معرفی انواع سلاحها


پی ۹۹ کیو - آ

کالیبر                 9      م م
طول لوله           101  م م
طول کولی         178  م م
ارتفاع                136  م م
وزن                   707  گرم
مکانیزم             دو زمانه
ظرفیت              16(9م م)

--------------------

موشکهای شهاب۱تا ۵ !!!!!!!!!!!!!! | راکتها و موشکها

شهاب 1 تا 5


 MINIMI | عمومي

MINIMI

                MINIMI

5.56 X45

کالیبر

1040 م م

طول (قنداق ثابت)

914 م م

طول (قنداق کشوی)

465 م م

طول لوله

فلزی 30 و جعبه ای 200 تیر

ظرفیت خشاب

700 الی 1000 تیر در دقیقه

نواخت تیر

مکانیزم مسلح شدن:فشارغیرمستقیم گازباروت و مکانیزمچکاننده:خدکار و نوع گلنگدن:چرخشی


sa80 | سلاح سبک

             SA 80

5/56 ناتو    

          کالیبر

       780م م       

طول               

 518 م م      

طول لوله 

4130 گ     

وزن                

            20 و30 تیر

ظرفیت خشاب     

650            

نواخت تیر علمی  

500 م         

برد مفید           

مکانیزم

گانگدن چرخشیو بوسیله فشار

غیر مستقیم گازباروت مساه می شود

متعلقات

صداخفه کن  سرنیزه      نارنجک تفنگی  دوربین دید درشب

xm-177 | سلاح سبک

 

                    

M 5.56 x 45

کالیبر

فشار غیر مستقیم گاز باروت

مکانیزم

m  762 

طول با قنداق باز

m  680

طول با قنداق بسته

m  292

طول لوله

Kg  750

وزن

 t/d   750

نواخت تیر

t  30

ظرفیت خشاب

---------------

هواپیمای اف ۲۲ راپتور

یک هواپیمای شکاری مدرن ساخت آمریکا که در عملیاتهای متفاوت تواناییهای خودرا به اثبات رسانده است .از توانا ییهای بارز آن می توان به حمل موشکهای چند کلاهکه نامبرد.

--------------------------------------------------

آر پی جی ۷ | راکتها و موشکها

---------------------------------------------------

سلاح کارابین ام 4

این سلاح نسخه جدیدی از سلاح ام 16 می باشد

ولی کم حجم تر است

قنداق این سلاح چهاروضعیتی می باشد

کالیبر                     5/56 م م

تعدادتیرهای خشاب     30 تیر

طول سلاح              72 سانتیمتر

بمب جنسي،‌ سلاح جديد ارتش امريكا

در چند دهه اخير و به دنبال انجام مطالعات و آزمايش‌هاي مختلف در جهت توسعه زرادخانه‌سلاح‌هاي ميكروبي و شيميايي ارتش امريكا، ساخت چند سلاح جديد نظير بمب‌هاي حاوي مواد حساسيت‌زاي پوستي، بمب‌هاي ايجاد كننده بوي بد دهان،‌ بمب‌هاي نفخ‌آور و در نهايت بمب جنسي، در دستور كار پنتاگون قرار گر فته است. اما در اين ميان، ساخت بمب جنسي به دليل توانايي‌هاي آن دربر هم زدن ساختار نيروهاي دشمن با سرمايه‌گذاري بيشتري همراه شده است. منتقدان در برابر كارايي استفاده از چنين سلاح‌هايي عليه نيروهاي دشمن در عراق سوالات زيادي را مطرح مي‌كنند چرا كه نيروهاي جنگجوي مسلمان، احتمالا كشته شدن در يك عمليات انتحاري را بر يك زندگي توام با همجنس‌بازي ترجيح خواهند داد. نويسنده در اين مقاله با اشاره به سرمايه‌گذاري‌هاي ارتش امريكا براي ساخت اين سلاح‌هاي شيميايي جديد معتقد است كه استفاده از اين سلاح‌ عليه نيروهاي امريكايي مي‌تواند به بروز يك فاجعه منجر گردد و جهنم كنوني در عراق را با وضعيتي بدتر رو به رو نمايد.

امروزه ديگر دكتر استرانگلاو در پژوهشكده (برادران) رايت نيروي هوايي ايالات متحده در دايتون اوهايو،‌سمتي ندارد. اما سيزده سال پيش اين پژوهشكده از پنتاگون خواست كه كه بودجه‌اي 5/7 ميليون دلاري را جهت انجام پژوهش بر روي پروژه ساخت بمبي كه قادر به تبديل سربازان دشمن به افرادي همجنس‌باز باشد تصويب نمايد.
بر اساس اسنادي كه اخيرا توسط يك گروه بررسي‌كننده اسناد مربوط به توسعه سلاح‌هاي زيستي و مخارج آنها به دست آمده است، مديران اين آزمايشگاه به دنبال تحقق ساخت سلاحي غيركشنده هستند كه دشمن را به گونه‌اي غيرقابل تصور نابود نمايد.
ادوارد هاموند در گفت‌وگو با شبكه CBS در اين مورد مي‌گويد: پژوهشكده اوهايوي نيروي هوايي، پيشنهاد ساخت بمبي را ارايه نموده كه حاوي مواد شيميايي تحريك‌كننده نيروي جنسي سربازان دشمن مي‌‌باشد. آنان معتقدند كه در سايه استفاده از اين بمب‌ها، واحدهاي دشمن از هم گسيخته شده و سربازان به صورتي غيرقابل تصور ، براي يكديگر جذاب به نظر مي‌رسند.
بايد دانست كه در سال 2005 ميلادي، شبكه بي‌بي‌سي، براي اولين بار خبر از طراحي‌ و ساخت اين بمب‌ داد. بر اساس گزارش بي‌بي‌سي، اگر چه در بررسي‌هاي به عمل آمده تعدادي از سلاح‌هاي غيركشنده پيشنهاد شده نظير مواد حساسيت‌زاي پوستي، مواد ايجاد كننده بوي بد دهان، موادنفخ‌آور و در نهايت،مواد شيميايي جذب‌كننده زنبورها به دور سربازان دشمن، مورد پذيرش قرار نگرفتند، اما رهبران پنتاگون، نظر مثبت خود را در مورد پروژه بمب جنسي اعلام نمودند. البته پافشاري پنتاگون بر انجام چنين پروژه‌هايي،‌ يادآور رسوايي خريد چكش‌هاي معمولي اما 98 دلاري آنان براي ارتش ايالات متحده است.
در دوره‌اي كه رئيس‌جمهور كلينتون در برابر همجنس‌بازان شعار "چيزي نپرس، چيزي نگو" را در پيش گرفت تا راه براي استخدام همجنس‌بازان در ارتش امريكا باز شود، ايده ساخت بمب جنسي نيز به عنوان يك طرح جذاب مطرح شد. هر چند چنين برنامه‌هايي، سابقه‌اي ديرپا در ميان مقامات نظامي ايالات متحده دارد.
بر اساس گزارش تعدادي از مورخان، بمب "الكساندر كبير" در اصل يك بمب جنسي بوده است كه قرن‌ها پيش مورد استفاده قرار گرفت. يك قرن پيش از آن نيز در نبرد "ترموپيل"‌كه حوادث آن اخيرا در فيلم سينمايي 300 به تصوير كشيده شده است و به نبرد تاريخي گروهي اندك از سپاه يونان با ارتش ايران مي‌پردازد، استفاده از بمب‌هاي جنسي گزارش گرديده است.
اما در مورد كارايي بمب‌هاي جنسي عليه جنگجويان عراقي، ترديد‌هاي زيادي وجود دارد؛ چرا كه احتمالا استفاده از چنين بمب‌هايي عليه آنان، آثار معكوس براي ما خواهد داشت.
بسياري معتقدند كه رزمندگان مسلمان ترجيح مي‌دهد كه خود را در يك عمليات انتحاري عليه پست‌هاي بازرسي منفجر نمايند. اما ذلت يك زندگي توام با همجنس‌بازي را نپذيرند. لذا به كارگيري اين سلاح از سوي ارتش امريكا مي‌تواند به افزايش كشته‌هاي ما بيانجامد. اما بايد دانست كه سرمايه‌گذاري 5/7 ميليون دلاري ارتش امريكا به روي ساخت چنين بمب‌هايي، مي‌تواند حتي به پايان يافتن سريع‌تر جنگ عراق نيز بيانجامد.
من معتقدم كه با فرض استفاده دشمنان ما از چنين سلاحي عليه خود ما، كاربرد چنين سلاح‌هاي شيمايي نويني كه با محدوديت‌هاي اخلاقي زيادي روبروست. مثلا فرض كنيد كه يكي از اين بمب‌ها در پايگاه نظاميان امريكايي در بغداد منفجر شود. آيا مي‌توان وضعيت اين نيروها را به دنبال چنين حمله‌اي تصور نمود؟
البته هم اينك نيز مخالفان زيادي در برابر حضور همجنس‌بازان در واحدهاي ارتش امريكا وجود دارند. هر چند كه در سايه تغييرات كنوني، ممكن است تعداد اين افراد، بيشتر نيز گردد.
به ياد آوريد كه هم اينك نيز ما در يك جهنم واقعي حضور پيدا كرده‌ايم. چرا كه هيچ يك از ما در گذشته حتي تصور حضور نيروهايمان را در چنين جهنمي نمي‌كرديم و البته به كارگيري چنين سلاح‌هايي، تنها به بدتر شدن وضعيت اين جنگ خواهيد انجاميد.


نويسنده: توني‌ نورمن
منبع: ماهنامه سياحت غرب، شماره 53

تيربار M60 ساخت امريكا

در جنگ جهاني دوم ، ارتش امريكا از نوعي تيربار سبك به نام برونينگ 30/0 استفاده مي كرد. اين تيربار ، براي مقاصدي چون پوشش دادن نيروي زميني و درگير شدن با خودروهاي زرهي سبك ايده آل به شمار مي آمد. ولي سنگيني و بددست بودن آن ، باعث محدود شدن دامنه عملياتي آن مي شد. پس از اتمام جنگ جهاني دوم و با توجه به تغيير يافتن شيوه جنگي بسياري از ارتش ها ، مهندسان اسلحه سازي امريكا بر آن شدند تا تيرباري سبك تر ، خوشدست تر و داراي نواخت تير بهتر طراحي كنند. نتيجه اين كار ، طراحي و ساخت تيربار M60 بود. تحقيق درخصوص طراحي و ساخت اين تيربار ، در سال 1940 آغاز شد.
به گفته بسياري از صاحبنظران ، تيربار M60 را مي توان MG42 امريكايي دانست. چرا كه بدنه از ورق فولاد پرسكاري شده ، سيستم تغذيه نواري و بخش هايي از مكانيزم آن ، از MG42 به عاريت گرفته شده است. اولين نمونه هاي تيربار M60 ، در سال 1950 به ارتش امريكا تحويل داده شد. ارتش امريكا پس از آزمايش اين تيربار و البته ايجاد چند تغيير و بهينه سازي جزئي ، آن را به عنوان تيربار سازماني نيروهاي مسلح خود برگزيد. سال 1957 را مي توان تاريخ ورود اين تيربار به خدمت دانست. اين تيربار در جنگ كره با موفقيت مورد آزمايش قرار گرفت. ولي وسيع ترين گستره كاربرد آن را مي توان جنگ ويتنام دانست. يعني جايي كه بيش از 5000 قبضه از اين سلاح ، توسط سربازان امريكايي به كار گرفته شد.

تيربار M60

گلنگدن اين تيربار از نوع باز و عملكرد آن با فشار گاز باروت است. مكانيزم تغذيه آن ، همانطور كه قبلآ ذكر شد از نوع نواري است و عمل خنك شوندگي آن ، با هوا صورت مي پذيرد. نوار فشنگ اين تيربار ، از نوع فلزي است (همانند تيربار MG42 آلماني) و معمولآ در 2 نوع 50 و 100 تير ساخته مي شود. تيربار M60 اگرچه سنگين است ، ولي مي توان آن را مانند يك سلاح معمولي در دست گرفت و شليك كرد (نكته اي كه درمورد تيربار برونينگ 30/0 غيرممكن بود) و يا آن را بر روي يك 2 پايه يا 3 پايه قرار داد. انواع جديد اين تيربار ، داراي 2 پايه سرخود هستند كه مي توان آن را به راحتي تا كرده و در زير روپوش لوله جاسازي كرد. نكته جال درمورد باز و بسته كردن اين سلاح اين است كه براي باز و بسته كردن آن مي توان از يك فشنگ شليك نشده به عنوان ابزار استفاده كرده و پين هاي آن را به راحتي خارج كرد.
در طراحي اين سلاح مواردي چون وزن معقول ، طول كم و قابليت استفاده به صورت انفرادي مد نظر بوده است. استفاده از پلاستيك و مقداري آلومينيم باعث شده تا وزن سلاح به طور محسوسي كاهش پيدا كند. (اگر چه وزن آن كماكان زياد مي باشد كه اين وجه اشتراك تمامي تيربارهاي تغذيه شونده با نوار است.) جاسازي فنر ارتجاع درون قنداق سلاح و به كارگيري نوع خاصي از گلنگدن نيز باعث كاهش طول سلاح شده است. يكي از معايب تيربار M60 ، حساسيت فوق العاده آن به گرد و خاك و رطوبت مي باشد كه اين خود يكي از نقاط ضعف اين تيربار در جنگ ويتنام بود. همچنين درصورت گير كردن و خارج نشدن پوكه فشنگ شليك شده ، راه اندازي مجدد تيربار يك دردسر اساسي مي شود. دستگيره تپانچه اي شكل سلاح نيز توسط يك خار فنري شكننده به بدنه سلاح چفت مي شود كه خود چفت شدن آن ، باعث شكستن يا از كار افتادن خار فنري مي شود.

تيربار M60

مدل هاي مختلف تيربار M60 :
M60E2 : نخستين گونه بهينه سازي شده تيربار M60 است كه به منظور نصب بر روي تانك ها و خودروهاي زرهي طراحي شد.
M60E3 : اين گونه در سال 1986 وارد خدمت شد و هدف از طراحي آن ، ساخت گونه اي سبك تر و خوشدست تر بود. اين مدل M60 ، نخستين گونه اي بود كه به دوپايه سرخود و تاشو مجهز شده بود. سيستم گاز اين مدل ، ساده تر و مطمئن تر از مدل هاي قبلي بود و براي آن يك سيستم ضامن بهينه سازي شده در نظر گرفته شده بود. يك دستگيره حمل راحت و خوشدست نيز از تجهيزات اين مدل به شمار مي رفت.
M60C : تفاوت اصلي اين مدل با انواع قبلي ، سيستم تغذيه آن بود. چرا كه عملكرد گلنگدن آن به كمك نيروي روغن فشرده صورت مي گرفت نه با فشار گاز باروت. اين مدل ، درواقع براي نصب بر روي هواپيماها طراحي شد. نواخت تير اينگونه ، با نيروي برق كنترل مي شد. گفته مي شود چند قبضه از اين مدل تيربار ، بر روي برجك تانك هاي M60 امريكايي نصب شده است.
M60D‌ : اين مدل به علت دارا بودن 3 پايه قابل تنظيم ، قابليت نصب بر روي انواع ناوچه و هليكوپتر را دارد. تفاوت آن با مدل M60C در اين است كه مدل M60D ، فاقد كنترل الكتريكي نواخت تير مي باشد.
انواع مهمات به كار رفته در تيربار M60 :
انواع فشنگ هاي به كار رفته در اين سلاح را مي توان اينچنين برشمرد:
فشنگ M61 از نوع ضدزره
فشنگ M62 از نوع رسام
فشنگ M63 از نوع سرتخت
فشنگ M85 از نوع ساچمه اي كروي
فشنگ M993 از نوع تنگستني ضدزره (جديد)
تمامي اين فشنگ ها ، درون نوار فشنگ فلزي مورد تآييد NATO قرار مي گيرند. نوار فشنگ هاي مورد استفاده در امريكا ، داراي 4 فشنگ معمولي و يك فشنگ رسام هستند.

معرفی هواپيماي ميگ-29

معرفی هواپيماي ميگ-29


نمایي كلي از هواپيماي ميگ29 :

هواپيماي ميگ 29 (نامگذاری ناتو: فالكرومFulcrum ) با هدف ايجاد برتري هوايی توسط اتحاد جماهیر شوروی طراحی و ساخته شد . طراحي و ساخت اين هواپيما توسط شركت ميكويان از سال1970 آغاز و اولين فروند از اين هواپيما در سال1983 وارد خدمت شد . هواپيماي ميگ 29 از بهترين محصولات صادراتي براي شوروي در زمان خود و براي روسيه در حال حاضر بوده و توانسته سود قابل توجهي را نصيب سازندگان خود كند .

تاریخچه ي هواپيماي ميگ29 :
برنامه ي ساخت هواپيماي ميگ 29 به سال1969 بازمیگردد و در آن زمان شوروی برنامه FX ایالات متحده را زیر نظر داشت و برنامه ي FX كه به ساخت هواپيماي اف15 ( F-15 EAGLE) منجر گرديد دليل تصميم شوروي براي طراحي و ساخت هواپيما ميگ 29 بود و درك كردن اين موضوع از سوي شوروي بود كه هواپیماهای جديد ساخت آمريكا تا حد قابل توجهي داراي برتري نسبت به هواپيماهاي شوروي هستند و از تکنولوژی پيشرفته تري نسبت به اين كشور برخوردار هستند .
هواپيماي ميگ 21(MiG-21 Fishbed) با وجود چالاكي زياد و قدرت مانور خوب خود در طول روز در شب قادر به انجام ماموریت نبود و از كم بودن برد عملياتي خود و عدم توانايي استفاده از جنگ افزارهاي گوناگون در حد قابل ملاحظه اي رنج میبرد . هواپيماي ميگ23 (MiG-23 Flogger) كه با هدف مقابله با هواپيماي اف4 فانتوم (F-4 Phantom II) طراحي و ساخته شده بود با وجود سرعت و برد عملياتي مناسب و داشتن فضاي كافي براي حمل سوخت و جنگ افزارهاي مختلف ولي از قدرت مانور كمي دارد و در نبردهاي داگفايت تا حد زيادي ناموفق نشان ميداد در اين شرايط شوروي به وجود يه يك هواپیما كه ضمن داشتن چالاكي و قدرت مانور خوب داراي برد عملياتي كافي و امكان استفاده از جنگ افزارهای گوناگون در حد خوبي را داشته باشد احساس ميكرد و در كنار اين موارد اين هواپيما بايد از سیستمهای پیشرفته اي براي رقابت با هواپیماهای ساخت امريكا هم استفاده ميكرد.در واكنش به اين نياز ستاد فرماندهي شوروي درخواست ساخت هواپيما پشرفته تاكتيكي را ارائه داد و اين درخواست را در طرح PFI (Perspektivnyi Frontovoi Istrebitel ) كه مخفف هواپيماي پيشرفته تاكتيكي به زبان روسي است را ارائه داد . مشخصات خواسته براي اين طرح از سوي شوروي تا حد زيادي افراطي و جاه طلبانه بود هواپيماي مورد درخواست آنان بايد برد عملياتي زياد / داراي قابليت خوب براي نبردهاي نزديك / چالاكي و مانور عالي / داراي حداقل سرعت2 ماخ / داراي قابليت حمل تسليحات سنگين / به همراه استفاده از آيروديناميك پيشرفته كه اين مورد آخر توسط موسسه آيروديناميك روسيه به همراهي شركت سوخو در حال انجام مراحل تحيقياتي بود . (طرح آيروديناميك مورد نظر شوروي توسط موسسه آيروديناميك روسيه و شركت سوخو در حال انجام مراحل تحقيقاتي بود و شركت ميكويان از نتايج اين تحقيقات در ساخت هواپيماي ميگ29 استفاده كرد).
در سال1971 شوروي اعلام كرد طرح هواپيماي PFI يا همان هواپيماي پيشرفته تاكتيكي پر هزينه است و با قابليت برآورده نمودن نيازهاي آمريكا براي ساخت هواپيماي جنگنده سبك وزن به مانند اف16 (F-16 Fighting Falcon) و اف17(YF-17 Cobra) بود و شوروي دو طرح جديد با نامهاي LPFI و TPFI براي ساخت ارائه داد طرحLPFIساخت يك هواپيماي تاكيكي پيشرفته سبك وزن و طرح TPFI ساخت يك هواپيماي تاكتيكي سنگين وزن بود و تفاوت طرح PFI ابتدايي شوروي و طرح دوم PFI در تخصصي تر شدن آن است . طرح كلي PFI هواپيماي پيشرفته تاكتيكي اوليه به دو طرح تخصصي تر تبديل شد كه در هر كدام به روي بعضي از مشخصات بيشتر از ساير مشخصات با توجه به هدف ساخت و نوع ماموريت تاكيد شده بود . طرح هواپيماي تاكتيكي پيشرفته سبك وزن يا همان LPFI به شركت ميكويان سپرده شد و سرانجام به ساخت هواپيماي ميگ29 منجر شد و طرح هواپيماي پيشرفته تاكتيكي سنگين وزن و يا همان TPFI براي مقابله با هواپيماي اف15 به شركت سوخو سپرده شد كه اين طرح نيز با ساختن هواپيماي سوخو 27 به پايان رسيد .
طراحي هواپيماي LPFI با مشخصات جديد در سال1974 شروع گرديد و به ساخت هواپيماي ميگ29 اي MiG-29A)) منجر گرديد اولين پرواز اين هواپيما در 6 اكتبر 1977 صورت گرفت .هواپيماي ميگ29 تنها يك ماه بعد از اولين پرواز خود در نوامبر 1977 ازسوي ماهوارهاي جاسوسي آمريكا مورد شناسايي قرار گرفت اين هواپيما هنگامي كه در مركز آزمايش پرواز ژوكوفسكي(Zhukovsky) در نزديكي شهرك رامنسكوي(Ramenskoye) حضور داشت مورد شناسايي قرار گرفت و ايالات متحده هواپيمايي با مشخصات شبيه به هواپيماي اف17(YF-17 Cobra) مشاهده كرد .
ميگ25بي(MiG-29B) با تاخيري كه به دليل حادثه در دو نمونه اوليه ميگ29 اي(MiG-29A) بدليل ايراد در موتورها بود در ژوئن سال1983 وارد خدمت شد و ناتو هواپيماي ميگ29 بي (MiG-29B) را فالكروم اي(Fulcrum-A) نامگذاری كرد. به طور منطقي بايد ميگ 29 A بايد فالكروم اي(Fulcrum-A) ناميده ميشد ولي بدليل آنكه تا قبل از آن ناتو ميگ29 A (MiG-29A) را مشاهده نكرده بود ميگ29بي را نمونه ابتدايي ميگ فرض كرد و فالكروم اي(Fulcrum-A) نامگذاری كرد هواپيماي ميگ29 يا همان (Fulcrum-A) در مجموع به تعداد 840 فروند توليد شد .اولين باري كه هواپيماي ميگ 29 به در غرب به نمايش عمومي درآمد در جولاي 1986 در فنلاند بود و بعد از آن در سپتامبر 1988 در نمايشگاه هوايي فارنبورو (Farnborough Air Show) در بريتانيا بود و غربيها تحت تاثير قدرت زياد و چالاكي اين هواپيما قرار گرفتند .
ميگ 29 در زمان شوروي مورد توجه اين شوروي قرار داشتند اما بعد از شوروي با وجود مجهز شدن به سيستمهاي آيونيكي پيشرفته و چند منظوره بودن و قابليت حمل مخازن سوخت خارجی و امکانات گسترده ديگر مورد توجه روسيه قرار نگرفتند كه اين به دليل سياست نامناسب مسئولان شركت ميكويان نسبت به شركت سوخو در شناخت خواست و تمايل مسئولان روسيه است با اين وجود مسئولان شركت ميكويان با گسترش اين هواپيما سعي در صادرات آن به خارج از كشور را دارند البته به نقل از منابع غير رسمي دستيابي غرب به اطلاعات هواپيماي ميگ29 از دلايل مهم اين تصميم از جانب مقامات روسيه است . اين هواپيما تاكنون به كشورهايي شامل : الجزاير /بنگلادش/بلغارستان/كوبا/چك /اتيوپي/اريتره/آلمانشرقي/مجارستان/عراق/ايران/هند/مالزي/برمه/ پرو/لهستان/روماني/صربستان/اسلواكي/سوريه و يمن فروخته شده است اين كشورها به همراه اقمار سابق شوروي به مانند بلاروس/قزاقستان/مولداوي/تركمنستان/اكراين و ازبكستان از استفاده كنندگان از اين هواپيما هستند . هواپيماي ميگ 29 در حال حاضر تحت پروژه های مختلف توسعه و بهينه سازي قرار دارد و آخرين نمونه هاي اين هواپيما ميگ29 اس ام تي (MiG-29) و ميگ29ام 2(MiG-29 M2) هستند .نمونه جديد ناو نشين هواپيماي با نام ميگ29 كي(MIG-29K) براي استفاده در نيروي دريايي هند كه به تازگي ناوهواپيمابر درياسالار گورشكوف را از روسيه خريداري كرده در حال توليد است .

سوابق نبرد هواپيماي ميگ29:

اين هواپيما به وسيله خلبانان عراقي در جنگ1991 خليج فارس و پيش آن نيز در جنگ اين كشور با ايران حضور داشت و بعد از آن از سوي صربستان به عنوان بزرگترین دارنده اين هواپيما در بلوك شرق در برابر انبوهي از جنگندهاي غربی از نظر تعداد و نوع قرار گرفته است و در جنگ ميان دو كشور اريتره و اتيوپي از سوي اريتره در برابر هواپيماهاي سوخو27 اتيوپي مورد استفاده قرار گرفت و در همه آنان يك شكست خورده بزرگ بوده چه در برابر هواپيماهاي غربي و چه در برابر هواپيماي سوخو27 و كارنامه موفقي از خود به جاي نگذاشت اما اين امر نه به دليل ضعف اين هواپيما بلكه بيشتر به دلايل خارجي به مانند استفاده كنندگان اين هواپيما و كيفيت هاي پايين نمونه صادراتي نسبت به نمونه اصلي بوده است كه باعث شده اين هواپيما ناموفق و غير قابل اعتماد جلوه كند .
هواپيماهاي تحت اختيار عراق در جنگ اول خليج فارس در برابر هواپيماهاي ايالات متحده و متحدانش كه با تعداد زياد و پشتيباني مناسب هوايي آسمان را در اختيار خود قرار داشتند نتواستند كاري از پيش برند و در حقيقت فرصتي براي اينكه خود را نشان دهند بدست نياوردند ودر جنگ دوم خليج فارس نيز هواپيماهاي ميگ29 عراق حتي از زمين نيز برنخواستند . فالكرومهاي عراق در جنگ با ايران نيز بيشتر با استفاده بمبهاي غير هدايت شونده و راكتها در نقش يك بمب افكن ظاهر شدند تا يك جنگنده براي انجام ماموریت تخصصي خود باشند.
هواپيماهاي تحت اختيار صربستان نيز با تكنولوژي و سلاحهاي مربوط به 15 سال قبل و مربوط به زمان جنگ سرد و شوروي سابق در برابر كه هيچگونه بهينه سازي نشده بودند و از كمبود قطعات يدكي رنج ميبردند در برابر انبوه جنگدهاي متعلق به ناتو كه در بهترين شرايط به سر ميبردند كاري از پيش نبردند .
اين هواپيما در جنگ افغانستان در مقابل هواپيماهاي22 افغانستان و و در نبرد كارگيل كشمير از سوي هندوستان هم مورد استفاده قرار گرفته و در چند نبرد كوچك ديگر هم شركت داشته است .

مشخصات عمومي هواپيماي ميگ29:

به دليل طرحهاي بسياري كه براي گسترش و بهينه سازي هواپيماي ميگ 29 بروي اين هواپيما صورت گرفته هواپيماي ميگ 29 فعلي با نمونه اصلي كه در قالب طرح LPFI توليد شد متفاوت است ميگ29 در حال حاضر از سيستم آيروديناميكي شبيه هواپيماي سوخو27 استفاده ميكند اگر چه داراي تفاوتهاي مشخص با سيتستم آيروديناميكي سوخو27 ميباشد . در ساختمان ميگ29 از آلومينيوم تا حد زيادي استفاده شده و در بعضي از نقاط نيز از تركيبات کامپوزیت نيز بهره گيري شده است . بالهاي اين هواپيما در بالاترين نقطه بدنه و بصورت يكپارچه و با زاويه 40 درجه به بدنه متصل هستند و دو بال افقي نيز در جوانب خروجي موتور هواپيما رو به بیرون نصب قرار گرفته اند . در هواپيماي ميگ29 از دو موتور توربوفن كليوف آر دي33 با پس سوز(Klimov RD-33) استفاده ميشود .ظرفيت مخازن سوخت داخلي ميگ29 بي (MiG-29B) تنها 3200 كيلوگرم است كه اين ظرفيت كم باعث شده است تا برد عملياتي اين هواپيما محدود باشد البته اين هواپيما ميتواند از تانكرهاي خارجي نيز استفاده كند

در نمونه هاي جديدتر ميگ29 از فضاي ميان بالها و بدنه و ساير فضاها نيز براي حمل سوخت بيشتر استفاده شده است و تمام نمونه هاي ميگ29 داراي توانايي سوختگيري در آسمان هستند كه اين امر به گسترش محدوده عملياتي و افزوده شدن به كارايي اين هواپيما كمك مينمايد نمونه هاي جديد ميگ29 ساختار آنان بهينه سازي شده و به ساختار (Fatback) تغيير يافته است اين ساختار با استفاده از فضاي داخلي و گسترش آن امكان افزودن به ظرفيت مخازن داخلي فراهم ميكند كه به صورت واضح در برامدگي كوهان مانند پشت هواپيما قابل ديدن است .
براي كنترل ميگ29 از كنترل هيدروليك استفاده ميشود اين سیستم هيدروليك شبيه سيستم هيدروليك سوخو27 (fly-by-wire) نيست اما اين هواپيما بسيار چالاك و از قدرت مانور خوب و پايداراي مناسبي برخوردار است و خلبان در هنگام چرخش به اطراف ميتواند به خوبي هواپيما را كنترل كند با توجه به اين عوامل و ساختار اين هواپيما هواپيماي ميگ29 ميتواند فشاري معدل9 جي را تحمل كند. به وسيله سيستمهاي كنترل نرم افزاري موجود هواپيما خلبان را از انجام حركاتي كه فشاري بيشتر از حد استاندارد باز ميدارد كه اين سيستم ميتواند توسط خلبان غير فعال شود . كابين خلبان در نمونه هاي عادي داراي صفحه نمايشگر HUD هستند و فاقد HOTAS هستند و به طور كلي آنالوگ هستند بنابراين وسايل عقربه اي فراواني در ان به چشم ميخورد و نكته اي كه در اولين نگاه به كاكپيت ميگ29 جلب توجه ميكند اين است كه اين كاكپيت بسيار شبيه به كابين خلبان هواپيماي ميگ23 است كه قابليت تغيير كاكپيت و سفارشي نمودن آن به سادگي ممکن است و به طور كلي نمونه هاي ابتدايي ميگ29 از نظر تكنولو‍ژي برتري چنداني نسبت به ساير هواپيماي ساخت شوروي ندارد .


