‌الله موسوی اردبیلی، آیت‌الله مهدوی كنی، و آیت الله هاشمی رفسنجانی و ... از پایه‌گذاران اصلی جامعه روحانیت مبارز در این سال‌ها بود و همچنین به عنوان امام جماعت مسجد رستم‌آباد، مسوولیت یكی از مناطق هشت‌گانه تشكیلات جامعه روحانیت مبارز تهران را به عهده داشت.

همچنین در طول سال‌های 56 و 57، در كلیه نامه‌ها و اعلامیه‌هایی كه در مناسبت‌های مختلف توسط علما و روحانیون تهران بر ضد رژیم پهلوی منتشر شد، نام شهید آیت الله حاج شیخ مهدی شاه‌آبادی همواره به عنوان یكی از امضاكنندگان دیده می‌شود. وی به همین سبب در

 30/3/1357 بازداشت و برای بازجویی و اعمال شكنجه به كمیته مشترك ضدخرابكاری ساواك منتقل شد. سرانجام پس از تحمل شكنجه‌های سنگین در اواخر آبان 57 با رای شعبه 12 بازپرسی دادستانی ارتش از زندان آزاد شد.

2 هفته پس از آزادی از زندان، این‌بار نیز به دلیل ادامه مبارزات، در 12 آذر 57 دستگیر و به زندان باغشاه منتقل شد و در آنجا نیز زیر شدیدترین شكنجه‌های ساواك قرار گرفت. پس از آن هم به زندان اوین منتقل و ممنوع‌‌الملاقات شد. در نهایت در سوم بهمن 57 یعنی 9 روز قبل از ورود امام (ره) به تهران از زندان آزاد شد.

آزادی شهید آیت الله حاج شیخ مهدی شاه‌آبادی از زندان با آخرین روزهای حیات رژیم پهلوی مصادف شد و با اعلام خبر ورود امام به ایران، ایشان نیز با حضور در كمیته استقبال امام‌(ره) و اداره بیت ایشان و نیز ابلاغ فرمان امام مبنی بر لغو حكومت نظامی در 21 بهمن 57 و همچنین مساعدت در خلع سلاح كلانتری‌ها، پادگان‌ها و مهمات‌سازی‌ها و انتقال اسلحه و مهمات به نقاط امن و تشكیل و سازماندهی گروه‌های مردمی برای برقراری امنیت در كشور، فعالانه در امور مربوط به تشكیل حكومت نوپای اسلامی مشاركت داشتند.

سرقت ادبی

 

عبور

شايد شما هم اين حکايت را شنيده باشيد که روزي فردي جماعتي را به گرد خويش جمع کرده بود و اشعار مي خواند.

سنايي در حال عبور از اين محل ديد که آن فرد اشعار او را مي خواند. از وي پرسيد: اين اشعار از کيست ؟ گفت: از سنايي. سنايي گفت: او را مي شناسي؟ آن مرد گفت: سنايي منم. سنايي گفت: شعردزد ديده بوديم اما شاعردزد نه. اين حکايت احتمالا يکي از اولين سرقت هاي ادبي تاريخ ادبيات ايران باشد.

  

سرقت ادبي يکي از آسيب هاي حرفه نويسندگي چه در عرصه مطبوعات و چه در عرصه ادبيات است که متاسفانه در جامعه ما در شکل هاي متفاوت رواج روزافزوني گرفته است. اين پديده ، هم در زمينه تاليف و هم در زمينه ترجمه وجود دارد که در ذيل به آن اشاره خواهد شد.البته امروزه با پيچيدگي رفتارهاي اجتماعي شيوه اين کار تغيير کرده است و به آن صورت واضح و شفاف که در قرن سنايي عارف و شاعر قرن هفتم ديده مي شود، صورت نمي گيرد. بلکه شگردهاي امروزي سرقت ادبي از روشي مستقيم به روشي غيرمستقيم و زيرساختي تبديل شده است و با مقايسه ظريف و موشکافانه هر دو متن مي توان به سرقتي که صورت گرفته پي برد. اين نوع سرقت که امروزه بيشتر صورت مي گيرد، مضمون دزدي است. به اين صورت که فردي با مطالعه دقيق يک اثر، موارد بکر يا نکات مورد توجه را که از نظر نوآفريني تا به حال پژوهشي روي آن انجام نگرفته است انتخاب کرده و بعد با تحقيقات اندک و بي مايه و اضافه کردن فقط چند خط از کتاب هاي تحقيقي يا مقالات پژوهشي متني را نوشته و به نام خود چاپ مي کند که البته فاقد ارزش علمي است.

