مسئولش کنید تا بزرگ شود

مسئولش کنید تا بزرگ شود

کودک

«هیچ کاری نمی‌کند. حتی تختش را هم مرتب نمی‌کند؛ تمام اسباب‌بازی‌هایش به هم ریخته‌اند؛ همه کارها را خودم باید انجام دهم.»

 

مسئله تقسیم کارهای منزل از جمله مسائلی است که جایگاه مهمی را در زندگی خانوادگی به خود اختصاص داده و در اغلب موارد، به ویژه در میان زوج‌ها، باعث بروز تنش می‌شود. جالب است بدانید که مادران در بسیاری از موارد، همکاری فرزندان را رد می‌کنند. چون معتقدند هماهنگ شدن با فرزند انرژی زیادی می‌گیرد و بهتر است خودشان به جای فرزندانشان کارهای خانه را انجام دهند.

 

اما وقتی خستگی عارض می‌شود به ناچار وظایف به فرزند سپرده می‌شود. البته به این موضوع توجه داشته باشید که به‌طور حتم، سپردن وظایف به دیگری در هر خانواده، متفاوت و عوامل فرهنگی در آن بسیار موثر است. این عقیده شاید در بسیاری از خانواده‌ها نیز جا افتاده باشد که کارهای خانه و مراقبت از فرزندان کوچک‌تر وظیفه دختر بزرگ است. اما به طور کل سپردن وظایف به فرزند، به معنی «بردگی کشیدن» از کودکان نیست.

کودکان و نوجوانان نیاز به امنیت دارند. اگر آنها حس کنند که مادر در کنار آنها نیست و خودشان مسول انجام تمامی وظایف‌اند، رابطه مادر و فرزند تخریب خواهد شد.

بین کم و زیاد، مطمئناً باید حد اعتدال را انتخاب و رعایت کرد. کودکان و نوجوانان نیاز به امنیت دارند. اگر آنها حس کنند که مادر در کنار آنها نیست و خودشان مسئول انجام تمامی وظایف‌اند، رابطه مادر و فرزند تخریب خواهد شد ؛ اما این موضوع که مادر تمامی وظایف را نیز بر عهده بگیرد کار صحیحی نیست. کودکان بر حسب سن و سالی که دارند، می‌توانند مسولیت‌پذیر باشند. بدون ترس باید از آنها بخواهیم کارهایی را انجام دهند.

 

به این ترتیب آنها را نیز در زندگی خانوادگی دخیل می‌کنیم. این موضوع سبب می‌شود آنها خستگی مادر و پدر را درک و در عین حال خود را جزیی از خانه و خانواده محسوب کنند. فراموش نکنید هرگز کار در منزل را نباید به عنوان تنبیه به کودکان تحمیل کرد. از سنین پایین، کارهای لذت‌بخش مثل شیرینی پختن را به فرزندانتان بسپارید و در عین حال در کنارشان باشید. اجازه دهید آنها این موضوع را در ذهنشان بپرورانند که به لطف آنها، خانواده شیرینی می‌خورند.

 

آموختن وظایف شهروندی یعنی مسئول بودن در قبال خود و دیگران، از خانواده آغاز می‌شود. جایگاه فرزند در خانواده و وظایفی که بر عهده می‌گیرد، در آینده‌اش تاثیر می‌گذارد. جالب است بدانید بسیاری از والدینی که وظایف را بر دوش کودکان و نوجوانان نمی‌گذارند و ترجیح می‌دهند خود به جای آنها کار کنند، به طور ناخود‌آگاه تمایل دارند فرزندان را وابسته به خود نگاه دارند.

دخالت دادن آنها باعث می شود خستگی مادر و پدر را درک و در عین حال خود را جزیی از خانه و خانواده محسوب کنند.

تقسیم وظایف و نقش‌ها، همیشه ساده نیست. ممکن است باعث بروز تنش میان خواهر و برادرها شود و حتی حسادت برانگیزد. به‌طور معمول وظایف بیشتر به دختران و فرزندان اول سپرده می‌شود. مثلا در نوجوانی، فرزندتان انجام کارها را رد می‌کند. حقیقت این است که نوجوان نمی‌داند باید از کجا شروع کند، پس بهتر است وظایف را به او یادآوری کنید.

 

تقسیم وظایف خانوادگی، نوعی گفت و گو می‌باشد. گفت‌وگویی که به جایگاه و نحوه رفتار هر فرد با دیگری بستگی دارد.

بهترین روش آن است که هر گاه وظیفه‌ای را به فرزندانتان می‌سپارید سوالی را نیز از خود بپرسید. به‌طور مثال: «اگر به او بگویم جوراب‌های کثیفت را بشور، به من چه خواهد گفت؟ اگر من (مادرش) در 25 سالگی او مجبور باشم همچنان جوراب‌هایش را بشویم، او به من چه خواهد گفت؟ »

 

منبع: ماهنامه آموزشی کودک

از دستش نده رفیق!

از دستش نده رفیق!

گوهر

نماز یکشنبه ماه ذی قعده

دوستان خوب تو ماه ذی قعده قرار داریم. اولین ماه از ماههای حرام که اگر فرصت بشه یه مطلب دیگه در مورد عظمت این ماهها توضیح خواهیم داد. برای این ماه شریف در کتابهایی مثل مفاتیح الجنان و المراقبات یه عمل به ظاهر ساده ولی بسیار ارزشمند نقل شده. این عمل اگر خیلی طول بکشه شاید 15 دقیقه وقت بگیره ولی ارزش و ثواب همین عمل کوتاه اصلا قابل محاسبه نیست. اگر باور نمیکنی خودت نگاه کن و ببین چقدر ثواب و فضیلت برای همین عمل کوتاه نقل شده. فقط یادت باشه اگر این عمل رو انجام دادی برای همه دعا کنی !

