چرا لقمان، حکیم شد؟!

چرا لقمان، حکیم شد؟!

لقمان حكيم

حكایت كرده‌اند كه لقمان روزی در راهی می‌گذشت، پس قطعه كاغذی دید به روی زمین افتاده، چون آن را برداشت و ملاحظه نمود دید: «بسم الله الرحمن الرحیم» بر او ثبت شده است، پس آن را شسته و آبش را تناول نمود و به بركت این احترام، خداوند عالم، او را حكمت تلقین فرمود.

"و لقد آتینا لقمان الحكمه." (1)

برای حكمت معانی بسیاری ذكر كرده‌اند:

1. شناخت اسرار جهان هستی .

2. رسیدن به حق از نظر گفتار و عمل و معرفت و شناسایی خداوند .

3. مجموعه‌ای از معرفت و علم و اخلاق پاك و تقوا و نور هدایت.

4. امام كاظم علیه السلام فرمودند: مراد از حكمت، فهم و عقل است.

5. امام صادق علیه السلام فرمودند: حكمت این است كه لقمان به امام و رهبر الهی عصر خود آگاهی داشت.

لقمان به گفتن نصیحت‌های حكیمانه معروف است كه فرزندش را نیز با این نصایح به راه راست هدایت می‌نمود. در این قسمت برخی از این نصایح حكیمانه را ذكر می‌كنیم:

فرزندم تو را به شش خصلت سفارش می‌كنم كه علم اولین و آخرین آن است:

1- قلبت را مشغول به دنیا مكن مگر به اندازه بقای تو در آن.

2- و برای آخرت كار كن به اندازه‌ای كه می‌خواهی در آنجا بمانی .

3- و خدا را اطاعت كن به اندازه‌ای كه به او احتیاج داری .

4- تمام سعی و كوشش تو در رهایی از آتش جهنم باشد .

5- شجاعت به معصیت به اندازه صبرت در آتش باشد .

6- وقتی كه می‌خواهی معصیت خدایت را انجام بدهی جایی را انتخاب كن كه خدا تو را نبیند.

 

پی‌نوشت‌ها:

1- سوره لقمان، آیه 12 .

2- اصول كافی،‌ج 1.

3- تفسیر نمونه،‌ج 17، ص 36 .

بر سنگ مزارم بنویسید

بر سنگ مزارم بنویسید

سنگ ها

در جریان قبر پژوهی های پیشین درباره ی نوشته قبور فرنگیان و برخی مشاهیر وطنی صحبت کردیم . اکنون در ادامه به مزار پروین اعتصامی ، سهراب سپهری ، ایرج میرزا ، نیما یوشیج ، فروغ فرخزاد و ملک الشعرای بهار سر میزنیم .

پروین اعتصامی :

شاید کسی به صراحت او برای سنگ مزارش نسروده باشد که او این چنین سرود :

سنگ مزار پروین

این که خاک سیهش بالین است
اختر چرخ ادب پروین است
گرچه جز تلخی از ایام ندید
هرچه خواهی سخنش شیذین است
صاحب آن همه گفتار. امروز

سائل فاتحه ویاسین است

دوستان به.که ز وی یادی بکنند
دل بی دوست.دلی غمگین است
خاک.دردیده بسی جانفرساست

سنگ برسینه بسی سنگین است

بیند این بستر و عبرت گیرد

هرکه را چشم حقیقت بین است

هرکه باشی وزهرجابرسی
آخرین.منزل هستی اینست
آدمی هرچه توانگرباشد
چون بدین نقطه رسد.مسکین است
اندرآنجاکه قضا حمله کند

چاره .تسلیم وادب تمکین است

زادن و کشتن و پنهان کردن

دهر را رسم و ره دیرین است

خرم آنکس که دراین محنت گاه
خاطری را سبب تسکین است

سهراب سپهری:
اولین سنگ مزار سهراب

شاید عجیب ترین سنگ مزار مشاهیر ایرانی ، اولین سنگ مزار سهراب باشد که در حیاط امامزاده ای در مشهد اردهال مدفون است و در ابتدا تنها علامت مزار او یک کاشی فیروزه ای ساده بدون هیچ نام و نشانی بود که میان کاشی کف سنگی حیاط امامزاده تنها افتاده بود .

اما اکنون سنگ ساده ای بر مزارش گذاشته شده با این جمله :

به سراغ من اگر می آیید

نرم و آهسته بیایید

مبادا که ترک بردارد

چینی نازک تنهایی من

نیما یوشیج :

در حیاط خانه پدریش در یوش دفن است و بر سنگ مزارش تنها نوشته است : " نیما یوشیج"

محمد تقی بهار (ملک الشعرا):
بهار

عمری گذراندیم به کام دگران

القصه وطن را به دو چشم نگران

ما در تشویش و خلق در خواب گران

رفتیم و سپردیم کاشانه (؟) گران

ایرج میرزا :

ای نكویان كه در این دنیایید     
 یا از این بعد به دنیا آیید
اینكه خفته است در این خاك منم 
ایرجم ایرج شیرین سخنم
مدفن عشق جهان است اینجا 
 یك جهان عشق نهان است اینجا
عاشقی بوده به دنیا فن من
مدفن عشق بود مدفن من
هركه را خوی خوش و روی نكوست 
مرده و زنده من عاشق اوست
من همانم كه در ایام حیات 
بی شما صرف نكردم اوقات
تا مرا روح و روان در تن بود                           
شوق دیدار شما در من بود
بعد چون رخت ز دنیا بستم 
 باز در راه شما بنشستم
گرچه امروز بخاكم ماواست
چشم من باز بدنبال شماست
به نشینید بر این خاك دمی 
 بگذارید بخاكم قدمی
گاهی از من به سخن یاد كنید 
در دل خاك دلم شاد كنید

ایرج میرزا

                             

رهی معیری:

الا ای رهگذر، کز راه یاری
قدم بر تربت ما می‌گذاری
در اینجا، شاعری غمناک خفته است
رهی در سینه‌ ی این خاک خفته است
 فرو خفته چو گل، با سینه‌ی چاک
               فروزان آتشی، در سینه‌ ی خاک
بنه مرهم ز اشکی داغ ما را
  بزن آبی بر این آتش خدا را
به شب‌ها، شمع بزم افروز بودیم
  که از روشن‌دلی چون روز بودیم
کنون شمع مزاری نیست ما را
چراغ شام تاری نیست ما را
سراغی کن ز‌جان دردناکی
   بر‌افکن پرتوی، بر تیره خاکی
ز‌سوز سینه، با ما همرهی کن
چو بینی عاشقی، یاد رهی کن .

 

فروغ فرخزاد :
رهی

من از نهایت شب حرف می زنم

من از نهایت تاریکی و از نهایت شب حرف میزنم

اگر به خانه من آمدی

برای من ای مهربان

چراغ بیار

و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم  

و  رشید یاسمی:

نسیم آسا ازین صحرا گذشتیم
سبک رفتار و بی پروا گذشتیم
به پای کوشش از دیروز و امروز
گذر کردیم و از فردا گذشتیم
کنون در کوی نا پیدا خرامییم
چو ا ز این صورت پیدا گذشتیم
رشید از ما مجو نام و نشانی
که از سر منزل عنقا گذشتیم

آشنايي با " چهار گوهر شريعت"

آشنايي با " چهار گوهر شريعت"

 «چهار گوهر شريعت»نام يکي از مشهور ترين قصايد فارسي است که حاصل سرايش شاعر توانمند فارسي " سنايي غزنوي " است. اين قصيده‌ي صد و شش بيتي، يکي از عميق‌ترين و مسئولانه‌ترين شعرهاي تاريخ ادبيات ماست. استاد شفيعي کدکني در معرفي اين قصيده نوشته است:

  1.  «به دشواري مي‌توان در تاريخ شعر فارسي، اثري يافت که دليرانه‌تر از اين قصيده روياروي مظالم حکام عصر ايستادگي کرده باشد. درمجموع اين قصيده مروري است بر کل انديشه‌هاي اجتماعي، سياسي، مذهبي، عرفاني، اخلاقي سنايي و مي‌توان آن را جوهر سنايي دانست.»