در نمونه هاي ارتقا يافته شده ميگ29 كاكپيتهاي شيشه اي به همراه صفحه پيشرفته نمايشگر CRT چندمنظوره و HOTAS به اين هواپيما افزوده شده است و از صندلي پران Zvezda K-36D كه داراي كارايي خوبي است در كاكپيت ميگ29 استفاده ميشود .

در نمونه هاي ابتدايي ميگ29 از سيستم رادار تهاجمي فازترون آر ال پي كي(Phazotron RLPK-29 ) كه شامل رادار پالس داپلر N-019 ( نامگزاري ناتو: S-29 Slot Back ) است كه قابلیت نگاه به پايين و شليك به هدف را دارا است و در كنار آنها كامپيوتر ديجيتال Ts100.02-02 نيز وجود دارد . نمونه اصلي رادار N-019A كه با هدف مقابله با نمونه هاي غربي طراحي شده بود و اميد بسياري بدان ميرفت ولي نتوانست اين خواسته شوروي را براورده كند و باعث ناميدي شد . اين رادار داراي اشكالات جدي در زمينه كارايي در(BVR) در محدوده خارج از ديد (beyond-visual-range) است اين رادار براي رهگيري هدف يا همان تراك كردن (Track) اهدافي به اندازه يك جنگده تا شعاع 70 و در اندازه يك بمب افكن تا شعاع 90 كيلومتر بيشتر توانايي ندارد و براي اهداف كوچكتر و يا اهداف از پشت سر اين مقدار به35 كيلومتر كاهش ميابد . رادار N-019A توانايي شناسايي 10 هدف را در محدوده عملياتي خود در اختیار دارد اما تنها قادر به هدف قرار دادن بيش از يك هدف به وسيله موشك هاي هدايت شونده خود نيست از نقاط ضعف ديگر اين رادار در سيستم پردازش سيگنال آن است كه در شناسايي اهداف زميني و يا اهدافي كه ارتفاع كم هستند و در برابر اهداف بسيار يا اشباع هدف داراي ضعف است و استعداد خوبي براي جيمينگ شدن در برابر جنگ الكترونيك دارد و به سادگي از كار مي افتد . اين مشكلات باعث شده هواپيماي ميگ29 قادربه استفاده موثر از موشك هاي جديد هدايت شونده دوربرد آر27(R-27) در حداكثر برد عملياتي آنان نباشد اين اطلاعات در پي تباني و خيانت طراح وسازنده رادار فازترون آدولف تولكاچف(Adolf Tolkachev) و افشاي اين اسرار در سال1985 به سازمان CIA بدست امده بود . در پي ضعف زياد رادار(N-019A) شوروي با شتاب تصميم به اصلاح نمودن آن گرفت و براي رفع اين نواقص اقدام به بهينه و به روز رساني اين رادار كرد و نمونه ساخته شده توپاز (N-019M Topaz) نامگزاري شد و در هواپيماهاي ميگ29 اس (MiG-29S) مورد استفاده قرار گرفت اما اين اصلاح نيز مقامات شوروي را راضي نكرد و آنها خواستار ارتقا دوباره اين رادار و گسترش بيشتر قابليتهاي آن شدند و جديدترين نمونه ساخته شده رادار ژوك (N-010 Zhuk-M) بود كه برد عملياتي آن گسترش يافته بود كه از نظر ظاهري نيز تغييراتي نسبت به نمونه پيشين در آن اعمال شده بود كه شامل آنتن گيرنده مسطح بود و از پردازشگرهاي قدرتمند و مطمئن با قابلیتهای چند منظوره نيز بهره ميبرد و استعداد استفاده از موشكهاي هوا به هواي RW-AE ( نامگزاري ناتو: AA-12 Adder ) براي هواپيماي ميگ29 را فراهم ميكند . در نمونه جديدتر ميگ29 از S-31E2 KOLS كه يك مسافت ياب ليزري و(IRST) جستجو گير مادون قرمز است (infrared search and track) مدل (S-31E2 KOLS) كه بصورت چشم كروي در جلوي كاناپه خلبان نصب شده نيز بهره گرفته شده اين سيستم (IRST) ميتواند مستقل از رادار عمل كند و از دقت زيادي نيز برخوردار است . جنگ افزار موجود در ميگ29 شامل يك توپ 30 ميلي متري (GSh-30-1) نصب شده در كنار بالها و در نزديكي بدنه است و با خشاب 149 تير است كه در نمونه هاي جديدتر به 100 تير كاسته شده نمونه اصلي هواپيماي ميگ29 در حالت استفاده از تمام ظرفيت مخزن سوخت خود توانايي استفاده از توپ خود را نداشتند اما در نمونه هاي جديدتر اين مشكل تصحيح شد . سه جايگاه حمل سلاح در زير بالهاي هواپيماي ميگ29 وجود دارد و در مجموع 6 جايگاه در زير بالها وجود كه در نمونه مختلف امكان افزودن 2 جايگاه ديگر ودر مجموع 8 جايگاه وجود دارد ميتوان در فضاي مابين دو موتور اين هواپيما به جاي مخزن سوخت 1500 ليتري از يك موشك هوا به هواي ميانبرد آر 27(AA-10 ALAMO) و يا بمبهاي غير هدايت شونده و راكتها استفاده كرد و ظاهرا امكان استفاده از اين فضا براي حمل و استفاده از سلاحهاي گوناگون براي استفاده در نبردهاي هوايي وجود ندارد برخلاف هواپيماهايي مانند ميگ31 كه از اين فضا بيشترين بهره را گرفته اند . تعدادي از هواپيماي ميگ29 شوروي امكان حمل يك موشك هسته اي را دارا هستند . بيشتر نمونه هاي اين هواپيما امكان استفاده از موشك آر 73 (AA-11 ARCHER) براي نبردهاي داگفايت را دارند البته نمونه هاي قديمي تنها قادر به استفاده از موشكهاي آر 60((AA-8 APHID هستند . به طور كلي نمونه هاي اصلي و ابتدايي ميگ29 قابليت چنداني براي حمله به اهداف زميني برخودار نيستند و تنها ميتوانستند از بمبهاي غير هدايت شونده و راكتها استفاده كنند و تنها در نقش يك هواپيما براي برتري هوايي و رهگيري در مسافتهاي كوتاه انجام وظيفه كند اما سازندگان هواپيماي ميگ در نمونه هاي بهينه سازي شده امكان بكارگيري بمبهاي هدايت شونده ليزري با دقت زياد و بمبهاي الكترونيكي را به اين هواپيما افزوده اند .

نمونه هاي مختلف هواپيماي ميگ 29 :

ميگ29ايMiG-29A (Fulcrum A ):
نمونه ابتدايي ساخته شده از اين هواپيما كه در سال1982 وارد خدمت شد.

ميگ29بي MiG-29B-Fulcrum A:
نمونه صادراتي اين هواپيما فاقد امكانات لازم براي حمل تسليحات اتمي است و داراي رادار اصلاح شده براي افزايش قابليت هاي آن و سيستم (ECM) براي مقابله با جنگ الكترونيك و سيستم (IFF) براي شناسايي دوست از دشمن كه اين عبارت مخفف(Identification Friend or Foe) است . هواپيماهاي ميگ29 ايران از اين نوع هستند .

ميگ29 يوبي MiG-29UB-Fulcrum B:
نمونه آموزشي اين هواپيما با كد UB كه مخفف آموزشي رزمي(Uchebno-Boevoi / trainer-combat) شناخته ميشود و دو سرنشينه و فاقد رادار است و بنا به ساختار خود ميتواند كارايي هاي زيادي برايش در نظر گرفت ميتوان در امور آموزش و يا يك سوخت رسان استفاده كرد هر چند كه با توجه به برد عملياتي محدود از قابليت منحصر به فردي برخوردار نيست و پسوند رزمي آن با كارايي آن سازگار به نظر نميرسد مگر آنكه با افزودن امكانات اين قابليت را براي اين نمونه فراهم كنيم در ضمن يك توپGSh-30 30 ميلي متري نيز در آن بكار رفته است .

ميگ29 اس MiG-29S-Fulcrum C اولين نمونه :
اين نمونه مانند ميگ29 بي است اما بدنه هواپيما بزرگتر است داراي ساختار(FatBack) است كه براي افزودن حجم مخازن داخلي است و از سيستم ضد جيمينگ استفاده ميكند.

ميگ29 اس MiG-29S -Fulcrum Cدومين نمونه :
در اين نمونه هواپيما ميتواند مقدار بيشتري از تسليحات را حمل كند به علاوه ي استفاده از دو تانكر خارجي از تغييرات ظاهري هواپيما است . رادار اين نمونه را NO19ME انتخاب كرده اند اين رادار ميتواند 10 هدف را شناسايي كند و همزمان از دو موشك آر 77(AA-12 Adder) براي نابود كردن اهداف استفاده كند .

ميگ29 اس ام MiG-29SM-Fulcrum C :
اين نمونه از تمام قابليتهاي ميگ29 اس برخوردار است و امكان استفاده از موشكهاي هوا به زمين هدايت شونده و بمبهاي هدايت شونده تلويزيوني و ليزري را دارد .

ميگ29 ام يا همان ميگ33 MiG-29M/MiG-33 -Fulcrum E:
نمونه پيشرفته و چند منظوره هواپیمای ميگ29 است كه ساختمان آن از آلياژ مقاوم و سبك الومينيوم_ليتيوم ساخته شده و سيستم كنترل پرواز مكانيكي را جايگزين سيستم كنترل fly-by-wire كرده اند . در آن از موتورهاي RD-33K با قدرت تراست بيشتر استفاده شده و رادار ژوك (N010 Zhuk) با امكان شناسايي عوارض زمين را براي اين مدل در نظر گرفته اند . در زير هر بال 4 جايگاه( در مجموع 8 جايگاه) براي تسليحات آماده شده است كه در صورت استفاده از فضاي ميان دو موتور اين مقدار باز هم بيشتر خواهد شد . كاكپيت نيز بهينه سازي شده و دو صفحه نمایشگر جديد به آن افزوده شده است و اين هواپيما كاملا قادر به استفاده از موشک آر77(AA-12 Adder) است.

ميگ يو بي ام MiG-29UBM :
نمونه دو نفره آموزشي چند منظوره كه هرگز توليد نشد .

ميگ29 اس ام تي MiG-29SMT :
اين نمونه در حقيقت همان نمونه بهينه سازي ميگ29 اس است كه در آن قطعات قديمي هواپيما با قطعات نرم افزاري و سخت پيشرفته تر ميگ 29 ام يا همان ميگ33 جايگزين شده اند . با افزودن به حجم مخازن داخلي اين هواپيما بدون استفاده از مخازن خارجي تا برد 2100 كيلومتر و شعاع 1050 كيلومتر ميتواند ماموريت انجام دهد . كابين اين هواپيما با افزوده شده دو نمايشگر بزرگ مسطح كرستال مايع((LCDتمام رنگي و دو نمايشگر مسطح تك رنگ كوچك بهينه سازي شده و رادار بهينه سازي شده N019MP را براي اين نمونه در نظر گرفته اند كه به برد و قابلیتهای هوا به زمين آن افزوده شده و اين تغييرات با استفاده از موتورهاي توربوفن كليموف (RD-43 turbofans ) كامل ميشود . در مجموع مقدار حمل سلاح در اين مدل 500 KG افزوده شده و به عدد4500 KG رسيده است . اين نمونه قادر نيز به مانند ميگ29 ام(ميگ33) داراي حداقل 8 جايگاه تسليحات است و ميتواند از تمامي تسليحاتي كه در ميگ29 ام استفاده ميشود استفاده كند . كشور روسيه و يمن از استفاده كنندگان اين نمونه از اين نمونه از اين هواپيما هستند .

ميگ 29 كي MiG-29K-Fulcrum D اولين نمونه :
نمونه ساخته شده براي نيروي دريايي براي استفاده در ناو هواپيما بر است كه از تمامي امكانات نرم افزاري و سخت افزاري ميگ29 ام (ميگ33) استفاده ميكند و از ساختار محكمتري برخوردار است و مجهز به ارابه فرود بروي عرشه ناوهواپيمابر و تجهيزات ديگر است و براي استفاده در ناوهاي هواپيمابر كلاس درياسالار كوزنتسف طراحي شد ولي اين طرح لغو شد .

ميگ 29 كي MiG-29K -Fulcrum D دومين نمونه :
اين نمونه براي نيروي دريايي هند ساخته و سفارشي سازي شده و به حجم مخازن داخلي افزوده اند و براي دماغه اين هواپيما از پوشش لاستيكي استفاده ميشود و از سيستم پرواز جديد(fly-by-wire) بجاي سيستمهاي آنالوگ قديمي استفاده شده است و مابقي مشخصات اين هواپيما به مانند هواپيماي ميگ29 ام و اس ام است .

ميگ29 يو بي تي MiG-29UBT :
اين مدل نمونه بهينه سازي هواپيماي ميگ29 يو بي( آموزشي/نظامي) است كه در بروي آن تغييراتي را كه بروي ميگ 29 بي(MiG-29B) انجام داده اند و هواپيماي ميگ29 بي را به ميگ29 اس ام تي (MiG-29 SMT)تبديل كرده اند اين تغييرات را هواپيماي ميگ 29 يو بي انجام داده اند و به نمونه ميگ29 يو بي تي (MiG-29UBT)تبديل كرده اند . اين طرح لغو شده .

ميگ29 ام2 MiG-29M2 :
نمونه چند منظوره و دو نفره كه در آن از ساختار وسايل مورد استفاده در هواپيماي ميگ29 ام استفاده شد و تنها تفاوت آن استفاده از يك LCD بزرگ و استفاده از سيستم پرواز ديجيتال است و نمونه تك نفره ميگ 29ام 2 (Mig-29 M2) هم ميگ29 ام1 (Mig-29 M1) هست كه با مقداري تفاوت با نام ميگ29 كي(Mig-29 K) يا همان نمونه دريايي ميگ29 شناخته ميشود .

ميگ29 او وي تي يا همان ميگ35 MiG-29OVT/MiG-35-Fulcrum F :
آخرين نمونه ساخته شده از ميگ 29 است كه از تمام نمونه هاي قبلي پيشرفته تر است و مجهز به سيستم تغيير بردار رانش هست كه براي كنترل آن از سيستم fly-by-wire استفاده ميشود . اين نمونه از بدنه هواپيماي ميگ29 ام 1 استفاده ميكند و از آيونيك خيلي پيشرفته اي برخوردار است و از امكانات خوب دفاعي و سيستمهاي خوكار براي تهاجم استفاده ميكند و از HOTAS هم استفاده ميكند و به دليل استفاده از سيستم CGI ميتواند مستقلانه به انجام ماموريت اقدام كند . اين نمونه از هواپيماي ميگ29 خيلي چالاك است و شعاع عملياتي آن بدون مخازن خارجي1100 كيلومتر است (برد عملياتي 2200 كيلومتر) و در اين نمونه امكان استفاده از 3 مخزن خارجي وجود دارد كه در صورت استفاده از اين 3 مخزن خارجي برد عملياتي اين هواپيما بيشتر خواهد شد . قادر به استفاده از اكثر موشكهاي هوا به هوا و هوا به زمين مختلف و بمبهاي و موشكهاي هدايت شونده با تلويزيون و ليزر است و مجهز به هشت جايگاه اسلحه است . روسيه سعي در صادرات اين هواپيما به خارج دارد و خاورميانه از مهمترين مشتريان اين هواپيما است روسيه در حال مذاكره براي فروش اين هواپيما به كشورهاي سوريه / ليبي/ايران/الجزاير/سودان/هند/مالزي/برزيل/پرو و چند كشور ديگر است .

مشخصات فني هواپيماي ميگ29 :



خدمه : يك نفره در مدل نظامي / دو نفره آموزشي/رزمي
طول هواپيما: 17.37 متر
طول بال: 11.4 متر
ارتفاع: 4.7 متر
مساحت بالها : 38 مترمربع
وزن خالص (بدون سوخت و....): 11.000كيلوگرم (11تن)
وزن قابل حمل ( شامل سلاح و سوخت و.....): 16800 كيلوگرم(16.8تن)
حداکثر وزن برخاست : 21000كيلوگرم(21تن)
نيروي محركه : در نمونه هاي جديد دو موتور كليموف Klimov RD-33K و Klimov RD-43 توربوفن با پس سوز و نمونه هاي قديمي دو موتور كليموف Klimov RD-33 توربوفن با پس سوز
حداكثر سرعت : 2.45 ماخ
شعاع عملياتي : در حالت نبرد شعاع700 تا 900 كيلومتر (بسته به مدل هواپيما) در يك خط سير بدون بازگشت 2900 كيلومتر
حداكثر ارتفاع پرواز : 18000 متر (59100پايي)
سرعت صعود: 330 متر در ثانيه
تجهيزات : يك توپ30 ميلي متري GSh-30-1 و موشكهاي هوا به هوا / هوا به زمين و انواع مختلف بمبها شامل:

R-60(AA-8 Aphid)/ R-27(AA-10 Alamo)/ R-73(AA-11 Archer)/FAB 500-M62/ FAB-1000/TN-100/ S-24/AS-12/ AS-14

 

آشنايي با موشک REDEYE

General Dynamics FIM-43 Redeye

موشك ضدهوايي FIM-43 موسوم به Redeye، اولين سيستم دفاع هوايي قابل حمل شخصي (MANPADS) محسوب مي‏شود كه وارد خدمت در نيروي زميني ايالات متحده و سپاه تفنگداران نيروي دريايي شده است و دقيقن پدر موشك سيستم دفاع هوايي شخصي امروزي، يعني استينگر مي‏باشد.
MANPADS : Man-Portable Air Defense System

به سال 1948، ارتش ايالات متحده به دنبال يك سيستم دفاع هوايي موثر و قابل حمل به وسيلهء سربازان مي‏گشت، زيرا مسلسلهاي ضدهوايي كاليبر 50 ميلي‏متري، ديگر در برابر هواپيماهاي جت سريع‏السير و پرقدرت، موثر نبودند. در آن زمان، چندين سيستم ضدهوايي مبتني بر موشك يا مسلسلهاي ضدهوايي، مورد آزمايش قرار گرفتند اما هيچكدام نتوانستند نظر مساعد مقامات را جهت توليد انبوه بدست آوردند.
بين سالهاي 1955 تا 1956، كمپاني Convair مطالعاتي را بر روي سيستم ضدهوايي سبك وزن، قابل حمل و آشيانه‏ياب حرارتي، آغاز نمود. به تاريخ نوامبر 1956، حاصل مطالعات اين شركت منجر به توليد موشك ردآي يا چشم قرمز گشت. (چشم قرمز، بدين جهت كه يك هدف‏ياب حساس به حرارت به رنگ قرمز در نوك اين موشك، تعبيه شده بود.) بلافاصله اين موشك، توسط نيروي زميني و سپاه تفنگداران نيروي دريايي ايالات متحده به خدمت گرفته شد.

به سال 1957، يادداشتي رسمي در مورد توانمندي‏هاي بالقوهء موشك ردآي منتشر شد، و در نتيجه، به تاريخ آوريل 1958، كمپاني Convair، برندهء اولين قرارداد، جهت توليد سيستم موشكي ردآي گشت.
مرحلهء بعدي توسعهء توانايي‏هاي ردآي، افزودن قابليت پرتاب از روي شانه بود كه قرار بود موشك، با قطري حداكثر 70 ميلي‏متر و وزني حداكثر 9 كيلوگرم، همراه با پرتابگر خويش داشته باشد، تا حمل و پرتاب آن به وسيلهء‌ يك سرباز، امكان‏پذير باشد.
خدمه در حال پرتاب مدل A

توليد انبوه اين موشك، به تاريخ جولاي 1959 آغاز گشت و به تاريخ مارس 1960، اولين آزمايش شليك موشك ردآي انجام شد. (البته هنوز قابليت پرتاب از روي شانه را نداشت)
به تاريخ مي 1961، اولين پرتاب آن از درون لوله‏اي مخصوص، با موفقيت به انجام رسيد و در اكتبر همان سال، اولين پرتاب اين موشك از روي شانه، با موفقيت انجام شد. بدين ترتيب، به سال 1962، مقدمات توليد انبوه آن آغاز گشت، اما برخي مشكلات فني، باعث تاخير در برنامهء توليد آن شد. موشك ردآي، بسيار كند بود و قدرت مانور خيلي كمي داشت و ردياب آن، دقت كمتري از آنچه برنامه‏ريزي شده بود، داشت. با تمام اين اوصاف، از آنجا كه در آن زمان،‌ هيچ سيستم جايگزيني جهت دفاع هوايي انفرادي وجود نداشت، از موشك ردآي مدل XM41 سري Block I به صورت محدودي توليد شد.

مدل A
به تاريخ ژوئن 1963، موشك ردآي سري Block I با نام‏گذاري مجدد، به نام XHIM-43A معرفي شد. موشكهاي ردآي سري Block I بين سالهاي 1965 و 1966 توليد شدند و عمدتن جهت آزمايش و ارزيابي كارايي عملياتي به كار رفتند.
موشك XHIM-43A به وسيلهء پرتابگر مخصوص به نام XM147 شليك مي‏شد؛ اين پرتابگر شامل لولهء مخصوص جاگذاري موشك، دستهء نگهدارنده، و يك سيستم نشانه‏روي مجهز به دوربين به نام XM147 و يك زائدهء مخصوص هدفگيري بود.
خدمهء ردآي، با استفاده از سايت نشانه‏روي نصب شده، مي‏توانست اقدام به جستجوي اهداف در آسمان نمايد، پس از يافتن هدف، يك صداي زنگ كه در قسمت دستهء‌ نگهدارنده تعبيه شده است، نواخته مي‏‎شود؛ سپس جستجوگر حرارتي كه يك سلول ترموالكتريكي مي‏باشد، بر روي هدف، قفل مي‏كند. هنگامي كه ماشه كشيده مي‏شود، موشك از درون لولهء مخصوص به وسيله بوستر كمكي به بيرون پرتاب مي‏شود، (اين بوستر كمكي XM110 نام دارد و از سوخت جامد بهره مي‏برد) پس از طي مسافت 6 متر، موتور اصلي موشك ردآي، روشن مي‏شود. سطوح كنترل پرواز موشك ردآي، شامل 4 عدد بالچهء كوچك صليب شكل و ثابت نصب شده در انتها و 2 بالچهء متحرك نصب شده در نزديكي دماغه مي‏باشند.
سرجنگي ردآي، به نام XM45 كه به شدت منفجره بوده و هنگام انفجار، به دهها تركش تبديل مي‏شود، با يك فيوز ضربه‏اي به نام XM804 فعال مي‏‎شود.

مدل B
به سال 1964، طراحي و توليد نوع بهبود يافتهء ردآي سري Block II، آغاز شد؛ اين موشك به نام XM41E1 معرفي گشت. اولين نمونهء عملياتي اين موشك به نام XHIM-43B سري Block II به تاريخ آوريل 1966، تحويل ارتش شد.
موارد بهينه شده در سري جديد شامل موارد زير بودند:
* يك سلول ردياب جديد،‌ حساس به گازهاي خروجي خنك شده
* مختصري بهبود در طراحي مجدد پرتابگر XM147E1
* سرجنگي بهبود يافته XM45E1

به تاريخ فوريه 1967، اولين سيستم موشكي جديد نوع XM41E1، براي منظورهاي آموزشي، تحويل نيروي زميني ايالات متحده شد. به سال 1966، وزارت دفاع ايالات متحده، براي ثبت نام اين موشك در فهرست سياهه اقلام، حرف F را جهت نشان دادن انفرادي بودن پرتاب اين موشك، به ابتداي كد نام‏گذاري اين موشك اضافه كرد و بدين ترتيب نام موشك ردآي از MIM-43 به FIM-43 تغيير يافت؛ موشك XMIM-43A و موشك XMIM-43B با اسم‏گذاري مجدد، به XFIM-43A و XFIM-43B تغيير نام يافتند.
حرف F از روي عبارت For Individual Launch به معني «ويژهء پرتاب انفرادي» ، اخذ شده است.

موشك XFEM-43B نوع بهبود يافته و تحت آزمايش مدل XFIM-43B بود كه به يك مسافت‏سنج ويژه جهت ثبت قابليت اثرگذاري موشك، مجهز شده بود.

مدل C
بين سالهاي 1965 تا 1966، كمپاني جنرال دايناميكز كه اينك مالك Convair محسوب مي‏شد، آخرين مدل موشك ردآي را تحت پيكربندي جديد Block III طراحي و توليد كرد كه در اصل بر اساس مدل XM41E2 ساخته شده بود. اين موشك جديد كه به نام XFIM-43C ناميده شد، ردياب حساس به گازهاي خنك شدهء‌ مورد استفاده در مدل B را حفظ كرده بود، اما مجهز به يك موتور قوي‏تر به نام XM115 ، سرجنگي پرقدرت XM222 و فيوز جديد XM814 شده بود.
پرتابگر سري Block III كه XM171 نام داشت، به سايت نشانه‏روي باز و سيستم‏هاي الكترونيكي ارتقاء يافته، جهت قابليت پرتاب موشكهاي سري جديد ردآي، تجهيز شده بود.
موشك جديد XFIM-43C قادر به تحمل مانورهايي تا حد 3 برابر فشار ثقل بود؛ و قادر به ساقط كردن هواپيماهايي بود كه بدنه‏اي زرهي به ضخامت 0.4 اينچ داشتند.

بر روي مدل XFEM-43C كه گونه‏اي بر اساس مدل C بود، يك مسافت‏سنج ويژه جهت آزمايشات و ارزيابي، نصب شده بود. به تاريخ مي 1967، خط توليد سري Block II به سري Block III تغيير يافت و به تاريح مارس 1968، تحويل نمونه‏هاي عملياتي سري Block III به نيروي زميني و سپاه تفنگداران نيروي دريايي ايالات متحده واگذار شدند.
سرانجام در اواخر سال 1968، موشك ردآي سري Block III، با تمام استانداردهاي موجود، معرفي گشت. بدين جهت، موشك ردآي مدل M41، مورد طراحي مجدد قرار گرفت و خط توليد ردآي بر اساس گونهء FIM-43C آغاز شد.
در اواخر دههء‌ 1970 و اوائل دههء 1980، حرف X از نام‏گذاري تمامي موشكهايي كه سابقن ساخته شده بودند، حذف شد، كه در نتيجه گونه‏هاي مختلف ردآي با اسامي FIM-43A/B و FEM-43B/C نام‏گذاري شدند. البته اين نام‏گذاري، تنها بر روي كاغذ انجام شد، زيرا در آن زمان، مدلهاي A و B موشك ردآي، ديگر وجود نداشتند و از رده خارج شده بودند.

نوع D
در اواخر دههء 1970، طراحي مدل FIM-43D بر اساس ارتقاء مدل C آغاز گشت، اما متاسفانه اطلاعاتي در مورد جزئيات برنامهء ارتقاء، انتشار نيافته است.

موشک FIM-43 Redeye داراي نقائص عملياتي بود که مهمترين آن، عدم موثر بودن در هدف گيري هواپيماهاي دشمن از روبه رو بود. سيستم ردياب حساس به حرارت، تنها در روز مي توانست بر روي گازهاي داغ خروجي هواپيماهاي دشمن قفل نمايد. اين بدان معني بود که هواپيماي دشمن تنها در زماني مورد هدف و تهديد موشک ردآي مي توانست واقع شود که آنها (هواپيماهاي دشمن) بمبهاي خود را ريخته و در حال ترک ميدان نبرد بودند و اين يعني تمام مهمات خود را بر سر ادوات زميني خودي، توانسته اند خالي کنند.
در اواخر دههء 1960، کار مطالعاتي بر روي گونهء هوا به هواي ردآي،‌ آغاز گشت و در مي 1969، طراحي مدل FIM-43D از طرف نيروي زميني ايالات متحده جهت ايجاد قابليت پرتاب هوا به هوا درخواست شد. هرچند که اين درخواست به دليل لغو توليد انبوه نوع هوا به هواي ردآي، به حال تعليق درآمد و هيچگاه صورت حقيقي به خود نگرفت.

ه تاريخ سپتامبر 1969، توليد موشک ردآي پس از ساخت 9000 فروند متوقف شد. در اوائل سال 1967، مطالعات مهمي جهت توليد نوع پيشرفتهء ردآي موسوم به Redeye II آغاز شد و به تاريخ مارس 1972، اين مدل از ردآي به نام FIM-92 استينگر شناخته و معرفي شد.
در آغاز سال 1982،‌ موشک ردآي به تدريج از ردهء خدمتي خارج شد و موشک جديد و بسيار پيشرفتهء استينگر،‌ جاي آن را گرفت. در نهايت به سال 1995،‌ آخرين سري موشک ردآي از نيروي زميني ايالات متحده، از رده خارج شده و معدوم شدند.

برخي مشخصات فني بر اساس مدل C

سازنده: ابتدا شرکت Convair و سپس شرکت جنرال دايناميکز
طول موشک: 1.20 متر
طول پرتابگر M171: حدود 1.26 متر
طول بالچه ها: 14 سانتي متر
قطر موشک: 7 سانتي متر
وزن موشک: 8.3 کيلوگرم
وزن پرتابگر: 5 کيلوگرم
حداکثر سرعت: 1.7 ماخ
شتاب ثقل قابل تحمل: 3 برابر
حداکثر ارتفاع عمل: 2740 متر يا 9000 فوت
حداکثر برد: 4500 متر
پيشرانه: راکت سوخت جامد دو مرحله اي M115 ساخت Atlantic Research
شامل بوستر جهت پرتاب اوليه به بيرون با کشش 3.3 کيلونيوتن معادل 750 پاوند به مدت 0.048 ثانيه
و راکت اصلي به قدرت 1.1 کيلونيوتن، معادل 2.35 پاوند به مدت 5.8 ثانيه
خرج: سرجنگي به نام M222 به وزن 1.06 کيلوگرم يا 2.35 پاوند؛ به شدت انفجاري و همراه با ترکش هاي فراوان

جهت‌یابی با نشانه‌های طبیعی

هرگونه‌ای از درختان برش‌ها و خصوصیات خاصّ خود را دارد. باد و آفتاب بر درختان تأثیر می‌گذارند و این سرنخی است برای محاسبه جهت شمال-جنوب.