* * * * *

روز یکشنبه بود و همه مردم در مسجد جمع شده بودند. رسول خدا صلوات الله علیه فرمود:

مردم؛ كدامیك از شما می‌خواهید توبه كنید؟

همه گفتند: رسول خدا؛ همه ما می‌خواهیم توبه كنیم.

حضرت فرمودند: عملی را به شما هدیه می کنم که اگر انجامش دهید:

1- توبه‌ شما قبول می شود.

2- گناهانتان آمرزیده می شود.

3- خُصمای شما (کسانیکه از شما ناراضی هستند) در روز قیامت از شما راضی می گردند.

4- با ایمان از دنیا می روید.

5- دینتان حفظ می شود.

6- قبرتان گشاده و نورانی می شود.

7- والدینتان از شما راضی می شوند.

8- مغفرت الهی شامل حال والدین و فرزندان شما می گردد.

9- رزق و روزی شما افزایش می یابد.

10- ملك‌الملك (عزرائیل) در هنگام مردن با شما مدارا می كند.

11- در لحظات مرگ جانتان به آسانی بیرون می شود.

12- و ...

ایشان گفتند : این عمل شریف را جبرئیل در شب معراج به من آموخت.

اما بریم سراغ خود عمل؛ کیفیت و چگونگی انجامش به این نحو است که در روز یکشنبه ماه ذی قعده:

1- غسل نمایید.

2- وضو بگیرید.

3- چهار ركعت نماز بجا آورید. در هر ركعت یك بار (سوره حمد)، سه بار (سوره توحید) و یك بار معوذتین (سوره ناس و سوره فلق) بخوانید.

4- بعد از نماز هفتاد بار استغفار کنید (استغفرالله ربی و اتوب الیه)

5- سپس (لاحول و لاقوة الا بالله) بگویید.

6- و در انتها بگویید:

«یا عزیز؛ یا غفار؛ اغفرلی ذنوبی و ذنوب جمیع المؤمنین و المؤمنات فانه لا یغفر الذنوب الا انت، ای عزیز؛ ای بخشاینده؛ گناهان من و گناهان تمام مردان و زنان مؤمن را ببخش كه جز تو كسی گناهان را نمی‌بخشد».


منبع: کتاب مفاتیح الجنان و المراقبات؛ اعمال مه ذی قعدة الحرام،

بيا يه کم فکر کنيم!

بيا يه کم فکر کنيم!

قرآن

سلسله مباحث پيرامون عقل و دين و ارتباط اين دو طي چندين مقاله مستقل به شرح ذيل در بخش مقالات فلسفي تقديم شما  شد و الحمدلله با استقبال شما روبرو گرديد:

دانشگاه اسلامي!!!

دين يعني چي؟

عقل رحماني يا نفساني؟

عاقل دين دار

همين جوري نمي شه!

برادرهاي دو قلو!

ايست! ديگه نه!!

اکنون آخرين بخش از اين مجموعه تقديم مي گردد. در اهميت و اعتبار عقل و تفکر همين بس که در قرآن کريم بارها در آيات گوناگون به انديشيدن در مسائل مختلف و آيات الهي توصيه شده است.

در يك جا مي فرمايد:

« و أنزلنا إليك الذّكر لتبيّن للنّاس ما نزّل اليهم و لعلّهم يتفکّرون » (سوره نحل، آيه 44)

معناي، آيه شريفه اين است: « ما قرآن را به سوي تو نازل كرديم تا بيان كني براي مردم آن چه به آنان نازل شده، باشد كه آنان تفكر كنند.»

در جايي ديگر مي فرمايد:

«...و تلك الامثال نضربها للنّاس لعلّهم يتفکّرون » (سوره حشر، آيه 21)

خداي بزرگ مي فرمايد: « اين مثل ها را براي انسان ها بيان مي كنيم، باشد كه آنان اهل فكرت باشند و در آنها تفكر نمايند.»

در اهميت و اعتبار عقل و تفکر همين بس که در قرآن کريم بارها در آيات گوناگون به انديشيدن در مسائل مختلف و آيات الهي توصيه شده است.

قرآن كريم در زمينه تعقل مي فرمايد:

« انّا أنزلناه قرآناً عربيّاً لّعلّکم تعقلون » (سوره يوسف، آيه 2)

يعني: « اين قرآن كريم را ما به صورت كتاب عربي فرستاديم، باشد كه شما (با تعليمات آن) عقل و هوش بيابيد و معارف آن را تعقل كنيد.»

در آيه اي ديگر در عظمت و شرافت قرآن مي فرمايد:

« لقد أنزلنا اليكم كتاباً فيه ذكركم أفلا تعقلون » (سوره انبياء، آيه 10)

همانا ما به سويتان كتابي كه مايه شرافت و عزت شما است، فرستاديم. آيا نبايد در اين كتاب بزرگ تعقل كرده و حقايق آن را فهم كنيد.

در آيه نوراني ديگري، سير تكاملي جسم انساني را تشريح مي كند و آن گاه مي فرمايد، در اين ها تعقل كنيد.