متأسفانه جاي محدود و بي‌حوصلگي مخاطبان پايگاه‌هاي اينترنتي (که دوست دارند، خواندن هرمطلب، چندثانيه بيش‌تر، وقتشان را نگيرد.) اجازه نمي‌دهد تمام شعر را بياوريم اما سعي مي‌کنيم ابيات درخشانش را از قلم نيندازيم. با اين اميد که شما هم تمام قصيده را در ديوان سنايي يا «تازيانه‌ي سلوک» استاد دکتر محمدرضا شفيعي کدکني بخوانيد و لذت ببريد که الحق لذت‌بردني است.

 

1 ـ اي خداوندان مال! الاعتبار الاعتبار!

ماه

اي خداخوانان قال! الاعتذار الاعتذار!

2 ـ پيش از آن کاين جان عذرآور فرومي‌رد ز نطق

پيش از آن کان چشم عبرت‌بين فروماند ز کار

3 ـ پند گيريد اي سياهي‌تان گرفته جاي پند!

عذر آريد اي سپيدي‌تان دميده بر عذار!

4 ـ پرده‌تان از پيش دل برداشت صبح رستخيز

پنبه‌تان از گوش بيرون کرد گشت روزگار

5 ـ در فريب‌آباد گيتي چند بايد داشت حرص

چشم‌تان چون چشم نرگس، دست چون دست چنار

6 ـ از جهان نفس بگريزيد تا در کوي عقل

آنچه غم بوده است گردد مر شما را غم‌گسار

7 ـ در جهان، شاهان بسي بودند کز گردون ملک

تيرشان پروين گسل بود و سنان جوز افگار

دست دعا

8 ـ بنگريد اکنون نبات‌النعش‌وار، از دست مرگ

نيزه‌هاشان شاخ‌شاخ و تيرهاشان پارپار

9 ـ مي‌نبينيد آن سفيهاني که ترکي کرده‌اند

همچو چشم تنگ ترکان گور ايشان تنگ و تار

10 ـ ننگ نايد مر شما را زين سگان پرفساد؟

دل نگيرد مرشما را، زين خران بي‌فسار؟

11 ـ اندرين زندان برين دندان‌زنان سگ‌صفت

روزکي چند، اي ستم‌کش! صبر کن، دندان فشار

12 ـ تا ببيني روي آن مردم‌کشان چون زعفران

تا ببيني رنگ آن محنت‌کشان چون گل انار

13 ـ گرچه آدم‌صورتان سگ‌صفت مستوليند

هم کنون باشد کزين ميدان دل، عياروار،

14 ـ باش تا از صدمت صور سرافيلي شود

صورت خوبت نهان و سيرت زشت آشکار

15 ـ تا ببيني موري آن خس را که مي‌داني امير

تا بييني گرگي آن سگ را که مي‌خواني عيار

16 ـ باش تا بر باد بيني خان راي و راي خان

باش تا در خاک بيني شر شير و شور سار

17 ـ تا ببيني يک به يک را گشته در شاهين عدل:

شير، شر و جاه، چاه و شور، سوز و مال، مار

18 ـ ژنده‌پوشاني که آن‌جا زندگان حضرتند

تا نداري خوارشان از روي نخوت زينهار!

19 ـ پرده‌دار عشق دان اسم ملامت بر فقير

پاسبان در شناس آن تلخ‌آب اندر بحار

20 ـ راست‌کاري پيشه کن کاندر مصاف رستخيز

نيستند از خشم حق جز راست‌کاران، رستگار

21 ـ جز به دستوري «قال الله» يا «قال الرسول»

ره مرو، فرمان مده، ‌حاجت مگو، حجت ميار

22 ـ چارگوهر چارپايه‌ي عرش شرع مصطفاست:

صدق و عدل و شرم و مردي کار اين هرچار يار

توضيح ابيات:

بيت 1 ـ اي صاحبان ثروت، عبرت بگيريد و اي کساني که تنها به زبان خدا را مي‌خوانيد و خدا در دعاي شما حضوري قلبي ندارد، عذرخواهي کنيد.

بيت 2 ـ پيش از رسيدن مرگ...

بيت 3 ـ جاي پند = قلب (در عرفان اين قلب است که موعظه و حکمت بايد بر آن اثر کند.)

بيت 4- روز قيامت و توصيفش دل هايتان را آگاه کرده و تجربه روزگار دانايتان گردانيده.

بيت 5- چرا در اين دنيا ي افسون کار چشمتان مدام حريص و دستتان مدام دراز است؟!

بيت 6-از بند تن و هوا و هوس اگر برهيد هر انچه تا کنون شما را مي آزرد همان دواي شما شود.

بيت7- چه پادشاهاني دراين عالم بودند گه حکمشان بر تمام زمين جاري بوده...

بيت8- اما اکنون نگاهشان کنيد که چگونه اجزايشان پراکنده شده

بيت9- و اکنون ان ناداناني که بر زمين تاختند ديگر نيستند و در گور تنگ گرفتارند

بيت10- ازين درنده خويي بيزار نيستيد؟ و ازين پاييز بي پايان دل افسرده نمي شويد؟ (دنيا و اهل آن)

بيت11-اندرين زندان برين دندان‌زنان سگ‌صفت

روزکي چند، اي ستم‌کش! صبر کن، دندان فشار! (آيا به معنا نياز دارد؟!)

بيت12- صبر کن تا عاقبت آنان را ببيني

بيت14-صبر کن تا صور دميده شود و حقيقت آشکار گردد.

بيت 15- تا پادشاهان را چون مورچگان بيني و آن راهزنان را به صورت حقيقي گرگ تماشا کني.

بيت 18- مراقب باش تا آنان را که از دنيا بهره اي ندارند هرگز خوار مشمار چراکه انان پادشاهان قيامتند.

شعر اعتذار سنايي، روشن‌تر از آن است که بيت به بيت معني شود، پس به اشارات لازم بپردازيم:

در سه بيت انتهايي انتخابي ما. سنايي مي‌گويد: فرمان خداوند و پيامبر آفرينش محمد (ص) را به گردن داري، تنها استنادت در عمل چيزهايي باشند که خداوند گفته از پيامبرش حضرت محمد مصطفي نقل شده (گفته‌ي خداوند قرآن است و سخنان پيامبرش احاديث نبوي و سيره‌ي آن حضرت است). به امر خداوند و پيامبر راهت را انتخاب کن و چنان کن که آن‌ها از تو خواسته‌اند.

سنايي اعتقاد دارد: چهار گوهر اساسي چهار پايه‌ي هستي را استوار نگه داشته‌اند. اين چهار جواهر، راست‌گويي است و عدل و مردانگي و حيا داشتن.

گلي از باغ بهشت

 

گلي از باغ بهشت

پس از تولد، مهمترين مسئله ، نگهدارى و تربيت كودك است تا وى را آماده ورود به كودكستان، دبستان و در نهايت ورود به اجتماع سازد. نگهدارى طفل عبارت است از به كار بردن وسايل لازم براى بقا، نمو و بهداشت جسمى و روحى كودك مانند غذا دادن، پوشاندن، تميز نگه داشتن و شست و شوى او و به طور كلى آنچه كه سن كودك و طفل اقتضا آن را دارد.