این روش‌ها خیلی قابل اطمینان نیستند. مثلاً «باد غالب» ممکن است حالت عادی را به طور قابل‌ملاحظه‌ای تغییر دهد و باعث تغییر و انحراف آن شود. همچنین در جنگل‌های انبوه -به دلیل عدم نفوذ و رسوخ آفتاب درون آن‌ها- برخی روش‌ها کارا نخواهند بود. اگر از علامت‌های طبیعی استفاده می‌کنید، برای تصمیم‌گیری، باید هر چند تا علامت مختلف را که می‌توانید پیدا کنید.

بسیاری از روش‌های زیر بر اساس آفتاب هستند: در نیمکره‌ی شمالی زمین، جهت رو به جنوب در معرض آفتاب بیشتری است. تابش خورشید رشد شاخه‌ها و برگ‌ها را زیاد می‌کند.

1- جهت‌یابی با خزه‌ها و گلسنگ‌ها: سمت شمالی درختان و تخته‌سنگ‌ها، گلسنگ‌ها و خزه‌های بیشتری دارد؛ چرا که نمناک‌تر و مرطوب‌تر از سمت جنوبی آن‌هاست.

خزه در جایی رشد می‌کند که دارای سایه و آب زیادی باشد؛ محل‌های خنک و نمناک. تنه‌ی درختان در سمت شمالی سایه و رطوبت بیشتری دارد، و در نتیجه خزه‌ها معمولا بیشتر در این سمت می‌رویند.

این روش همیشه نتیجه‌ی درست به ما نمی‌دهد. 1) هرچند سمت شمالی در سایه‌ی بیشتری است، ولی لزوماً رطوبت سمت شمال بیشتر نیست؛ و برای رشد خزه‌ها رطوبت مهم‌تر از سایه است(جایی که رطوبت در آن‌جا بیشتر ماندگار است). 2) گاه ممکن است درختان و پوشش گیاهی مجاور طرف دیگر درخت را هم سایه کند. 3) در یک اقلیم بارانی(جنگل‌ها و بیشه‌های مرطوب) ممکن است همه طرف درخت نمناک باشد(یعنی خزه دور برخی درختان در همه‌طرف رشد کرده؛ البته معمولاً در جهت جنوب بیشتر رشد کرده‌است). 4) ممکن است باد مانع رشد خزه در طرف شمالی درخت شود. 5) در مناطق خشک هم که اصلاً خزه‌ای وجود ندارد!

ضمناً در نظر داشته باشید که معمولاً خزه در جهت نور آفتاب(جنوب) خرمایی رنگ است و در مکان‌های سایه و مرطوب سبز یا طوسی رنگ. 2- جهت‌یابی با درختان: از آن‌جا که سمت شمالی درختان در معرض آفتاب کمتری است، درختان در این سمت‌شان شاخ‌وبرگ کمتری دارند.

به دلیل آن‌که آفتاب بیشتر از سمت جنوب می‌تابد، درختان جنوب بهتر و بیشتر رشد می‌کنند. وجود درختانی مانند صنوبر سیاه و سفید، راش، بلوط، درختان آزاد، شاه بلوط هندی، افرا نروژی و درخت اقاقیا صحت این مسئله را ثابت می‌کند. این درخت‌ها در جنوب بیشتر دیده می‌شوند.

پوست درختان قدیمی در سمت رو به آفتاب(جنوب) معمولاً نازک‌تر است.

پوسیده بودن یک طرف از اکثر درختان جنگل، جهت شمال را به ما نشان می‌دهد؛ سمت پوسیده شمال است.

به خاطر نوع تابش خورشید، شاخه‌های جنوبی اکثر درختان افقی‌تر و شاخه‌های شمالی عمودی‌ترند.

در کوه‌های سنگی، کاج‌های انحناپذیر در شیب جنوبی، و صنوبرهای انگلمان در شیب شمالی می‌رویند.

معمولاً درختان برگ ریز در شیب‌های جنوبی تپه‌ها می‌رویند و سراشیب‌های شمالی همیشه سبز است.

زمینِ اطراف ریشه‌ی درختان، به سمت جنوب سست‌تر و توخالی‌تر از قسمت شمالی است. پس زمین به سمت شمال سفت‌تر بوده و به خشکی زمین جنوبی نیست.

رشد پوشش گیاهی در سمت جنوبی تپه‌ها بیشتر از سمت شمالی خواهد بود.

توجه کنید که: به درختی نگاه کنید که ریشه‌اش در زمین باشد، نه به کنده‌ای که بریده شده و بر زمین افتاده!

توجه کنید که: به درختی نگاه کنید که ریشه‌اش در زمین باشد، نه به کنده‌ای که بریده شده و بر زمین افتاده!

3- جهت‌یابی با تنه‌ی درختان بریده‌شده: اگر مقطع درخت بریده‌شده‌اى را نگاه کنید، تعدادى دایره‌ی هم مرکز را مشاهده خواهید کرد، که هر یک از آنها نشان یک سال عمر درخت می‌باشد. درختى که بطور دائم آفتاب به تنه‌اش بتابد، دایره‌هاى نشاندهنده عمر آن درخت در یک سمت به هم نزدیک‌تر شده و در سمت دیگر از هم دور خواهند بود. سمتی که فاصله خطوط حلقه‌های سنی درخت به هم نزدیک‌تر باشد سمت شمال را مشخص می‌کند، و سمتی که خطوط حلقه‌های سنی از هم فاصله‌ی بیشتری داشته باشد سمت جنوب را نشان می‌دهد؛ به علت تابش زیاد آفتاب و رشد شدیدتر آن.

4- جهت‌یابی به کمک گل‌ها و گیاهان: گیاهان، و گل‌های درختان تمایل دارند رو به آفتاب قرار بگیرند؛ یعنی جنوب یا شرق.

برخی گیاهان برای جهت‌یابی اشتهار یافته‌اند. مثلاً در امریکا گُلی وجود دارد که همیشه جهت‌گیری شمالی-جنوبی دارد (رشد برگهایش به سمت خط شمال- جنوب است) و آن را «گیاه قطب‌نما(یا Compass Plant)» و یا «رُزینوید(Rosinweed)» می‌خوانند. نام علمی آن «سیلفیوم لاکینیاتوم» (Silphium laciniatum) است، و مسافران اولیه‌ی این سرزمین از این گیاه برای جهت‌یابی استفاده می‌کرده‌اند.

اکالیپتوس استرالیایی هم گیاهی جهت‌یاب است. این گیاه که در سرزمین‌های گرم و خشک می‌روید، برگ‌هایش رو به شمال یا جنوب است.

همچنین درختی به نام «نخل رهنوردان([ یا Traveler’s Palm])» وجود دارد که محور شاخه‌هایش شرقی-غربی اند.

همان‌طور که گفته شد، این که کدام طرف شرق است و کدام طرف غرب، یا کدام یک از طرفین شمال یا جنوب است را می‌توان با توجه به سمت خورشید و ماه در آسمان یا روش‌های دیگر یافت -ماه و خورشید تقریباً در سمت جنوبی آسمان قرار دارند.

5- جهت‌یابی به کمک باد غالب: بادها را از جهتی که می‌وزند، نام‌گذاری می‌کنند مانند باد شمالی از شمال. هر منطقه‌ای باد غالب و برجسته‌ای دارد که در فصل خاص یا گاهی در تمام فصول حکمفرماست. باد غالب، باد خاصی است که وزش آن طولانی‌تر بوده و در جهت خاصی می‌وزد. با دانستن جهت بادهای غالب می‌توانید چهار جهت اصلی را تشخیص دهید.

معمولاً نام باد را از جهتی که وزیده‌است، نام‌گذاری می‌کنند. مثلاً باد شمال یعنی بادی که از شمال به سمت جنوب می‌وزد.

برای جهت‌یابی به کمک باد غالب، 1) ابتدا باید جهت باد غالب منطقه را دانست. 2) سپس باید در جایی که هستیم جهت باد غالب را تشخیص دهیم. برای نمونه، اگر بدانیم که در منطقه‌ی ما باد غالب از شرق می‌وزد، و ضمناً جهت باد غالب منطقه را تشخیص دهیم، طرف منشأ باد شرق خواهد بود؛ که با دانستن شرق، دیگر جهت‌های اصلی هم به سادگی یافته می‌شوند.

نکته‌ی اول: اگر جهت باد غالب منطقه‌تان را نمی‌دانید، اطلاعات زیر ممکن است کمک‌کار باشد:

در نواحی معتدل، باد غالب از غرب می‌وزد. (در هر دو نیم کره شمالی و جنوبی)

در نواحی گرمسیری، باد غالب بین مناطق شمال شرقی و جنوب شرقی جریان دارد.

در نواحی استوایی، باد غالب معمولاً از سمت شرق می‌وزد.

نکته‌ی دوم: جهت باد غالب منطقه را تشخیص دهیم:

در هر منطقه‌ای باد غالب ویژگی‌های خاص خود را دارد؛ مثل درجه حرارت، رطوبت و سرعت که در فصول مختلف تغییر می‌کند.

باد غالب بر رشد درختان و گیاهان، جهت جمع شدن برف‌های باد آورنده و در جهت علف‌های بلند تأثیرگذار است. در واقع باد غالب بیشترین تأثیر را بر روی جهت پوشش گیاهی، برف، ماسه یا دیگر اشیای روی سطح زمین دارد.

الف)درختان:

جهت خم شدن اغلب درختان منطقه نشان دهنده جهت وزش باد غالب منطقه است. برای نمونه اگر درختان به طرف شمال منحرف و متمایل شده‌اند، باد غالب محتملا از سمت جنوب وزیده‌است.

اثر دیگری که باد غالب بر درختان دارد این است که: در جهتی که از وزش باد در امان است، شاخ و برگ بیشتری رشد کرده‌است.

در واقع باد ممکن است با صدمه زدن یا خشک کردن شاخه های جوان، رشد درخت را کند یا متوقف کند. معمولاً وزش باد، باعث کند شدن رشد درختان می‌شود؛ برعکسِ خورشید، که رشد شاخه‌ها و برگ‌ها را زیاد می‌کند.

در زمستان باد غالب معمولاً با برف و تگرگ همراه است، که باعث شکستن شاخه‌های جوان می‌شود.

درختی که برای تعیین جهت استفاده می‌شود، باید در محلی باز و وسیع باشد. نباید در پناه تپه، درختان دیگر یا ساختمانها باشد. چند تا از درختان نزدیک به هم را مورد آزمایش قرار دهید. مطمئن شوید که درختان هرس نشده باشند.

از آن‌جا که درختان تحت تأثیر عوامل زیادی هستند، و باید یافته‌های خود را با مشاهده‌ی درختان متعددی در همسایگی یکدیگر تأیید کنید.

ب)ماسه و برف:

امواج ماسه در بیابان‌ها، و امواج پستی-بلندی‌های برف در مناطق قطبی جهت باد را نشان می‌دهند. البته گاه به خاطر آن‌که این موج‌ها خیلی کوچک‌اند و از چند سانتی‌متر تجاوز نمی‌کنند، برای یافتن باد غالب نمی‌توانند کمک‌کار باشند، زیرا می‌توانند با هر باد تند موضعی به سرعت تشکیل شوند.

در بیابان‌ها انواع مختلف تلماسه‌ها وجود دارند، که شکل آن‌ها جهت باد غالب را نمایان می‌سازد؛ همچنین در مورد تل‌یخ‌های قطب: در مناطقی که به شدت پوشیده از برف‌اند، باد غالب توده‌های برف را می‌راند و آن‌ها را تبدیل به تل‌های برآمده‌ای می‌سازد. این تل‌ها از چند سانتی‌متر تا یک متر ارتفاع دارند، و موازی باد غالب تشکیل می‌شوند. در واقع برف از لحاظ فیزیکی شبیه ماسه عمل می‌کند.

ج) نسیم: برخی مناطق الگوی حرکت جریان هوایشان نوسان بیشتری نسبت به جاهای دیگر دارد. مثلا مردم کنار ساحل یا نسیم دریا مأنوس‌اند. معمولا بعدازظهرها نسیم مداومی از طرف دریا می‌وزد. در شب هم معمولا جهت نسیم برعکس می‌شود و از خشکی به سمت دریا می‌وزد. نسیم مشابهی در دره‌ها و کوه‌ها می‌وزد: در روز نسیمی از دره به سمت بالای کوه وزیدن می‌گیرد؛ و در شب برعکس، نسیم از بالا به سمت دره می‌وزد. اگر -مثلاً به کمک نقشه- بدانیم که دریا یا کوه (یا ساحل یا دره) در کدام جهت‌مان است، می‌توانیم جهت‌های اصلی را بیابیم.

د) هوای گرم و سرد: در نیم‌کره‌ی شمالی زمین هوایی که از شمال می‌آید معمولاً سردتر از هوایی است که از جنوب می‌آید(بادهای شمالی از بادهای جنوبی سردتر است).

هـ) سایر موارد:

اگر گمان می‌کنید که بادی که در لحظه می‌وزد باد غالب منطقه است، می‌توانید به درختان در مسیر باد نگاه کنید. با نگاه به نوک درختان می‌توانید جهت باد را بفهمید.

می‌توانید به تغییر جهت ابرها دقت کنید؛ به‌ویژه ابرهای بلندی که توسط بادهای غالب آورده می‌شوند.

در روی دریا و اقیانوس‌ها بادهای غالب دارای ویژگی‌ها و ابرهای خاص خود هستند.

6- جهت‌یابی به کمک رودخانه‌ها: بسیاری از رودها و نهرها در نیم‌کره‌ی شمالی زمین رو به جنوب سرازیرند، یعنی رو به استوا. این روند عمومی رودهاست، ولی همیشه درست نیست. مثلا رود نیل -که تماماً در نیم‌کره‌ی شمالی است- به سوی شمال جریان دارد و به مدیترانه می‌ریزد.

7- جهت‌یابی به کمک حیوانات و حشرات:

مورچه‌ها خاکِ لانه‌ی خود را به سمت جنوب یا شرق می‌ریزند. مورچه‌ها چنین می‌کنند تا در هنگام روز خاکریز‌شان به عنوان سایه‌بانی برایشان عمل کند، تا راحت‌تر کار خود را انجام دهند.

مورچه‌ها خانه‌های خود(مورتپه‌ها) را بر روی شیب‌های جنوب شرقی می‌سازند؛ زیرا خورشید در پاییز و زمستان بیشتر به این قسمت‌ها می‌تابد. آن‌ها مورتپه‌های خود را نزدیک درختان و صخره‌های جنوبی و جنوب شرقی بنا می‌کنند.

اگر شما در کنار برکه یا دریاچه‌ای باشید که پرندگان، ماهیان یا دوزیستان در حال تولیدمثل هستند، در نظر داشته باشید که آن‌ها معمولاً ترجیح می‌دهند در سمت غربی زاد و ولد (تولیدمثل و پرورش) نمایند.

دارکوب(شانه‌به‌سر) معمولا حفره‌هایش را در سمت شرقی درخت حفر می‌کند.

سنجاب‌ها هم معمولاً در سوراخ‌های سمت شرقیِ درختان خانه و لانه می‌گزینند.

 

 

روش‌های جهت‌یابی، قابل استفاده در روز و شب

جهت‌یابی با قبله

اگر جهت قبله را بدانیم، می‌توانیم شمال را تشخیص دهیم. مثلا اگر در تهران 37 درجه از جنوب سمت به غرب متمایل شویم (یعنی حدوداً جنوب غربی)، به طرف قبله ایستاده‌ایم. پس هرگاه جهت قبله را بدانیم، اگر 37 درجه از سمت قبله در جهت عقربه‌های ساعت بچرخیم، به طرف جنوب ایستاده‌ایم، و اگر 143 درجه (37-180) در خلاف جهت عقربه‌های ساعت بچرخیم، به طرف شمال ایستاده‌ایم.

قبله را از راه‌های مختلفی می‌توان یافت:

قبله‌نما: دقیق‌ترین روش تعیین قبله، به‌وسیله‌ی قبله‌نماست، که آن هم با یک قطب‌نما انجام می‌گیرد؛ و اگر ما قطب‌نما داشته باشیم، با آن قطب را مشخص می‌کنیم!

محراب مسجد: محراب مساجد به طرف قبله است. در نمازخانه‌ها هم معمولاً جهت قبله مشخص شده است.

بر خلاف تصور برخی، پای مرده در قبر رو به قبله نیست. بلکه پای محتضر (کسی که نزدیک به مرگ است) را رو به قبله می‌کنند. ولی مرده را طوری روی دست راست می‌خوابانند که بدنش رو به قبله باشد

* قبرستان: مرده را در قبر روی دست راست، به سمت قبله می‌خوابانند. پس اگر شما طوری ایستاده باشید که نوشته‌های سنگ قبر را به درستی می‌خوانید، سمت چپ‌تان قبله است.

دستشویی: از آن‌جا که قضای حاجت رو به قبله نباید باشد، معمولا توالت‌ها را عمود بر قبله می‌سازند. این هم -در جایی که اصول اسلامی ساخت رعایت شده- می‌تواند کمک‌کار باشد.

 

 جهت‌یابی با قطب‌نمای دست‌ساز

اگر قطب‌نمایی به همراه نداشتید، ولی اتفاقاً یک سوزن یا میخ کوچک در جیبتان یافتید، این روش کمک‌کار شما در ساخت یک قطب‌نما خواهد بود. البته احتمال استفاده از آن در شرایط واقعی کم است، ولی انجام آن کاری سرگرم‌کننده است.

با مالش دادن یک سوزن فقط در یک جهت به آهن‌ربا -یا حتی احتمالاً چاقوی خودتان-، یا مالیدن آن فقط در یک جهت به پارچه‌ی ابریشمی یا پنبه‌ای، سوزنْ مغناطیسی یا قطبی می‌شود؛ مانند سوزن قطب‌نما. (مثلا با ۳0 بار مالش دادن سوزن به آهنربا از طرف خودتان به سمت بیرون، سوزن به اندازه‌ی کافی خاصیت آهنربایی پیدا می‌کند. همچنین مالش سر سوزن از پایین به بالا بر پارچه‌ی ابریشمی باعث می‌شود که سر سوزن نقطه شمال را نشان دهد). حتی می‌توانید آن‌را در یک جهت میان موهای سر خود بکشید. توجه کنید که همیشه فقط در یک جهت مالش دهید.

حال اگر آن‌را روی یک چوب‌پنبه یا پوشال کوچک قرار دهید(سوزن را به چوب‌پنبه چسب بزنید، یا درون آن فرو کنید؛ یا در دو طرف سوزن چوب‌پنبه‌هایی کوچک فرو کنید)، و روی آب (آب راکد یا ظرفی پر از آب) شناور نمایید، مانند یک قطب‌نما عمل می‌کند، و سر سوزن رو به شمال می‌چرخد. برای این‌که سمت شمال و جنوب سوزن را اشتباه نکنید، این نکته را در نظر بگیرید که -در نیمکره‌ی شمالی زمین- آن سمت قطب‌نما که تقریبا رو به خورشید و ماه است، سمت جنوب است، زیرا آن‌ها در قسمت جنوبی آسمان قرار دارند. همچنین می‌توانید سوزن را با یک آهنربا امتحان کنید، و سپس سمت شمال را با علامتی روی آن مشخص نمایید.

روش دیگر ساخت آهنربا این است که یک میله یا سوزن آهنی یا فولادی را در جهت میدان مغناطیسی زمین تراز کنیم، و سپس آن‌را حرارت داده یا بر آن ضربه وارد کنیم. حال اگر این آهنربا را روی سطحی با اصطکاک کم قرار دهیم (روی یک تکه چوب کوچک در آب شناور سازید، یا مثلا سوزن را با یک ریسمان غیرفلزی آویزان(معلق) نمایید) قطب‌نمای ما کار می‌کند؛ یعنی میله آن‌قدر می‌چرخد تا در راستای میدان مغناطیسی زمین (شمالی-جنوبی) قرار گیرد.

مغناطیسی کردن سوزن با باتری: اگر سیمی را دور سوزن بپیچانید و برای چند دقیقه سر سیم را به ته باتری وصل کنید، سوزن مغناطیسی می‌شود.

به دلیل کشش سطحی آب، می‌توان سوزن را به تنهایی روی سطح آن شناور کرد. مثلا می‌توان سوزن را روی کاغذی گذاشت، و کاغذ را روی آب گذاشت. اگر کاغذ روی آب بماند که بهتر، و اگر کاغذ در آب فرو برود احتمالاً سوزن روی آب باقی می‌ماند. اگر سوزن را با گریس یا روغنی غیرقابل‌حل در آب چرب کنید (مثلا با مالش سوزن به موهای خود سوزن را چرب نمایید)، کار آسان‌تر خواهد شد. چرب بودن سوزن سبب می‌شود که سوزن روی سطح آب شناور بماند.

روش‌های جهت‌یابی در شب

جهت‌یابی با ستاره‌ی قطبی

از آن‌جا که ستاره‌ها به محور ستاره‌ی قطبی در آسمان می‌چرخند، ممکن است پیاله‌ی دب اکبر را صحیح یا وارون یا به پهلو ببینید؛ و همچنین دیگر صورت‌های فلکی را

از آن‌جا که ستاره‌ها به محور ستاره‌ی قطبی در آسمان می‌چرخند، ممکن است پیاله‌ی دب اکبر را صحیح یا وارون یا به پهلو ببینید؛ و همچنین دیگر صورت‌های فلکی را

در نیم‌کره‌ی شمالی زمین ستاره‌ی قطبی با تقریب بسیاری خوبی(حدود 0.7 درجه خطا) جهت شمال جغرافیایی (و نه شمال مغناطیسی) را نشان می‌دهد؛ یعنی اگر رو به آن بایستیم، رو به شمال خواهیم بود. برای یافتن ستاره‌ی قطبی روش‌های مختلفی وجود دارد:

به وسیله‌ی مجموعه ستارگان «دبّ اکبر»: صورت فلکی دبّ اکبر شامل هفت ستاره‌است که به شکل ملاقه قرار گرفته‌اند: چهار ستاره‌ی آن تشکیل یک ذوزنقه را می‌دهند، و سه ستاره‌ی دیگر مانند یک دنباله در ادامه‌ی ذوزنقه قرار گرفته‌اند. هر گاه دو ستاره‌ای که لبه‌ی بیرونی ملاقه را تشکیل می‌دهند(دو ستاره‌ی قاعده‌ی کوچک ذوزنقه؛ لبه‌ی پیاله‌ی ملاقه؛ محلی که آب از آن‌جا می‌ریزد) را [با خطی فرضی] به هم وصل کنیم، و 5 برابر فاصله‌ی میان دو ستاره، به سمت جلو ادامه دهیم، به ستاره‌ی قطبی می‌رسیم.

به وسیله‌ی مجموعه ستاره‌های «ذات‌الکرسی»: صورت فلکی ذات‌الکرسی شامل 5 ستاره است که به شکل W یا M قرار گرفته‌اند. هرگاه (مطابق شکل) ستاره‌ی وسط W (رأس زاویه‌ی وسطی) را حدود 5 برابرِِ «فاصله‌ی آن نسبت به ستاره‌های اطراف» به سوی جلو ادامه دهیم، به ستاره‌ی قطبی می‌رسیم.

 

 نکات

صورت‌های فلکی ذات‌الکرسی و دبّ اکبر نسبت به ستاره‌ی قطبی تقریبا روبه‌روی یکدیگر، و دور ستاره‌ی قطبی خلاف جهت عقربه‌های ساعت می‌چرخند. این دو صورت فلکی هیچ‌گاه غروب نمی‌کنند. این دو همیشه در یک شب صاف قابل رؤیت اند. ولی اگر یکی از آن‌ها پشت کوه پنهان بود، با دیگری می‌توان ستاره‌ی قطبی را یافت. فاصله‌ی هر کدام از این دو صورت فلکی تا ستاره‌ی قطبی تقریباً برابر است.

ستاره‌ی قطبی، خود آخرین ستاره‌ی دسته‌ی ملاقه‌ی صورت فلکی ملاقه‌ای شکل «دبّ اصغر» است. برخی ستاره‌های دبّ اصغر چندان پرنور نیستند، و گاه ممکن است به راحتی دیده نشوند.

اگر برای یافتن ستاره‌ها در آسمان از ستاره‌یاب(افلاک‌نما) استفاده می‌کنید، به‌خاطر داشته باشید که ستاره‌یاب‌ها موقعیت ستاره‌ها را در زمان، تاریخ و موقعیت جغرافیایی(طول و عرض جغرافیایی) خاصی نشان می‌دهند.

زمین دور محوری فرضی که از شمال و جنوب کره‌ی زمین می‌گذرد می‌چرخد. این چرخش زمین موجب می‌شود که ما تصور کنیم همه‌ی ستاره‌های آسمان حول محوری می‌چرخند(حرکت ظاهری دارند)، که در محل محور گردش آن‌ها ستاره‌ی قطبی می‌درخشد؛ ستاره‌ی پرنوری که در راستای محور گردش زمین قرار داد، و بدین دلیل در آسمان ثابت به نظر می‌رسد.

هر چه از استوا به سوی قطب شمال برویم، ستاره‌ی قطبی در آسمان بالاتر (در ارتفاع بیشتر) دیده می‌شود. یعنی ستاره‌ی قطبی در استوا (عرض جغرافیایی 0 درجه) تقریبا در افق دیده می‌شود، و در قطب شمال(عرض جغرافیایی 90 درجه) تقریباً بالای سر(سرسو، سمت‌الرّأس، رأس‌القدم) دیده می‌شود. بالاتر از عرض جغرافیایی 70 درجه‌ی شمالی عملا نمی‌توان با ستاره‌ی قطبی شمال را پیدا کرد.

در شب هم می‌توان به وسیله‌ی ستاره‌ی قطبی و دب اکبر زمان را تشخیص داد؛ همان‌طور که در مدخل ساعت ستاره‌ای آمده است.

جهت‌یابی با هلال ماه

در زمان قرص کامل نمی‌توان از این روش استفاده کرد

اگر به دلیل وجود ابر یا درختان نمی‌توانید ستاره‌ها را ببینید، می‌توانید از ماه برای جهت‌یابی استفاده کنید.

ماه به شکل هلال باریکی تولد می‌یابد، و در نیمه‌های ماه قمری به قرص کامل تبدیل می‌شود، و سپس در جهت مقابل هلالی می‌شود. در نیمه‌ی اول ماه‌های قمری قسمت خارجی ماه (تحدب و کوژی ماه، برآمدگی و برجستگی ماه) مانند پیکانی جهت غرب را نشان می‌دهد. در نیمه‌ی دوم ماه‌های قمری، تحدب ماه به سمت مشرق است.

این روش جهت‌یابی چندان دقیق نیست، ولی حداقل راه‌نمایی تقریبی را فراهم می‌سازد.

اگر خطی از بالای هلال به پایین آن وصل کنیم و ادامه دهیم، در نیمه‌ی اول ماه قمری شکل p و در نیمه‌ی دوم شکل q خواهد داشت.

کره‌ی ماه در نیمه‌ی اول ماه‌های قمری پیش از غروب آفتاب طلوع می‌کند، و در نیمه‌ی دوم پس از غروب، تا پایان ماه که پس از نیمه‌شب طلوع می‌نماید.

پیدا کردن جنوب توسط ماه: اگر خطی فرضی میان دو نوک(تیزی) هلال ماه رسم کرده و آن را تا زمین ادامه دهید، تقاطع امتداد این خط با افق، نقطه جنوب را [در نیم‌کره‌ی شمالی زمین] نشان می‌دهد.

وقتی ماه به صورت قرص کامل است، می‌توان به کمک حرکت ظاهری ماه -که از مشرق به طرف مغرب است- جهت‌یابی کرد.

 روش‌های دیگر جهت‌یابی در شب

حرکت ظاهری ماه در آسمان از شرق به غرب است.

خوشه پروین: دسته‌اى (حدود ده تا پانزده عدد) ستاره، به شکل خوشه انگور، در یک جا مجتمع هستند که به آن مجموعه خوشه‌ی پروین می‌گویند. این ستارگان مانند خورشید از شرق به طرف غرب در حرکتند، ولى در همه حال دُمِ آن‌ها به طرف مشرق است.

ستارگان بادبادکی: حدود هفت -هشت ستاره در آسمان وجود دارد که به شکل بادبادک یا علامت سوال می‌باشند. این ستارگان نیز از شرق به غرب حرکت می‌کنند، و در همه حال دنباله بادبادکى آنها بطرف جنوب است.

کهکشان راه شیری توده‌ی عظیمی از انبوه ستارگان است که تقریباً از شمال شرقی به جنوب غربی امتداد یافته است. در شمال شرقی این راه باریک است، و هر چه به سمت جنوب غربی می‌رود، پهن‌تر می‌شود. هر چه به آخر شب نزدیک‌تر می‌شویم، قسمت پهن راه شیری به طرف مغرب منحرف می‌شود.

جهت‌یابی با ساعت عقربه‌دار

ساعت مچی معمولی(آنالوگ، عقربه‌ای) را به حالت افقی طوری در کف دست نگه می‌داریم که عقربه‌ی ساعت‌شمار به سمت خورشید اشاره کند. در این حالت، نیمسازِ زاویه‌ای که عقربه‌ی ساعت‌شمار با عدد 12 ساعت می‌سازد(زاویه‌ی کوچکتر، نه بزرگتر)، جهت جنوب را نشان می‌دهد. یعنی مثلا اگر چوب‌کبریتی را [به طور افقی] در نیمه‌ی راه میان عقربه‌ی ساعت‌شمار و عدد 12 ساعت قرار دهید، به طور شمالی-جنوبی قرار گرفته‌است.

Drawing: Figure 18-2. Watch method.

 نکات

این که گفته شد عقربه‌ی کوچک ساعت به سمت خورشید اشاره کند، یعنی این‌که اگر شاخصی [مثلا چوب‌کبریت] ای که در مرکز ساعت قرار دهیم، سایه‌اش موازی با عقربه‌ی ساعت‌شمار و در جهت مقابل آن باشد. یا این‌که سایه‌ی عقربه‌ی ساعت‌شمار درست در زیر خود عقربه قرار گیرد. یا مثلاً اگر چوبی ده-پانزده سانتیمتری را در زمین به‌طور عمودی قرار دهیم، ساعت روی زمین به شکلی قرار گرفته باشد که عقربه‌ی ساعت‌شمارش موازی با سایه‌ی چوب باشد.