نکته قابل بحث اينجاست که چنين نوع سرقت ادبي به راحتي قابل دفاع نبوده و متن مادر مورد ظلم قرار مي گيرد. اين سارقان آثار معنوي در دفاع از نوشته خود چند دليل بيان مي دارند که عبارت است از: نوشته آنها در مقايسه با متن مادر فقط تشابه موضوعي است و اصلا متن نوشته شده در مقايسه با متن مادر فقط تبادر يک موضوع مشابه به 2نفر است.

حال اين که چنين متن هايي هميشه با فاصله زماني مورد توجهي نوشته مي شود، يعني دقيقا بعد از متن مادر و تبادر در اين گونه موارد جايي از اعراب ندارد؛ همچنين در اين گونه نوشته ها، براحتي مي توان نشانه هاي متن مادر را پيدا کرد، چرا که متن نوشته شده فاقد خلاقيت فردي و سبک شخصي است.در اين گونه نوشته شواهد آثار اوليه (متن مادر) زدوده شده و برخي مضامين استفاده مي شوند که البته فقط قالب متن متفاوت بوده و ساختار کلي هر دو نوشته يکي است. توجيه ديگري که اين به ظاهر نويسندگان مي آوردند اين است که نوشته ها به دليل همه گير شدن يک موضوع اجتماعي در بطن جامعه است که ممکن است افراد، موارد متعدد و در عين حال متشابهي را بنويسند.

در مقابل اين توجيه مي توان پاسخ داد که هرچند ممکن است در جامعه يک مساله و يا معضل مورد توجه بسياري قرار گيرد و افراد نظرهاي مختلف ارائه کنند اما زاويه ذهني هر انسان با ديگري فرق دارد و در نتيجه با يک پديده ثابت ، متون متفاوت نوشته مي شود. در مقايسه چند متن متشابه براحتي نکات اشتراک و اختلاف مضمون را مي توان ديد، چرا که يک موضوع با مضامين متفاوت از يک جهت (موضوع) مشابه بوده و از چند جهت (نوع قلم نويسنده ، تحقيقاتي که انجام شده ، زاويه ديد، راه حل هاي ارائه شده ، راهکارهاي بيان شده ، برداشت و نتيجه گيري نهايي مطلب) متمايز است و اين که متن مادر از جهات مختلف مفصل تر از متن دوم است و زواياي بيشتري را مورد توجه قرار داده است.

با اندکي دقت متوجه مي شويم که بيشتر متون سرقت شده فاقد نتيجه گيري منطقي و اصول مند است ، چرا که از لحاظ علمي و روان شناسي ثابت شده است که متون تحقيقاتي در ذهن فرد پژوهش گر پيش مقدمه هايي را ايجاد مي کند که فرد در مراحل پايان از لحاظ ذهني قادر به نتيجه گيري خواهد بود.

علت سرقت ادبي از سه ديدگاه مورد توجه است:

نوشتن

فردي

: افرادي که از تلاش و کوشش فراوان رويگردانند، بيشتر طالب کارهاي آماده و بدون زحمت هستند، دوست دارند در مدت زمان کوتاهي مشهور شوند يا بشدت علاقه مندند که (نام نويسنده يا مترجم داشته باشند و خود را پژوهشگر و نويسنده جا بزنند) در نتيجه دست به سرقت ادبي يا مضمون دزدي مي زنند. حسن نراقي در کتاب خود به نکته جالبي اشاره مي کند: «وقتي نتوانستيم در کارهايمان براحتي موفق شويم فرقي نمي کند که اين موفقيت درسي باشد، اجتماعي باشد، اقتصادي باشد يا خانوادگي در هر چه باشد حسادت مي کنيم» و در واقع نتيجه اين حسادت آسيب هايي از نوع سرقت ادبي است.