 

از جمله حقوق كودك كه به عهده والدين آن مى باشد، بهره بردن از شير مادر، تامين مخارج و نگهدارى او و حق حضانت كه هم حق مى باشد و هم تكليف والدين، و از همه مهم تر تربيت كودك است كه به موازات نگهدارى از كودك بايد به تربيت صحيح كودك پرداخت؛ چرا كه فرزند صالح گلى است از گلهاى بهشت و طبق ماده 1104 قانون مدنى در ايران ، والدين بايد در تربيت اولاد خود با يكديگر همكارى نمايند .

 

 والدين فقط مكلف به نگهدارى از طفل نيستند بلكه بايستى در تربيت فرزند خود نيز كوشا باشند و با يكديگر همفكرى نمايند. با توجه به ا ينكه كودكان به علت عدم تكامل رشد بدنى و فكرى قبل و بعد از تولد به مراقبت و توجه خاص نيازمند مى باشند، جاى بسى افتخار دارد كه دين اسلام كه كامل ترين و جامع ترين دين ها مى باشد به اين مسئله بسيار ظريف و حساس، به صورت دقيق و شفاف اشاره نموده است.

براى رشد كامل و متعادل شخصيت كودكان، آنان بايد در محيط خانواده و در فضايى سرشار از شادى و تفاهم پرورش يابند.

دين اسلام، حقوق كودكان از قبل ، حين و بعد از تولد بسيار دقيق اشاره نموده و بر رعايت بسيار دقيق آن، تاكيد ورزيده است و براى اجراى هر مرحله به والدين توصيه هاى لازم را نموده است. قبل از ازدواج به طرفين در انتخاب و گزينش همسر توصيه هايى گرديده ، در حين باردارى و 9 ماه مراقبت كودك، آداب و دستورالعمل هاى خاص آن ذكر گرديده و بعد از تولد تا زمانى كه فرد دوران كودكى و نوجوانى را سپرى مى كند حتى تا زمانى كه در قيد حيات است، در اجتماع حق و حقوق آن لازم الاجرا شمرده شده است. در اسلام در خصوص حقوق والدين كه مرتبط با فرزندان مى باشد،اشاره هاى بى شمارى گرديده است.

از جمله: انتخاب نام نيك كه باعث هويت بخشيدن به كودك گردد.

 برخورد منطقى با كودك و پاسخ گويى صحيح به سوالات بى شمار او.

 سلام نمودن به آنان و احترام قايل گرديدن براي كودكان.

ابراز رابطه دوستانه توام با احترام.

 تكريم فرزندان و كودكان و اعمال عدالت نسبت به آنان.

مسرور نمودن كودك و مشاركت در بازى و تفريح با آنان.

آنچه مسلم است والدين در مسير حفظ و نگهدارى و تربيت كودكان خود با تعامل هاى گوناگونى مواجه مى شوند. والدين  اولين مسئوليت در پرورش و حمايت از كودكان را در سنين نوزادى تا بلوغ دارا مى باشند. فرآيند آشناسازى خردسالان با فرهنگ، ارزش ها و هنجارهاى اجتماع پيرامون آنان در دامان خانواده آغاز مى گردد.

 

 براى رشد كامل و متعادل شخصيت كودكان، آنان بايد در محيط خانواده و در فضايى سرشار از شادى و تفاهم پرورش يابند. اهميت تربيت كودك آن هم تربيت بدون خشونت در اسلام بسيار حايز اهميت است. حق رشد و تكامل كودك در محيطى بدون خشونت يكى از حقوق انسانى و بنيادين كودك است.

روش هاي آموزشي همراه با خشونت اعتماد به نفس كودك را كاهش داده و منجر به رفتار غير اجتماعى يا مشكل خودآزارى كودك مى شوند

ريشه هاى خشونت عليه كودكان در خانواده بسيار هستند. اغلب اوقات چنين مشكلاتى از افزايش فشار بر والدين و اين باور كه تنبيه بدنى راه موثرى براى كنترل و تربيت كودك است، ناشى مى شوند. در حالى كه مستندات علمى بسيارى وجود دارند كه نشان مى دهند تربيت با خشونت منجر به بروز مشكلات روانى و پرورش مى گردند؛

 

 به عنوان مثال روش هاى آموزشى همراه با خشونت باعث تضعيف توانايى كودك براى تمركز در مدرسه مى شوند. اين روش ها اعتماد به نفس كودك را كاهش داده و منجر به رفتار غير اجتماعى يا مشكل خودآزارى كودك مى شوند. تنبيه بدنى كودكان از بعد اخلاقى نيز مردود است؛ كتك زدن انسان ها كاراشتباهى است. كودكان نيز انسان هستند .

 

به طور كلى هر گونه سهل انگارى، آزار روانى و جسمى كودك، باعث رفتار اجتماعى ناپسند شده و شان و حقوق آنها را نقض مى كند. بدون ترديد اساس تربيت اسلامى، بر آزادى فكر و روش تربيتى آن مبتنى برتكريم شخصيت انسان،به خصوص اطفال مى باشد. والدينى كه علاقه دارند فرزندانى با شخصيت مطلوب پرورش دهند لازم است از دوران كودكى به آن توجه كنند و اين خوى پسنديده را ازابتدا در آنان احيا نمايند.

 

شخصيت،استقلال اراده،ا عتماد به نفس و ...ا ز صفاتى هستند كه اساس آن در ذهن پدر و مادر پى ريزى مى شود. لذا احترام به كودك و حس معاشرت پدر و مادر با وى يكى از اساسى ترين عوامل ايجاد شخصيت در كودك است. توجه به تعليم و تربيت كودكان به طور گسترده اى در احاديث و روايات مورد اشاره قرار گرفته است. «كل مولود يولد على الفطره» به اين معنا كه هر نوزادى بر فطرت پاك متولد مى شود و اگر از همان اوان كودكى مورد تربيت اسلامى قرار گيرد و از آلودگى ها دور نگاه داشته شود، يقيناً در آينده نيز از انحراف مصون خواهد ماند.

رسول اكرم (ص) مى فرمايند: «اكرموا اولادكم و احسنو آدابهم» * فرزندان خود را احترام كنيد و با آنان مودب برخورد نماييد.

پي نوشت: * طبرسى، ج 7 ، ص 625

خواص شاهي

خواص شاهي

Garden Cress

شاهي

شاهي (تره تيزک) از خانواده چليپاييان با نام علمي Lepidium sativum  مي باشد. شاهي گياه بومي مديترانه شرقي است.

اين گياه يك ساله و به ارتفاع 20 تا 30 سانتي متر است كه در نواحي مختلف ايران نيز، پرورش مي يابد.

شاهي به عنوان غذا و دارو مصرف مي شود.

سبزي شاهي را خيلي راحت مي توان کاشت و خيلي راحت و سريع آماده برداشت مي شود.

اين گياه براي روش هيدروپونيک (رشد و نمو گياه در آب) نيز مناسب است.

قسمت هاي قابل استفاده شاهي شامل ريشه ها، برگ ها و تخم شاهي مي باشد.

 

ريشه شاهي

ريشه شاهي نيز مزه تند و تلخي دارد. اين ريشه براي درمان سيفيليس و ناتواني در ادارار کردن مفيد است.

برگ شاهي

برگ هاي شاهي، محرک ، ادرارآور و ضد باکتري مي باشند.

اين برگ ها براي درمان بيماري اسکوربوت و بيماري هاي کبدي مفيد مي باشند.