نیمساز، خطی است که یک زاویه را به دو قسمت مساوی تقسیم می‌کند. در واقع باید میان عقربه‌ی ساعت‌شمار و 12 را بیابید و با خطی فرضی به مرکز ساعت وصل نمایید.

دلیل این‌که زاویه(ی بین عقربه‌ی ساعت‌شمار و 12) را نصف می‌کنیم این است که: وقتی خوشید یک بار دور زمین می‌چرخد، ساعت ما دو دور می‌چرخد(دو تا 12 ساعت). یعنی گرچه روز 24 ساعت است(و یک دور کامل را در 24 ساعت طی می‌کند)، ساعت‌های ما یک دور کامل را در 12 ساعت طی می‌نماید. اگر ساعت 24 ساعته‌ای می‌داشتید، که دور آن به 24 قسمت مساوی تقسیم شده بود، هر گاه عقربه‌ی ساعت‌شمار را رو به خورشید می‌گرفتید عدد 12 ساعت همیشه جهت جنوب را نشان می‌داد.

این روش وقتی سمت صحیح را نشان می‌دهد، که ساعت مورد نظر درست تنظیم شده باشد. یعنی اگر در بهار و تابستان ساعت‌ها را نسبت به ساعت استاندارد یک‌ساعت جلو می‌برند، ما باید آن را تصحیح کنیم(ابتدا ساعت‌مان را یک ساعت عقب ببریم سپس روش را اِعمال کنیم؛ یا نیمساز عقربه‌ی ساعت‌شمار را [به جای 12] با 1 حساب کنید). همچنین در همه‌ی سطح یک کشور معمولا ساعت یکسانی وجود دارد، که مثلا در ایران حدود یک ساعت متغیر است(ایران تقریباً بین دو نصف‌النهار قرار دارد؛ لذا ظهر شرعی در شرق و غرب ایران حدوداً یک ساعت فاصله دارد.) ساعت صحیح هر مکان همان ساعتی است که هنگام ظهر شرعی در آن در طول سال، اطراف ساعت 12 ظهر است. در واقع برای تعیین دقیق جهت‌های جغرافیایی ساعت باید طوری تنظیم باشد که هنگام ظهر شرعی ساعت 12 را نشان دهد.

روش ساعت مچی تا 24 درجه امکان خطا دارد. برای دقت بیشتر باید از آن در عرض جغرافیایی بین 40 و 60 درجه [شمالی یا جنوبی] استفاده شود؛ هر چند در عرض جغرافیایی 5/23 تا 5/66 درجه [شمالی یا جنوبی]نتیجه‌اش قابل قبول است.(البته در نیم‌کرده‌ی جنوبی جهت شمال و جنوب برعکس است.) در واقع هر چه به استوا نزدیک‌تر شویم، از دقت این روش کاسته می‌شود. ضمناً هر چه زمان به کار بردن این روش به ظهر شرعی نزدیک‌تر باشد، نتیجه‌ی آن دقیق‌تر خواهد بود. (کشور ایران دارای عرض جغرافیایی بین 36 و 39 درجه‌ی شمالی است.)

اگر مطمئن نیستید کدام طرف شمال است و کدام طرف جنوب، به یاد بیاورید که خورشید از شرق بر می‌خیزد، در غرب می‌نشیند، و در ظهر سمت جنوب است.

توجه کنید که اگر این روش را در هنگام ظهر شرعی (یعنی ساعت 12) اجرا کنیم، جهت عقربه‌ی ساعت‌شمار خود به سوی جنوب است. یعنی مانند همان روش «جهت‌یابی با سمت خورشید»، که گفتیم خورشید در ظهر شرعی به سمت جنوب است.

اگر از ساعت دیجیتال استفاده می‌کنید، می‌توانید ساعت عقربه‌داری را روی یک کاغذ یا روی زمین بکشید (دور دایره‌ای از 1 تا 12 بنویسید، و عقربه‌ی ساعت‌شمار را هم بکشید)، و سپس از روش بالا استفاده کنید.

حتی وقتی هوا آفتابی نیست و خورشید به راحتی دیده نمی‌شود هم گاه سایه‌ی خوشید را می‌توان دید. اگر یک چوب‌کبریت را عمود نگه دارید، سایه‌ی آن برعکس جهت خورشید می‌افتد.

به شکل عکس، اگر جهت‌های جغرافیایی را بدانیم، می‌توانیم زمان را در روز بدانیم. با همین روش ساعت‌های خورشیدی در گذشته ساخته می‌شدند. برای ساخت آن باید نیم‌دایره‌ای را روی زمین به طرف شمال رسم کنیم و از 6 تا 18 به شکلی شماره‌گذاری نماییم که عدد 12 آن رو به شمال، عدد 6 در سمت غرب و عدد 18 در سمت شرق باشد. حال اگر شاخصی در مرکز دایره قرار دهیم، سایه‌ی شاخص به منزله‌ی عقربه‌ی ساعت‌شمار ساعت است. چنین ساعتی کاملا دقیق نیست. ساعت‌های آفتابی‌ای ساخته شده است که دقت بسیاری دارند.

جهت یابی2

جهت‌یابی

یافتن جهت‌های جغرافیایی را جهت‌یابی گویند. جهت‌یابی در بسیاری از موارد کاربرد دارد. برای نمونه وقتی در کوهستان، جنگل، دشت یا بیابان گم شده باشید، با دانستن جهت‌های جغرافیایی، می‌توانید به مکان مورد نظرتان برسید. یکی از استفاده‌های مسلمانان از جهت‌یابی، یافتن قبله برای نماز خواندن و ذبح حیوانات است. کوهنوردان، نظامیان، جنگل‌بانان و ... هم به دانستن روش‌های جهت‌یابی نیازمندند.

هرچند امروزه با وسایلی مانند قطب‌نما یا GPS می‌توان به راحتی و با دقت بسیار زیاد جهت جغرافیایی را مشخص کرد، در نبود ابزار، دانستن روش‌های دیگر جهت‌یابی مفید و کاراست.

 جهت‌های اصلی و فرعی

جهت‌های جغرافیایی، که شمال با رنگ قرمز مشخص شده

 

جهت‌های جغرافیایی، که شمال با رنگ قرمز مشخص شده

اگر رو به شمال بایستیم، سمت راست‌مان مشرق (شرق، باختر)، سمت چپ‌مان مغرب (غرب، خاور) و پشت سرمان جنوب است. این چهار جهت را جهت‌های اصلی می‌نامند. بین هر دو جهت اصلی یک جهت فرعی وجود دارد. مثلا نیمساز جهت‌های شمال و شرق، جهت شمالِ شرقی (شمالِ شرق) را مشخص می‌کند.

با دانستن یکی از جهت‌ها، بقیه‌ی جهت‌ها را می‌توان به سادگی مشخص نمود. مثلاً اگر به سوی شمال ایستاده باشید، دست راست شما شرق، دست چپ شما غرب، و پشت سر شما جنوب است.

 

 روش‌های جهت‌یابی

برخی روش‌های جهت‌یابی مخصوص روز، و برخی ویژه‌ی شب اند. برخی روش‌ها هم در همه‌ی مواقع کارا هستند. توجه شود که:

بسیاری از این روش‌ها کاملاً دقیق نیستند و صرفاً جهت‌های اصلی را به صورت تقریبی‌ مشخص می‌کنند. برای جهت‌های دقیق باید از قطب‌نما استفاده کرد، و میل مغناطیسی و انحراف مغناطیسی آن را هم در نظر داشت.

آن‌چه گفته می‌شود اکثراً مربوط به نیمکره‌ی شمالی است؛ به طور دقیق‌تر، بالای 23.5 درجه(بالای مدار رأس السرطان). در نیم‌کره‌ی جنوبی در برخی روش‌ها ممکن است جهت شمال و جنوب برعکس آن‌چه گفته می‌شود باشد.

 

 روش‌های جهت‌یابی در روز

 

 جهت‌یابی با سمت خورشید

1- خورشید صبح تقریباً از سمت شرق طلوع می‌کند، و شب تقریباً در سمت غرب غروب می‌کند.

این مطلب فقط در اول بهار و پاییز صحیح است؛ یعنی‌ در اولین روز بهار و پاییز خورشید دقیقاً از شرق طلوع و در غرب غروب می‌کند، ولی در زمان‌های دیگر، محل طلوع و غروب خورشید نسبت به مشرق و مغرب مقداری انحراف دارد. در تابستان طلوع و غروب خورشید شمالی‌تر از شرق و غرب است، و در زمستان جنوبی‌تر از شرق و غرب می‌باشد. در اول تابستان و زمستان، محل طلوع و غروب خورشید حداقل حدود 23.5 درجه با محل دقیق شرق و غرب فاصله دارد، که این خطا به هیچ وجه قابل چشم پوشی‌ نیست. در واقع از آن‌جا که موقعیت دقیق خورشید با توجه به فصل و عرض جغرافیایی متغیر است، این روش نسبتاً غیردقیق است.

تنها جایی که خورشید همیشه دقیقاً از شرق طلوع و در غرب غروب می‌کند، استواست.

2- در نیمکره‌ی شمالی زمین، در زمان ظهر شرعی خورشید همیشه دقیقاً در جهت جنوب است و سایه‌ی اجسام رو به شمال می‌افتد.

ظهر شرعی یا ظهر نجومی در موقعیت جغرافیایی شما، دقیقاً هنگامی است که خورشید به بالاترین نقطه‌ی خود در آسمان می‌رسد. در این زمان، سایه‌ی شاخص به حداقل خود در روز می‌رسد، و پس از آن دوباره افزایش می‌یابد؛ همان زمان اذان ظهر.

برای دانستن زمان ظهر شرعی می‌توانید به روزنامه‌ها مراجعه کنید یا منتظر صدای اذان ظهر باشید. ظهر شرعی حدوداً نیمه‌ی بین طلوع آفتاب و غروب آفتاب است.

3- حرکت خورشید از شرق به غرب است؛ و این هم می‌تواند روشی برای یافتن جهت‌های جغرافیایی باشد.

 

 جهت‌یابی با سایه‌ی چوب(شاخص)

شاخص، چوب یا میله‌ای نسبتاً صاف و راست است (مثلا شاخه‌ی نسبتا صافی از یک درخت به طول مثلا یک متر) که به طور عمودی در زمینی مسطح و هموار و افقی(تراز و میزان) فرو شده است.

روش اول: نوک(انتهای) سایه‌ی شاخص روی زمین را [مثلا با یک سنگ] علامت‌گذاری می‌کنیم. مدتی (مثلاً ده-بیست دقیقه بعد، یا بیشتر) صبر می‌کنیم تا نوک سایه چند سانتیمتر جابه‌جا شود. حال محل جدید سایه‌ی شاخص (که تغییر مکان داده است) را علامت‌گذاری می‌نماییم. حال اگر این دو نقطه را با خطی به هم وصل کنیم، جهت شرق-غرب را مشخص می‌کند. نقطه‌ی علامت‌گذاری اول سمت غرب، و نقطه‌ی دوم سمت شرق را نشان می‌دهد. یعنی اگر طوری بایستیم که پای چپ‌مان را روی نقطه‌ی اول و پای راستمان را روی نقطه‌ی دوم بگذاریم، روبروی‌مان شمال را نشان می‌دهد، و رو به خورشید (پشت سرمان) جنوب است.

از آن‌جا که جهت ظاهری حرکت خورشید در آسمان از شرق به غرب است، جهت حرکت سایه‌ی خورشید بر روی زمین از غرب به شرق خواهد بود. یعنی در نیم‌کره‌ی شمالی سایه‌ها ساعتگرد می‌چرخند.

هر چه از استوا دورتر بشویم، از دقت پاسخ در این روش کاسته می‌شود. یعنی در مناطق قطبی (عرض جغرافیایی بالاتر از 60 درجه) استفاده از آن توصیه نمی‌شود.

در شب‌های مهتابی هم از این روش می‌توان استفاده کرد: به جای خورشید از ماه  استفاده کنید.

 

Drawing: Figure 18-1. Shadow-tip method

روش دوم(دقیق‌تر): محل سایه‌ی شاخص را زمانی پیش از ظهر علامت گذاری می‌کنیم. دایره‌ یا کمانی به مرکز محل شاخص و به شعاع محل علامت‌گذاری شده می‌کشیم. سایه به تدریج که به سمت شرق می‌رود کوتاه‌تر می‌شود، در ظهر به کوتاه‌ترین اندازه‌اش می‌رسد، و بعداز ظهر به تدریج بلندتر می‌گردد. هر گاه بعد از ظهر سایه‌ی شاخص از روی کمان گذشت (یعنی سایه‌ی شاخص هم‌اندازه‌ی پیش از ظهرش شد) آن‌جا را به عنوان نقطه‌ی دوم علامت‌گذاری می‌کنیم. مانند روش پیشین، این نقطه سمت شرق و نقطه‌ی پیشین سمت غرب را نشان می‌دهد.

در واقع هر دو نقطه سایه‌ی هم‌فاصله از شاخص، امتداد شرق-غرب را مشخص می‌کنند.

با این‌که روش پیشین نسبتاً دقیق است، این روش دقیق‌تر است؛ البته وقت بیشتری برای آن لازم است.

برای کشیدن کمان مثلا طنابی(مانند بند کفش، نخ دندان) را انتخاب کنید. یک طرف طناب را به شاخص ببندید، و طرف دیگرش را به یک جسم تیز؛ به شکلی که وقتی طناب را می‌کشید دقیقاً به محل علامت‌گذاری شده برسد. نیم‌دایره‌ای روی زمین با جسم تیز رسم کنید.

وقتی سایه‌ی شاخص به حداقل اندازه‌ی خود می‌رسد(در ظهر شرعی)، این سایه سمت جنوب را نشان می‌دهد (بالای 23.5 درجه).

 

جهت یابی

یكی از اولین چیزهایی كه هر فرد مدافع یا نظامی و چریك برای جنگیدن و حتی كوهنوردی و صحرا نوردی لازم است بداند جهت یابی در هر شرایطی است.
همانطور كه بسیاری از شما جهت یابی را از طریق خورشید و جهت سایه و ستارگان در دبیرستان در درس آمادگی دفاعی فرا می گیرید پس من هم از روی آن ها رد شده و برای شما شیوه های بسیار خاص و نادر جهت یابی در شرایط خاص را قرار می دهم كه حتی بعضی از آن ها به كماندوها و نیروهای ویژه آموزش داده نمی شود و دانستن آن بسیار مفید خواهد بود.

بهتر است بدانید هوا همیشه آفتابی نیست و شب ها هم همیشه نور ستارگان را در اختیار ندارید. به امید قطب نما هم نباشید چون وسیله ای است خراب شدنی و بهترین كار یاد گرفتن جهت یابی است.
بهترین روش جهت یابی آشنایی با اقلیم منطقه و بادهای فصلی منطقه درگیری است. مثلا برای جنگی كه فرضا با اشرار بلوچستان در گرفته اگر سربازی راهش را گم كند در فصل تابستان می تواند به راحتی جهت یابی كند بدین گونه كه در آن منطقه بادهای گرم و خشك همیشه در فصل تابستان از جنوب شرقی به شمال غربی میوزند. تنها این نكته را به خاطر داشته باشید كه در مناطق پر از گودال و كوهستانی ممكن است جهت باد در سطح زمین خلاف جهت باد باشد. پس همیشه در مورد بادهای دائمی در منطقه ای كه هستید اطلاعات كسب كنید.

یكی دیگر از روش های جهت یابی كه به كماندوها آموزش داده می شود جهت یابی از روی لانه مورچه هاست. مورچه های بزرگ بیابان معروف به مورچه خاكی یا خر مورچه یا مورچه گاز گیر ( در لحجه های مختلف ) می توانند بسیار مفید باشند. با تعقیب كردن یكی از آن ها تا لانه شان بروید و ورودی آن را پیدا كنید. لانه این مورچه ها سوراخ شان اكثرا رو به شمال است. یعنی متمایل به شمال است. علت آن هم نتابیدن مستقیم نور آفتاب به داخل لونه شان است.

روش بعدی شناسایی پوشش گیاهی تپه هاست. به تپه ها نگاه كنیدو سمتی كه به طرف جنوب است خشكتر و كم گیاه تر از سمتی است كه رو به شمال است. ( در دشت های ایران ) ممكن است در ابتدا فكر كنید غیر ممكن است اما با علم به این مسئله اگر به تپه ها و كوه ها نگاه كنید متوجه خواهید شد. اگر در بیابان هستید و پوشش گیاهی وجود ندارد می توانید از آفتاب جهت یابی كنید اما اگر هوا ابری شده ( به تازگی ) و می خواهید جهت یابی كنید با پیدا كردن یك تپه پر شیب در جهت های مختلف روی خاك شیب دست بگذارید و حرارت آن را بسنجید و تمام اطراف تپه را نه به صورت پیوسته...بلكه به صورت 180 درجه امتحان كنید ( ابتدا دست بگذارید سپس در سمت مقابل این كار را امتحان كنید ) نحوه جهت یابی به این صورت است كه در تپه های پر شیب طرفی كه رو به شمال است خاكش خنك تر از طرفی است كه رو به جنوب است.

روش بعدی بسیار نادر است اما با اینحال در وضعیتی ممكن است ناچار باشید. اگر زنبوری دیدید به حركت آن دقت كنید. اگر مسنقیم پرواز می كرد بدانید یا به سمت لانه می رود یا به سمت گل. اما اگر در محیطی پروازی رقص مانند به نمایش می گذاشت ( دور از لانه ) در حركت آن دقیق شوید. زنبورهای در جستجوی گل در حركات مارپیچی خود برای مدتی به سمت شمال پرواز می كنند ( چند ثانیه ) بعد ناگهان چند دور دور خود می چرخند و حركت نا منظمی را آغاز می كنند و بعد از مدتی ناگهان رو به شمال می كنند و مدتی مستقیم به سمت شمال می روند و این كار را پیاپی انجام می دهند.

روش دیگر از روی شناسایی پرنده های مهاجر است. در دشت های مركزی ایران به طور معمول در بهار اكثر پرنده ها از جنوب به شمال و در پاییز از شمال به جنوب پرواز می كنند ( در دسته های چند تایی )

روش بعدی هم بسیار نادر است و آن جفت گیری سمندر هاست. اكثر سمندر ها در حین جفت گیری در روز معمولا رو به جنوب با هم جفت گیری می كنند اما به خوبی این نكته هم قید شده كه این روش اصلا قابل اطمینان نیست.

اگر سوسك مصری دیدید كه گلوله ای از پهن خشك را می غلتاند و با خود می برد اگر دو سوسك بودند بدانید كه ( در ایران ) به سمت غرب می روند اما اگر یك سوسك بود ممكن است به هر جهتی برود.

روش دیگر از روی لانه مورچه های سرخ است. اگر لانه ای از مورچه های سرخ پیدا كردید به جهت سوراخ آن اعتماد نكنید بلكه لانه را بدون تخریب قسمت های زیرین بكنید. اگر توانستید حفره ای را كه لاروهای مورچه قرمز در آن نگهداری می شوند پیدا كنید به فاصله 50 سانت اطراف آن را كنده و سعی كنید دومین محل نگهداری لارو ها را پیدا كنید. اگر هر دو محل متعلق به 1 لانه باشند محل این 2 قسمت نگهداری لارو ها در امتداد شمال جنوب است. یعنی اگر خطی را بین 2 محل نگهداری رسم كنید آن خط امتداد شمال جنوب را نشان می دهد.

روش بعدی چشیدن خاك است. اگر توانستید مسیری باقی مانده از یك جریان قدیمی آب مانند نهر یا جوب خشك شده ای را در روی یك شیب پیدا كنید ( در بیابان ) اگر خاك پایین شیب آن شور تر از خاك بالای شیب بود بدانید كه شیب به سمت جنوب است. اما اگر شورتر نبود دلیل بر به سمت شمال بودن شیب نیست.

در شب یك مار صحرایی را دنبال كنید. ( بسیار مواظب باشید به آن نزدیك نشوید چون هم خطرناك است و هم اگر نزدیك شوید تغییر جهت داده تا حمله یا فرار كند ). اگر اثر مانده بر شن ناشی از حركت آن كه مانند زیگزاگ است نا متقارن بوده و شیب زیگزاگ های یك طرف ( راست ) از زیگزاگ های چپ بیشتر بود بدانید مار به سمت شرق ( طلوع آفتاب بعدی ) حركت می كرده است. اما اگر زیگزاگ حركت آن منظم بود می تواند به هر جهتی باشد.

مسلسل دستی برتا

مسلسل دستی برتا

مدل PM-12 S2

مسلسل دستی برتا مدل 12 اس – 2 به وسیله فشنگ های 19x9 تغذیه می شوند و به وسیله فشار مستقیم گاز باروت مسلح می شود.مکانیزم کارکرد سلاح از نوع گلنگدن باز می باشد.دارای یک قنداق تاشو فلزی و چکاننده سه وضعیتی ( ضامن،تک تیر،رگبار ) است.

 

گلنگدن تلسکوپی این سلاح بگونه ای طراحی ده است تا بخشی از حرکت خود را بر روی لوله 200 میلی متری خود انجام دهد.این شیوه موجب می شود تا بتوان سلاح را کوتاه تر تولید نمود.این مسلسل دستی بسیار جمع و جور می باشد و دارای کمترین لرزش در هنگام شلیک است.

 

قبضه جلویی،محل خشاب،حافظ  ماشه برگه ناظم آتش و ضامن قبضه ای خودکار تماما بصورت یک مجموعه بر روی بدنه اصلی قرار دارد.این ترکیب خوب و جالب سال هاست که در ساخت مسلسل های برتا سری 12 رعایت می شود تمامی این مجموعه بصورت هوشمندانه بر روی سلاح قرار گرفته است. سادگی قطعات ساخته شده و تعداد اندک آن یکی از امتیازات این مسلسل دستی می باشد.

مسلسل برتای 12- اس- 2 مدل بهینه سازی شده نمونه اس می باشد.این مدل که با فشنگ های استاندارد ناتو قادر به شلیک می باشد توسط نیروهای ناتو آزمایش شده است و تاییدیه کیفیت را دریافت نموده.

برگه ناظم آتش و دستگیره مسلح کننده جدید

 

انتخاب وضعیت شلیک در این سلاح در حالت های ضامن،تک تیر و رگبار براحتی توسط برگه ناظم آتش که در سمت چپ و بالای قبضه قرار دارد انجام می شود.حرف "اس" به معنی ضامن،عدد (1) به معنی تک تیر و حرف (R) به معنای رگبار است.برای قرار دادن برگه ناظم آتش در هر یک از سه وضعیت گفته شده نیازی به برداشتن دست از روی قبضه نیست.در این حالت ضامن ماشه و گلنگدن هم زمان با هم قفل می شوند.یکی از نقاط ضعف مسلسل های سری 12 حرکت دستگیره گلنگدن به هنگام شلیک بود.این امر مشکلات زیادی را برای تیر انداز بوجود می آورد.امکان برخورد با دست و یا با لباس مهمترین این خطرات بود.در مدل جدید اس – 2 این نقیصه رفع شده و دستگیره گلنگدن بگونه ای طراحی شده است که بعد از عمل مسلح کردن سلاح دستگیره گلنگدن در محل خود ثابت می ماند و به هنگام تیر اندازی مانند نمونه های قبلی این سلاح حرکت نمی کند.این دستگیره گلنگدن ضریب ایمنی سلاح را افزایش داده است.

قابل تنظیم ، قابلیت انطباق و ایمنی

مگسک سلاح دارای تیغه ای قابل تنظیم می باشد.محل تنظیم در سمت بوسیله مگسک و تنظیم در برد بوسیله روزنه دید در دو وضعیت 100 متر و 200 متر انجام پذیر است.

 

 

قنداق سلاح به راحتی و با دو حرکت در حالت باز قرار می گیرد با استفاده از مکانیزمی جالب  قنداق در حالت باز از ایستایی مطمئنی برخوردار است.هنگامی که قنداق در حالت بسته قرار دارد در سمت راست سلاح قرار می گیرد.در این حالت کفی قنداق در امتداد میله قنداق و در بالای قبضه جلویی قرار می گیرد.در این حالت قنداق هیچ گونه مزاحمتی برای تیر انداز و سلاح ایجاد نمی کند.پوکه پران سلاح در داخل بدنه اصلی و بصورت ثابت قرار دارد.این پوکه پران به همراه ناخن فشنگ کش از نظر کاربرد بسیار مطمئن می باشند.بدنه سلاح از ورق فولادی که به وسیله پرس لول و فرم دهی ساخته شده است.پوشش بدنه فولادی آن بوسیله رنگ پخته و گلنگدن و ناخن فشنگ کش بوسیله آب کرم پوشش داده شده اند.

وسایل جانبی

1-       خشاب 32 تیری

2-       بند حمل

3-       کیت نظافت

4-       آچار تنظیم در سمت مگسک

5-       پایه دوربین قابل اتصال روی بدنه اصلی

6-       صدا خفه کن

7-       دوربین دات پوینت

 

مشخصات فنی  برتا مدل PM-12 S2:

کالیبر                                                              19 x9 ناتو

مکانیزم مسلح شدن                                      گلنگدن باز

ضامن                                                             ضامن ، تک تیر ، رگبار  

ظرفیت خشاب                                               32 گلوله

مکانیزم ایمنی                                 ضامن دستگیره گلنگدن،ضامن قبضه ای،ضامن لنگدن، ضامن چکاننده                  

طول کلی                                                      660 میلی متر

طول با قنداق بسته                                      418 میلی متر

طول لوله                                                       200 میلی متر

فاصله شکاف درجه و مگسک                        285 میلی متر   

ارتفاع(بدون خشاب)                                      180 میلی متر

ارتفاع (با خشاب)                                          244 میلی متر

وزن با خشاب خالی                                       480/3 کیلو گرم

وزن با خشاب پر                                             820/3 کیلو گرم

گام خان و جهت گردش                                  250 میلی متر – شش خان راست

تنظیم مسافت هدف                                      شکاف درجه ای پله ای مسافت های 100و200 متر

تنظیم سمت                                                  بوسیله مگسک    

سرعت علمی تیر اندازی                               550 تیر در دقیقه

 

گیاهان داروئی (گزنه)

گزنه ( Nettle )

نام علمی : Urtica Dioica

گزنه گیاهی است كه از دوران ماقبل تاریخ نیز وجود داشته و مردم آن زمان از آن برای تغذیه استفاده   می كردند و از خواص درمانی آن اطلاع داشته اند .

جالینوس حكیم كه در قرن دوم میلادی زندگی می كرده آنرا برای رفع سرماخوردگی و بیماری دستگاه تنفسی بكار می برده است .

گزنه گیاهی است علفی و چند ساله كه ساقه آن چهار گوش بوده و بطور قائم تا ارتفاع یك متر بالا     میرود. این گیاه در خرابه ها ،‌باغها و نقاط مرطوب كه چهارپایان از آن عبور می كنند بحالت خودرو میروید ریشه این گیاه خزنده بوده و در ناحیه ای كه سبز می شود كم كم تمام منطقه را فرا می گیرد .

ساقه این گیاه را پرزها و تارهای مخروطی شكل پوشانده كه در صورت لمس كردن ساقه بدست        می چسبد و پوست را می گزد كه تولید خارش و سوزش می كند و شاید بهمین دلیل آنرا گزنه      نامیده اند .

تخم آن نرم ، ریز و تیره رنگ و مانند تخم كتان است قسمت مورد استفاده این گیاه برگهای تازه ، ریشه ٬ شیره و دانه آن است .

تركیبات شیمیایی:

گزنه دارای تانن ، لسیتین ،‌اسید فورمیك ، نیترات پتاسیم و كلسیم ، تركیبات آهن درد ، ویتامین C و نوعی گلوكوزید است كه پوست را قرمز می كند از سرشاخه های این گیاه ماده قرمز رنگی بنام اورتی سین استخراج می شود .

خواص داروئی:

گزنه از نظر طب قدیم ایران گرم و خشك است

1) گزنه مو را تقویت كرده و از ریزش موی سر جلوگیری می كند ، حتی در بعضی از موارد موی سر دوباره می روید . برای استفاده از این خاصیت 6 گرم سر شاخه ها و برگها و ریشه گزنه را بتنهایی و یا با 30 گرم چای كوهی در یك لیتر آبجوش ریخته و آنقدر بجوشانید تا حجم مایع به نصف برسد . شبها مقدری از این مایع را به سر بمالید و صبح بشوئید .

2)برای براق شدن و جلا دادن به موها بعد از شستشوی سر موها را با چای گزنه ماساژ دهید . بدین منظور یك قاشق چایخوری برگ گزنه خشك را در یك لیوان آب جوش ریخته و مدت نیم ساعت بگذارید بماند . ماساژ دادن با این چای ، شوره سر را برطرف می كند.

3)دستگاه هاضمه را تقویت می كند

4)ادرار را زیاد می كند

5)برای درمان بیماری قند مفید است بدین منظور یك فنجان چای گزنه را سه بار در روز میل كنید

6)ترشح شیر را در زنان شیرده زیاد می كند

7)اخلاط خونی را برطرف می كند

8)بیماریهای پوستی را برطرف می كند

9)برای باز كردن عادت ماهیانه از دانه گزنه استفاده كنید

10)در درمان كم خونی موثر است و تعداد گلبولهای قرمز را زیاد می كند

11)اگر در ادرار خون وجود داشته باشد گزنه آنرا برطرف می كند

12)گزنه عرق آور است

13)پاك كننده اخلاط سینه ، ریه و معده است

14)نیروی جنسی را تقویت می كند

15)گرفتگی های كبدی را رفع می كند

16)برای از بین بردن زگیل ، ضماد برگهای تازه آنرا روی زگیل بمالید .

17)برای پاك كردن مثانه ، رفع عفونت مثانه و دفع سنگ از مثانه برگ گزنه را همراه با ریشه شیرین بیان دم كنید و بشویید

18)برای التیام زخم ها و زخم های سرطانی از ضماد تخم گزنه مخلوط با عسل استفاده كنید

19)برای برطرف كردن كهیر از جوشانده گزنه بمقدار سه فنجان در روز بنوشید

20)درد نقرس را كاهش می دهد

21)برای برطرف كردن ناراحتی های زنانه قبل از عادت ماهیانه از چای گزنه استفاده كنید

22)ناراحتی های كلیه را برطرف می كند

23)ضماد آن درد عضلانی را برطرف می كند

24)كرم معده و روده را می كشد

25)درمان كننده بواسیر است

26)برای برطرف كردن درد رماتیسم ، برگهای تازه آنرا روی پوست بمالید .