« هو الذي خلقكم مّن تراب ثمّ من نّطفة ثمّ من علقة ثمّ يخرجكم طفلاً ثمّ لتبلغوا أشدّكم ثمّ لتكونوا شيوخاً و منكم مّن يتوفّي من قبل و لتبلغوا اجلاً مّسمّي و لعلّکم تعقلون »

(سوره غافر، آيه 67)

مي فرمايد: « اوست خدايي كه شما را از خاك _ ناچيز _ بيافريد و سپس از قطره آب نطفه و آنگاه از خون بسته علقه، پس شما را از رحم مادر به صورت طفلي بيرون آورد تا آن كه به سن رشد و كمال برسيد و باز پيري سالخورده شويد و برخي از شما از سن پيري وفات كنيد و همه به اجل معين خود _ اين چنين كرديم تا _ مگر قدرت خدا را تعقل كنيد.»

خداي كريم، زنده و ميرانده شدن زمين را نيز سزاوار تعقل مي داند و مي فرمايد:

« اعلموا انّ الله يحي الارض بعد موتها قد بيّنّا لكم الآيات لعلّکم تعقلون » (سوره حديد، آيه 17)

بدانيد كه زمين را خدا پس از مرگ زنده مي گرداند. ما آيات و ادله قدرت خود را براي شما بيان كرديم تا مگر فكر و عقل به كار ببنديد.

همچنين در بسياري از موارد نيز کساني را که اهل انديشه و تفکر نيستند، به شدّت مورد توبيخ قرار مي دهد و مي فرمايد: افلا يتدبّرون؛ آيا پس تدبير نمي کنيد؟!!، افلا يتفکّرون؛ آيا پس تفکّر نمي کنيد؟!!، افلا يعقلون؛ آيا پس تعقّل نمي کنيد؟!! و عباراتي از اين دست. پس مي توان چنين نتيجه گرفت که: 

قرآن و روايات همگي بر آن دلالت دارد که عقل در قلمرو دين از اهميت به سزايي برخوردار است و توجّه بسياري بدان شده است!

با اين روش ، دوستت را بشناس!

با اين روش ، دوستت را

 بشناس!

 

امان از دوستان ناباب

روز جواني يا روز جوان

آدمـى هـر قـدر هـم كـه پـاك باشد ، هنگامى كه با ناپاكان ، رفاقت و نشست و برخاست مى نمايد ، بـيمارى اخلاقي شخص فاسد ، بسان مرضى مسرى در او سرايت مى كند .

كـسى كه به فضيلت خود مغرور است و از معاشرت مردم سفله پرهيز نمى كند ، مانند كسى است كه خانه خود را در گذرگاه سيل استوار مى كند ، به اين خيال كه قدرت سيل در اساس خانه اش رخنه نخواهد كرد.

گاه بدون اين كه خودش هم متوجه شود ، بر اثر رفاقت با نااهلان ، به گونه اى متاثر مى شود كه ناخود آگاه از همه جهت به آن ها شبيه مى گردد . افكار، اعمال ، برخورد و ساير كارهايش ، نمونه و نشانگر شخص فاسد مى شود .بـه هـمـان ميزان كه دوست پاك ، در روحيه ي آدمى ناخودآگاه اثر خوب مى گذارد و نقش بسيار مهمى در پيشرفت انسان دارد ، دوست ناباب نيز در سقوط و انحطاط بشر نقش دارد .

 

گاهى جوانان ، تصور مى كنند انسان اگر خودش پاك باشد ،هيچ كس نمى تواند در او اثر بگذارد ، از اين رو مهم نيست انسان كجا مى رود و با چه كسى دوست مى شود .اما اين تصور، تصورى غلط و تفكرى شيطانى براى انحراف انسان است .

 

قرآن كريم درسوره مـدثـر ، رفـاقـت و هـمـنـشـيـنى با انسان هاى فاسد را از علل جهنمى شدن اهل دوزخ مى داند .

بـا نـظر به اهميت مساله و براى اين كه جوانان ، شناخت بيشترى از دوستان ناباب پيدا كنند و در ايـن راه ، مـوفـق بـاشـند ، نشانه هاى دوستان فاسد را ذكر مى كنيم :

 بـى تقيدى به دستورات الهى :

كسانى كه به دستورهاى الهى پاى بند نيستند و حكم الهى را زير پا مـى گذارند و از روى تعمد و آگاهى از ارزش هاى اسلامى فاصله گرفته اند و در مسير طغيان و گـنـاه افتاده اند ، شايسته دوستى نيستند ، بايد از آنها فاصله گرفت ، همان گونه كه آنها از خدا و تقوا فاصله گرفته اند.

 

 تملق و چاپلوسى :

علامت ديگر دوستان ناباب چابلوسى است .عده اى براى اين كه در دوستان خود نـفوذ كنند و بر قلب و روح آنان حاكميت نمايند به چاپلوسى مى پردازند و دوستان خود را از آنچه هستند بزرگ تر توصيف مى كنند تا نشان دهند شديدا به آنها محبت دارند و در نتيجه هركارى كه پيشنهاد كردند با موافقت آنها مواجه شوند .

كسانى كه بيش از اندازه به ستايش انسان مى پردازند، دشـمنان واقعى و دوستان ظاهرى هستند.

كسى كه بى جهت به ستايش افراد مى پردازد ، در مواقع لزوم هم بى جهت به سرزنش آنها خواهد پرداخت .