شاهي به عنوان يک پماد بر روي جاهايي که درد مي کند و يا آسيب ديده است، نيز به کار مي رود.

تخم شاهي

تخم شاهي

تخم شاهي مزه ي تند و تلخي دارد. اين ماده خاصيت چربي سوزي ، تصفيه کنندگي خون، شيرافزايي، قاعدگي آور، مقوي (نيروبخش) و ادرارآور دارد.

 دارويي براي چشم درد است. تخم شاهي قواي جنسي را تقويت مي کند.

تخم شاهي براي مرض جذام، بيماري هاي پوستي، اسهال خوني ، اسهال، سوء هاضمه، بيماري هاي چشمي، اسکوربوت، آسم و سرفه مفيد است.

تخم شاهي خاصيت سقط کنندگي جنين دارد. در ضمن تخم شاهي خاصيت مليني نيز دارد.

فوايد شاهي براي سلامتي بدن

ضد سرطان

به دليل وجود ويتامين C و E در شاهي اين گياه خاصيت آنتي اکسيداني فوق العاده در جلوگيري از آسيب راديکال هاي آزاد دارد. در نتيجه يک ماده ي ضد سرطاني مي باشد.

شاهي مانع از رشد سلول هاي سرطاني مي شود.

پروفسور "لئون بينه" عصاره شاهى را گرفت و به بدن موش هايى كه به سرطان مبتلا بودند تزريق كرد و مشاهده كرد كه اين كار، رشد سلول هاى سرطانى را در اين موش ها متوقف مي کند.

شاهي

درمان کم خوني

شاهي علاوه بر ويتامين C حاوي مقدار قابل ملاحظه اي آهن و اسيد فوليک نيز مي باشد، از اين رو براي اشخاص كم خون مفيد است.

کاهش چربي خون

در يک طرح تحقيقاتي در ايران که به منظور تعيين تاثير سبزي شاهي بر چربي هاي خون‏‎‎‏، در كاركنان دانشكده پيراپزشكي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي انجام گرفت، مشخص شد که ميزان كلسترول در گروه مورد بررسي کاهش يافته بود.

مفيد براي آسم

شاهي حاوي مقدار قابل ملاحظه اي ويتامين A و روغن هاى فرار است. به همين دليل براي مخاط دستگاه تنفسى و در نتيجه مبتلايان به آسم فوق العاده مفيد است.

كسانى كه برونشيت دارند يا سرفه هاى سختى مى كنند، هر روز 60 تا 150 گرم عصاره شاهي را مصرف نمايند.

مفيد براي کليه ها

شاهي مانند خيلي از سبزيجات گروه چليپاييان مانند کلم، کلم بروکلي و کلم پيچ داراي گلوکوزيدها و روغن خردل (روغن تلخ) مي باشد. اين مواد، محرک فعاليت کليه ها هستند و موجب تقويت معده و کيسه صفرا مي شوند. از اين رو مصرف شاهي به كساني كه سنگ كليه و مثانه دارند، توصيه شده است.

ديگر فوايد

* شاهي حاوي مقدار قابل ملاحظه اي کلسيم، آرسنيك، منگنز، مس، روي و گوگرد است. به همين دليل اشتها آور نيز مي باشد.

* شاهي خاصيت درماني فوق العاده اي در اختلالات مفصلي و نقرس دارد.

* عصاره شاهي، كرم بدن را از بين مي برد.

* جويدن برگ هاي شاهي تازه، لثه ها را محكم مي كند و آن ها را سالم نگه مي دارد.

* شاهي كك و مك را كه معمولا در صورت انسان به صورت لكه هاي قهوه اي ريزي پديدار مي شود، برطرف مي كند. بدين منظور بايد برگ شاهي را كوبيد و روي لكه ها گذاشت و يا تخم شاهي را كوبيد و در مقداري آب خيس نمود و يك بار در روز

ساندويچ شاهي

بر روي لكه ها گذاشت و آن قدر ادامه داد تا لكه ها برطرف شوند.

* شاهي لكه هاي سفيد پوست را برطرف مي كند. به اين منظور بايد تخم شاهي را كوبيد و با كمي عسل مخلوط نمود و بر روي لكه ها قرار داد. اين عمل را روزي يك مرتبه تكرار كنيد تا بهبودي كامل حاصل شود.

شاهي در آشپزخانه

شاهي به طور معمول در ساندويچ هاي انگليسي مانند ساندويچ تخم مرغ و شاهي (تهيه شده با تخم مرغ آب پز، مايونز، نمک و مقداري شاهي) استفاده مي شود. اما در ايران بيشتر به صورت يک نوع سبزي خوردن استفاده مي شود.

شاهي را در سبزي خوردن و يا به صورت سالاد بايد خورد. كسانى كه نمى توانند اين سبزى را خام بخورند بايد آب آن را بگيرند و بخورند.

* مقدار مواد مغذي در 100 گرم شاهي خام

 

انرژي

30 کيلوکالري

کربوهيدرات

5/5 گرم

فيبر غذايي

1/1 گرم

چربي

 0/7 گرم

پروتئين

2/6  گرم

ويتامين A

346 ميکروگرم

فولات

80 ميکروگرم

ويتامين C

69 ميلي گرم

کلسيم

81 ميلي گرم

آهن

1/3  ميلي گرم

 

گناهکاران نمازخوان ؟!

 

نماز

بازدارندگى‌نماز

چرا با این‌كه‌ نماز، بازدارنده انسان از زشتى‌هاست ولى بعضى نمازخوان ها ‌گناه می کنند؟

نماز عملى عبادى و ذكر و توجه خاصى به خداوند سبحان است و اثر طبیعى آن ایجاد روحیه‌اى در انسان است كه او را از فحشا و منكر باز مى‌دارد و نفسش را از زشتى‌هاى گناه پاك مى‌كند. طبیعت نماز، انسان را به یاد نیرومندترین عامل باز دارنده؛ یعنى اعتقاد به مبدأ و معاد مى‌اندازد، داراى اثر بازدارندگى از فحشا و منكر است، زیرا كسى كه روزى پنج بار با بدن پاك و لباس پاك روى به درگاه خدا آورده و تكبیر بگوید، خدا را از همه چیز برتر و بالاتر شمرده و به یاد نعمت‌هاى او افتد و حمد و سپاس او را گوید و...

این امور سدّ نیرومندى در برابر گناه محسوب مى‌شود و او را از فحشا و منكر باز مى‌دارد ولى هر نمازى به همان اندازه كه از شرایط كمال و روح عبادت برخوردار است، نهى از فحشا و منكر مى‌كند.

نماز

كسى كه نماز مى‌خواند، هر چند نمازش صورى و آلوده به گناه نیز باشد، نماز در او بى‌تأثیر نخواهد بود، گرچه ممكن است تأثیر این گونه نماز ضعیف باشد، زیرا اگر این گونه افراد همان نماز را هم نمى‌خواندند، چه بسا از این هم آلوده‌تر بودند، پس نهى از فحشا و منكر مراتبى دارد و هر نمازى با توجه به میزان رعایت شرایط آن، نماز خوان را از آن نهى مى‌كند و یا ممكن است عدم حضور قلب، عدم خلوص و نقصان شرایط بر نماز با ویژگى‌هاى یاد شده، اثر آن را ضعیف نماید.

بنابراین، هر چه توجه به خدا در نماز، افزایش یابد و خضوع و خشوع در آن كامل و اخلاص در آن بیشتر شود، اثر بازدارندگى آن نیز بیشتر و هر مقدار جنبه‌هاى یاد شده ضعیف شود، بازدارندگى آن نیز ضعیف خواهد شد.