طرز استفاده:

1- دم كردن گزنه : مقدار 40 گرم برگ گزنه را در یك لیتر آبجوش ریخته و بمدت 10 دقیقه دم كنید . مقدار مصرف آن سه فنجان در روز بعد از غذاست .

2- جوشانده گزنه : مقدر 30 گرم گزنه را در یك لیتر آب ریخته و بمدت 10 دقیقه آنرا بجوشانید . این جوشانده برای تصفیه خون مفید است . مقدار مصرف آن یك فنجان بین غذاها در روز است .

3-تنطور گزنه :‌یك قسمت برگ گزنه را با پنج قسمت الكل 50 درجه طبی مخلوط كرده  و در داخل شیشه در بسته بریزید و بمدت 15 روز هر روز آنرا تكان دهید بعد از اینمدت آنرا صاف كرده و در شیشه دربسته نگاهدری كنید . مقدر مصرف آن 15-10 قطره سه بار در روز می باشد .

مضرات :

گزنه اگر بیش از حد استفاده شود ممكن است برای روده ها و كلیه ها مضر باشد بنابراین بهتر است با صمغ عربی و كتیرا خورده شود

مقدر مصرف بیش از 10 گرم در روز ممكن است باعث بند آمدن ادرار شود . زنان باردار و كودكان باید از مصرف آن خورددی كنند .

نکاتی در مورد راهپیمایی در کوهستان(1)

چيدن کوله پشتی و نگهداری از آن:

الف) کوله پشتيها به دو دسته کلی تقسيم می شوند:

1- کوله های کوهپيمايي (قله)

2- کوله های سنگ نوردی (فنی)

1. کوله های کوهپيمايي : اين کوله ها در اندازه های مختلفی دوخته و آماده می شوند که واحد آن ليتر است. زينی که در پشت کوله تعبيه می شود، فشار بار را به ناحيه کتفها و در صورت بستن کمربند کوله به بالای استخوان های لگن منتقل و در نتيجه از فشار وارده بر کمر و کتفها می کاهد. کوله ها عموماً دارای جيبهای بغل می باشند، اما در هنگام خريد بايد سعی شود که عرض کوله از عرض بدن شخص بيشتر نباشد. در ضمن اين نوع کوله ها برای کارهای فنی از جمله سنگ نوردی و يا حتی عبور از گذرگاههای باريک مناسب نمی باشد.

2. کوله های فنی : عرض اين نوع کوله ها از عرض بدن کمتر بوده و در اطراف آن جيبی که برجسته باشد کار گذاشته نمی شود. جنس اين نوع کوله ها در مقابل کشيده شدن بر روی سنگها از نوع معمولی مقاومتر است. کم عرض بودن اين کوله ها، به دليل جلوگيری از درگيرشدنشان با سنگ به هنگام صعود ديواره ها و تنوره ها می باشد.

ب) مراقبت از کوله پشتی

1. از حمل ظرف شيشه ای در داخل کوله ها خودداری کنيد زيرا احتمال شکسته شدن و در نتيجه پاره کردن کوله ها و خرابی آنها می باشد. ضمن آنکه وزن اين ظروف غالباً سنگين نيز می باشد.

2. در حمل مواد نفتی و يا هر چيز ديگری که احتمال نشت آن می رود بايد دقت شود. اين نوع مواد بايد داخل ظرف کاملاً آببندی شده قرار گيرند.

3. به هنگام حمايت يا حمل کوله با طناب از ديواره توجه شود که طناب يا کارابين حتماً از داخل يکی از بندهای کتف و حلقه حمايت کوله عبور داده شود و تنها به بند حمايت اکتفا نشود.

4. به هنگام استراحت سعی شود پشت کوله که معمولاً مرطوب می باشد به سمت خورشيد قرار گيرد تا رطوبت تا حدودی گرفته شود.

5. در مواقع استراحت کوله را در جای مناسب قرار دهيد تا از غلطيدن به پايين جلوگيری شود.

6. چنانچه کوله پشتی شما کثيف شد می توانيد آنرا با آب نيمگرم و صابون بشوييد و از حرارت مستقيم به آن جلوگيری کنيد. از شستن کوله با مواد شيميايي (تايد)، چنگ زدن و انداختن در ماشين لباسشويي خودداری نماييد زيرا مواد ضد آب آن بعد از مدتی از بين خواهد رفت.

7. هنگام مراجعت از برنامه حتماً کوله خود را از ظروف کثيف يا مواد غذايي مانده از برنامه و نيز لباسهای خيس و کثيف تخليه کنيد.

8. می توان کاوری جهت مراقبت از کوله در مقابل باران و خيس شدن آن تهيه کنيم. (پارچه ای ضدآب به اندازه سطح کوله تهيه و دور آن کش می دوزيم. هنگام حرکت در زير باران و يا در مواقعی که کوله در بيرون چادر است می توان از آن استفاده کرد).

9. چنانچه در کوله پشتی پارگی مشاهده کرديد در اسرع وقت آن را ترميم کنيد.

10. قبل از اجرای برنامه از سالم بودن کوله خود اطمينان حاصل کنيد.

11. اغلب مشاهده می شود که در برنامه های بلند مدت که مجبور می شويم کوله پشتی خود را داخل صندوق اتوبوسها و يا باربند قرار دهيم با مشکل کثيف شدن، خيس شدن و يا پاره شدن کوله مواجه هستيم. بهتر است کيسه ای برای حفاظت کوله تهيه کنيم.

ج) نکاتی که در کوله بستن بايد رعايت کرد

کوله پشتی بايد توسط کسی که آن را حمل می کند بسته شود. يک کوله پشتی موقعی خوب بسته شده که ضمن حرکت اگر چيزی بخواهيد، فوراً روی آن دست بگذاريد. بنابراين :

1. سعی شود وسايل و پوشاکی را که در مواقع ضروری و کلاً در طول روز به آن نياز نيست در قسمتهای زيرين کوله چيده شود و بهتر است برای جلوگيری از خيس شدن وسايل، مخصوصاً کيسه خواب و پوشاک، آنها داخل کيسه های پلاستيکی قرار داده شوند. پس از آن وسايل سنگين تر خود شامل کنسروها و ... را در راستای ستون فقرات از قسمت بالای لگن نزديک به بدن در قسمت بالای کوله قرار دهيد.

2. مواد غذايي مورد نياز در طول روز مثل قمقمه، آب، تنقلات، غذای بين راه، کمکهای اوليه، بادگير، کلاه، دستکش، چراغ قوه، چاقو، ليوان، طناب انفرادی، يک عدد کارابين را در جيبهای بغل و درب کوله جای دهيد.

3. کوله پشتيها را بر اساس نوع برنامه و مدت آن انتخاب کنيد. بنا بر يک ضرب المثل کوهنوردی قديمی: "هرچه کوله شما بزرگتر باشد، شما هم وسايل بيشتری را با خود برخواهيد داشت". حتی منضبط ترين کوهنوردان اگر امکان حمل کافی داشته باشند به سختی می توانند از برداشتن يک ليتر سوخت اضافی يا برداشتن يک کيسه خواب سنگين تر و گرمتر خودداری کنند. برعکس يک کوله کوچک نيز می تواند دردسرزا باشد. علاوه بر فشار آوردن بر کوله و درزهای آن به دليل عدم تعادلی که دارد، هنگام حرکت مشکل ايجاد می کند. در ضمن هم در هنگام بستن و هم در هنگام حرکت انرژی بيشتری از انسان صرف می کند.

د) وسايل و پوشاک مورد نياز در يک برنامه بلند مدت

1- کيسه خواب

2- کت پر

3- زير انداز

4- پيراهن و شلوار بادگير

5- کوله قله

6- کرامپون

7- کلنگ

8- قمقمه

9- جوراب پر

10- جوراب بيرون چادر

11- کلاه آفتابی و پشمی

12- پليور و بلوز پشمی

13- لباس زير اضافی

14- شلوار گرمکن

15- وسايل ديگر: قطب نما، طناب انفرادی، کارابين، عينک آفتابی و توفان، درب بازکن کوچک، چاقو، کاسه، قاشق، مسواک، سوت و ...

16- وسايل گروهی: چادر، کمکهای اوليه، چراغ خوراک پزی، ظروف، وسايل فنی، مواد غذايي و ...

 

معرفی لوازم و تجهیزات کوهنوردی (قسمت دوم : کارابین )

وسیله ای است فلزی ٬ ساخته شده از آلیاژ آلومینیوم که برای اتصالات ابزار کوهنوردی مورد استفاده قرار میگیرد . کارابین در دو شکل عمومی D و گلابی و به صورت های ساده یا پیچ دار ساخته می شود که هر کدام دارای کاربرد خاصی است . مقاومت کارابین ( میزان وزنی که می تواند تحمل کند ) به واحد کیلو نیوتن بر روی بدنه آن نوشته شده است .

اجزای کارابین :

۱. بدنه اصلی

۲. ضامن

۳. فنر

۴. سوزن (Pin)

۵. مهره و پیچ ( در کارابین های پیچ دار )

کارابین ها از لحاظ شکل ظاهری و زاویه دهانه انواع گوناگونی دارند . هر یک از این انواع نیز کاربرد ویژه ای دارد .

انواع کارابین از مارک petzl :

Locking carabiners

Am'DATTACHE SCREW-LOCKOKWILLIAM

Special locking carabiners

FREINOOMNIVERTIGO

Non-locking carabiners

EXPRESSOWALLSPIRITSPIRIT DROITSPIRIT EXPRESSSTRING

Rope9.4 mm Dominator Rope

طناب کوهنوردی Rope 

 

طناب یکی از مهمترین وسایل کوهنوردی است و در واقع محافظت از جان سنگنوردان و کوهپیمایان را بر عهده دارد . طناب ها باید مورد تایید اتحادیه جهانی انجمن های کوهنوردی ( UIAA ) قرار گیرند . البته توصیه می شود از طناب هایی استفاده شود که دارای استاندارد اتحادیه اروپا ( CE ) نیز باشند .

طناب ها از نظر نوع ساخت به دو دسته قابل کشش ( Dynamic ) و غیر قابل کشش ( Static ) تقسیم میشوند .

طناب های قابل کشش (دینامیک) هنگام وارد شدن بار بر روی آنها از خود خاصیت کشسانی بروز      می دهند .

طناب های غیر قابل کشش (استاتیک) هنگام وارد شدن بار بر روی آنها از خود خاصیت کشسانی بروز نمی دهند .

ساختمان طناب :

 

طناب ها از ۲ بخش تشکیل شده اند : الف ) هسته ب ) روکش یا غلاف

هسته : بخش اصلی طناب است و به دلیل ساختار خود مسئول کشش پذیری (Dynamism) طناب است .

روکش یا غلاف : به دور هسته بافته شده و آن را از خراش و دیگر عوامل خارجی محفوظ نگاه میدارد .

 

انواع طناب از نظر نوع کاربری :

تک طناب (Single Rope) : این رده از طناب ها به صورت تک رشته بوده و توانایی مهار سقوط را دارا هستند . از این نوع طناب ها در صعود های سر طناب استفاده می شود .

نیم طناب یا طناب دوبله (Half Rope or Double Rope) : از این طناب به صورت دو رشته برای صعودهای دوطنابه استفاده میشود . هر رشته را میتوان داخل یک کارابین انداخت .

طناب دوقلو (Twin Rope) : درصورت استفاده از این طناب در صعود حتما باید هر دو رشته را داخل یک کارابین انداخت .

 

قطر طناب به میلیمتر / كاربرد / تحمل شوك به کیلوگرم / تحمل وزن به کیلوگرم
3 / بندكفش ، بند حمايت چكش و ساير ابزار / صفر / 250
5 / طنابچه پروسيك ، ركاب / صفر / 620
7 / طناب انفرادی ، فرود دولای اظطراری ، بلوك / صفر / 1335
8 / طناب انفرادی ، فرود دولای اظطراری ، بلوك / 490 / 1700
9 / طناب انفرادی ، دولا صعود و فرود ، بلوك ، صندلی / 570 / 1990
11 / يك لا صعود و فرود / 1050 / 2800
12 و 13 / تيرول

جنگ روانی (2)

ديدگاه ها و دكترين هاى موجود درباره جنگ روانى

1 ـ ديـدگـاه اوّل : عـمـليـات روانـى به اقداماتى گفته مى شود كه براى تاءثيرگذارى بر عقايد و عواطف دشمن جهت تغيير، تخريب و تضعيف روحيه او برنامه ريزى مى شود تا هدف هايى را كـه از طريق عمليات نظامى تعقيب مى شود، پشتيبانى نمايد. طرفداران اين نگرش تبليغات را جزء اصلى و اساسى جنگ روانى مى دانند.
2 ـ ديدگاه دوم : عمليات روانى پديده است كه تمام افراد جامعه را تحت تاءثير قرار مى دهد و طيف وسيعى از فعاليت ها نظير ترور شخصيت و جاسوسى ، براندازى و آدم كشى ، تروريزم و سـانـسـور را در بـر مـى گـيرد و با دامن زدن به تنش ها و ناهنجارى هاى اجتماعى و بحران هاى مـتوالى جامعه را به سمت خاصى سوق مى دهد. در جنگ روانى ، دشمن با شناخت كافى از انگيزه و تـفـكرات مردم با امكانات و تكنيك ها و ابزار مناسب جنگ روانى ، تلاش مى كند تا تعارضات روانـى و اجـتـمـاعـى را تـشـديـد كـرده و از تـنـش هاى ايجاد شده نهايت بهره بردارى سياسى ، اقتصادى و نظامى را كرده باشد.
3 ـ ديـدگـاه سـوم : ايـن گـروه ، عـمـليـات روانـى را شـامـل طيفى از فعاليت هاى سياسى ، نظامى ، جنگ هاى چريكى و اقدامات شبه نظامى مى دانند و مـعـتقدند كه هدف جنگ روانى چه در زمان صلح و چه در زمان جنگ حمايت و پشتيبانى از عملكردهاى سياسى و نظامى دولت ها بوده است .
بـا تـوجـه بـه مطالب بالا مى توان چنين نتيجه گيرى كرد كه ديدگاه هاى گوناگون ارائه شده در مورد مفهوم جنگ روانى ، در تضاد و تناقض با هم نيستند و هركدام جنبه هاى خاصى از جنگ روانـى را بـررسـى نـمـوده و به طور كلى مكمل يكديگرند. لذا با توجه به اين نگرش ها مى توان تعريفى جامع و مانع از جنگ روانى به شرح زير ارائه داد:
(جنگ روانى عبارت است از انجام اقدامات و عمليات براى تحت الشعاع قرار دادن طرز تفكرات و عـقـايـد افـراد يـك جـامـعـه و ايـجـاد بـحران و تنش هاى روانى و اجتماعى با استفاده از تكنيك ها، تـاكـتـيـك ها و شيوه هاى روانى و تبليغاتى (ترور، فريبكارى ، سانسور، جاسوسى و خشونت هـاى سـياسى و نظامى ) براى رسيدن به اهداف سياسى ، اجتماعى ، اقتصادى و نظامى ، بدون رويارويى نظامى ).
ديدگاه هاى شخصيت هاى سياسى (دكترين ها) درباره جنگ روانى :
در زمـينه تاءثير جنگ روانى بر دشمن و گروه هاى خاص و مخاطب ، نگرش هاى گوناگونى از جـانـب شـخـصـيت هاى سياسى به عمل آمده است كه در زير به برخى از اين ديدگاه ها اشاره مى شود.
ژنرال دوگل مى گويد:
بـراى آن كـه دولتـى در جـنـگ پـيـروز شـود، بـايـسـتـى جـنـگ روانـى را قـبـل از حـركـت نـيـروهـايـش بـه سـمـت ميدان هاى نبرد آغاز نمايد و تا انجام عمليات رزمى براى پشتيبانى نيروهايش ادامه دهد.
وينستون چرچيل در اين زمينه مى گويد:
چـه بـسـيـار اتـفـاق افـتـاده كـه جـنـگ روانى مسير تاريخ را تغيير داده است ، در تاريخ جنگ ها، مثال هاى افزون بر شمارش در اين باره يافت مى شود و نيز از پيروزى هايى كه ماشين جنگى دشـمن را از كار انداخته ، امّا نتوانسته است ، روحيه معنوى نيروهايش را از پاى درآورد و به همين دليـل ايـن پـيـروزى هـاى نـاقـص كـمـى دوام آورده و پـس از آن نيروى غالب شكست خورده و جناح مقابل پيروزى خود را تثبيت كرده است .) 

مین ها

  • مین صوتی (acoustic mine): مینی که با امواج منتشرشده از هدف منفجر شود.

  • مین ضد هوابُرد (anti-airborn mine): مینی که در محلهای احتمالی پیاده شدن نیروهای هوابرد کار گذاشته شود.
  • مین ضد نفر (antipersonnel mine): مینی برای وارد کردن تلفات و ضایعات به افراد پیاده دشمن و ناتوان کردن آنها.

Image:Chinese Type 72 AP Mine.jpg

  • مین ضد تانک (antitank mine): مینی که تانک را از تحرک بیندازد یا باعث انهدام آن شود.

برشی از یک مین ضد تانک.

  • مین کف‌نشین (bottom mine): مینی که پس از رها شدن از ناو یا زیردریایی یا هواپیما در کف دریا قرار گیرد و دارای حسگرهای عمل‌کننده از نوع مغناطیسی و آوایی و فشاری باشد؛ این گونه مین برای نابودی شناور سطحی و زیرسطحی به کار می‌رود.
  •  
  • مین جهنده ضدنفر (bounding mine): نوعی مین ضدنفر با خرج کوچکی که بدنه مین را به هوا پرتاب کند و موجب شود مین در بلندی سه یا چهار پایی (فوتی) منفجر و تکه‌های آن در کلیه جهت‌ها پرتاب شود.

  • مین شیمیایی (chemical mine): مینی محتوی مواد شیمیایی سمی برای کشتن افراد یا از کار انداختن یا آلوده کردن وسایل و زمین.

 

 fig5s.gif (31398 bytes)

  • مین دورفرمان (controlled mine): مینی که از ایستگاه فرمانِ راه دور هدایت و منفجر شود.

  • مین تأخیری (delayed action mine): مینی که مدتی پس از تحریک شدن منفجر شود و اغلب پشت سر نیروهای عقب‌نشینی‌کننده و برای به ستوه آوردن و انهدام نیروهای تعقیب‌کننده دشمن به کار رود.
  • مین تمرینی (drill mine): گونه‌ای مین آموزشی که از دید اندازه و شکل و وزن مشابه مین جنگی است و برای تمرینهای لجستیکی استفاده می‌شود.
  • مین فوگاز (fougasse): مینی که به محض انفجار آن تکه‌های فلزی یا اشیای دیگر در جهت‌های پیش‌بینی‌شده پرتاب شود.
  • مین بی‌اثر (inert mine): گونه‌ای مین آموزشی که از دید اندازه و شکل و وزن همانند مین جنگی، اما کلیه مواد منفجره و آتش‌زای آن بی‌اثر باشد.
  • مین مهارشده (moored mine): مینی که با استفاده از لنگر به کف دریا (در مناطق حساس دریا) مهار شود؛ این مین در ژرفای متناسب با آبخور کشتیها غوطه‌ور است و با برخورد بدنه کشتی به آن منفجر می‌شود.
  • مین مشقی (practice mine): نوعی مین آموزشی که از دید اندازه و شکل و وزن مشابه مین جنگی است و ماسوره آن مقدار کمی ماده منفجره کُندشکن یا دودزا دارد.
  • مین آموزشی (training mine): مینی شبیه مین جنگی که فاقد ماده منفجره باشد.
  • مین پخشی (scatterable mine): مینی که به وسیله هواپیما یا بالگرد یا توپخانه یا خودروهای زمین پخش شود و در زیر خاک قرار داده نشود.

ماهيت عمليات روانى 1

(عـمـليـات روانـى عـبـارت اسـت از تـمـامـى فـعـاليـت هـاى روانـى و نـيـز اعمال سياسى ، نظامى اقتصادى ، ايدئولوژيكى كه به منظور ايجاد زمينه مساعد در احساسات ، حـالات و رفـتـار گـروه هـاى هـدف (دوسـت ، بـيـطـرف ، دشـمـن ) و تـغـيـيـر احـتمالى آنها براى نيل به هدف هاى ملى طرح ريزى و اجرا مى گردد).
منظور از جنگ هاى روانى ، تبليغات طرح ريزى شده و ساير اقدامات روانى است كه براى نفوذ در عقايد، احساسات ، حالات و رفتار گروه هاى هدف مورد استفاده قرار مى گيرد و هدف هاى ملى را در زمان جنگ پشتيبانى مى نمايد.
مـنـظـور از فـعـاليـت هاى روانى در تعريف ارائه شده ، كليه فعاليت هاى سياسى ، اقتصادى ، اجـتماعى و مسلكى است كه در زمان صلح به منظور نفوذ در عقايد و احساسات و تمايلات گروه هـاى هـدف جـهـت نـيـل بـه مـقـاصـد ملى اجرا مى گردد. عمليات روانى به سطوح زير تقسيم مى گردد:
1. عمليات روانى استراتژيكى
2. عمليات روانى تاكتيكى
3. عمليات روانى تثبيتى .
1 ـ 1 ـ تفاوت عمليات روانى با جنگ روانى
عـمـليـات روانـى بـه مـعـناى جنگ هاى روانى و ديگر فعاليت هاى سياسى ، نظامى ، اقتصادى و ايـدئولوژيـكى است كه به منظور ايجاد زمينه مساعد در احساسات و حالات گروه هاى هدف انجام مى گيرد.
كـلاوز ويـتـس  (جنگ را ابزارى براى تغيير اراده دشمن و يا به عبارتى ديگر، شـكـلى از عـمـليـات روانـى تـصـور مـى كـرد. بـنـابـه تـعـريـف او: (جـنـگ عـبـارت اسـت از اِعـمـال زور بـه مـنـظـور اجـبـار دشـمـن بـه انـجـام رفـتـار مـطـابـق اراده تـحـمـيـل كـنـنـده آن .) و بـه ديـگـر سـخـن ، هـدف از جـنـگ عـبـارت اسـت از تـحـمـيـل اراده خـود بر دشمن .  او آگاهى عميق خودش را نسبت به ابعاد روانى جنگ نـشان مى دهد. بنابراين ، هدف از جنگ ، انهدام فيزيكى دشمن نيست بلكه تغيير رفتار او مطابق اراده ما است . اما جنگ روانى ، تبليغات و ساير كارهاى طرح ريزى شده روانى است كه جهت نفوذ در عـقـايـد و احـساسات و رفتار گروه هاى هدف به كار گرفته مى شود و در زمان جنگ از هدف هاى ملى پشتيبانى مى كند.
بـنـابـرايـن ، عـمـليـات روانـى اعـم از جنگ روانى مى باشد. جنگ جهانى دوم و جنگ كره ، صحنه بـسـيارى از جنگ هاى روانى بود و اين بدان معنى بود كه سياست نظامى منسجمى براى عمليات روانـى وجـود نـداشـت و سـتاد نيروى زمينى در 1957، اصطلاح عمليات روانى را جايگزين واژه جـنـگ روانـى كـرد. بـنـابـرايـن ، انـجـام چنين عملياتى مستلزم وجود حالت رسمى جنگ نبود و جهت گـيـرى آن عـلاوه بـر دشـمـنـان ، افـراد و گـروه هـاى ديـگـر را نـيـز شامل مى شد. 
عمليات روانى در كاربردهاى فعلى در دو سطح عمده انجام مى شود:
1) به صورت تبليغات و با استفاده از ابزارهاى سنتى آن (اعلاميه و راديو و...)
2) اقـدامـات خاص (نظير برنامه هاى پزشكى ، مدرسه سازى و...) كه براى تغيير مطلوب در نگرش ها و رفتار مردم خارجى انجام مى شود. 
بـه طـور كـلى ، عـمـليـات روانى به دنبال تغيير در درك دشمن مى باشد و مى تواند به جاى نـابـود كـردن دشـمـن او را چـنـان مـتـحـوّل و مـتـاءثـر سـازد كـه مـسـائل را بـه طـرز ديـگـرى درك كـنـد و همچنين مى تواند دشمن را مجاب سازد كه براى تاءمين اهـداف سـيـاسـى و اجـتماعى و اقتصادى خود با عامل عمليات همكارى و هماهنگى داشته باشد. به مـنـظـور اجـراى عـمـليات روانى مؤ ثر، بايد تصميم گيرندگان نظامى و سياسى ، عمليات و اقـدامـات خـود را بـه عـنـوان يك مجموعه واحد تلقى كنند. همچنين ، براى تداوم عمليات نظامى و روانـى لازم اسـت افـراد و نـيـروها نسبت به عكس العمل هاى روانى ، اقدامات خود آگاهى بيشترى پـيـدا كـنـنـد و اجـراى عـمـليـات روانـى بـر عـهـده روزنـامـه نـگاران و كاركنان روابط عمومى و متخصصان تبليغات باشد.
2 ـ 1 ـ تفاوت جنگ سرد با جنگ روانى
واژه (جـنـگ سـرد) در 1947، براى اولين بار توسط (والترليپمن ) در روزنامه نيويورك هـرالد تـريـبـون در پـاسـخ مقاله جرج كنان سفير سابق آمريكا در مسكو راجع به جلوگيرى از نـفـوذ كـمـونيزم به كار برده شد. بسيارى از محققان روابط بين المللى 21 فوريه 1947 را بـه عـنـوان نـقـطـه عـطـف شـروع جـنـگ سـرد مـى دانـنـد. چـون دولت انـگـليـس ، در مقابل حركت هاى فرصت طلبانه شوروى در يونان و تركيه به اطلاع دولت آمريكا رساند كه تـوان مـقـابـله بـا آن را نـداشته و آمريكا را به درگير كردن در معركه دعوت نمود. (در مارس 1947، پـرزيـدنـت تـرومـن رئيـس جـمـهـور وقـت آمـريـكـا در يـك نـطـق تـاريـخـى در مـقـابـل كـنـگـره آمـريـكـا، تـعـهـد آمـريـكـا را در قـبـال امـنـيـت و حـمـايـت از اسـتـقـلال و حـاكـمـيـت يـونـان و تـركـيـه عـنـوان كـرد و در هـمـيـن زمـان بـود كـه ويـنـسـتـون چـرچـيل به طور علنى عنوان (پرده آهنين ) را كه به تدريج روى قاره اروپا مى افتاد، براى مـقـابـله بـا شـوروى (سابق ) به كار برد و از همين جا جنگ سرد بين شرق و غرب به صورت رسمى شروع شد.  تا سال 1953 جنگ سرد با جنگ روانى يكى شناخته مى شد به طورى كه (آيزنهاور) رئيس جمهور وقت امريكا، در اين زمينه مى گويد:
(مـا بـايـد سـيـاسـت خـارجى خود را با استراتژى منسجم و موزون جنگ سرد تطبيق دهيم و در جنگ سـرد مـا بـايـد اين فرصت را به دست بياوريم كه به پيروزى بدون تلفات و پيروزى كه بتواند صلح را به طور واقعى نگه دارد، دست يابيم ) 
بـه طـور كـلى ، در جنگ سرد دولت ها از به كار بردن نيروهاى نظامى عليه يكديگر خوددارى مـى كـنـنـد. جـنگ سرد مجموعه اى از عمليات است كه در ارتباط با متحدين و بى طرف ها و افراد داخـل كـشـور صـورت مـى گـيـرد، حـال آن كـه جـنـگ روانـى ، شـامـل تـبليغاتى مى شود كه هدف آن دشمن است ؛ به عبارتى ديگر، موضوع جنگ روانى دشمن اسـت و حتى در جنگ روانى از نيروى نظامى هم استفاده مى شود، تا ميزان تاءثيرپذيرى بيشتر باشد.بعضى از صاحب نظران ، تفاوت جنگ روانى با جنگ سرد را در زمان انجام آن مى دانند. به اعتقاد آنـهـا (هر زمان كه تبليغات به منظور پيشبرد عمليات نظامى در زمان جنگ چه از نظر تاكتيكى يا استراتژيكى به كار مى رود، نام جنگ روانى به خود مى گيرد و هرگاه اين گونه اهداف در زمـان صـلح ولى بـراى پـيـشبرد اهداف سياسى متكى به قدرت نظامى مطرح گردد، عنوان جنگ سرد به خود مى گيرد.  بنابراين ؛ جنگ سرد حالتى از تشنج بين المللى است كه در آن از اقدامات سياسى ، اقتصادى و روانى بدون درگير شدن نيروهاى نظامى استفاده مى شود.
3 ـ 1 ـ تفاوت جنگ روانى با تبليغات
در حـال حـاضر، تبليغات به معناى تحت تاءثير قرار دادن تفكرات و عقايد ديگران تعريف مى شـود و هـدف آن ايـجـاد زمـينه هاى مناسب براى پذيرش و يا متقاعد ساختن افراد يك جامعه براى سوق دادن به يك جهت سياسى و ايدئولوژيكى است . (ار. اس . لابرت ) تبليغات را وسيله اى مـى دانـد كـه به هنگام جنگ يا برخورد، در خدمت يك ايدئولوژى اقتصادى و يا جنگ هاى فيزيكى قرار مى گيرد. 
(لاسـول ) تـبـليغات را مديريت رسانه هاى همگانى در جهت اهداف قدرت تعريف كرده و در جاى ديگر تبليغات را اين چنين تعريف مى كند:
(تـبـليـغـات يعنى انتقال اطلاعات و مهارت ها به ديگران با قصد تغيير در احساس و وجه نظر آنها در جهت توليد يا نفرت ). 
در واقـع مـى توان گفت ، تبليغات عبارت است از كوشش كم و بيش نظام گونه كه هدف نهايى آن شكل و فرم دادن به عقايد و نگرش ها و رفتار مردم در جهت مورد نظر تبليغاتى مى باشد و تـبـليـغـات يـعـنـى تـحـت تـاءثـيـر قـرار دادن افـكـار و حـالات بـسـيـارى از مـردم در مـسـائل جدى وابسته به يك گروه يا جامعه . اما جنگ روانى همان طور كه اشاره شد، تبليغات و سـايـر كـارهـاى طـرح ريـزى شـده اسـت كـه به منظور تاءثير گذاردن بر عقايد، احساسات و گـرايـشـات نيروهاى بى طرف و گروه هاى خودى به اجرا درآمده و نتيجه آن ، جلب حمايت آنان به سوى اهداف و نيات اعمال كننده جنگ روانى است .
بـنـابـرايـن ، وقـتى از تبليغات سخن به ميان مى آيد، بيشتر جنبه سياسى آن مطرح است اما در جنگ روانى بيشتر بعد نظامى جلوه گر است .
4 ـ 1 ـ تفاوت جنگ روانى با جنگ سياسى
واقـعـيـت ايـن است كه جنگ روانى و جنگ سرد نسبت به جنگ سياسى از جامعيت كمترى برخوردارند؛ زيـرا واژه اخـيـر بر استفاده از وسايلى بيش از وسايل ارتباط جمعى يا كاربرد اسلحه تاءكيد مـى كـنـد. جـنـگ سـيـاسـى ايـن نـكـتـه مـهـم را اضـافـه مـى كـنـد كـه هـمـه وسـايـل سـياسى در جريان اجرا و رهبرى جنگ بايد به نحو مطلوبى با هم مرتبط باشند؛ مثلا ديـپـلمـاسـى مـى تـوانـد بـراى داشـتـن قـرارهـاى مـخـفـى بـا عـنـاصـر بـى مـيـل در كـشـورهـاى دشـمـن نـيـز استفاده شود و جنگ را پيش از موعد به پايان برساند. وقتى از ديـپـلمـاسـى سخن به ميان مى آوريم ، تعهدات رسمى مد نظر قرار دارد. در حالى كه ارتباطات جـمـعـى هـدفش گروه هاى زيادى است . ديپلماسى از طريق مذاكره و ابزارهاى خود پيش مى رود و نمايندگان قدرت هاى مختلف با يكديگر ارتباط برقرار مى كنند. ديپلماسى اغلب وقتى مؤ ثر واقع مى شود كه در ارتباط با جنگ روانى باشد.