ارتباط با ناپاكان :

از نشانه هاى دوستان ناباب ، اين است كه با افراد ناپاك ارتباط دارند .بايد كسى را به دوستى انتخاب كرد كه با افراد ناباب رفاقت و رفت و آمد نداشته باشد .كسى كه با افراد فاسد و لا ابـالـى دوست باشد خودش هم ناپاك است ، گرچه به ظاهر خود را از آنها جدا بداند ، زيرا امكان ندارد افراد پاك، با افراد ناپاك دوست باشند .حتما وجه مشتركى در آنها هست كه با هم رفت و آمد دارند .

شناخت دوستانِ دوستان لازم است تا انسان ، فريب افراد دوست نما را نخورد.

وسـوسـه گـر:

 عـلامـت ديگر دوستان نااهل ، اين است كه انسان را با حالت به ظاهر دلسوزانه و با جملات زيبا و وسوسه انگيز به كار شر دعوت مى كنند .كار شر چيزى است كه خلاف رضاى حق و خلاف فطرت و عقل سليم باشد .

كسانى كه انسان را به كار شر دعوت مى كنند ، يـا از روى جهالت و نادانى است يا از روى تعمد و نقشه .در هر صورت ، عمل كردن به دعوت آنان ، اثـرهـاى سوء خود را به جا مى گذارد .

جمله هايى كه گاه به گاه چنين دوستانى بيان مى كنند ، چنين است : بابا جوانى است بايد خوش بـاشى ، زندگى دوروزه  مى گذرد ، حالا اين كار را مى كنيم ، بعدا خوب مى شويم ،  و امثال اين جمله ها .

بدون شك ، بيان اين كلمات وسوسه انگيز به هر عنوانى و از طرف هر كسى كه باشد ، همچون جرقه اى كه در فضاى آكـنـده از گاز، روشن مى گردد و همه چيز را مى سوزاند ، آتش غرايز جوان را شعله ور مى كند و ارزش هـاى اخلاقى و فضايل انسانى را در وجود او به آتش مى كشاند و به خاكستر شهوت پرستى تبديل مى نمايد .

 

منبع : كتاب "با جوانان "– نويسنده : آيت الله العظمي صافي گلپايگاني

سوره‌ای كه خلاصه‌ی قرآن است

سوره‌ای كه خلاصه‌ی قرآن است

قرآن

شناخت‌نامه قرآن 14

 سوره ی مبارکه ی هود 

هود یازدهمین سوره‌ی قرآن است كه در مكه نازل شده و حاوی معارف مختلف اصولی دین و اخلاق کریمه انسانی و احکام شرعی کلی مربوط به عبادات و معاملات و سیاسات و ولایات است.

توصیف عرش، کرسی، لوح ، قلم، سماء، ارض، ملائکه ، جن، شیاطین، گیاهان، حیوانات، انسانها و نیز بیان ماجرای ابتداء خلقت و بازگشت آن، فانی شدن عالم و رجوع الی‌الله سبحانه از موضوعات این سوره است.

روز بعث و مقدمات آن یعنی عالم قبر، برزخ ، قیام از قبر، حشر ، جمع، سوال، حساب ، وزن، شهادت شاهدان، قضای الهی و در نهایت بهشت و جهنم و درجات و درکات آن دو و رابطه بین خلقت انسان و عمل او و بین عمل و نتیجه آن که سعادت یا شقاوت ، نعمت یا نقمت و درجه یا درکه سقوط است و در نهایت وعده و وعید و انذار و تبشیر با موعظه و حکمت و جدال احسن می‌باشد. 1

 

اهمیت سوره هود

با توجه به مطالب ذکر شده در محتوای سوره روشن می‌شود «سوره هود خلاصه قرآن کریم است»

 

محور اصلی سوره هود

آیات این سوره تمامی معارف متعدد ذکر شده را با همه تفاصیل آنها به یک اصل واحد برمی‌گرداند که همان اصل توحید است. توحید به این معنا که او ربّ همه موجودات عالم است و جز او ربّی نیست. او پرورش دهنده همگان بوده و هرکس هر چه دارد از آنِ اوست . تسلیم از تمامی جهات در مقابل او واجب و لازم است چرا که او مالک و مدبر و ربّ است.سوره با انذار و تبشیر سنت الهی در مورد بندگان آغاز می‌شود . اخبار امتهای پیشین و قصه اقوام نوح و هود و صالح و لوط و شعیب و موسی -علیهم السلام- و آنچه آنها را وادار به گردنکشی و سرپیچی از دعوت الهی و فساد در زمین و اسراف نمود، توصیف می کند. آنچه پروردگار به مومنان و کفار وعده داده و در خلال این امور معارف الهی مربوط به توحید و معاد و نبوت را بیان می‌کند.

 

نکته مهم

سوره هود بیان می‌کند كه  تمام  معارف الهی در هنگام تحلیل به توحید باز می‌گردد پس روشن می‌گردد محور قرآن کریم توحید است. 2

آشنايي با FireWire

اگر اهل كار با دستگاه‌هايي نظير دوربين عكاسي يا فيلم برداري ديجيتال هستيد احتمالا نام فاير واير را شنيده‌ايد.

فاير واير (FireWire) يكي از راه‌هاي آسان و سريع اتصال دستگاه‌هاي مختلف است.

اين فن‌آوري در سال 1995 توسط شركت اپل ساخته شد و توسط انجمن مهندسين برق آمريكا (IEEE) استاندارد گذاري شد. فاير واير شباهت زيادي به USB دارد.

سازندگان فاير واير با چند هدف اين فن‌‌آوري را گسترش دادند.