كوكوی ماهی

كوكوی ماهی

کوکوی ماهی

اگر شما هم جزء آن دسته افرادی هستید كه به خاطر بوی ماهی از خوردن آن امتناع می‌كنید، پیشنهاد می‌كنیم علاوه بر تغییر در انتخاب نوع ماهی خریداری شده، روش‌های دیگر پخت آن را نیز امتحان كنید.

كوكوی ماهی یكی از این روش‌هاست.

وقتی ماهی را به حالت خردشده به همراه مواد طعم‌دهنده به صورت كوكو میل كنید، دیگر حتی بوی زهم بودارترین ماهی‌ها را نیز احساس نخواهید كرد.

بنابراین لازم نیست به خاطر بوی ماهی، از خوردن این پروتئین حیوانی پُرخاصیت صرف‌نظر كنید.

در ضمن این روش پخت برای علاقه‌‌مند كردن بچه‌ها به خوردن ماهی نیز بسیار سودمند است.

 

مواد لازم برای 4 نفر:

350 گرم سیب‌زمینی

300 گرم فیله هر نوع ماهی دلخواه

4 عدد پیازچه (خرد شود)

یك قاشق چای‌خوری زنجبیل خردشده

2 قاشق سوپ‌خوری گشنیز خردشده

2 قاشق چای‌خوری آب لیموترش

4 قاشق سوپ‌خوری روغن مایع مخصوص سرخ كردن

نمك و فلفل به میزان لازم

چند عدد لیموترش تازه و چند برگ گشنیز تازه برای تزئین

طرز تهیه:

اول از همه باید بگویم که اگر فیله ماهی در دسترس ندارید، ماهی شیر را انتخاب كنید، زیرا این ماهی تیغ ریز ندارد و برای درست كردن كوكو مناسب است.

1 ـ سیب‌زمینی‌ها را به مدت 15 دقیقه در محلول آب و نمك بپزید. سپس از آب بیرون آورده و چند دقیقه كنار بگذارید تا سرد شود.

2 ـ فیله ماهی را با چاقوی تیز به صورت ریز خرد كنید و در كاسه بریزید. بعد پیازچه، گشنیز و زنجبیل را به همراه آب لیموترش تازه به آن اضافه كرده و با نمك و فلفل مزه‌دار كنید.

3 ـ وقتی سیب‌زمینی‌های آب‌پزشده سرد شدند، پوست آنها را بگیرید و رنده كنید. پس از آن به مخلوط ماهی بیفزایید و خوب هم بزنید.

4 ـ روغن را در تابه‌ای بریزید و روی شعله اجاق گاز بگذارید تا داغ شود.

حالا مقداری از مخلوط را با دست برداشته و ابتدا در كف دست به صورت گلوله‌ای درآورید. سپس گلوله را فشار داده و آن را تبدیل به دایره كوچكی با قطر تقریبا 3سانتی‌متر كنید و بعد در روغن داغ قرار دهید تا سرخ شود.

این كار را تا پایان یافتن مواد انجام دهید.

پس از آنكه یك روی كوكوها سرخ شد، آنها را برگردانید تا طرف دیگر نیز طلایی متمایل به قهوه‌ای شود.

در پایان كوكوها را در ظرفی چیده و با تعدادی برگ گشنیز و برش‌ لیمو ترش تزئین كنید.

توجه:

حرارت اجاق گاز را آن‌قدر زیاد نكنید كه تنها روی كوكو سرخ شده و مغز آن خام بماند. این كوكو باید روی حرارت متوسط، سرخ شود.

روایت حج از یک دوست

حاجى‏نامه

مسجدالحرام

هنگام خداحافظى، با گريه دخترك خردسالم، بغض گلويم را گرفت؛ قدرى هم بى‏نظمى و تأخير در اتوبوس وجود داشت كه البته تا حدى طبيعى بود، ولى از اين تعجب كردم كه چرا هواپيمايى براى مسافران شماره مشخص نكرده است و مسافران كه غالبا روستايى بودند، با هجوم همسفران را ناراحت مى‏كردند، البته اين حالت موقع رفتن كمتر و در برگشت بيشتر بود. جا دارد كه از اين پس مسافران را با شماره، در صندليها بنشانند. شگفت‏تر آن كه مهماندار هواپيما مى‏گفت هيچگاه نه پيش از انقلاب و نه پس از آن، بليط حاجي‌ها شماره نداشته است.

سرانجام بعد از حدود سه ساعت، پرنده آهنين‏بال در جدّه بر زمين نشست و زائران زير چادرهاى عظيم فرودگاه جدّه نشسته، تا استراحتى كنند در همان لحظات آغازين، عربها، پاكستانيها و افغانيها براى خريد، اطراف ما را گرفتند و مسافران شروع كردند به عرضه‏كردن پسته، زعفران، گز و تسبيح و انگشتر.

معامله، به صورت بسيار كهن، و با زبان اشاره انجام مى‏شد و البته غالبا بيشتر سرِ طرفِ ايرانى كلاه مى‏رفت، چرا كه پسته حداقل كيلويى دو هزار تومان را مى‏داد به پانزده ريال سعودى و نمى‏دانست كه با آن پول فقط مى‏تواند پنج مرتبه تاكسى سوار شود!

مسؤولان قبلاً به مسافران تذكر داده بودند كه از اينگونه كارها پرهيز كنند اما كو گوش شنوا! در اين ميان منظره دردآور و ناخوشايندى نظرم را به خود جلب كرد، خانم نسبتا جوانى زعفران مى‏فروخت و خريداران دور او جمع شده بودند. خداوند خير دهد مسؤول كاروان را كه با پرخاش و تشر به زبان عربىِ بندرى، مشترى‏ها را پراكنده ساخت.

سالهاست كه مدير كاروان‌ها پيرمردها و پيرزن‏هاى بى‏دست و پا را در اين راه مى‏برند و بازمى‏گردانند. و بايد از اين جهت قدرشان را شناخت. حال كه صحبت مدير كاروانهاست اين را هم بگويم كه در كار حج يك خودگرانى بزرگ محسوس است و هر بيننده هشيارى مى‏فهمد كه اين تنها لياقت مديران و مسؤولان نيست كه امر حج را به خوبى به فرجام مى‏رساند بلكه همكارى و همدلىِ حدود دو ميليون حاجى است كه در اين عظيم‏ترين مراسم مذهبى جهان، نقش اول را دارد و اگر جز اين بود، شايد هزاران نفر تلفات جانى و ميليارها تومان تلفات مالى درپى داشت.

 

در راه حرم

آفتاب از نيمه گذشته بود كه راهى ميقات «جُحفه» شديم. آشفتگى و گرما و سر و صدا تا حدودى طبيعى است و قابل تحمل. اتوبوسى كه در اختيار كاروان است وابسته به شركت «مغربى» است. راننده‏اش يك مصرى نجيب است و با مسافران، مهربانانه و با محبت برخورد مى‏كند. شركت مغربى و چند شركت ديگر؛ از قبيل «ام القرى»، «الجزيره»، «دلّه» «سابتكو» و ... اتوبوس‏هاى زيادى در اختيار دارند و به وسيله آن، زائران را جابجا مى‏كنند.

 

بريدن از دنيا

اوايل شب به «جحفه» رسيديم و مُحرم شديم. فريادهاى «لبيك» كه از اعماق جان برمى‏آمد، دلها را مى‏لرزاند. با تن خيس از غسل در حوله احرام، مى‏ترسيدم كه مبادا در اتوبوس روباز از باد بيابان سرما بخورم اما هنوز نيمه اول شب بود و باد گرم نه تنها آزارنده نبود كه راحت‏بخش هم بود.