 

اطلاعات لازم برای نظامی ها

گرما زدگی

بدن انسان بطور عمده توسط منبسط ساختن عروق سطحی پوست و تعریق دمای افزایش یافته بدن را كاسته و سبب تنظیم و كنترل گرمای بدن می گــردد. اما در آب و هوای مرطوب عملكرد تعریق مختل و كند شده و بدن دیگر قادر به خنك ساختن خود نمیباشد. دو عـامل فعالیت بدنی شدید و طولانی مدت و آب و هوای گرم مسبب بیماریهای مربوط به گرما هستند. همچنین زمانی كه فرد دچار كم آبی در بدن خود میگردد در معرض عوارض گرمای زیاد قرار خواهد داشت زیرا در این حالت غلظت خون بدن افزایش یافته و جریان خون كند میگردد كه سبب اختلال در عملكرد ارگانهای بدن می شود. عوارض ناشی از گرما به قرار زیر است:

 -1 گرمازدگی خفیف
در این حالت بدن بشدت عرق كرده و حجم خون كاهش می یابد.

علایم: تعریق شدید-ضعف-سرگیجه-سردرد-حالت تهوع-استفراغ-افزایش ضربان قلب-كاهش فشار خون-پوست مرطوب،سرد و رنگ پریده-افزایش درجه حرات مركزی بدن تا 39-38 درجه سلسیوس.

درمان: انتقال بیمار به یك مكان خنك و سایه-دادن مایعات به بیمار برای جبران كم آبی بدن. برای جبران نمك بدن نیز باید اندكی نمك (به نسبت یك قاشق چای خوری نمك در یك لیتر آب) به آب اضافه كرد- لباسهای فرد گرمازده را در آورده و یك ملحفه مرطوب دور بدن وی بپیچید و یا توسط باد بزن مصدوم را باد بزنید.

 -2 گرمازدگی شدید
این حالت بسیار خطرناك بوده و خطر مرگ را نیز میتواند در پی داشته باشد. در این حالت حرارت مركزی بدن از 40.5 درجه سلسیوس فراتر میرود. در این وضعیت اغلب ارگانهای بدن در معرض آسیب بافتی قرار میگیرند. گرمازدگی شدید یك وضعیت اورژانس بوده و دمای بدن فرد گرمازده باید سریعا كاهش یابد. عدم درمان گرمازدگی شدید به تشنج، كما و مرگ منجر خواهد شد. گرمازدگی شدید علاوه بر اثرات سوء آن بروی سیستم عصبی همچنین كبد، كلیه ها، قلب و عضلات را نیز در معرض آسیب قرار میدهد.

علایم: پوست قرمز رنگ، داغ، رنگ پریده و خشك-ضربان تند و قوی-سردرد ضربانی-پریشانی و سرگیجه-تنفس كم عمق-مردمك چشم ممكن است متسع شده و به نور واكنش نشان ندهد.

عوامل ایجاد كننده: قرار گرفتن در زیر آفتاب به مدت طولانی-فعالیت شدید بدن-كم آب شدن بدن.

درمان: تلاش برای كاهش حرارت بدن باید بسرعت انجام گیرد: بیمار را به مكان خنك و سایه انتقال داده و لباسهایش را از تن جدا كنید. روی دستها و پاها آب خنك ریخته و یا یك ملحفه خیس را دور بدن مصدوم بپیچید- بیمار را در معرض باد قرار داده و یا توسط پنكه و یا باد بزن اقدام به خنك كردن وی كنید. هنگامی كه روی دستها و پاها آب میریزید حتما دستها و پاها را شدیدا ماساژ دهید تا خون خنك شده به سمت نواحی مركزی بدن رانده گردد.

-3گرفتگی عضلات                           
همان گرفتگی عضلات میباشد كه عامل آن گرما میباشد. این حالت پس از فعالیت شدید بدنی ایجاد میگردد. درمان آن خوراندن مایعات كافی همراه با اندكی نمك (به نسبت 4/1 قاشق چایخوری نمك در یك لیوان آب) به مصدوم و انجام حركات كششی پس از آن میباشد. 
-4سنكوب گرما
این حالت نوعی غش خفیف میباشد كه به علت فعالیت شدید در آب و هوای گرم ایجاد میگردد. بدن در تلاش برای افزایش دفع گرما از بدن اقدام به منبسط ساختن عروق سطحی پوست میكند اما هنگامی كه این مكانیسم بسرعت انجام میگیرد سبب كاهش جریان خون به مغز گشته و حالت غش را ایجاد میكند.
علایم: سرگیجه- سردرد- افزایش ضربان قلب- حالت تهوع- استفراغ- غش و بی هوشی.
درمان آن مانند درمان گرمازدگی خفیف میباشد.

5-عرق سوز
در این حالت نواحی خاصی در بدن (معمولا نواحی پوشیده شده توسط لباس) دچار خارش و سوزش شدید میگردد. این حالت بیشتر در آب و هوای گرم و مرطوب و در افراد خردسال، دارای فعالیت شدید، بیماران بستری و تب دار مشاهده میگردد. این عارضه معمولا پس از چند روز بخودی خود بر طرف میگردد. هنگامی كه تعریق بدن افزایش می یابد عرق به سلولهای سطح پوست آسیب وارد ساخته و یك سد در مقابل خروج عرق ایجاد میكند. بنابراین عرق در زیر پوست به دام افتاده و تجمع می یابد. در این حالت برآمدگیهای ریزی روی پوست ایجاد میگردد. هنگامی كه این برآمدگیهای جوش مانند ریز میتركند محتویات عرق تخلیه گشته و فرد احساس سوزش میكند.

درمان: هیچگاه از مواد كاهش دهنده تعریق و یا پودر بچه استفاده نكنید این عمل تنها علایم را تشدید میكند. تنها از لوسیون كالامین (CALAMIN) و یا كرم هیدروكورتیزون (HYDROCORTISON 1%) استفاده كنید.

--------------------------------------------

مار گزیدگی

با توجه به اینکه داشتن اطلاعات در مورد مار ومارگزیدگی نیاز همه بخصوص ارتشیان عزیز که به ماموریتهای مختلف اعزام میشوند این مطلب را قراردادم امیدوارم مورد توجه قرار بگیرد

مارهاي سمي به گروه بزرگ تقسيم مي شوند :

   1- خانواده ي مارهاي مرجاني شامل مار مرجاني , كبري , ماهبا و غيره

   2- خانواده ي افعي ها از جمله افعي , مارزنگي و غيره

نكته : هرگونه مارگزيدگي را بايد سمي تلقي كرد مگر خلاف آن ثابت شود .

بنابراين لازم است مصدوم را حتماً و در اسرع وقت به مراكز درماني منتقل كنيم تا تحت مراقبت هاي لازم قرار گيرد .

همانطور كه ميدانيد كليه مارها سمي نبوده ودر واقع به دو دسته سمي و غير سمي تقسيم مي شوند . مارهاي سمي خود از نظر ميزان سمي بودن يكسان نبوده و با هم فرق دارند . همچنين از نظر شكل ظاهر نيز مارهاي سمي و غير سمي تفاوتهاي آشكاري دارند كه برخي از آنها در جدول آورده شده اند .

مارهاي سمي و غير سمي تفاوتهايي دارند كه از جمله آنها مي توان به موارد زير اشاره كرد :

   1- مردمك چشم مارهاي سمي به صورت بيضي ( خطي ) و شبيه مردمك چشم گربه است . ولي مردمك چشم مارهاي غير سمي گرد و مدور است . نكته : مار مرجاني كه از خطرناك ترين مارهاي سمي است مردمك مدور دارد .

   2- سرمارهاي سمي مثلثي شكل است و با بدن ما زاويه دارد , ولي سر مارهاي غير سمي به صورت نيمه بيضي است و در واقع بدن مارهاي غير سمي شبيه كرم خاكي است . نكته : سر مارمرجاني مثلثي نبوده ولي اين مار از انواع سمي است .

   3- مارهاي سمي براي نيش زدن از دو دندان نيش استفاده مي كنند و محل گزش معمولاً با يك يا دو سوراخ ( يا زخم ) مشخص مي شود . اما در مارهاي غير سمي دندان ها متعدد هستند و در دو رديف هلالي قرار مي گيرند .

   4- حلقه هاي دْم مارها در انواع سمي منفرد است , ولي در مارهاي غير سمي به صورت يك رديف دوتايي در كنار هم ديده مي شود .

    5- در پايين چشم مارهاي سمي , يك حفره ي كوچك وجود دارد كه درمارهاي غير سمي ديده نمي شود .

مشخصه

مارهاي سمي

مارهاي غير سمي

حفره بين چشم و بيني

دارند

ندارند

مردمك چشم

بيضوي شكل

گرد

شكل سر

مثلثي شكل و پوشيده از پولكهاي ريز

ــــــــ

طول مار

كوتاهتر

طويل تر

دندان نيش و پيش

بلند

كوتاه

 علي رغم وجود اين تفاوتها تشخيص گزش سمي از غير سمي به سرعت و آساني ممكن نيست و همان طور كه گفته شد هر مارگزيدگي را بايد خطرناك تلقي كرد , مگر خلاف آن ثابت شود .

علائم و نشانه ها و بررسي بيمار :

  •  مشاهده مار

  • مشاهده ي سوراخ يا زخم در محل نيش زدگي .

  •  درد در محل گزيدگي , درد و سوزش شديد است .

  • تورم , با گذشت زمان , تورم به سمت قسمت مركزي اندام و به طرف تنه ي فرد پيشرفت مي كند .

  • قرمزي پوست و بروز تاول

  • قرمزي و تورم عروق لنفاوي در عضو گزيده شده و پيشرفت اين قرمزي و تورم به سمت قسمت هاي مركزي بدن . لبه هاي اين ناحيه بسيار دردناك و نسبت به لمس حساس مي باشند .

  • تهوع , استفراغ , سرگيجه و احساس ضعف

  • كاهش فشار خون

  • تب , لرز و تعريق

  • سوزن سوزن يا كرخت شدن نوك انگشتان و اطراف لب و دهان

  • خونريزي از بيني , وجود خون در ادرار يا مدفوع

  • تند شدن تنفس يا تنگي نفس

  • افزايش نبض

  • مشكل بينايي

         هنگامي كه كسي توسط مارسمي مورد گزش قرار مي گيرد، علائمي در او ظاهر مي شود كه بسته به نوع سم و ميزان ورود آن به بدن به دو گروه خفيف و شديد تقسيم مي شود : 

نوع

                                                  علائم

خفيف

تورم، تغيير رنگ، درد كم، احساس قلقلك، ضربان سريع، ضعف عمومي ، تهوع، استفراغ، اختلال ديد

شديد

تورم سريع و كرختي بدن، درد، مردمك سنجاقي، به خود پيچيدن، هذيان، شوك، تشنج، فلج، عدم وجود نبض

 

علائم و نشانه هاي زهرآگين شدن و سرعت تظاهر به آنها به عوامل زير بستگي دارد :


1- اندازه مار                              2- محل , تعداد و عمق گزيدگي                 3- مقدار زهر تزريق شده             

4- حساسيت فردي نسبت به زهر             5- سن و وزن مصدوم                                6- سلامتي عمومي عضو

7- نوع و تعداد ميكروارگانيسم موجود در حفره دهاني مار

 

در بررسي بيمار , ابتدا به دنبال اثرات دو دندان روي پوست مصدوم بگرديد . البته ممكن است فقط يكي از دندان ها در پوست فرو رفته باشد .گاه نيز يكي از دندان هاي مار در حمله به هدف قبلي شكسته است . اين نيز ممكن است كه مار در مرحله پوست اندازي بوده , وبيشتر از دو دندان داشته باشد .

كمكهاي اوليه

در ابتدا پس از ارزيابي محل حادثه و استفاده از لباس و كفش مناسب جهت جلوگيري از مارگزيدگي , مصدوم را از محل حادثه دور كنيد . ( البته در صورت عدم وجود خطر ,  بي حركت نگه داشتن مصدوم در اوليت قرار دارد ) .

اكثر گزيدگي ها در ناحيه دست و پاها اتفاق مي افتد . بنابراين توصيه مي شود ( در مورد مارهايي كه سم آنها از طريق اختلال در عملكرد دستگاه عصبي عمل مي كند , مانند مار كبري و مار مرجاني ) با استفاده از پارچه يا باندي كه حدود 4 تا 5 سانتي متر عرض داشته باشد , بالا و پايين محل گزيدگي را ببنديد , كه البته اين كار بايد با رعايت اصول انجام شود . باند يا پارچه را طوري ببنديد كه يك انگشت براحتي از زير آن عبور كند و مانع مصدود شدن خون سرخرگي نشود .

توجه :  در صورتي كه محل گزش در نزديكي مفاصل است , از قرار دادن نوار در دو سمت مفصل خودداري كنيد و نوار مورد نظر را فقط در بالاي زخم ( سمتي كه به تنه مصدوم نزديك تر است ) ببنديد .

انتهاي زخمي را پايين تر يا هم سطح قلب قرار دهيد . زيور آلات , ساعت يا لباس هاي تنگ را از اندام گزيده شده خارج كنيد .

استفاده از دستگاه پمپ مكنده ي مخصوص در 30 دقيقه اول مارگزيدگي توصيه مي شود . در صورتي كه پس از 5 تا 10 دقيقه بعد از گزيدگي به بيمار رسيديد , توسط ساكشن كردن مي توانيد 25-50% زهر را خارج كنيد . در صورت در اختيار داشتن محلول آنتي سپتيك يا صابون سطح زخم را با آن شستشو دهيد .

دستگاه پمپ مكنده مخصوص     دستگاه پمپ مكنده مخصوص

شكل بالا : دستگاه پمپ مكنده مخصوص

در نقطه گزيدگي و درست با همان عمقي كه نيش مار فرو رفته است ( معمولاً خيلي سطحي و حدود 4 ميلي متر ) يك برش خطي بدهيد . هيچ گاه روي ناحيه را برش ضربدري ندهيد زيرا اين كار ريسك بريده شدن اعصاب و عروق خوني را افزايش مي دهد .

زخم بايد حدود 20 دقيقه ساكشن شود . در صورتي كه نجات دهنده خود زخم بازي در دهان يا اطراف دهان داشته باشد , بايد از اين كار اجتناب نمايد . مايع زخم كه توسط ساكشن دهاني خارج مي گردد , بايد مرتباً دور ريخته شود . با اين حال اگر احتملاً بلعيده شد , جاي نگراني نيست , زيرا زهر در معده بي اثر مي شود .

در صورت امكان اطلاعات صحيحي در مورد شكل مار به دست آوريد . هرگز به بيمار اجازه ندهيد كه راه برود .  مصدوم را سريعاً به مراكز درماني منتقل كنيد .

نكته : استفاده از كمپرس سرد در مار گزيدگي ممنوع است .

نكته :  سم بعضي از مارها ( مثل ماركبرا و مار مرجاني ) بر روي سيستم عصبي اثر مي گذارد و با فلج كردن عضلات تنفسي باعث خفگي و مرگ فرد مي گردد . ارايه ي كمك هاي اوليه مناسب , به ويژه انجام تنفس مصنوعي ( احياي قلبي – ريوي ) در نجات زندگي اين افراد از اهميت خاصي برخوردار است .

توجه : چون مارگزيدگي در هر كشور و ناحيه با مارهاي خاص آن منطقه جغرافيايي اتفاق مي افتد , براي اطلاع صحيح از انواع مارهاي موجود در منطقه و نحوه ارايه ي كمك هاي اوليه بهتر است با مسئولين مربوطه مثل مقامات سازمانهاي بهداشتي , سازمان دامپزشكي , سازمان مراتع و جنگلباني و ... تماس بگيريد و اطلاعات لازم را از آنها جويا شويد .

عقرب گزيدگي

عقرب ها (Scorpion) وابسته به عنكبوتيان هستند . در دنيا گونه هاي متعددي عقرب وجود دارد كه تنها تعدادي محدود براي انسان خطر ناك هستند .عقرب بيشتر در آب هواي گرم و شب ها فعال هستند و به اين علت رعايت نكات ايمني در مورد جلوگيري ار عقرب گزيدگي به خصوص در مناطق گرمسيري و به هنگام تاريكي هوا اهميت دارد . (مثل پوشيدن جوراب ، شلوار و كفش مناسب ، تكان دادن كفش و لباس قبل از پوشيدن و  غيره  )

سم يكنوع عقرب به نام سنتروروئيد اسكالپچراتوس (Centruroides Sculpturatus) شديداً كشنده است (عقزب كوچك و زرد رنگ با يك توبركول كوچك روي پشت , و به طول 2.5 تا 7.5 سانتي متر , كه به آن عقرب جرار نيز گفته مي شود ) .

نكته : خطرناك ترين عقرب در ايران عقربي است به نام گارديم كه محل زيست  آن خوزستان است .

علايم و نشانه ها

 پس از چند دقيقه از گزش عقرب كه عموماً در اندام ( دست و پا ) اتفاق مي افتد علايم زير مشاهده مي شود:

  • درد , تاول , قرمزي , تورم

با گذشت چند ساعت از گزش ، ممكن است علايم زير در فرد مشاهده شود :

  • تند شدن نبض

  • بالا رفتن فشار خون

  • سرگيجه ، حالت تهوع و استفراغ

  • بي اختياري ادرار و مدفوع

  • تنگي نفس

  • تشنج

  • افزايش ترشح بزاق

عقرب گزيدگي اغلب خطر ناك نيست و تنها باعث بروز علايم و نشانه ها موضعي در محل گزش مي گردد. با اين وجود بايد كمك هاي اوليه ضروري را براي مصدومين انجام داد و خطر ناك بودن يا نبودن عقرب و شدت مسموميت را به كادر درماني و پزشك واگذار كرد .

كمك هاي اوليه

  •  ارزيابي صحنه حادثه ، دور كردن يا پرهيز از خطر ، در خواست كمك در صورت لزوم

  •  ارزيابي اوليه مصدوم و انجام مراحل ABC و ديگر كمك هاي اوليه ضروري در صورت لزوم

  •  بي حركت نگه داشتن مصدوم و ثابت نگه داشتن عضو گزيده شده

  •  كمپرس سرد ( نكته از گذاشتن يخ به صورت مستقيم بر روي اندام خود داري كنيد . )

  • استفاده از دستگاه مكنده مخصوص جهت خارج كردن سم ( در صورت عدم وجود دستگاه مكنده مخصوص , استفاده از ساكشن و يا  مكيدن محل گزش توسط دهان مي باشد ).

  • انتقال سريع به مركز درماني

در برخي موارد و در صورت شديد بودن مسموميت در مراكز درماني از پادزهر سم عقرب براي خنثي سازي سم و درمان فرد استفاده مي شود .البته اين كار بايد با دستور پزشك و تحت نظارت مستقيم او انجام شود .

در مورد بريدن و مكيدن محل زخم با دهان توافق نظر وجود ندارد . بعضي صاحب نظران با اين كار مخالف هستند و عده اي استفاده از اين روش را مجاز مي دانند .

در برخي از كتب بستن بالاي محل گزش با هدف تاخير در جذب سم توصيه شده است . براي اين كار بايد :
1-  از پارچه , باند يا يك وسيله ي مناسب ديگر با عرض حداقل چهار تا پنج سانتي متر استفاده كنيد .

2-  پارچه , باند يا وسيله مورد نظر را حدود پنج سانتي متر بالاتر از محل گزش ( يعني قسمتي از اندام كه به تنه مصدوم نزديك تر است ) ببنديد .

3-  پارچه يا باند بايد به حدي محكم بسته شود كه تنها باعث كندشدن جريان لنف و خون سياهرگي در اندام مربوطه گردد . توجه داشته باشيد كه اين كار به هيچ وجه نبايد باعث اخلال در جريان خون سرخرگي اندام مبتلا گردد . به اين منظور , پارچه يا باند بايد به صورتي بسته شود كه يك انگشت به راحتي از زير آن عبور كند و همچنين باعث قطع نبض در نقاط انتهايي اندام مبتلا نگردد.

گزيدگي عقرب در افراد پير , كودكان , نوزادان و افراد مصدوم خطرناك تر است . همچنين اگر گزش متعدد يا نزديك سر و صورت يا گردن مصدوم باشد , خطزناك تر از گزش اندام ( دست و پا ) خواهد بود . به ياد داشته باشيد كه علايم گزيدگي با عقرب " گارديم " در ابتدا بسيار خفيف و ناچيز است و همين مسئله اغلب باعث عدم مراجعه به موقع فرد به مراكز درماني مي گردد . اما مراجعه به مراكز درماني لازم و ضروري است و تاخير مي تواند منجر به بروز علايم مختلف مسموميت , از بين رفتن بافت هاي بدن در محل گزش يا حتي در موارد شديد منجر به مرگ فرد گردد .

-----------------


 

سوانح هوایی جهان از پنج سال پیش تا کنون

سه شنبه 5 شهریور 1387
خبرگزاری فرانسه در پی حوادث هواپیمایی اخیر در گزارشی مهمترین حوادث هوایی جهان را در پنج سال اخیر اعلام کرده است.

خبرگزاری فرانسه در گزارشی مهمترین حوادث هوایی جهان را در پنج سال اخیر به این شرح اعلام کرد:

سال 2003 :
 6 مارس‌،‌ الجزایر
در سانحه سقوط یک فروند هواپیمای خطوط هوایی الجزایر در فرودگاه تمانراست در جنوب این کشور 102 نفر کشته شدند.


19 فوریه، ایران
یک فروند هواپیمای نظامی ایلیوشین نزدیک کرمان سقوط کرد و 302 کشته داشت.


8 مه ، جمهوری دموکراتیک کنگو
یک فروند ایلیوشین 76 بین کینشازا و لوبومباشی در جنوب شرقی این کشور سقوط کرد و بیش از 200 نفر کشته شدند.

8 ژوئیه ، سودان
در سانحه سقوط یک فروند بویینگ 737 سودان ایرویز در شرق این کشور 115 نفر جان باختند.

25 دسامبر، بنین
در سانحه یک فروند بویینگ یوتا در فرودگاه کوتونو هنگام پرواز
139 نفر کشته شدند.

سال 2004 :

3 ژانویه ، مصر
یک فروند بویینگ 737 شرکت هواپیمایی فلش ایرلاینز در آبهای شرم الشیخ به دریا سقوط کرد و 148 نفر کشته شدند که 134 نفر از آنها گردشگران فرانسوی بودند.

2005 :

3 فوریه ، افغانستان
در حادثه یک فروند بویینگ 737 شرکت هواپیمایی کام ایر افغانستان نزدیک کابل 104 نفر کشته شدند.

14 اوت ، یونان
در سقوط یک فروند بویینگ 737 شرکت هواپیمایی هلیوس قبرس در
شمال شرقی آتن 121 نفر جان باختند.

16 اوت ، ونزوئلا
در سانحه سقوط یک فروند مک دانلد داگلاس ، شرکت هواپیمایی وست کاراییبن ایرویز در ماراکایبو واقع در شمال این کشور 160 نفر کشته شدند که 152 نفر آنها فرانسوی بودند.

5 سپتامبر، اندونزی

در سانحه یک فروند بویینگ 737-200 شرکت هواپیمایی ماندالا در اندونزی که بر فراز جزیره سوماترا سقوط کرد 150 نفر کشته شدند.

22 اکتبر، نیجریه
یک فروند بویینگ 737 شرکت هواپیمایی بلویو ایرلاینز نیجریه پس از پرواز نزدیک لاگوس سقوط کرد و 117 نفر کشته شدند.

6 دسامبر، ایران ،‌در سانحه سقوط یک فروند هواپیمای سی 130 ارتش در تهران 108 نفر جان باختند.

10 دسامبر، نیجریه
یک فروند دی سی 9 شرکت هواپیمایی سوسولیسو نیجریه در فرودگاه پورت هارکورت در جنوب این کشور سقوط کرد و 107 نفر جان دادند.

2006سال:

3 مه ، روسیه
در سقوط یک فروند ایرباس A320 شرکت هواپیمایی ارماویا ارمنستان کمی پیش از نشستن در فرودگاه سوچی در جنوب روسیه 113 نفر کشته شدند.

9 ژوئیه ، روسیه
در سانحه یک فروند هواپیمای ایرباس آ 310 شرکت هواپیمایی سیبر
روسیه در ایرکوسک‌(سیبری) 124 نفر کشته شدند.

22 اوت ، اوکراین
در سانحه سقوط یک فروند توپولف هواپیمای خطوط هوایی روسیه در شرق اوکراین 170 نفر کشته شدند.

29 سپتامبر ، برزیل
یک فروند بویینگ 737 شرکت هواپیمایی گل با 155 سرنشین در جنگلهای آمازون سقوط کرد و همه سرنشینان آن کشته شدند.

سال 2007:

5 مه ،‌کامرون
یک فروند هواپیمای خطوط هوایی کنیا با 114 سرنشین شامگاه چهارم مه کمی پس از برخاستن از فرودگاه دوالا در جنوب غربی کامرون سقوط کرد و همه سرنشینان آن جان باختند.

سال2008 :

20 اوت ، اسپانیا
در سانحه سقوط یک فروند هواپیمای مک دانلد داگلاس شرکت هواپیمایی اسپان ایر هنگام پرواز از فرودگاه مادرید 154 نفر کشته شدند.

24 اوت ، در سانحه سقوط یک فروند بویینگ 737 خطوط هوایی قرقیزستان پس از پرواز از فرودگاه بیشکک 71 نفر جان خود را زا دست دادند.

مرگبارترین حوادث هواپیمایی غیرنظامی در جهان
----------------
بیست و هفتم مارس 1977 بین دو بویینگ 747 در فرودگاه تنریف در جزایر قناری صورت گرفت که 583 نفر کشته شدند و دیگر ، دوازدهم اوت 1985 یک فروند بویینگ خطوط هوایی ژاپن بین توکیو و اوزاکا دچار سانحه شد که 520 نفر بر اثر آن جان باختند.

مقاله ای خواندنی پیرامون مقایسه دو جنگنده سوخو و میراژ

همانطوری که می دانیم، دو جبهه شرق و غرب، و در اینجا روسیه و فرانسه، همیشه به دنبال ساخت محصولاتی بوده اند که به نوعی از همتای خارجی خود برتر بوده و قابل رقابت با آن باشد. در این مقاله، هواپیماهای سوخو Su-30 MK روسی و میراژ 2000 فرانسوی مورد مقایسه گرفته و توانایی تاکتیکی و عملیاتی آنان سنجیده خواهد شد. هواپیمای Su-30 MK، آشکارا سعی در حفظ شکل ظاهری و همچنین توانایی های خود نزدیک به نیاکان او یعنی هواپیمای معروف سوخو 27 فلانکر، با تمرکز بر روی افزایش توانایی های چند ماموریتی خود، دارد. این هواپیما، به کلاس هواپیماهای اصطلاحاً «سنگین وزن» تعلق دارد. بزرگترین ویژگی این هواپیما، استقلال و مستقل بودن آن از پایگاه های زمینی-البته نه به طور کامل- برای حمله به اهداف زمینی یا هوایی خویش یا عملیات رهگیری است، به طوری که ظاهراً نیازی به اطلاعات هدف گیری از پایگاه های زمینی ندارد.