اجتماعي: در خلق يک اثر توسط نويسنده يا هر حرفه ديگر بحث خلاقيت مطرح است.به اين صورت که هر فردي که اثري را مي آفريند از خلاقيت برخوردار است ؛ يعني ذهن اين افراد از ويژگي هايي برخوردار است که در ويژگي افراد با سطح هوشي بالاتر از معمولي يافت مي شود. البته اين تعريف مختص جوامعي است که خلاقيت را امري فردي مي دانند و آن را مختص به ژنتيک ، هوش ، استعداد، تربيت خانوادگي ، قابليت هاي فردي ، محيطهاي مساعد تربيت ، نسل و کشورهايي که خلاقيت در همه افراد آن ديده مي شود! مي دانند. در اين گونه جوامع که پيشرفته محسوب نمي شوند و علوم انساني فاقد ارزش اجتماعي و سيستم حمايتي است اين تعاريف پررنگ تر است و راه پيشرفت افراد نيز فردي است تا اجتماعي و خلاقيت در محدوده فردي سنجيده مي شود.حال اين که در تعاريف جامعه شناسي روان شناسي جوامع پيشرفته اين گونه خط کشي ها مردود شده و تعريف جديدي ارائه کرده اند مبني بر اين که خلاقيت فرآيندي اجتماعي است که فرد با قرارگيري در محيط اجتماع داراي شناخت و آگاهي مي شود که مي تواند با يادگيري و پياده سازي علوم فراگرفته شده به درجه اي از خلاقيت برسد. در واقع در اين رويکرد جديد خلاقيت را بيشتر از جنبه پرورش نيروهاي بالقوه افراد مورد توجه قرار مي دهند و آن را از دايره بسته الهام ، آفرينش و استعداد ذاتي بيرون آورده و دست هر انساني را که خواهان و علاقه مند سازندگي است ، باز مي گذارند. سرقت ادبي بيشتر در جوامعي با تعريف فردي يافت مي شود؛ چرا که فرد بر اثر بن مايه هاي ثابت آموزشي و کليشه اي خود را فاقد خلاقيت دانسته ، زمان را کوتاه تر از آن مي داند که براي مطالعه و تحقيق صرف کند در نتيجه دست به سرقت ادبي مي زند.همچنين سرقت ادبي بيشتر در جوامعي ديده مي شود که نويسندگي شغل محسوب نمي شود و در نتيجه ارزشمند نبوده و بدون حمايت رها مي شود. اين امر موارد آسيب زا را باز مي گذارد و فرد خلاق ديگر نمي تواند از آثار خود دفاع کند.

قانوني: در قانون مطبوعات مي خوانيم: سرقت ادبي عبارت است از نسبت دادن عمدي تمام يا بخش قابل توجهي از آثار و نوشته هاي ديگران به خود يا غير ولو به صورت ترجمه. اما با وجود چنين قانوني هيچ ضمانت اجرايي وجود ندارد. تنها قانوني که مي تواند از يک اثر ادبي حمايت کند قانون پيمان برن است و سرقت ادبي بيشتر مختص جوامعي است که مطابق با پيمان برن (copy right) عمل نمي کنند. نداشتن حق عضويت در چنين قانوني سبب مي شود هيچ فرد حقيقي يا حقوقي قادر نباشد فعاليت يا اثر خود را ثبت کند، در نتيجه هرگز فرصت دفاع را نيز نخواهد داشت.حتي اگر فردي بتواند ثابت کند که نوشته اش مورد سرقت واقع شده است و ادعاي تملک کند هيچ منبعي نمي تواند حقي براي وي قائل شود، در نتيجه اين پديده زشت همچنان ادامه خواهد داشت.

آسيب

يک نظريه: با وجود چنين آسيب هايي ، افرادي حق استفاده از آثار ادبي را از زمره حقوقي مي دانند که همه جوامع در استفاده از آن سهيم هستند و هرگز نمي توان دور آثار ادبي يا هنري سيم خاردار کشيد و مانع استفاده افراد شد. اين گونه از افراد پر بيراه هم نمي گويند و اعتقاد دارند نبايد افراد را از نعمت استفاده از آثار ادبي که در ميان تمامي افراد محبوبيت دارد محروم کرد؛ همچنين حقوق مولف را مانند اختراعات يا اکتشافات دانشمندان مي دانند که بايد فرمول هاي اختراع يا اکتشاف شده خود را در اختيار همگان قرار دهند. حال اين که اين نکته را ناديده گرفته اند که همان فرمول يا قانون کشف شده نيز توسط سازمان ها ثبت مي شود و هرگاه که مورد استفاده قرار مي گيرد بايد با اجازه کتبي از دانشمند صاحب فرمول باشد و به بياني ديگر يک فرمول طبق موارد مصرف از دانشمند خريداري شده و سپس توسط يک سازمان مورد استفاده قرار مي گيرد و اين که هيچ گاه حق استفاده از قوانين علمي ثبت شده به يک فرد حقيقي سپرده نمي شود، بلکه به افراد حقوقي داده مي شود.