 

در حريم حرم

بعد از نيمه شب به مكه رسيديم. با آن كه خسته و خواب‏آلوده بوديم، اما وجودمان از شوق لبريز بود. شهر مكه با خيابانهاى وسيع و چراغ‌هاى پرنور جلوه خاصى دارد.

محل اقامت ما در مكه، يك ساختمان چهار طبقه بود؛ از شدت خستگى، در سالن طبقه اول بى‏حال افتاديم. از اين رو، كه همه سپيدپوش بوديم تو گويى گروهى مردگانيم كه در كنار هم آرميده‏ايم. ساعتى بعد چاى آوردند، و آنگاه شامى يخ كرده، چون دير رسيده بوديم. ساعت سه بعد از نيمه شب خوابيديم و چهار و نيم براى اداى فريضه صبح بيدار شديم.

بعد از صبحانه جانى گرفتيم و دسته‏جمعى عازم حرم شديم تا عمره تمتع به جاى آوريم. گرچه به دليل فيلم و عكس‏هايى كه از كعبه ديده‏ايم ديدار كعبه ناآشنا نيست، با اين همه ديدار «خانه خدا» به راستى روح‏افزا و دلگشا است، گرچه صد بار آن را ديده باشى. به گفته حافظ:

ما در پياله عكس رخ يار ديده‏ايم                                          اى بى‏خبر ز لذت شرب مدام ما

حرم قدرى خلوت بود، معلوم شد كه ساعتى پيش مراسم شستشوى كعبه انجام گرفته است. بهر حال طواف، نماز طواف، سعى بين صفا و مروه و تقصير تا نزديك ظهر طول كشيد و دسته‏جمعى به منزل بازگشته، از احرام بيرون آمديم. همگى خوشحاليم، چرا كه يك مرحله از اعمالمان را به سلامت و موفقيت انجام داده‏ايم.

در نزديك محل اقامت، مسجدى است پاكيزه، خنك و مرتّب كه مى‏توانيم در آن، نمازها را به جماعت بخوانيم. براى برادران اهل سنت، شركت شيعيان در نمازهاى جماعت، بسيار جالب توجه و از نمودها و جلوه‏هاى برادرى اسلامى است. در روايات شيعه نيز بر فضيلت آن تأكيد شده است.

آگهى يا اعلاميه‏اى كه بر ديوار مسجد زده‏اند، توجّهم را جلب كرد، اعلاميه‏اى است بر ضد استفاده از ماهواره و نيز مضرات فيلم‌هاى مبتذل ويدئويى و نشان از آن داشت كه حتى صداى روحانيان وهابى كه نان‏خور دولت سعودى هستند درآمده و تصور مى‏رود كه سرانجام اين تعارض‏ها به برخوردى بين سختى‏انديشان مذهبى و تجدّدطلبان دولتى بيانجامد. شهر مكه از آنتن‏هاى بزرگ ماهواره و نيز مغازه‏هاى نوار فروشى انباشته است. اين آنتن‏ها تنها تصاوير برهنه و شهوت‏انگيز را عبور نمى‏دهد بلكه فرهنگ غرب را با تمام زير و بم آن، ميان خانواده‏ها مى‏برد. مردم عربستان از جهت راديو هم در معرض تهاجم راديوهاى مختلف بيگانه به زبان عربى هستند.

افزون بر اين، مردم عربستان با درآمد فراوانى كه دارند، مى‏توانند زياد به مسافرت بروند و همه جا را ببينند. از اين رو، پيدايش تعارض و تضاد بين انديشه‏هاى كهن سياسى و فرقه‏اى با حقايق زندگى و ديدگاه‏هاى متفاوت حتمى مى‏نمايد؛ بايد منتظر بود و نتيجه را ديد. نمونه‏اى از اين تعارض، در موضوع توسعه توريسم توسّط دولت سعودى در سال گذشته رخ نمود. بدين سان كه در غير فصل حج و عمره براى بازديد «حرمين شريفين» بردند و اين عمل صداى روحانيان سنى مذهب و حتى وهابى‏ها را درآورد. اشتياق مسافر غربى را به آفتاب و به مناظر شرقى در نظر بگيريد و ببنيد كه دولت عربستان در فصل زمستان به شرط آن كه با مراسم حج و عمره برخورد نكند چه درآمد هنگفتى از توريسم غربى مى‏تواند كسب كند. شايد به همين دليل است كه در شهر مكه و مدينه بيش از صد ساختمان بالاى ده طبقه، هم‏اكنون به سرعت در حالِ بالا رفتن است. اينك سؤالى كه پيش مى‏آيد اين است كه: اگر برنامه «توسعه توريسم» عملى شود، آيا در گستردن فرهنگ غربى در بين مردم عربستان مؤثر نخواهد بود؟ و آيا اين عمل بدون واكنش خواهد ماند؟ بگذريم.

كعبه و حج هميشه اسلام را حفظ كرده است اگر تاريخ را نگاه كنيد كعبه هميشه در اختيار كسانى بوده كه به حداقل آنچه اسلام ناميده مى‏شود مى‏انديشيده‏اند. كمتر اتفاق افتاده كه كعبه و مكه و حج در اختيار شيعه و باطنيان باشد حتى در زمانى كه حاكمان كعبه سادات حسنى بودند، همان سادات حسنى (يا شُرفاء) زيدى مسلك و حتى بعضا سنى مذهب بودند. اين است كه حفظ حداقل اسلام و ظاهر اسلام در مكه قدر مشترك تمام مسلمانان عالم از هر فرقه و مذهب بوده است؛ مانند قبله كه قدر مشترك همه مسلمانان است. اسلامى كه سياهپوست مبارز آمريكايى تا كشاورز عقب‏مانده تبّتى را به يكسان در بر مى‏گيرد. مكه كه براى عرب جاهليت امن بوده براى مسلمين نيز «حرما امنا» و «البلد الامين» بايد باشد و اين با فرقه‏گرايى از هر نوع سازگار نيست. لذا حرمت كعبه همچنانكه پيشوايان بزرگ (چونان حسين بن على (عليه السلام) در حركت تاريخى خود از مكه به سوى كوفه) نشان داده‏اند به هر قيمت بايد محفوظ بماند. تا اين نشانه توحيد هست ما هميشه مى‏توانيم به حقيقت اسلام بازگرديم و اگر از آن دور شده‏ايم بازآييم، شايد معناى «مثابةً للناس»(1) همين باشد كه بازگشتگاه مردم است از افراط و تفريط به محور اسلام.

غروب روز سوم ذيحجه، با پله برقى به پشت بام مسجدالحرام رفتم. بسيار وسيع و با صفاست و غرق جمعيت. از بالا كه طواف كنندگان را مى‏بينى، در يك نگاه، درياى مواج انسانها را كه همچون باغچه‏اى از گل‏هاى رنگارنگ است. اما وقتى با آن همراه شوى؛ يعنى نگاه را در آن رها كنى طيف انسانى بى‏نهايتى را مى‏بينى برگرد آن مغناطيس بزرگ، يا گردابى تمام نشدنى كه گويى در كعبه فرو مى‏رود. كعبه، معشوقه سيه‏جامه ميلياردها مسلمان تا قيام قيامت است با آن حال چهره‏اش كه هزاران هزار انسان با آرزوى بوسيدن و يا دست ساييدن بر آن، زير دست و پا مى‏روند موفق نمى‏شوند.