Mirage 2000-5

اما هواپیمای میراژ 2000، هواپیمایی سبک وزن است که اصولاً برای عملیات دفاع هوایی در صورت حمله دشمن با اتکاء کامل بر پشتیبانی اطلاعاتی زمینی تولید شده است. اما، آخرین گونه این هواپیما یعنی میراژ M-2000-5، به طور قابل توجهی در حال فروش جهانی است و بیشتر کشورها در صدد خرید آن هستند. این هواپیمای فرانسوی، در عملیات دور از خانه به دلیل ضغف سیستم های شناسایی خود، به راحتی مغلوب حریف خود یعنی Su-30 MK که دارای استقلال عملیاتی از پایگاه خانه است، می شود. البته مقایسه این دو هواپیما، از لحاظ پایه ای چندان صحیح نیست، به این دلیل که هر یک از این دو هواپیما به کلاسی مخصوص بستگی داشته و دارای امتیازات منحصر به فرد در زمینه های تخصصی خود می باشند. اما باز نیز مواردی وجود دارد که بتواند بین این دو هواپیما به مقایسه گذاشته شده و در توانایی هر یک سنجیده شود. عملکرد بهینه هواپیمای Su-30 MK را می توان به پیکربندی درست ساختاری و آیرودینامیکی آن نسبت داد. از لحاظ قدرت آیرودینامیکی، واقعاً Su-30 MK مانند تمام هواپیماهای خانواده فلانکر رقیبی ندارد. در مقابل، ویژگی های آیرودینامیکی هواپیمای میراژ، چندان معلوم نمی باشد، اگرچه شکل بال های دلتا و مثلثی و بدون دم بودن آن-که در اکثر هواپیماهای اروپایی پست های قبلی وجود داشت- در سرعت های مافوق صوت بسیار موثر و مفید است. مانورپذیری بی همتای سوخو در تمام دنیا شناخته شده و تصدیق شده است. موتورهای با قابلیت منحرف کردن قدرت موتور به جهت دلخواه، این جنگنده را قادر می سازند که برای مثال به خوبی از عهده مانور کبرا بر آمده و حتی گاه مانور هایی در زاویه حمله 180 درجه انجام دهد. این مانورهای بی نظیر را نمی توان عادی نامید، بلکه باید از آن ها به عنوان «فوق العاده» یاد کرد که یکی از مهم ترین عوامل موفقیت در جنگ های هوایی نزدیک یا تن به تن است. این قابلیت بیشتر به علت دارا بودن سیستم الکترونیکی کنترل موتور/هواپیما ممکن شده که در طی آن، سیستمی هوشمند به طور اتوماتیک زاویه مورد نیاز برای سطوح کنترلی مانند شهپر ها و همچنین زاویه انحراف خروجی موتورها محاسبه کرده و بر اساس آن هواپیما تغییر جهت می دهد. امنیت پرواز نیز با یک سیستم محدود کننده شتاب گرانشی زمین-که توسط آن یا شتاب گرانشی زیاد می شود که به علت آن وزن تا 9 برابر سنگین تر شده و خون به مغز خلبان نمی رسد یا حالت منفی به خود گرفته و وزن سبک تر می شود و خون زیادی به مغز می رسد و در هر دو حالت باعث مختل ساختن فعالیت می شود- که شتاب جی را در وضعیت های مختلف کنترل کرده و محدود می کند. بدین گونه خلبان در این هواپیما با راحتی تمام می تواند به عملیات بپردازد. هواپیمای میراژ 2000 به طرزی کاملاً معمولی پرواز کرده و به انجام ماموریت می پردازد. این هواپیما،دارای سیستم انحراف قدرت موتور نبوده و حداکثر زاویه حمله آن از 25 تا 28 درجه تجاوز نمی کند. البته این هواپیما از نظر تحمل شتاب گرانشی زمین، برتری به مقدار بسیار ناچیز 5/0 جی دارد که حتی در نظر نمی آید. البته میراژ با وجود ضعف هایی که داراست، قابلیت چرخیدن به جهات مختلف را با سرعت بالا داراست و پیکربندی بال دلتا شکل آن و فلپ های داخلی برای تنظیم وضعیت دماغه هواپیما، جنگنده فرانسوی را قادر می سازد که بدون تالل و معطلی از حالت پرواز عادی و افقی، به حالت اوجی گیری کاملاً عمودی در آید. همچنین برخورداری از تنها یک موتور و همچنین وزن سبک تر نسبت به سوخو، موجب برتری این هواپیما از نظر چالاکی در جست و خیز های هوایی و همچنین مصرف سوخت کمتر و هزینه های نگهداری کاهش یافته می شود.

 

ناگفته نماند که جنگنده میراژ از توانایی پرواز در ارتفاع پایین با سرعت بالا نیز برخوردار بوده و همچنین نسل جدید این هواپیما یعنی میراژ M-2000-9، از رادارهای جدیدی برای بهبود عملیات هوا به زمین خود سود می برد. دو هواپیمای سوخو و میراژ، از نظر سقف پرواز، سرعت و قابلیت شتابگیری تقریباً در سطح یکسانی قرار دارند و سنگینی هواپیمای سوخو در مقابل میراژ، با داشتن یک موتور بیشتر نسبت به میراژ 2000 جبران شده است که با این اوصاف، این دو هواپیما در زمان یکسانی به منطقه درگیری می رسند. اما با این حال، توانایی رهگیری سوخو با شعاع عملیاتی 3.000 کیلومتری، 45% نسبت به میراژ بیشتر بوده و می تواند یک کشور نسبتاً متوسط از نظر مساحت را به خوبی پوشش دهد. هواپیمای سوخو، همچنین امتیاز دو خلبان بودن را داراست که به آن امکانات وسیع و دقت عمل بیشتر از نظر بمباران های هوایی و غیره را می دهد و از این لحاظ، این مسئله برای میراژ تک نفره یک ضعف تلقی می شود. از لحاظ قابلیت حمل سلاح، سوخو قادر است تا 40% سلاح بیشتری نسبت به میراژ حمل نماید و این ویژگی این توانایی را به سوخو می دهد که در یک حمله هوا به زمین، تعداد بیشتری از اهداف زمینی را نابود سازد. از سوی دیگر، پیشرانه ها یا موتورهای هواپیمای سوخو، نقش غیر قابل انکاری در افزایش کارائی و عملکرد این هواپیما دارند. موتور AL-31 FP سوخو در مقابل موتور M53-P2 ساخت سنکما موتوری بهینه تر از نظر مصرف ویژه سوخت است. این موتورها، حتی در شرایط بحرانی مانند مانورهای بسیار سخت که در آن ها هوای مورد نیاز موتور به دلیل وضعیت ویژه ورودی ها به خوبی تامین نمی شود، عملکرد ثابت و نسبتاً یکسانی را حفظ می کنند. در این مقایسه، نقش اویونیک یا سیستم های الکترونیکی هواپیما به راستی غیر قابل چشم پوشی است. اجازه بدهید نگاهی نیز به سیستم های اویونیکی هواپیماهای مورد مقایسه بیندازیم. برتری رادار Su-30 MK از نظر برد تشخیص رادار، تجسس، ضد اغتشاش بودن و توانایی برای شلیک موشک های فعال و نیمه فعال کارائی و تاثیر فوق العاده ای را در نبرد های دور از خانه به ارمغان می آورد. در نبرد علیه اهداف زمینی، توانایی های راداری دو جنگنده تقریبا ً یکسان می باشد. تمام هواپیماهای مدرن روسی، شامل Su-30 MK، به مقر مکان یابی نوری مجهزند که این سیستم، قادر است به طور خودکار اهداف هوایی را شناسایی کرده و بر روی آنان قفل نماید، و سپس با دقت بالایی فاصله و مختصات و سایر مشخصات آنان را نمایان سازد. این سیستم، دقت هدف یابی را افزایش و زمان جستجو را به طور موثری کاهش می دهد. مصونیت رادار این هواپیما در مقابل سیستم های ECM مغشوش کننده رادار، آن را قادر می سازد که بدون هیچ گونه مشکلی آسمان را تجسس نمایند. برای ماموریت های زمینی، چه میراژ چه سوخو مجهز به سیستم جستجو کننده هدف نوری می باشند که تقریباً دارای خصوصیات مشترکی هستند. هواپیماهای جنگنده مدرن روسی، کلاً دارای خصوصیت بقاپذیری فراوانی هستند. برای مثال، در هواپیمای Su-30 MK از سیستم های جلوگیری کننده نشت سوخت و همچنین دستگاه های اطفاء حریق بسیار عالی بهره برده می شود که بقاپذیری این هواپیما را به مقدار 20% نسبت به هواپیماهای کلاس میراژ 2000 افزایش می دهند. از لحاظ برد موشک های مورد استفاده، تسلیحات هوا به هوای Su-30 MK دارای حدود 30% برد بیشتر نسبت به موشک های به کار رفته در میراژ-مانند سوپرماترا- هستند و امکاناتی چون قابلیت شلیک از فواصل دورتر را نسبت به حریف خود فراهم می آورند. لازم به ذکر است که هواپیمای سوخو Su-30 MK از 12 مقر تسلیحاتی و میراژ 2000 از 9 مقر برای حمل سلاح ها سود می جوید. قابلیت حمل دو برابر بمب در سوخو در مقابل میراژ، باعث کاهش تعداد سورتی پروازهایی می شود که برای نابودی مجموعه ای از اهداف زمینی مورد نیاز است، و در نتیجه این عمل، تعداد تلفات ممکن هوایی کاهش می یابد. در کل، می توان به این نتیجه رسید که به کارگیری جنگنده ای دوربرد با قابلیت استقلال از پایگاه های زمینی برای فراهم آوردن اطلاعات مورد نیاز به واسطه سیستم های پیشرفته به کارفته، بسیار مقرون به صرفه تر از انجام نبرد با تعداد زیادی جنگنده کوتاه برد، غیر موثر و در عین حال با توانایی های کمتر و وابسته است و نهایتاً، با اوصاف و شرایط موجود در این مقایسه کلی، هواپیمای Su-30 MK در سطح برتری بالاتری نسبت به هواپیمای میراژ قرار می گیرد.

نام گذاري موشك هاي روسي  

1.مقدمه
بي شك افرادي كه كم و بيش با اخبار و مباحث نظامي در ارتباط بوده اند با اسامي نظير AGM-88C.BGM-71.SA-1 و...برخورد کرده اند و شاید از خود پرسیده اند که این حروف و اعداد چه مفهومی دارند و چرا از نظر ظاهر متفاوتند.حقیقت این است که همه کشورها از یک روش نام گذاری مشترک برای شناسایی موشک ها استفاده نمی کنند و مدت ها در خورد آمریکا هم-که یک تولید کننده بزرگ جنگ افزار است-یک روش واحد وجود نداشت که نتیجه آن سردرگمی افراد در شناخت موشک ها بود.روس ها روش خاص خود را دنبال می کردند که در طول جنگ سرد محرمانه تلقی می شد از این رو غربی ها هم برای شناخت و دسته بندی موشک های روسی روش خاصی در پیش گرفتند.یکی از آن ها روش شماره گذاری بود که وزارت دفاع آمریکا برای دسته بندی تسلیحات روسی روش خاصی در پیش گرفتند.یکی از آن ها روش شماره گذاری بود که وزارت دفاع آمریکا بریا دسته بندی تسلیحات روسی(شوروی سابق)بر مبنای کاربرد آن ها ایجاد کرد.کمیته هماهنگی استانداردهای هوایی آمریکا نیز روش اسم رمز را برای اشاره به موشک های روسی به کار گرفت.از این رو برای روشن شدن موضوع به بررسی این سه روش می پردازیم.
2.نام گذاری موشک های روسی
روش نام گذاری روسی تا حدودی مرموز است.هر چند تلاش شده تا رمز آنها کشف شود.بخشی از سردرگمی و عدم تشخیص درست نام های روسی بدین جهت است که خود روس ها دو روش کاملا متفاوت مورد استفاده قرار می دهند.
الف:در روش اول هر موشکی با یک رمز سه بخشی شناسایی می شود:
-بخش اول:یک حرف یا مجموعه ای از حروف است مه نقش اولیه موشک را مشخص می کند.حروفی مثل A برای موشک ضد بالستیک KAB برای بمب هدایت شونده KH برای موشک هوا به سطح R برای موشک هدایت شونده(شامل هوا به هوا و سطح به هوا)V برای موشک سطح به سطح و...
-بخش دوم:عددی است که جای آن موشک را در زنجیره موشک های هم نوع نشان می دهد.
-بخش سوم:حرف یا مجموعه ای از حروف است که نشان دهنده اصلاحات انجام شده در موشک است برخی از این حروف از این قرارند:E به معنای صادراتی F برای سرجنگی جدید P تمرینی U آموزشی ZH برای مجموعه پیشرانش جدید و...
به عنوان نمونه می توان به نام A-350 برای موشک ضد بالستیک R-27 برای موشک هوا به هوا KH-55 برای موشک هوا به سطح اشاره کرد.
ب:روش دوم نامگذاری روسی از شیوه متفاوتی بر اساس اجزای مختلف سامانه موشکی استفاده می کند.
در این روش از چندین سطح نظیر کل سامانه (مشتمل بر پرتاپ کننده و تجهیزات کنترل)موشک و زیر مجموعه های آن مانند سرجنگی و موتور استفاده می شود.
بخش اول:عدد یک یا دو رقمی است که نشان دهنده سازمان طراحی و ساخت سلاح است.عدد یک برای نیروی زمینی(ارتش سرخ)3 یا 4 برای نیروی دریایی 5 یا 6 برای پدافند هوایی و نیروهای موشکی ضد بالستیک 8 یا 15 برای نیروی راهبردی و...
بخش دوم:حرف یا مجموعه ای از حروف است که نقش موشک یا زیر مجموعه را نشان می دهد.حرف D برای موتور راکت F برای سرجنگی K برای سامانه کاملKH برای ماهواره M برای موشک YA برای موشک ضد بالستیک ZH بریا موتور راکت سوخت جامد و ...
قسمت سوم:عددی دو رقمی است که نوع موشک یا زیر مجموعه را مشخص می کند.
قسمت های دیگر این روش اعداد و حروف اختیاری هستند که اصلاحات انجام شده در یک موشک اولیه را نشان می دهند.
.روش وزارت دفاع برای نام گذاری تسلیحات روسی
روش مورد استفاده وزارت دفاع امریکا بریا نام گذاری موشک های روسی روش شماره گذاری بسیار روشن و واضع مبتنی بر نقش موشک است.این روش سه بخش دارد.
بخش اول:يك رمز 2 تا 4 حروفي كه نقش موشك را نشان مي دهد.به عنوان مثال AA برای موشک هوا به هوا ABM برای موشک ضد بالستیک AT برای موشک ضد تانک SA برای موشک سطح به هوا SA-N برای موشک دریایی سطح به هوا SL برای پرتاب کننده های فضایی SS برای موشک سطح به سطح SS-N برای موشک دریایی سطح به سطح و ...
بخش دوم:عددی است که بیانگر جای موشک در زنجیره موشک های هم نوع است.
بخش سوم:یک حرف اختیاری که نشان دهنده اصلاحات انجام شده در موشک اولیه است.اصلاحات به ترتیب حروف الفبا از A آغاز می شود.موشک های آزمایشی نیز با حرف X نشان داده می شوند که پس از رمز و قبل از اعداد درج می شود.
به عنوان نمونه می توان به نام گذاری ABM-1 بر روی موشک ضد بالستیک A-350 نام گذاری AA-10 برای موشک های هوا به هوای R-27 و عنوان AS-15 برای موشک هوا به سطح KH-55 اشاره کرد.
4.اسامی رمز کمیته هماهنگی استانداردهای هوایی
کمیته استاندارهای هوایی سازمان مشترکی است که توسط آمریکا انگلستان کانادا استرالیا و نیوزلند تشکیل شده است.این کمیته در سال 1954 یک روش اسامی رمز را برای شناسایی تجهیزات نظامی شوروی سایق ایجاد کرد.اسامی رمز با یک حرف معین آغاز می شوند که نشان دهنده ماموریت اصلی موشک است.A برای موشک هوا به هوا G برای موشک سطح به هوا K برای موشک هوا به سطح و S برای موشک سطح به سطح.
به عنوان مثال می توان به نام GALOSH برای موشک سطح به هوای ضد بالستیک A-350 اشاره کرد.نام GALOSH با حرف G آغاز می شود که بیان گر سطح به هوا بودن آن است.یا می توان به نام ALAMO با حرف اول A برای موشک R-27 اشاره کرد.

سلاح های هسته ای

به طور کلی می توان سلاح های هسته ای را بر اساس منبع تأمین انرژی سلاح به دو دسته تقسیم کرد:
الف- بمب شکافت: این بمب ها انرژی خود را از واکنش های شکافت هسته ای به دست می آورند. این بمب ها را از گذشته به این سو، بمب اتمی نام نهاده اند و در متون مختلف عباراتی چون بمب اتم، بمب اتمی یا A-bomb را دید که همه به این نوع سلاح اشاره دارند. البته با توجه به این واقعیت که انرژی این سلاح از واکنش های شیمیایی پیوند میان اتمها آزاد نمی شود، این نام گذاری دقیق نیست؛ با این وجود نامگذاری بمب اتمی پذیرفته شده است. بهتر این است که به آنها سلاح هسته ای یا دقیق تر، سلاح های شکافت هسته ای بگوییم.
ب- بمب هم جوشی: این بمب بر اساس هم جوشی هسته ای طراحی شده است. سلاح هایی که تنها یک مرحله هم جوشی انجام می هند، سوخت اولیه شان فقط هیدورژن است و از این رو به بمب هیدروژنی یا H-bomb معروف شده اند. به این سلاح ها، سلاح های گرما هسته ای نیز می گویند، زیرا برای آغاز واکنش زنجیره ای هم جوشی هسته ای به دمای اولیه بسیار بالایی نیاز است.

-----------------------------------------------------------------------------
امروز، تمایز دادن این دو نوع سلاح بسیار دشوار است؛ زیرا در سلاح های پیچیده ای که امروزه ساخته می شود هر دو نوع بمب با هم ترکیب شده اند. مثلاً ابتدا یک بمب شکافت کوچک منفجر می شود تا دما و فشار مورد نیاز واکنش هم جوشی و انفجار بمب هم جوشی فراهم شود. عناصر هم جوشی هم ممکن است در هسته یک بمب شکافت استفاده شوند، چون نوترونهایی که از آنها تولید می شود باز می آفریند شکافت را بالا می برد.
وجه تمایز سلاح های شکافت و هم جوشی در این است که انرژی آنها از تغییرات هسته اتم به دست می آید. پس بهترین نام برای تمامی این سلاح های انفجاری، سلاح هسته ای یا Nuclear Weapon است. نوع ديگري از استفاده از سلاحهاي اتمي هم وجود دارد که به آن
بمب کثيف مي گويند.

بمب های شکافت (Fission Bomb)
ساده ترین بمب های هسته ای بمب های شکافت خالص هستند که اساس سلاح های پیشرفته امروزی را تشکیل می دهند. اولین بار این بمب در آزمایش ترینتیی که نخستین دستاوردهای علمی پروژه، منهتن بود، منفجر شد.
یک بمب هسته ای شکافت، با تبدیل مداوم یک جرم زیر بحرانی یک ماده قابل شکافت به یک مجموعه فوق بحرانی و ایجاد یک واکنش زنجیره ای همراه با تولید مقداربسیار زیاد انرژی کار می کند. در عمل جرم به طور پیوسته و آرام و آرام به حالت بحرانی نمی رسد، بلکه از یک حالت زیر بحرانی به یک حالت بسیار فوق بحرانی تبدیل می شود. بدین ترتیب هر نوترون، نوترونهای جدید و زیادی تولید می کند و واکنش زنجیرهای با سرعت بسیار زیادی پیش می رود. مشکل اصلی در تولید یک بمب هسته ای شکافت بازده انفجاری خوب، این است که بتوان برای مدت کافی، اجزای بمب را کنار هم نگاه داشت تا بخش قابل توجهی از انرژی هسته ای قابل تولید آزاد شود.
تا پیش از زمان رها کردن بمب، ماده قابل شکافت را باید به صورت قطعات متعدد و جدا از هم که هر یک کمتر از جرم بحرانی هستند، نگاهداری کرد. در زمان انفجار، باید مواد قابل شکافت را به سرعت در کنار هم قرار داد. در ضمن فرآیند جمع شدن مواد، واکنش زنجیره ای آغاز می شود و سبب می شود اجزای بمب گرم شده، منبسط شوند. این انبساط مانع از فشرده شدن حداکثر مواد می شود ( به صرفه ترین حالت تولید انرژی در فشردگی کامل مواد قابل شکافت روی می دهند. ) اما فراهم کردن سیستمی که تمام این کارها را به خوبی انجام دهد اصلاً کار ساده ای نیست.

برای انفجار بمب باید چه کار کرد؟
الف – قطعات فرو بحرانی ماده هسته ای باید به هم متصل شوند تا یک جرم فرا بحرانی را تشکیل دهند. این جرم فرا بحرانی به هنگام آغاز واکنش، بیشتر از حد نیاز نوترون تولید می کند و ادامه یک واکنش زنجیره ای را تضمین می کند.
ب – تا آنجا که ممکن است، ماده بیشتری قبل از انفجار بمب شکافته شود تا از سوخته شدن بمب جلوگیری شود. سوخته شدن، زمانی است که بمب خوب عمل نکند و مواد قابل شکافت اندکی دچار شکافت هسته ای شوند.
برای تبدیل سوخت هسته ای از حالت فرو بحرانی به حالت فرا بحرانی، معمولاً از دو روش استفاده می شود. روش نخست، کنار هم قرار دادن جرمهای فرو بحرانی در کنار هم و تشکیل یک جرم فرو بحرانی است. روش دوم، فشرده کردن یک جرم فرو بحرانی و رساندن آن به جرم فرا بحرانی است.
نوترونها را یک مولد نوترون تولید می کند. این مولد، یک ساچمه کوچک از جنس پولونیوم و بريلیوم است که درون یک ورقه فلزی واقع شده است. ساچمه و پوشش فلزی اش درون هسته سوخت هسته ای بمب قرار می گیرد و بدین شکل عمل می کند:
1- هنگامی که دو جرم فرو بحرانی به هم متصل می شوند، پوشش فلزی ساچمه می شکند و پولونیوم بلافاصله ذرات آلفا ساطع می کند.
2- این ذرات آلفا بریلیوم 9 ( Br9 ) برخورد می کنند و در نتیجه بریلیوم 8 ( Br8 ) و چند نوترون آزاد می شود.
3- این نوترونهای آزاد به هسته های سوخت اتمی برخورد می کنند و شکافت هسته ای را آغاز می کنند.
در نهایت، واکنش شکافت درون یک پوشش فلزی چگال که بازتابنده نام دارد، گسترش می یابد. بازتابنده معمولاً از U-238 ساخته می شود. ادامه واکنش شکافت، سبب می شود بازتابنده گرم شود و انبساط پیدا کند. انبساط بازتابنده، فشاری را در جهت عکس به هسته واکنش وارد می کند و گسترش هسته را کندتر می کند. بازتابنده هم چنین نوترونهای پر انرژی را به درون هسته شکافت منعکس می کند و بازده فرآیند شکافت هسته ای را افزایش می دهد.

بمب شکافت به مکانیسم تفنگی
ساده ترین راه برای رساندن دو جرم فرو بحرانی به یکدیگر، این است که تفگی بسازیم و یکی از این جرمها را به سمت دیگری شلیک کنیم. جرم بحرانی U-235 به صورت یک کره به دور مولد نوترون ساخته می شود، ولی مقداری از آن به صورت یک گلوله کوچک جدا می شود. گلوله در انتهای یک لوله بلند قرار می گیرد و کره اورانیومی در انتهای دیگر لوله قرار می گیرد. مقدار دقیقی مانده منفجره هم پشت گلوله قرار می گیرد.
هنگامی که حسگر فشار سنج با رومتری با ارتفاع مناسب انفجار بمب منطبق شد، مراحل زیر به ترتیب اتفاق می افتد:
1- چاشنی ماده منفجره عمل می کند و انفجاری دقیق، گلوله را به انتهای لوله پرتاب می کند.
2- گلوله به کره اورانیومی و مولد نوترون برخورد می کند و طبق روندی که قبلاً اشاره شد، واکنش شکافت آغاز می شود.
3- واکنش های شکافت هسته ای گسترش می یابند.
4- بمب منفجر می شود.

----------------------------------------------------------------------------
پسر کوچولو ( Little Boy )، بمبی که روی شهر هیروشیما منفجر شد، از همین نوع بمب بود و با همین مکانیسم عمل کرد. قدرت انفجاری آن معادل 5/14 کیلوتن تی ان تی بود و بازدهش حدود 5/1 درصد. یعنی قبل از آنکه بمب منفجر شود و اجزای بمب در فضا پخش شوند، 5/1 درصد سوخت بمب دچار شکافت هسته ای شده بود و انرژی حاصل از آن، معادل انفجار 14500 تن یا 5/14 میلیون کیلوگرم تی ان تی بود.

بمب شکافت با مکانیسم انفجاری
در اوایل پروژه، منهتن ( برنامه فوق سری ایالات متحده در جنگ جهانی دوم برای تولید بمب هسته ای )، دانمشندان هسته ای فهمیدند فشرده کردن جرمهای فرو بحرانی توسط انفجارهای داخلی و متمرکز کردن آنها در یک کره کوچک، روش خوبی برای فرابحرانی کرن آن جرم است. البته مشکلات زیادی در این راه وجود داشت، مثلاً این که چگونه ضربه انفجار را کنترل کرد و به طور یکنواخت روی سطح یک کره پخش کرد.
مشکل بدین شکل حل شد: ابزار انفجاری، کره ای با جنس اورانیوم 235 به عنوان بازتابنده و یک هسته از جنس پلوتونیوم 239 بود که بین آنها را مواد منفجره بسیار قوی پر کرده بود. وقتی بمب ها رها می شود و به لحظه انفجار می رسد، این اتفاق ها به ترتیب روی می دهد:
1- مواد منفجره عمل می کنند و یک موج ضربه ای ایجاد می شود.
2- موج ضربه ای هست را فشرده می کند.
3- واکنش شکافت آغاز می شود.
4- بمب منفجر می شود.
مرد چاق ( Fat man)، بمبمی که برفراز شهر ناکازاکی منفجر شد، از این نوع بمب های انفجاری بود که قدرتش معادل انفجار 23 کیلوتن تی ان تی و بازدهش 17 درصد بود.

بمب های مکانیسم انفجاری جدید
بعدها بمب های انفجاری به طراحی های بهتری رسیدند که بازده آنها را به شدت افزایش می داد. نمونه ای از کار آنها به این قرار است:
1- ماده منفجره عمل می کند و موج ضربه ای پدید می آورد.
2- موج ضربه ای، قطعات پلوتونیوم را به درون یک کره کوچک هدایت می کند.
3- قطعات پلوتونیوم در مرکز آن کره کوچک به یک ساچمه بریلیوم - پولونیوم برخورد کرده، پوشش آن را می شکنند.
4- واکنش شکافت آغاز می شود و به سرعت گستش می یابد.
5- بمب منفجر می شود.

لوله سلاح

لوله یک توپ هویتزر 240 میلیمتری

لوله یک توپ هویتزر 240 میلیمتری


لوله سلاح استوانه‌ای توخالی (معمولاً فلزی) است که در برخی سلاح‌های گرم برای هدایت گلوله یا ساچمه به سوی هدف بکار می‌رود. گازی که از سوختن باروت یا خرج در سلاح ایجاد شده گلوله یا ساچمه را در طول لوله به جلو می‌راند تا در آخر از لوله خارج شود و به سوی هدف برود.

چینی‌ها نخستین لوله سلاح را از جنس بامبو می‌ساختند. نخستین لوله‌های فلزی سلاح نیز در چین ساخته شد. لوله توپ‌های اروپایی تا چند قرن از برنج ریخته‌گری شده ساخته می‌شد. لوله‌های امروز بیشتر از آلیاژهای فولاد و نیکل ساخته می‌شود.

در تفنگ‌های گلوله‌زنی و اغلب سلاح‌های کمری از لوله خان‌دار استفاده می‌شود.

سلاح کمری

سلاح کمری

والتر پ۹۹، یک سلاح کمری امروزی

والتر پ۹۹، یک سلاح کمری امروزی

سلاح کمری سلاح‌ گرم کوچکی است که با یک‌دست می‌توان آن را بکار گرفت. چون این‌گونه سلاح را معمولاً در جلد یا غلافی به کمر می‌بندند، به سلاح کمری مشهور شده است.

از سلاح کمری معمولاً نیروهای نظامی و انتظامی، و البته برخی از تبهکاران، استفاده می‌کنند. در برخی از کشورها داشتن سلاح کمری برای افراد غیرنظامی به منظور دفاع شخصی مجاز است.

سلاح کمری با این‌که دقت تیراندازی کمی (به‌ویژه در فاصله بیشتر از حدود ۱۰ متر) دارد ولی بخاطر سبک بودن و امکان مخفی کردن مورد توجه است.

برخی از انواع سلاح کمری (معمولاً با افزودن دوربین نشانه‌روی به سلاح) در شکار نیز بکار می‌رود. تیراندازی با سلاح کمری یکی از ورزش‌ها نیز هست و در بازی‌های المپیک مسابقاتی در چند رشته تیراندازی با سلاح کمری برگزار می‌شود.

سلاح کمری مشهور به «ماوزر ایرانی»، پارابلوم بلند (لوگر) ساخت ۱۹۳۵-۱۹۳۶، کالیبر ۹ میلیمتری. مدل ۱۳۱۴ ایرانی. تنها ۱۰۰۰ قبضه از سوی ایران خریداری شد و به‌این خاطر سلاحی کمیاب است.
سلاح کمری مشهور به «ماوزر ایرانی»، پارابلوم بلند (لوگر) ساخت ۱۹۳۵-۱۹۳۶، کالیبر ۹ میلیمتری. مدل ۱۳۱۴ ایرانی. تنها ۱۰۰۰ قبضه از سوی ایران خریداری شد و به‌این خاطر سلاحی کمیاب است.

در زبان فارسی نام‌های دیگری نیز برای اشاره به انواع سلاح کمری بکار برده می‌شود. این نام‌ها گاه از نوع خاص سلاح گرفته شده و گاه از نام کارخانه سازنده یا حتی نام شهری که کارخانه در آن واقع است. در مواردی هم نام مدل سلاح بجای سلاح کمری بکار می‌رود. برخی از این نام‌ها با توضیحاتی در زیر آورده شده:

  • اتوماتیک

نامی برای اشاره به سلاح‌های کمری نیمه خودکار مانند کلت و براونینگ.

  • اسپرینگ‌فیلد

برای اشاره به رولور کالیبر ‎۰/۳۸ اسمیت و وسون. از نام شهری که کارخانه اسمیت و وسون در آن قرار دارد.

  • اسلحه کمری

جمع عربی اصطلاح «سلاح کمری» که بسیار رایج است.

  • براونینگ

نام کارخانه سازنده برای اشاره به سلاح کمری نیمه خودکار کالیبر ۹میلیمتر این کارخانه.

  • پارابلوم

نام سلاح کمری آلمانی لوگر که در ارتش آلمان نازی رایج بود.

  • پیشتو

همریشه با واژه پیستول در زبان‌های اروپایی، به معنای سلاح کمری.

  • پیشتاب

تلفظ دیگری از نام قبلی.

  • تپانچه

احتمالاً از «ته پنجه»، در اصل به معنی سیلی و ضربه با دست و لی یعدها برای اشاره به هر نوع سلاح کمری. طپانچه هم نوشته شده است.

  • ده‌تیر

سلاح کمری ماوزر آلمانی که خزانه آن ده فشنگ گنجایش دارد.

  • ده‌تیر آلمانی

همان نام قبلی.

  • رولور

نوعی اسلحه کمری که فشنگ‌های آن در یک گردونه قرار دارند. از Revolver نام فرانسوی این گونه.

  • ششلول

نام دیگر رولور

  • کلت

اصلاً برای اشاره به سلاح کمری کلت کالیبر ‎۰/۴۵ از کارخانه کلت آمریکا و بعدها به هر سلاح نیمه خودکار که کمابش شبیه آن باشد گفته شده است.

  • کمری

کوتاه شده اصطلاح «سلاح کمری».

  • نوغان

نام رولور ساخت کارخانه موزین-ناگان روسیه. ناغان هم گفته شده است.