• انتقال سريع اطلاعات

• قابليت اتصال چندين وسيله به يک کامپيوتر يا واحد ديگر

• سهولت استفاده

• انتقال و تا?مين برق از طريق کابل

• هزينه کم کابل و استفاده

• قابليت Plug-and-Play. يعني کامپيوتر به صورت پيش فرض دستگاه را شناسايي مي‌کند و ديگر نيازي به اجراي درايور نيست.

فن‌آوري فاير واير که به IEEE1394 نيز معروف است؛ به شما اجازه انتقال اطلاعات مخصوصاً صدا و تصوير را مي‌دهد. فاير واير بسيار پر سرعت است. نسخه جديد آن داراي سرعت 800 مگابايت بر ثانيه است و پيش‌بيني مي‌شود با ايجاد تغييراتي در ساختار کابل‌ها با استفاده از فاير واير مي‌توان به سرعت بالاي 3.2 گيگابايت نيز رسيد. کامپيوتر‌ها و سيستم عامل‌هاي کنوني توانايي دريافت 63 دستگاه توسط فاير واير را دارند.

کابل

فاير واير همچنين Hot-Pluggable است. به اين معني که مي‌توانيد هرگاه آن را قطع و وصل کنيد حتي در حالي که دستگاه روشن است.

نسخه ابتدايي فاير واير که به IEEE1394a معروف است داراي سرعت 400 مگابايت بر ثانيه است و توانايي دريافت اطلاعات در طول کابلي با ماکسيمم طول 4.5 متر را دارد.

هنگامي که نسخه 2 USB به بازار عرضه شد سرعت 480مگابايت را داشت و طول کابل آن به ماکسيمم 5 متر نيز مي‌رسيد. اين امر رقابت بين اين دو فن‌آوري را کمتر کرد.

ولي دوباره در سال 2002 سازندگان فاير واير نسخه IEEE1394b آن را به بازار عرضه کردند که براي هميشه 2 USB را پشت سر گذاشت و با سرعت 800 مگابايت ير ثانيه و ماکسيمم کابل 100متر؛ بازار اتصالات ديجيتال را متحول کرد. نسخه جديد فاير واير با نسخه قديم آن نيز سازگار است.

تفاوت ديگري که در اين ميان است اين است که USB به صورت Hot-Based کار مي‌کند. يعني حتماً بايد به يک کامپيوتر يا واحد پردازش متصل باشد. ولي فاير واير peer-to-peer است. به اين معني که دو دوربين فيلم‌برداري را مي‌توان بافاير واير به هم متصل کرد.

فاير واير مي‌تواند برق دستگاه را از کامپيوتر تا?مين کند. به اين ترتيب دو کابل برق داخل فاير واير  مي‌توانند 1.5آمپر شدت جريان را با 8تا30 ولت اختلاف پتانسيل عبور دهند.

کابل

FireWire 400 داراي 6 سوزن يا Pin است. اين در حالي است که در بعضي دستگا‌ه‌ها به دليل کمبود فضا از 4 سوزن نيز استفاده مي‌شود. FireWire 800 داراي 9 سوزن است. 6 سوزن آن همانند سوزن‌هاي FireWire 400  است و دو تا آن لايه‌هايي روکش شده هستند که براي جلوگيري از تماس کابل‌هاي ديگر مورد استفاده قرار مي‌گيرند. درحالي که سوزن ديگر کار ديگري در حالت عادي انجام نمي‌دهد.

ارسال اطلاعات در يک گذرگاه يا Bus توسط فاير واير  با استفاده از سيستم 64 بيتي که به استاندارد IEEE1212 معروف است انجام مي‌شود. هر بسته (Packet) به سه قسمت تقسيم مي‌شود:

• 10 بيت اطلاعات مربوط به BusID که مشخص مي‌کند از کدام گذرگاه (Bus) اطلاعات وارد مي‌شود.

• 6 بيت اطلاعات PhysicalID که مشخص مي‌کند کدام دستگاه روي گذرگاه اطلاعات را فرستاده است.

• و سرانجام 48 بيت که براي انتقال اطلاعات است.

هر کدام از گره‌ها و يا همان دستگاه‌هايي که روي گذرگاه قرار مي‌گيرند مي‌توانند 100متر کابل فاير واير داشته باشند به اين ترتيب در شکل زير مي‌توان 400متر سيم بين کامپيوتر 3 و دوربين استفاده کرد.

 

فاير واير تا?ثير بسزايي در اتصالات تصويري از دستگا‌ه‌هايي مثل دوربين داشته است. مي‌توانيد با استفاده ازفاير واير فيلم‌هاي خود را به صورت همزمان مشاهده و حتي آن‌ها را همزمان ضبط کنيد.

تغییر سریع اندازه تصویر در paint

قطعأ برای شما نیز گاهی پیش آمده است که قصد کوچک یا بزرگ کردن اندازه یک تصویر را داشته‌اید. در این هنگام باز نمودن نرم افزار سنگینی نظیر فتوشاپ و استفاده از آن برای کوچک کردن تصویر مقداری وقت‌گیر است. اگر اندازه دقیق تصویر زیاد برای‌تان اهمیت ندارد می‌توانید این کار را به شکل سریع و بدون دردسر در محیط ویندوز انجام دهید، آن هم از طریق Paint ویندوز! در این ترفند به معرفی نحوه تغییر اندازه یک تصویر با استفاده از Paint ویندوز خواهیم پرداخت.

paint

بدین منظور:

از منوی Start به مسیر All Programs > Accessories رفته و Paint را انتخاب نمایید.

سپس با استفاده از منوی File و انتخابOpen ، تصویر مورد نظر خود را وارد برنامه کنید.