مكه شهر «لا اله الا الله‏» و كعبه سمبل «توحيد» است. در اينجاست كه از هر سمت بايستى قبله است؛ زن و مرد در كنار هم نماز مى‏خوانند، بل گاه زن پيشتر مى‏ايستد و نمازها همه درست است. در اينجا، تفاوت‏ها و رنگ‏ها همه از ميان برمى‏خيزد. هنگام طواف زن و مرد در كنار همند تا فرق جنسيت هم لحاظ نشود.

در اين احساس يگانگى و از خود بيگانگى در هر دور كه بغضى گلوگيرت نشود و هر ركوع و سجودى كه بى‏اشك بگذرد مغبونى؛ دريغ از ذكر گفتن آنجا كه خود عين ذكر مى‏شوى. نماز در حجر اسماعيل محشر است؛ سجده‏كنندگان زير دست و پا را مى‏بينى كه بى‏خبر از همه چيز شانه‏هاى‏شان مى‏لرزد؛ مثل بچه گم شده‏اى كه مادرش را يافته و تازه بغضش تركيده، بى‏اختيار با تمام تن مى‏گريد و از هيجان و احساسات مى‏خواهد خفه شود. دريغ كه «الحالُ لا يدوم.»

اگر درويش در حالى بماندى                                                        سرِ دست از دو عالم برفشاندى 

توهّم يا تصوّر، هر چه مى‏خواهند اسمش را بگذارند. اگر اين حالت اتصال به كل و فراتر رفتن از خود، در اينجا ميليونها بار تجربه نشده بود، اين همه سفارش «حجر اسماعيل» را نمى‏كردند، در اينجاست كه:

ديدار مى‏نمايى و پرهيز مى‏كنى                                               بازار خويش و آتشِ ما تيز مى‏كنى

اين حالت برق‏گرفتگى را حتى عوام هم همين جور تعبير مى‏كنند: «سيمش وصل شده بود.» ديدم: شفته‏اى در سعى صفا و مروه، به آواز، غزل مى‏خواند و مى‏رفت. شايد عارفانى كه همه ساله به حج مى‏آمدند دنبال همين حال بودند. ممكن است بگوييد: مگر خدا همه جا نيست؟ آرى؛ اما مجموع شرايط چنين نتيجه مى‏دهد كه در اينجا گِره بُغضت باز شود. آن انقطاع مصنوعى و بريدن از خانمان و وطن و مال و جامه و حتى رفيق راه ـ كه بهتر است هنگام عبادت زود رهايش كنى ـ به طرف انقطاع راستين مى‏كشد. در اين انقطاع كه تعليمش را داده‏اند حقيقت و مجاز، ظاهر و باطن، ماده و معنا، جزء و كل، روح و جسم، مجمل و مفصل، مبهم و مبين، عجيب به هم آميخته است:

چند گويى اين و آن و جسم و جان                                              جسم و جان و اين و آن آميخته 

چند گويى آن جهان و اين جهان                                                  اين جهان و آن جهان آميخته 

آن كه كعبه را از نزديك نديده است نمى‏گويم از ديدن شگفت‏ترين شگفتى‏ها، ليكن از ديدن يك شگفتى بسيار بزرگ محروم شده است. در اينجاست كه متوجه مى‏شوى چرا ملاصدرا براى چندمين بار مى‏خواسته است به حج برود و آخر در طريق حج، وفات يافته است.

و اين كه بايزيد به آن مريد گفت: «خرج حج را به من بده و هفت بار دور من بگرد و برو كه حجت مقبول است» بايد ديد كه آن مريد چه كسى بوده و براى چه مى‏خواسته برود؟ و اين كه آن صوفى ديگر هيزم مى‏برد گفتند كجا؟ گفت مى‏خواهم اين خانه را آتش بزنم كه مردم خدا را بپرستند. باز هم معنايى فراتر از ظاهر گزافه آن دارد چه هم خلاف عُرف است هم خلاف شرع و هم خلاف عقل. مُراد او تأكيد بر پرستش خداست و حج جز اين چيزى نيست. او با اين عربده و ستيز مى‏خواسته است حقيقتى را گوشزد كند. اين كه كعبه «كهنه صنم خانه‏اى است» و اين كه يك وقت معبد زُحل بوده منافاتى به آنچه گفتيم ندارد. كعبه نخست خانه توحيد بوده و به شرك آلوده شده و بالاخره به دست آخرين فرستاده خدا از آلايش‌ها پاك گرديده است.

پيغمبر غالب رسوم جاهلى را منسوخ كرد جز حج را كه تصفيه فرمود. چنان توحيد محمدى پاك كننده بود كه بعضى مسلمانان سعى بين «صفا و مروه» را هم مى‏خواستند به كنارى نهند، آيه آمد: «انّ الصفا و المروة من شعائر الله‏ فمن حجّ البيت أو اعتمر فلا جناح عليه أن يطّوّف بهما و من تطوّع خيرا فانّ الله‏ شاكر عليم»(2) يعنى كه طواف اين دو بلا اشكال است و بهتر است صدقه‏اى هم بدهند. باز بعضى مسلمانان مى‏خواستند از داد و ستد در حج، خوددارى كنند؛ آيه آمد: «ليس عليكم جناح أن تبتغوا فضلاً من ربكم ... .»(3)

از ويژگى‏هاى ديگر حج محمدى اين بود كه امتيازات قريش را حذف كرد؛ آنان خود را «احمسى» و تافته جدا بافته مى‏انگاشتند، آيه: «أفيضوا من حيث أفاض الناس»(4) و آيه: «وأتُوا البيوت من أبوابها»(5) در ردّ اين پندار، نازل گرديد.

ديگر از خصوصيات حج محمدى، اعلام برائت از مشركين است: «و أذان من الله‏ و رسوله الى الناس يوم الحج الاكبر انّ الله‏ برى‏ء من المشركين و رسوله.»(6) و اين تكاندنِ آخرين پندارهاى شرك آميز از مراسم حج و جدا كردن همه حساب‏هاست. (پاره‏اى از مستشرقان باقى ماندن مراسم حج را در ديانت توحيدى اسلام شگفت‏آور پنداشته‏اند) براى اعلامِ برائت از مشركان، مخصوصا به اين نيت، سوره توبه را بار ديگر با تأمّل و توجه خواندم؛ (علاوه بر آن كه در ختم قرآن خوانده بودم) از باب حرف توى حرف اين را هم بگويم كه امسال برنامه برائت از مشركان هم به شكل تجمع آرام و سخنرانى در عرفات و هم به صورت تظاهرات و شعار دادن در اطراف مسجدالحرام، در عصر روز دوازدهم كه حجاج از منا به مكه برمى‏گردند، توسط شيعيان لبنان و ديگران صورت پذيرفت. تظاهرات عصر روز دوازدهم، چون قبلاً اعلام نشده بود با موفقيت بهترى تحقق يافت چه اين كه پليس خواست، خودش را جمع و جور كند، ظاهرا اذان مغرب شده بود و صف نماز بسته و مقصد انجام يافته بود، از اين رو نتوانستند كسى را دستگير كنند. بدين گونه در حج كه جامع عبادات اسلامى است، جهاد هم تجلى مى‏يابد. قرآن نيز كسانى را كه با دعوى «سقايت حجاج» و «عمارت مسجدالحرام» خيال برترى فروختن دارند، فروتر از كسانى قرار داده كه با ايمان به خدا و روز جزا «جهاد فى سبيل الله‏» هم مى‏كنند.(7)

چند روزى تا حركت به سوى عرفات فرصت بود. ساعت يك بعد از ظهر به كوه «حرا» رفتيم شايد كلاً از سربالايى عاجز هستم. من توان بالا رفتن را نداشتم بر دامنه كوه نشستم، دوستان رفتند در «غار حرا» نماز خوانده و برگشتند بعضى بچه‏هاى كوچك و پيرزن‌ها هم مى‏رفتند. بر خلاف ديگر مساجد، مسجد اين محل، آب ندارد و خيلى كوچك است. يك آگهى هم اول كوچه نصب كرده كه لمس سنگها و بوسيدن سنگهاى اين كوه و نماز خواندن در اين كوه، جزء سنت نيست و بدعت است. اين سال، به خيال خود با مظاهر ضد توحيد مبارزه مى‏كنند در حالي كه دوست داشتن پيغمبر و آنچه مربوط به اوست، عين توحيد است. و جدا كردن حبّ خدا از دوستى رسول، تصور غلطى است كه در زمان پيغمبر (صلي الله عليه و آله) هم داشته‏اند. اشتباه اينجاست كه محبت رسول الله‏ و اهل بيت (عليهم‏السلام) را در عرض محبت خدا فرض مى‏كنند، حال آن كه اينها در طول همان محبت خدا است. «قل ان كنتم تحبون الله‏ فاتّبعونى يحببكم الله‏.»(8) براى ديدن غار ثور هم خواستم بروم نشد.