در حالي که آثار ادبي با نوع فرمول هاي علوم پايه متفاوت است. گاهي فردي يک اثر را بدون اين که حاصل تلاش او باشد به نام خود چاپ مي کند و از نتايج انتشار آن نيز بهره مند مي شود، در صورتي که امکانات و ابزار مورد استفاده از فرمول هاي شيمي به محيطهاي خاصي نيازمند است که هرگز توسط يک فرد قابل مهيا نيست و براحتي هم نمي توان يک فرمول را به دست آورد. نوعي سرقت ديگر در زمينه ترجمه است که فردي فقط با تغيير چند کلمه در متن بعدي ادعاي ترجمه ديگري مي کند، در حالي که افراد اهل فن به راحتي متوجه مي شوند که فقط جاي چند کلمه تغيير کرده است ، چرا که ترجمه نيز در دايره آثار ادبي همانند آفرينش هاي ادبي داراي سبک شخصي است که در هر فرد منحصر به فرد بوده و با تمام زواياي نزديک و واژگان مشابه براحتي از هم تفکيک مي شود.

سرقت ادبي در محيطهاي الکترونيک کپي سي دي هاي کتب علمي

با گسترش روزافزون استفاده از رايانه و آسان تر شدن مطالعه برخي از افراد براي در دسترس قرار دادن علوم روز دست به ابتکاري زده اند که راه مطالعه و رجوع به منابع را آسان تر کرده است.وجود سي دي که به وسيله افرادي علم دوست توليد شده است يکي از اين راه ها محسوب مي شود؛ اما نبود متولي قانوني سبب شده است زحمت اين افراد به راحتي تکثير شده و به صورت غير منصفانه اي در دسترس همگان قرار گيرد.

کپي کردن از فضاهاي اينترنت

امروزه علاوه بر آسيب هايي که در بالا اشاره شد، فعاليت هايي در محيطهاي علمي و پژوهشي فضاي اينترنت نيز روي مي دهد که باز به دليل نبود قانون مدون و همچنين نبود تکنولوژي سرقت هايي صورت مي گيرد.در کشورهايي که به نحوي قانون حمايت از آثار علمي و پژوهشي وجود دارد نوعي برنامه الکترونيکي روي صفحات الکترونيکي نصب مي شود که اين ابزار از copy و past کردن صفحات وب سايت ها يا وبلاگ هاي شخصي جلوگيري به عمل مي آورد. اين يکي از برنامه هاي حفاظتي در محيطهاي اينترنتي است که موجب به وجود آمدن نوعي انحصار و امنيت شغلي در زمينه استفاده از آثار ادبي و علمي مي شود.

حال اين که متاسفانه در ايران به دليل نبود چنين فضاهايي نوعي عدم امنيت نسبت به ارسال مطالب وجود دارد، چنان که شما هم اگر به وب سايت ها يا وبلاگ هاي شخصي مراجعه نموده باشيد متوجه مي شويد بعضي از مطالب در بيشتر سايت ها يافت مي شود بدون اين که نامي از آفريننده آن ديده شود. گسترش روزافزون وب سايت هاي علمي ادبي و شخصي در فضاي جهاني امري خوشايند و مايه مباهات است ، اما متاسفانه به دليل عدم رسميت چنين فضاهايي در فرهنگ ما سبب شده است اين آسيب فرهنگي دامنگير کاربران اينترنتي نيز شود. حال اين که وجود يک نرم افزار که به تازگي در شرکت هايي با فناوري بالا مورد استفاده قرار مي گيرد بسيار مورد نياز است.

مدرن

اين نرم افراز نه تنها در محيطهاي الکترونيکي مفيد بوده بلکه از جلوگيري سرقت هاي ادبي خارج از اين محيط نيز بسيار سودمند است. اين نرم افزار به اين صورت عمل مي کند که با دقت فراوان کلمه هاي کپي شده از يک متن را بخوبي روشن مي کند. حتي اگر از يک متن 2000 خطي فردي 2 خط را کپي کرده باشد اين نرم افزار به آساني نشان خواهد داد. حتي اگر فردي 2 خط را کپي کرده و جاي فعل و فاعل را نيز تغيير داده باشد باز اين نرم افزار اين کپي را روشن خواهد کرد. چنين نرم افزارهايي ديگر راه را براي افرادي که بدون تلاش مي خواهند نامي داشته باشند، سخت خواهد کرد و نام را مختص کساني مي کند که با زحمت صاحب موقعيتي شده اند.