اکنون از منوی Image گزینه Stretch/Skew را انتخاب کنید.

در پنجره باز شده، در بخش Stretch و دو قسمت Horizontal و Vertical عدد 100 را مشاهده می‌کنید که به معنی این است که تصویر را در اندازه واقعی مشاهده می‌کنید.

حال با کم کردن و یا زیاد نمودن درصد اندازه تصویر (در 2 قسمت افقی و عمودی) می‌توانید تصویر خود را به میزان مورد نظر کوچک یا بزرگ کنید. به طور مثال وقتی هر دو قسمت "50" باشد سایز تصویر، نصف اندازه واقعی خواهد شد.

در پایان با استفاده از File > Save as تصویر تغییر داده شده خود را با فرمت مورد نظر ذخیره کنید.

همچنین با استفاده از قسمت Skew می‌توانید تصویر را با زاویه دلخواه (بصورت مورب) تغییر دهید.

 

مي‌خواي گناه نكني؟

نقش محاسبه در ياد معاد

طوفان

انسان در يك نگرش، داراي سه بُعد است: بُعد اعتقادات و باورها، بعد اوصاف و اخلاق، و بُعد اعمال و كردار، مطلبي را معتقد مي‌شود، به خُلْقي متخلق مي‌گردد و عملي را انجام مي‌دهد. بنابراين، اگر انسان معتقد باشد هر آنچه از او صادر مي‌گردد زنده و همراه اوست و او در برابرش مسؤول است، و اگر بر اين باور باشد كه روزي به همه‌ اعمال، اخلاق و عقايد او رسيدگي مي‌شود، قهراً چنين انساني خود را هر آن در برابر محكمه عدل الهي حاضر مي‌بيند و آگاه است كه خداوند مراقب اوست و از او حسابرسي خواهد كرد.

مراقبْ، كسي است كه رقبه و گردن مي‌كشد و ناظر بر كار ديگري است؛ چنانكه در جلسه آزمون مراقبان گردن مي‌كشند و تمام رخدادهاي آزمون‌شونده را زير نظر مي‌گيرند.

به انسان دستور داده‌اند مراقب شؤون ظاهر و باطن خود باشد؛ يعني نفس خود را زير نظر بگيريد و از آن حسابر‌سي داشته باشد. در اين صورت اگر خلاف‌ها بيش از صواب‌ها باشد بايد نقصان را جبران كرد و اگر صواب‌ها بيشتر باشد بايد شكرگزاري كرد.

مهم‌ترين عامل بازدارنده‌ي‌ بشر از معاصي خدا همان ايمان به مسؤوليت در قيامت است؛ يعني ايمان به محكمه عدل و داد و ياد آن صحنه‌‌ هولناك كيفر الهي. وقتي ياد قيامت از جان انسان رخت بربست وي گرفتار هلاكت مي‌شود و در عذاب دردناك گرفتار خواهد آمد: "لهم عذاب شديد بما نسوا يومَ الحساب"؛ چون روز حساب را فراموش كردند به عذا ب سخت معذب خواهند شد.

ضرورت مراقبت براي آن است كه انسان موجودي است كه هر آن احتمال سقوط دارد و از ياد قيامت فاصله مي‌گيرد. خداي سبحان به پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله و سلم) سفارش اكيد دارد: "فلا يصدّنّك عنها مَن لا يؤمِن بها و اتّبع هواهُ فترْدي"(1)؛ زنهار مردمي كه به قيامت ايمان ندارند و پيرو هواي نفس‌اند تو را از آن روز هولناك باز ندارند و غافل نكنند وگرنه هلاك خواهي شد. هواي نفس، انسان را هم از توجه به مبدأ باز مي‌دارد و هم از عنايت به معاد.

اعتقاد به معاد گرچه از نظر قرآن ضروري است و براي فرزانگان ضرورت خضوع در برابر آن را به همراه دارد، ليكن بيشتر مردم گرفتار بيم و اميدند و تا ضرورت پاداش و كيفر مطرح نباشد تن به ايمان و عمل صالح نمي‌دهند. از اين رو بت پرستان حجاز كه به وجود خداوند و خالقيّت او اعتقاد داشتند، ولي به معاد ايمان نداشتند، به راهزني و آدم كشي فخر مي‌كردند. مهم‌ترين عامل بازدارنده‌ي‌ بشر از معاصي خدا همان ايمان به مسؤوليت در قيامت است؛ يعني ايمان به محكمه عدل و داد و ياد آن صحنه‌‌ هولناك كيفر الهي.

وقتي ياد قيامت از جان انسان رخت بربست وي گرفتار هلاكت مي‌شود و در عذاب دردناك گرفتار خواهد آمد: "لهم عذاب شديد بما نسوا يومَ الحساب"(2)؛ چون روز حساب را فراموش كردند به عذا ب سخت معذب خواهند شد.

اگر انسان معتقد باشد هر آنچه از او صادر مي‌گردد زنده و همراه اوست و او در برابرش مسؤول است، و اگر بر اين باور باشد كه روزي به همه‌ اعمال، اخلاق و عقايد او رسيدگي مي‌شود، قهراً چنين انساني خود را هر آن در برابر محكمه عدل الهي حاضر مي‌بيند و آگاه است كه خداوند مراقب اوست و از او حسابرسي خواهد كرد.

مولي الموحدين علي (عليه‌السلام) مي‌فرمايد: "ذهَب المُتذكِّرون و بقى النّاسون أو المُتناسون"(3)؛ از اصحاب خاص رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) آنان كه به ياد معاد بودند رخت بربستند و گروهي مانده‌اند كه يا قيامت از يادشان رفته، يا قيامت را از ياد خود برده‌اند.