  • هفت‌تیر

منشا این نام روشن نیست، احتمالاً از سلاح کمری که هفت فشنگ گنجایش داشته گرفته شده است.

  • والتر

نام کارخانه اسلحه‌سازی آلمانی، برای اشاره به سلاح کمری نیمه خودکار ساخت این کارخانه که در جنگ جهانی دوم رایج بود.

  • موزر

همان ده تیر آلمانی.

هواپیمای میگ 17

تاریخچه
طراحی میگ 17 بر اساس میگ 15 بود تا نواقصی که در سرعتهای بالا دچارش می شد را رفع کنند. فرسکو اولین هواپیمای دارای موتوری (Klimov VK-1) با قایلیت ایجاد پس سوز در شوروی است.
طراحی 1949 در دفتر طراحی میکویان گرویچ آغاز شد اولین پرواز در 1950 بود و تولیدش از 1951 شروع شد.
 
کلیات
میگ 17 یک هواپیما یک نفره مناسب برای هر نوع هوا هر نوع هوا و شکاری بمب افکن و رهگیر بوده و نوع حمله زمینی آن در کشور شوروی و چین ساخته شده است.
 
 میگ 17
 
ابعاد و مشخصات
1- فاصله دو نوک بال هواپیما: 11 متر
2- طول هواپیما: 10 متر
3- حداکثر سرعت: 1125 کیلومتر بر ساعت
4- شعاع عمل: 2035 کیلومتر مربع
5- سقف پرواز: 55000 پا
 
 میگ 17
 
مشخصات ظاهری
1- وضعیت بال ها: این هواپیما از مدل بال وسط بوده و بال ها در عقب به طور نامنظم کوچک شده و متمایل به عقب است و دارای بال مرکزی پهن بوده و نوک بال ها گرد است.
2- وضعیت موتور: این هواپیما دارای یک موتور توربوجت بوده که در داخل بدنه قرار داشته و ورودی هوا در لبه حمله و دماغه و اگزوز در لبه فرار دم است.
3- وضعیت بدنه: بدنه این هواپیما ضخیم و سیگاری شکل با کابینی حبابی شکل بوده و در روی دماغ آن قوسی ملایم وجود دارد.
4- وضعیت سکان: سکان عمودی آن بسیار بلند بوده و در جهت عقب باریک شده و متمایل به عقب بوده و انتهای آن دارای قوسی ملایم می باشد و سکان افقی آن متمایل به عقب بوده و در جهت عقب باریک شده و در قسمت 3/1 بالای سکان عمودی قرار گرفته است.
 
 میگ 17
 
کشورهای دارنده
افغانستان، آلبانی، الجزایر، بلغارستان، کوبا، چکسلواکی، مصر، فنلاند، آلمان شرقی، مجارستان، اندونزی، عراق، لیبی، مراکش، نیجریه، کره شمالی، ویتنام، چین، لهستان، رومانی، سومالس، سری لانکا، سودان، سوریه، اوگاندا، شوروی
 
 میگ 17
  جنگ افزارها
دارای یک توپ 37 میلیمتری NS-37 و دو توپ 23 میلیمتری NR-23 به علاوه امکان استقرار چهار راکت 8 x 55 mm هوا به هوا در زیر بالها و یا 500 کیلوگرم بمب را دارد. نقش اصلی که برای این هواپیما در نظر گرفته شده جنگنده برتری هواییست که امکان شرکت در عملیات زمینی را هم دارد.
این هواپیما در نیروی هوایی بیش از 30 کشور جهان خدمت کرده تولید آن تا 1958 در شوروی ادامه داشت و نزدیک به 6000 فروند از آن ساخته شد.
تولید تحت لیسانس شوروی در لهستان (Lim-5P) و در چین به نام J-5/F-4 ادامه یافت.
 
 27-mig-17-n619m-lazik-right-front-afterburner-l.jpg
 
انواع
Mig-17A: مدل اولیه مجهز به موتور VK-1
Mig-17F مدل جدیدتری از میگ-17 که مجهز به موتورهای ارتقا یافته VK-1F بود و به نام Mig-17PF نامگذاری شد.
Mig-17PF مدل دیگر که مجهز به رادار Izumrud S-band شد.
Mig-17PFU دارای توانایی حمل چهار موشک کنترل شونده توسط رادار AA-1 "Alkali

 
گالری 
 
میگ17 

هواپیمای میگ 17

تاریخچه
طراحی میگ 17 بر اساس میگ 15 بود تا نواقصی که در سرعتهای بالا دچارش می شد را رفع کنند. فرسکو اولین هواپیمای دارای موتوری (Klimov VK-1) با قایلیت ایجاد پس سوز در شوروی است.
طراحی 1949 در دفتر طراحی میکویان گرویچ آغاز شد اولین پرواز در 1950 بود و تولیدش از 1951 شروع شد.
 
کلیات
میگ 17 یک هواپیما یک نفره مناسب برای هر نوع هوا هر نوع هوا و شکاری بمب افکن و رهگیر بوده و نوع حمله زمینی آن در کشور شوروی و چین ساخته شده است.
 
 میگ 17
 
ابعاد و مشخصات
1- فاصله دو نوک بال هواپیما: 11 متر
2- طول هواپیما: 10 متر
3- حداکثر سرعت: 1125 کیلومتر بر ساعت
4- شعاع عمل: 2035 کیلومتر مربع
5- سقف پرواز: 55000 پا
 
 میگ 17
 
مشخصات ظاهری
1- وضعیت بال ها: این هواپیما از مدل بال وسط بوده و بال ها در عقب به طور نامنظم کوچک شده و متمایل به عقب است و دارای بال مرکزی پهن بوده و نوک بال ها گرد است.
2- وضعیت موتور: این هواپیما دارای یک موتور توربوجت بوده که در داخل بدنه قرار داشته و ورودی هوا در لبه حمله و دماغه و اگزوز در لبه فرار دم است.
3- وضعیت بدنه: بدنه این هواپیما ضخیم و سیگاری شکل با کابینی حبابی شکل بوده و در روی دماغ آن قوسی ملایم وجود دارد.
4- وضعیت سکان: سکان عمودی آن بسیار بلند بوده و در جهت عقب باریک شده و متمایل به عقب بوده و انتهای آن دارای قوسی ملایم می باشد و سکان افقی آن متمایل به عقب بوده و در جهت عقب باریک شده و در قسمت 3/1 بالای سکان عمودی قرار گرفته است.
 
 میگ 17
 
کشورهای دارنده
افغانستان، آلبانی، الجزایر، بلغارستان، کوبا، چکسلواکی، مصر، فنلاند، آلمان شرقی، مجارستان، اندونزی، عراق، لیبی، مراکش، نیجریه، کره شمالی، ویتنام، چین، لهستان، رومانی، سومالس، سری لانکا، سودان، سوریه، اوگاندا، شوروی
 
 میگ 17
  جنگ افزارها
دارای یک توپ 37 میلیمتری NS-37 و دو توپ 23 میلیمتری NR-23 به علاوه امکان استقرار چهار راکت 8 x 55 mm هوا به هوا در زیر بالها و یا 500 کیلوگرم بمب را دارد. نقش اصلی که برای این هواپیما در نظر گرفته شده جنگنده برتری هواییست که امکان شرکت در عملیات زمینی را هم دارد.
این هواپیما در نیروی هوایی بیش از 30 کشور جهان خدمت کرده تولید آن تا 1958 در شوروی ادامه داشت و نزدیک به 6000 فروند از آن ساخته شد.
تولید تحت لیسانس شوروی در لهستان (Lim-5P) و در چین به نام J-5/F-4 ادامه یافت.
 
 27-mig-17-n619m-lazik-right-front-afterburner-l.jpg
 
انواع
Mig-17A: مدل اولیه مجهز به موتور VK-1
Mig-17F مدل جدیدتری از میگ-17 که مجهز به موتورهای ارتقا یافته VK-1F بود و به نام Mig-17PF نامگذاری شد.
Mig-17PF مدل دیگر که مجهز به رادار Izumrud S-band شد.
Mig-17PFU دارای توانایی حمل چهار موشک کنترل شونده توسط رادار AA-1 "Alkali

 
گالری 
 
میگ17 

خودروی نظامی سپهر

گزارش افتتاحیه 
افتتاح کارخانه تولید کاروان و رونمایی خودرو تاکتیکی 4/3 تن با حضور وزیر دفاع
خودرو تاکتیکی 4/3 تن که در صنایع خودرویی شهید کلاهدوز به تولید انبوه رسیده است با حضور سردار سرتیپ مصطفی محمدنجار وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح رونمایی و کارخانه تولید اتاقهای سیار که اصطلاحا کاروان نامیده می‌شود افتتاح شد.
سردار نجار در آیین افتتاح و رونمایی این محصول طی سخنانی با اشاره به توانمندی صنایع خودرویی وزارت دفاع در طراحی و ساخت انواع خودروهای نظامی گفتک صنایع خودرویی وزارت دفاع با در اختیار داشتن نیروهای متخصص، مومن و با انگیزه قدم های بزرگی برای بومی سازی انواع خودروهای نظامی و چند منظوره برداشته است که این محصول جدید بخشی از آن به شمار می رود.
وزیر دفاع، اقتدار و بالندگی صنایع دفاعی کشور را ناشی از روحیه خودباوری و اعتماد به نفس مدیران، متخصصان و کارکنان آن دانست و خاطر نشان کرد: به حمد الله در سال 86 که به اتحاد ملی و انسجام اسلامی نامگذاری شد، متخصصان سخت کوش و اقتدار آفرین وزارت دفاع با وحدت و همدلی، افتخارات و دستاوردهای بزرگی را برای ملت شریف ایران و نیروهای مسلح مقتدر و توانمند به ارمغان آوردند.
سردار نجار تصریح کرد: ان شاء الله در سال آینده نیز با همین روحیه، قله های دیگری از فناوری های پیچیده نظامی فتح خواهد شد.
وی در پایان با تشکر و قدردانی از مدیران و کارشناسان صنایع خودرویی شهید کلاهدوز، اقدام و تلاش بی وقفه آنان را در تامین نیازمندی های خودرویی نیروهای مسلح ستود.
 
 
خودروی نظامی سپهر
 
 
 کلیات
این خودرو تاکتیکی 4/3 تن که بر اساس نیاز نیروهای مسلح طراحی و به تولید انبوه رسیده است، قابلیت حمل 10 نفر با تجهیزات کامل و حمل 5/1 تن بار و تجهیزات را دارا است.
این خودرو قادر است در مناطق کوهستانی ناهموار، دشت، بیابان و رودخانه های کم عمق تردد نماید.
این اتاق های سیار مجهز به سیستم گرمایشی، سرمایشی، آب رسانی، برق و روشنایی دارای انواع تک محور، دو محور و قابلیت نصب روی کامیونت را دارد.

ماموريت
براي جابجايي سريع گروه تفنگدار در مناطق صعب العبورو خارج از جاده
قابليت نصب توپ هوايي 23م.م
حمل بار جاده اي 3tخارج از جاده1/25t
قابليت كشيدن توپ57م.م و122م.م
 
 
خودروی نظامی سپهر
 
 مشخصات
حداكثر سرعت 120km
شيب طولي و عرضي قابل عبور:80درصد و45درصد
طول خودرو:4/8m
عرض:2m
فاصله محوري:2/95
وزن:3500kg
عبور از آب :1m
فاصله استاندارد از زمين:30cm
بدنه:براساس طراحي انجام شده بصورت3پارچه.اتااق عقب.اتاق جلو و كاپوت ساخته شده است
شاسي:ميني بوس14 نفره قابل توليد در داخل(شاسي نردباني)
موتور:ديزل آب خنك و چهار سيلندر با سيستم توربو شارژر
حداكثرقدرت:139اسب بخاردر2600دور دردقيقه
حداكثر گشتاور:430نيوتن متردر1300-1400دور در دقيقه
گيربكس اصلي:2fs5-24/3-7.13 ساخت شركت چرخشگر
گيربكس كمك:2fn353/b1 ساخت شركت چرخشگر
 
 
خودروی نظامی سپهر
 
مجموعه تعليق
جلو:فنر لول و كمك فنر
عقب:فنر لول با كمك دوبل
ابعاد لاستيك:900در 16
قيمت تمام شده: تقريبا"18ميليون تومان
اين خودرو بهسازي شده خودرو طبس ميباشد
 
توضیحات کلی 
سپهر خودروي خوبي و به درد شرايط كشور ميخوره اما دو نقص عمده دارد
1-دارای قیمت تمام شده  ی بالایی می باشد
2-اگه ما فرض كنيم كه اين خودرو بدنه خوب و مقاومي در برابر تسليهات مختلف داشته باشه باز قسمت زيرين خودرو در برابر مين هاي ضد زره ضعيفه(اين نقص در سفير هم وجود داره) و اگر خودرو با يك مين ضد زره بر خورد كنه تمام سرنشين هاي اون كشته ميشن ! در جيپ هاي آمريكايي(هام وي ها) كه ظاهرا سپهر شبيه اوناست اومدند يه ورقه از فولاد زير ماشين كشيدند تا مانع از كشته شدن سرنشينان در هنگام برخورد با مين بشن
 
خودروی نظامی سپهر

تانک مرکاوا

مرکاوا (Merkava) نوعی تانک جنگی است که توسط اسرائیل، به منظور تامین هر چه بیشتر امنیت جانی سرنشینان در شرایط سخت جنگی و در اصل برای کمک به ارتش اسرائیل ساخته شده است.
از آنجایی که موتور تانک در قسمت جلوی آن قرار دارد، در نتیجه جرم بیشتر تانک در این قسمت جمع شده و در شرایط بحرانی فرار از در پشتی تانک برای سرنشینان آسانتر می شود. مرکاوا سریع حرکت می کند، بسیار پر قدرت است و بدنه آن از نوعی فلز ضد ضربه کم نظیر ساخته شده است. مجموعه این خصوصیات Merkava را به یکی از ایمن ترین تانک های جهان برای سربازان تبدیل کرده است.

 تعداد زیادی از این نوع تانک در کارخانه ای واقع در یکی از شهر های مرکزی اسرائیل به نام تلاشومر (Tel HaShomer) تولید و نگهداری می شوند، به علاوه قطعات لازم برای ساخت نیز در اسرائیل و توسط شرکت های فعال در زمینه صنایع نظامی از جمله IMI, Elbit, Soltam و ... ساخته می شوند.
تاریخچه
در سال 1967 پس از جنگ شش روزه - جنگ "اعراب و اسرائیل" یا جنگ "ماه ژوئن" نیز نامیده می شود و درواقع نبرد اسرائیل با کشورهای عربی نظیر مصر، اردن، عراق و سوریه بود که طی آن اسرائیل موفق شد نوارغزه، شبه جزیره سینا در مصر، نواحی غربی اردن و فلات جولان در سوریه را به تصرف خود در آورد - و تحریم اسرائیل توسط کشور فرانسه، وزارت دفاع اسرائیل قراردادی مبنی بر همکاری و مشارکت با کشور انگلستان در ساخت نوعی تانک جنگی به نام چیفتن (Chieftain) را به امضاء رساند.
در سال 1969 با فشار کشور های عربی، انگلستان مجبور به لغو این قرارداد و کنار گذاشتن اسرائیل از این پروژه شد. این کار اسرائیل را متوجه این نکته کرد که به منظور تامین تسلیحات نظامی اش نمی تواند به کمک دیگر کشورها تکیه کند، در نتیجه با استفاده بهینه از نیروهای داخلی، مصصم به ساخت یک تانک جنگی که عملا یکی از مخرب ترین جنگ افزارهای نظامی به شمار می رود، شد.
tank-merkava_1.jpgتانک مرکاوا مدل Mk2
هر چند اسرائیل حادثه جنگ یوم کیپور (Yom Kippur) در سال 1973 را با ذخایر تسهیلات نظامی آمریکا پیش برد، اما به این نتیجه رسید که کشوری مانند اسرائیل با جمعیت اندکش نمی تواند از عهده تلفات سنگین چنین جنگ هایی برآید؛ در نتیجه تصمیم به ساخت تانک Merkava با هدف حفظ جان سربازانش گرفت.
جنگ یوم کیپور که جنگ رمضان، جنگ اکتبر یا جنگ 1973 اعراب و اسرائیل نیز نامیده می شود، جنگی بود که با اتحاد کشورهای عربی به رهبری مصر و سوریه در مقابله با اسرائیل در گرفت. این جنگ که در واقع نوعی جوابیه به جنگ شش روزه بود در تعطیلات یوم کپیور یهودیان آغاز شد و بیست روز به طول انجامید و نهایتا نیز به آتش بس رسید.
Merkava Mk 1
برای اولین بار این تانک که مجهز به یک توپ 105 میلیمتری بود، در ماه آوریل 1979 مورد بهره برداری قرار گرفت. در سال 1982 در جنگ لبنان آزمایش شد، ظاهرا سیستم ترمز تانک با مشکلاتی روبرو بود.


Merkava Mk 2 tank-merkava_2.jpg
اشکالات Mk 1 در این مدل برطرف و بهسازی شد، از آن جمله اضافه شدن یک خمپاره 60 میلیمتری در داخل تانک بود. Mk 2 مجددا در تهاجم اسرائیل به لبنان و بیروت مورد استفاده قرار گرفت.
تانک مرکاوا مدل Merkava Mk 2
این مدل که در 1990 معرفی شد، مجهز به یک موتور با قدرتی معادل 1200 اسب بخار و یک اسلحه Smooth-Bore 120 میلیمتری بود.
تانک مرکاوا مدل Mk3

مقامات اسرائیل به این نتیجه رسیدند که به دلیل جمعیت کم نمی توانند از عهده تلفات سنگین در جنگ برآیند در نتیجه تصمیم به ساخت تانک مرکاوا گرفتند.

Merkava Mk 3B

در سال 1995 عرضه شد، این تانک که Merkava Baz نیز نامیده شد، در سیستم شلیک و تهویه هوای داخل آن نسبت به مدل های قبل تغییراتی بوجود آمد و یک پکیج زرهی به نام Kasag به آن افزوده شد. در واقع Merkava 3 Baz Kasag یکی از امن ترین تانک های دنیا به شمار می رود.

Merkava Mk 4
آخرین مدل ساخته شده از تانک های Merkava است که از سال 2004 مورد استفاده قرار گرفته است، سیتم ایمنی اش کامل تر شده دقیق تر شلیک می کند.
tank-merkava_3.jpg

سلاح ژ3

تاریخچه جهانی ژ 3
در طول دهه پنجاه ارتش آلملن غربی همانند سایر ارتش های کشورهای عضو ناتو نیاز به یک سلاح انفرادی با قابلیت شلیک فشنگهای51x62/7 ناتو را احساس می کرد.در ابتدا آلمان ها سلاح اف ان فال FN FAL ساخت بلژیک را برای این منظور انتخاب کردند.در سال 1956 با ایجاد تغییراتی در سلاح سیرکا شوروی ارتش آلمان سلاحی تحت نام G1 را تولید نمود.( لازم به ذکر است که سلاح سیرکا مادر دو سلاح معروف کلاشینگف و CEMTE که خود مدل ابتدایی سلاح ژ3 است ، می باشد این سلاح شاهد تحولاتی با دو نگرش متفاوت در طول تغییرات خود بوده است که یکی نگرش روسها و آقای کلاشینکف بوده و دیگری نگاه اروپای غربی و مهندسان شرکت CEMTE اسپانیا و نهایتا شرکت هکلرو کخ آلمان بوده است) بنا به دلایل واضحی آلمان ها خاستار, به دست آوردن خودکفایی و تولید این رده از سلاح ها بودند. در ابتدا تقاضای ساخت اسلحه fal بلژیکی در آلمان مطرح شد که این امر از سوی کشور بلژیک به دلیل مشکلاتی که ارتش آلمان در هنگام اشغال آن کشور در زمان جنگ جهانی دوم برای آنها ایجاد کرده بودند با مخالفت روبرو شد. در نتیجه آلمان ها متمایل به کارخانه اسلحه سازی Cemte شدند. یک مدل از سلاح های ساخت کارخانه مذکور با نام مدل A مورد پسند ارتش آلمان واقع گردید و آنها توانستند امتیاز تولید آن را از کارخانه اسپانیایی خریداری نموده و خط تولید آنرا به آلمان و کارخانه هکلروکخ در شهر اوبرندورف ( اینک کارخانه هکلروکخ در این شهر می باشد ) انتقال دهند. در سال 1959 ارتش آلمان غربی با تکمیل و بهینه سازی طرح نهایی سلاح Cemte مدل A ، اسلحه ژ3 را به جهانیان معرفی کرد از آن زمان تاکنون اسلحه ژ3 در بسیاری کشورها ( نزدیک به 50 کشور جهان ) بکار گرفته شده این سلاح در مدل های پیشرفته تر مانندآ۳ که سلاح سازمانی ارتش ایران است ساخته شده و بهترین مدل ژ۳ به شمار می آید چندین کشور هم اینک در حال تولید این سلاح تحت لیسانس کارخانه هکلروکخ آلمان می باشند.کشورهای ایران یونان، پاکستان، ترکیه و پرتغال از این جمله اند.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- 
تاریخچه ژ۳ در ایران

بیش از 35 سال است که سلاح ژ 3 مدل آ۳ (بهترین مدل ژ۳)به عنوان اسلحه سازمانی در اختیار ارتش و نیروهای مسلح ایران می باشد.این سلاح در ابتدا بصورت تعداد محدودی توسط کارخانه هلکروکخ اقدام به راه اندازی خط تولید این سلاح در صنایع مسلسل سازی ارتش ( جنگ افزار سازی فعلی ) نمود.بعد از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی متخصصین آلمانی ایران را ترک کردند.در جریان پیروزی انقلاب اسلامی با هجوم مردم به کارخانه و اشغال آن بسیاری از مدارک فنی و ابزار آلات تولید آن معدوم و مفقود گردید.سپس با تلاش متخصصین متعهد و انقلابی ایرانی کارخانه ، خط تولید بازسازی و راه اندازی گردید.این سلاح خوب به کیفیت بالا ساخت و مونتاژ در تعداد بالا و ساخت ارزان معروف بوده و در برابر بعضی از شرایط محیطی مثل گرد و غبار و آلودگی های ناشی از اشتعال باروت در هنگام شلیکر حساس نمی باشدابن اسلحه اصلا نیاز به نظافت ندارد.بدلیل استفاده از این سلاح در ارتش ایران و انعقاد پیمان منحله سنتوبین سه کشور ایران ، ترکیه و پاکستان ، این دو کشور نیز نسبت به انتخاب این سلاح برای نیروهای مسلح خود مبادرت ورزیدند ، و هم اینک تولید سلاح ژ3 تحت امتیاز شرکت هلکروکخ در این دو کشور ادامه دارد.
 
g3_1.jpg 
 
 -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
 
مشخصات:

این سلاح، سلاحی است انفرادی خودکار و نیمه خودکار با فشار مستقیم گاز باروت مسلح و لوله جنگی آن با هوا خنک می شود منبع تغذیه آن خشاب 20 تیری است که از زیر سلاح تغذیه می شود.این سلاح دارای یک برگه ناظم سه وضعیتیمی باشد که در این سلاح وضعیت ضامن (پایین)- تک تیر(وسط)- رگبار(بالا) است همچنین جدیدا ارتش ایران ژ۳ را با برگه ناظم ۴ وضعیتی تولید می کند که حالت سه تیر(یعنی با گذاشتن هر بار انگشت بر روی ماشه سه تیر شلیک می شود) بین رگبار و تک تیر قرار می گیرد. این سلاح شامل یک دستگاه نشانه روی جداگانه است (تبلک) و دستگاه ثابت می باشد که روی آن از شماره 1 تا 4 مدرج شده است که هر عدد مسافت 100 متر مشخص می کند. این سلاح بعد از جنگ جهانی دوم ساخته شد و کشور های اسپانیا، برزیل، پاکستان، پرتغال، نروژ، سوئد، فنلاند و آرژانتین از آن استقبال کردند. نام دیگر این سلاح که در سال های جنگ تحمیلی پیدا کرده است توپ دستی می باشد این اسم را به دلیل قدرت بالای آن نام گذاری کرده اند. ماموریت این سلاح در درگیری با نفرات دشمن می باشد و با استفاده از نارنجک تفنگی برای انهدام تانک ها، نفر بر ها، خودرو ها، انبارهای مهمات، سنگر های پدافند، تداراکاتی و نیرو های مجتمع دشمن به کار می رود.
قابل توجه است که این سلاح تنها اسلحه انفرادی در جهان می باشد که داغ نمی کند و لوله آن انحراف پیدا نمی کند. سلاح ژ۳ در برد موثر خود که 4000متر است بعد از اصابت گلوله به بدن شخص در هنگام خروج از بدن شخص شعاعی به اندازه ۱ متر ایجاد می کند .گلوله این سلاح می تواند با ایجاد شعاعی به اندازه یک متر از بدن ۳۰ رنجر عبور کند به همین دلیل سلاح ژ۳ به کشنده ترین سلاح انفرادی در جهان معروف است. در زمان جنگ تحمیلی ۲۰درصد موفقیت ایران مدیون سلاح ژ۳ است به همین دلایل در زمان جنگ تحمیلی عراقی ها به ژ۳ توپ ایرانی می گفتند.
 
 -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
 
مختصات :

1- کالیبر سلاح: 62/7 میلیمتر
2- تعداد خان: 4 عدد گردش از چپ به راست
3- تعداد گام: 5/1 دور
4- طول اسلحه با قنداق کائوچویی: 5/102 سانتی متر
5- طول سلاح با قنداق تاشوی بسته: 82 سانتی متر
6- طول اسلحه با سرنیزه: 5/124 سانتی متر
7- طول سرنیزه: 5/35 سانتی متر
8- طول تیغه سرنیزه: 22 سانتی متر
9- طول لوله: 45 سانتی متر
10- طول گام: 5/30 سانتی متر
11- ارتفاع خشاب: 15 سانتی متر
12- ارتفاع سلاح: 5/22 سانتی متر
13- عرض سلاح: 5/4 سانتی متر
14- وزن اسلحه بدون خشاب: 4100 گرم
15- سرعت ابتدايي گلوله در ثانيه اول: ۱۲۰۰متر بر ثانيه
16- نواخت تير علمي: ۷۰۰الي۷۵۰ تيردر دقیقه
17- نواخت تير عملي: ۲۰۰الي ۲۵۰ تير در دقيقه
18- برد مفید: ۱۰۰۰متر
19- برد موثر:4000متر
20- برد نهايي: 7000 متر
 
800px-g3a3_disassembled.jpg 
 
 -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
 
متعلقات سلاح:

1- سرنیزه بدون غلاف
2- شعله پوش مانوری یا گیری کور
3- دو پایه
4- دوربین سلاح
5- لوله جوفی
6- وسایل تنظیف
 
 -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
 
انواع فشنگ:

1- جنگی
2- آموزشی
3- گازی معمولی
4- گازی مخصوص
5- مانوری
6- رسام
7- ثاقب
8- آتش زا
9- آزمایشی
 
 -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
 
مهمات سنگین سلاح:

انوع نارنجک:
1- ضد تانک
2- اشک آور
3- آموزشی
4- آتش زا
 
 -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
 
سازمان وخدمه :

جنگ افزار ژ-3 سلاحي است انفرادي ،داراي يك نفر خدمه در كليه رسته ها.
takavar2.jpg 
 -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
 
اعمال مکانیکی سلاح:

اعمال رفت:
.تظاهر:
عبارت است از ظاهر شدن يك عدد فشنگ در مسير گلنگدن توسط فشار صفحه خوراك دهنده.
2.ادخال:
عبارت است از هدايت يك عدد فشنگ در مسير گلنگدن كه توسط شاخه هاي گلنگدن در اثر پيشروي آلات متحرك فشنگ مزبور را در مسير گلنگدن قرار گرفته توسط شاخه هاي گلنگدن به داخل لوله هدايت مي گرددوعمل ادخال انجام مي شود.
3.بسته كردن:
ضمن پيشروي آلات متحرك پيشاني جنگي گلنگدن به ته خزانه لوله چسبيده و عمل بسته شدن انجام مي گيرد.بنابراين بسته شدن برخورد پيشاني گلنگدن به ته خزانه لوله مي باشد.
4.چفت شدن:
چون در موقع بسته شدن پيشاني جنگي به ته لوله برخورد مي كند در اين حال بدنه آلات متحرك در اثر فشار فنر ارتجاع هنوز به سمت جلو حركت مي نمايد در نتيجه اين فشار به هادي سوزن منتقل مي گردد و سبب مي شود كه غلطكهاي روي هادي سوزن حركت نمايند و از داخل گلنگدن خارج مي شود و در داخل مقر خود در بدنه قرار مي گيرد.
5)ضربت زدن:
در موقع چفت شدن فاصله سوزن وپيشاني جنگي كم مي گردد وهنگامي كه ماشه مي چكانيم چخماق به ته سوزن ضربت زده و نوك سوزن از سوراخ پيشاني جنگي خارج شده و به ته چاشني فشنگ ضربت مي زند.
g3_4.jpg 
 
اعمال برگشت:
ـ زمانيكه آلات متحرك در اثرفشار گازباروت به عقب حركت مي نمايد اعمال زير انجام ميشود:
1)رها شدن:
فشار گاز باروت به پيشاني جنگي گلنكدن سبب مي گردد كه غلطكها به مارپيچهاي مقر خود برخورد نموده و به داخل گلنكدن برود و در نتيجه به هادي سوزن فشار آورد و فاصله بين گلنكدن متحرك را برقرار مي نمايد.
2)باز شدن:
جدا شدن پيشاني جنگي گلنكدن از ته خزانه لوله.
3)مسلح شدن:
ضمن عقب نشيني آلات ماهيچه تحتاني آلات متحرك چخماق را به عقب مي خواباند ودر نتيجه سرپايه آتش با دهانه عقبي چخماق درگير ميشود و جنگ افزار مسلح ميگردد.
4)اخراج:
خارج شدن پوكه از خزانه لوله توسط فشنگ كش.
5)پرش:
پرتاب پوكه بخارج توسط فشنگ پران.
 
 
 -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
 
گير و رفع گير:

۱)بدنه خشاب فرورفتگي دارد يا خشاب قر شده است.
رفع گير :خشاب را عوض كنيد
۲)فشنگ كثيف يا معيوب است .
رفع گير :فشنگ را عوض كنيد.
۳)عدم چفت شدن (غلطكها در مقر مربوطه قرار نمگيرد. )
1)دستگيره آتش محكم به جلو رها نشده است.
رفع گير :مجددا دستگيره ها را به عقب بكشيدو رهاكنيد.