گروهي كه معرفتشان اندك است مي‌پندارند تحقق وعده‌‌ قيامت بسيار دور است، اما آنان كه مظهر صفات خدايند و از غيب آگاهند آن را نزديك مي‌بينند: "إنّهم يرونهُ بعيداً . و نراه قريباً."(4) اولياي الهي هم‌اكنون از عذاب جهنم هراس دارند و هراس كنوني سبب مي‌شود كه در قيامت شعله آتش را نبينند و صداي زفير و شهيق جهنم را نشنوند: "لا يسمعون حسيسها و هم في ما اشتهتْ أنفسهم خالدون. لايحزنهم الفزَعُ الأكبر و تتلقّيهم الملائكة هذا يومكم الّذي كنتم توعَدون"(5)؛ آنان هرگز صداي جهنّم را نشنوند و هيچگاه فزع اكبر و هنگامه بزرگ قيامت محزونشان نخواهد ساخت. امير مؤمنان علي (عليه‌السلام) در اين زمينه مي‌فرمايد: "اكرمَ أسماعَهم أن تسمع حسيس نارٍ أبداً"(6)؛ خداي سبحان گوش آنان را گرامي داشت كه صداي جهنم را بشنوند. از اين‌رو هرگز صداي دوزخ هر چند مرحله ضعيف آن را هم نمي‌شنوند.

 

پي‌نوشت‌ها:

1- سوره‌‌ طه، آيه‌‌ 16.

2- سوره‌‌ ص، آيه‌‌ 26.

3- نهج البلاغه، خطبه 176.

4- سوره‌‌ معارج، آيات 6 ـ 7.

5- سوره‌‌ انبياء، آيات 102 ـ 103.

6- نهج البلاغه، خطبه‌‌ 183.

نماز شب؛ ازرانترین وسیله‌ای كه شما را با سرعت به آرزوهایتان می‌رساند

هر مسافری می‌كوشد نزدیكترین راه را انتخاب كند تا زودتر به مقصد رسد؛ این یك اصل بوده و خواسته همه ما این است.

آنهایی كه باور كردند انسان مسافر است و با مردن از بین نمی‌رود و مرگ پوسیدن نیست، بلكه از پوست به در آمدن است؛ مرگ ماندن در طبیعت نیست، بلكه هجرت از طبیعت است؛ در صدد راه حلند كه حالا كه من مسافرم، نزدیكترین راهم به مقصد چیست!

برای رسیدن به قرب الهی دو راه وجود دارد؛ راه بالا و راه پائین؛ اگر كسی مهمان خدا شد، آن راه بالا را طی كرده است و اگر میزبان خدا شد، راه پائین را طی كرده است. نزدیكترین راه لقای خدا برای اغلب مردم هم همان «قلب شكسته» است؛ اَنَا عِندَ المُنكَسِرَةِ قُلوبِهِم...

برای این موضوع نشانه‌هایی هم هست؛ گاهی كسی قلب شكسته دارد، به در و دیوار عالم بد می‌گوید. این نمی‌داند یك فرصت خوبی برای مناجات را دارد از دست می‌دهد! آخر این دهن كجی و بد دهنی چه مشكلی را حل می‌كند؟ انتقاد كردن چیز بسیار خوبی است، امّا بد گفتن و عصبانی شدن مشكلی را حل نمی‌كند. اما یك وظیفه دیگری هم ما داریم؛ بالأخره با كسی كه تمام گره‌ها به دست او حل می‌شود هم یك درد دل باید بكنیم یا نه؟

گاهی آدم نسبت به كسانی كه كار به دست آنها نیست؛ اعتراض می‌كند، بد می‌گوید، فریاد می‌زند، نعره می‌كشد؛ كاری هم دست اینها نیست! حالا یا می‌كنند، یا نمی‌كنند.

اگر كسی بخواهد معرفت خدای را در دل جای بدهد، محبّت كسی را در دل جای بدهد كه «رَحمَتی وَسِعَت كُلَّ شَیء»، باید قلبی عرشی داشته باشد. قَلبُ المُؤمِنِ عَرشُ الرّحمن. چنین انسانی می‌تواند به اندازه هستی خود از لطف ویژه الهی برخوردار باشد.

امّا با او كه كار به دست اوست هم باید یك حرفی داشته باشیم یا نداشته باشیم؟!

حق خواهی، قیام، مبارزه كردن، ظلم ستیزی، اینها همه‌اش درست است. امّا انسانی كه دلش شكست، تمام كارها و برنامه‌هایش همین است؛ یا یك شب زنده داری، یك مناجاتی، یك سجده‌ای!

قلب اگر شكست، انسان از همه جا نا امید است. اعتراضاتش را هم می‌كند، مبارزه‌اش هم می‌كند، ظلم ستیزی هم می‌كند، فریاد هم می‌زند، داد هم می‌كشد؛ اینها همه درست اما كار به دست كیست؟

یك مثالی بعضی از ادیبان معرفت پرور ما می‌گویند: گاهی ممكن است انسان مدّتها زحمت بكشد، این گره‌های كور را باز كند. اگر با دست باز نشد، با دندان این گره را باز می‌كند. اما اگر باز كردید، دیدید كیسه خالی است! مشكلتان حل نمی‌شود... مثل یك دانشجو یا طلبه‌ای كه شب امتحان تمام تلاش و كوشش‌اش این است كه این جدولها را حل كند. خب جدول را حل كردی، این كه علم نیست! این كه درس نشد!

دعا

این گره را باز كردید، دیدید كیسه خالی است؛ یك گره دیگر را باز كنید كه پر است... بنابراین این فرصت یك فرصت زرّینی است برای ما كه اگر یك وقتی قلب ما شكست، این نزدیكترین راه است. وگرنه راههای عادی را ما به طور عادی طی می‌كنیم؛ نماز می‌خوانیم، روزه می‌گیریم، واجبها را انجام می‌دهیم، مستحبّات هم ان شآء الله انجام می‌دهیم، محرّمات را هم ترك می‌كنیم؛ همه اینها اثر دارد؛ انسان در دنیا آبرومند است، در آخرت سعادتمند است، امّا آن مقام والا و بالا كه انسان یا مهمان خدا شود، یا میزبان او، با این سیر و سلوك حل نمی‌شود؛ آن با جذبه حل می‌شود، با كشش حل می‌شود، با بردن حل می‌شود؛ نه با رفتن!

حالا با این پا چه قدر ما می‌توانیم برویم؟ فاصله هم كه محدود نیست. هر اندازه رفتیم، ما را ان شآء الله می‌پذیرند؛ آن هم حرفی در آن نیست. امّا اگر كسی طمع مقام بالاتر دارد؛ با رفتن حاصل نمی‌شود، با بردن حاصل می‌شود. چه كسی را می‌برند؛ یا انسان خیلی اوج بگیرد، به مقام دَنی فَتَدلّی برسد، یا عِندَ مَلیكٍ مُقتدر برسد كه از آن به بعد بگویند: ارجعی الی ربّك (1)، از آن به بعد ببرند؛ یا نه! اینقدر فروتن و خاضع باشد كه لطف و رحمت الهی پیش او تنزّل كند، بفرماید: أنا عند المنكس ره قلوبهم. اگر دلی شكست، این است.

این كه می‌گویند: اَمّن یُجیبُ المُضطَرُّ... (2)، همین است. نه یعنی وقتی مضطر شدی، امّن یجیب بخوان! ما هر وقت مشكلی داریم، امّن یجیب می‌خوانیم. معنای آیه كه این نیست! معنای آیه این است كه وقتی مضطر شدی، بگو: یا الله، جواب می‌گیری. برای اینكه مضطر را او جواب می‌دهد. كسی كه همه راهها به روی او بسته شد، او جواب می‌دهد. نه اینكه وقتی مضطر شدی، بگو امّن یجیب المضطر! البتّه گفتن او ثواب دارد، بی اثر هم نیست امّا وقتی مضطر شدی، بگو: یا الله! چون آدم وقتی مضطر شد، موحّد خوبی هم می‌شود! چون برای او ثابت می‌شود كه از هیچ كسی كار ساخته نیست.

آنهایی كه باور كردند انسان مسافر است و با مردن از بین نمی‌رود و مرگ پوسیدن نیست، بلكه از پوست به در آمدن است؛ در صدد راه حلند كه حالا كه من مسافرم، نزدیكترین راهم به مقصد چیست!

امام حسن عسكری (علیه‌السلام) فرمودند: اِنّ الوُصولَ الی الله سفرٌ لایُدرَك الا بامْتِطاء اللّیل (3). یعنی مهمان خدا شدن یك سفری است كه بدون مركب نمی‌شود. انسان پیاده نمی‌تواند این راه را طی كند كه به مقصد برسد. این راه طولانی، مركب مقتدری می‌خواهد. مركب كسی كه بخواهد به لقای خدا برسد، «نماز شب» است.

« امتطاء » یعنی مطیه گیری؛ مطیه یعنی مركب راهوار. با پیاده روی، انسان خسته می‌شود و می‌ماند. ولی سواره رفتن آسان است، آن هم مركبی كه به انسان عطا می‌كنند. و اگر اوصاف دیگری، اهداف دیگری، كمالات دیگری برای مقرّبان ذكر شده است كه كُنتُ سَمعُهُ، كُنتُ بَصَرُهُ (4) و مانند آن، همه محصول قرب است. اگر كسی مهمان خدا بشود، آن مقامات را پیدا می‌كند. اگر میزبان خدای سبحان بشود هم بعید نیست كه این مقامات را پیدا كند. ما می‌خواهیم در حد هستیمان از لطف الهی طرفی ببندیم.

این بیان نورانی امیر المؤمنین (علیه‌السلام) كه به كمیل فرمود: اِنّ هذِهِ القلوبَ اَوعِیةٌ فَخَیرُها اَوعَاهَا (5)، »این دلها ظروف معارفند؛ بهترین دل آن قلبی است كه ظرفیّتش بیشتر باشد...» برای این است كه كالای بیشتری می‌خواهد در این ظرف جا بگیرد. كالای بیشتر، همان خدای سبحان است كه وَسعَِ كُرسِیّهُ السّمواتِ وَ الأرضَ (6). اگر كسی بخواهد معرفت خدای را در دل جای بدهد، محبّت كسی را در دل جای بدهد كه «رَحمَتی وَسِعَت كُلَّ شَیء» (7)، باید قلبی عرشی داشته باشد. قَلبُ المُؤمِنِ عَرشُ الرّحمن (8). چنین انسانی می‌تواند به اندازه هستی خود از لطف ویژه الهی برخوردار باشد.

آیت الله جوادی آملی

آیت الله جوادی آملی - قم ـ اردیبهشت 1384 - درس اخلاق