تقريبا هر روز طوافى داشتيم و نماز در حجر اسماعيل.

شهر مكه مثل گذشته تاريخى‏اش همه مصنوعات و اشياى خوب عالم را در خود گرد آورده است و عربهاى مكه در گذشته كاسب و تاجر بودند، ليكن اكنون تن‏پرور شده‏اند و فروشندگان پاكستانى و افغانى و هندى جايگزين آنان شده‏اند. خيابان‏ها پر از مغازه‏هاى دلالى و بنگاه معاملاتى است. كوه‏ها را مى‏تراشند و جايش ساختمان‏هاى چند طبقه مى‏سازند. مى‏گفتند: دولت، براى احداث ساختمان وام‏هاى دراز مدت مى‏دهد. هتل‏دارى و ... براى آنان راه درآمد خوبى است. صاحب‏خانه ما عربى است عدنان نام. وى سه زن دارد و درآمدش از اجاره دادن خانه خويش به زائران حج و عمره است. ضمنا كارگاه جوشكارى صندلى فلزى هم دارد. در اوقاتى كه زائر نيست، هر طبقه، در اختيار يكى از زنان و بچه‏هايش است، وقتى مسافر آمد، هر سه خانوار در قسمت انتهايى و مجزاى ساختمان جمع مى‏شوند. يك نوكر افغانى متأهل و يك نوكر تايلندى هم داشت كه توى گاراژ مى‏خوابيدند.

دكان‌هاى انباشته از مواد خوراكى با نام «بقّاله» و بنگاه‌هاى صرافى و مغازه‏هاى فروش لوازم صوتى و نوار ويدئو و تلويزيون و ساير كالاهاى مصرفى، خيابان‏هاى اصلى ـ به ويژه در منطقه مركزى ـ را پوشانده است. حاجى‏هاى آسيايى زرد پوست، امسال زياد بودند و خوب خريد مى‏كردند. اين يكى از مظاهر رفاه اقتصادى جديدشان است و گويى منعى چندين ساله برداشته شده كه اينطور با شور و شدت و كثرت به حج مى‏آيند. خيلى هم معتقد و منضبط به نظر مى‏آيند و مؤدب هم هستند.

از عصر روز هشتم آماده‏باش دادند. نماز مغرب را خوانديم و شام خورديم ولى تا ماشين حاضر شد و راه افتاد به نصف شب كشيد. البته وقوف در عرفات قدرِ واجبش از ظهر روز نهم تا مغرب است، ولى حجاج ايرانى و شيعه و بعضى ديگر، براى آن كه فضيلت شب عرفه را درك كنند، زودتر مى‏روند. به هر حال، با احرام به عرفات رفتيم و جاگير شديم. روز نهم، تا پاى بلندى «جبل الرحمه» رفتم. مى‏گويند در اينجا آدم و حوا يكديگر را شناختند و توبه‏شان قبول شد. روز عرفه دعاى عرفه هم خوانده شد؛ خيلى با حال و پر معناست.

مراسم برائت به آرامى در اين روز انجام گرفت؛ در حالى كه روبروى «بعثه» ماشين‏هاى پر از كماندو توقف كرده بود.

بعد از مغرب، از عرفات به سوى مشعر حركت كرديم. حركت سنگين و گام به گام است، چون همه حجاج در اين طريق هستند. سنگ جمع كردن براى «رمى جمرات» در اينجا صورت مى‏گيرد. طبق فقه شيعه، سنگ‏ها بايد بكر باشد. زائران شيعى سنگ‏ها را از خاك در مى‏آورند يا سنگ بزرگى را مى‏شكنند و حدودا به اندازه فندق در مى‏آورند.

«وقوف» در «مشعر»، بين طلوع سفيده صبح تا طلوع آفتاب از واجبات اين مرحله است. شايد به قول عرفا: اين وقوف اشاره‏اى به طى مراحل سلوك باشد. در اينجا، اتفاق خنده‏دارى افتاد، بعد از اذان اول، روحانى ما جلو ايستاد و كنار خيابان نماز صبح خوانديم، نماز ما كه تمام شد، اذان دوم را سر دادند. يك افسر راهنمايى كه قدم مى‏زد و ظاهرا از اين كه ما كنار خيابان را اشغال كرده بوديم، ناراحت بود، تَشَر زد كه «لِمَ لا تصلّون؟» در حالى كه ما نماز خوانده بوديم، ولى تا آخر وقت (طلوع آفتاب) كه ما بوديم، نديديم او نماز بخواند. اين هم از نهى منكر بعضى مأموران سعودى. نظيرش را در مدينه ديدم، حدود چهار بعد از ظهر از كنار «مركز صحّى» سيّار هلال احمر سعودى مى‏گذشتيم، گفتيم برويم تو ببينيم با مريض‏ها چطور برخورد مى‏كنند؟ ـ البته ايرانى‏ها نيازى به «مركز صحّى» سعودى ندارند، درمانگاه‏هاى ايران، بيماران غير ايرانى را هم مى‏پذيرد. ـ وقتى داخل شديم و توى صف ايستاديم، وقتِ نماز عصر بود، مأمور اسم نويسى، مى‏گفت: «لِمَ لا تصلّون؟» حال اين كه خودش و رفقايش نشسته بودند نوشابه مى‏خوردند و بگو بخند داشتند و نماز نمى‏خواندند. اين كه مى‏گويند: وقت نماز خريد و فروش موقوف مى‏شود، اغلب همين طور است، ولى خلافش را هم ديديم. يا اكنون عادى شده يا از اول هم به آن قرصى كه مى‏گويند نبوده است. به هر حال، بايد پشت و روى سكّه را ديد.

بعد از آفتاب، به سوى منا حركت كرديم اين شهرك، نزديك مكه و به آن چسبيده است و صحراى آن كه محدوده معينى دارد، مانند عرفات، تمام ظرفيت پُر مى‏شود. و ظاهرا آمار حجاج همين دو ميليون است. مگر اين كه ترتيبات ديگر مثل احداث ساختمان چند طبقه به جاى چادر، انديشيده شود. در گرما، به منا رسيديم و در چادرها مستقر شديم و پس از صرف صبحانه مختصرى جداى از گروه، براى سرعت در كار، سه نفرى راه افتاديم. به سرعت به طرف جمرات رفتيم، سيل جمعيت با اتومبيل‏ها كه رفت و آمد مى‏كرد و گرما و بوى تعفّن شديد ـ كه مُحرم نبايد از آن اظهار كراهت كند ـ درآميخته بود و راه رفتن در حال تنه زدن و فشار و گرما با بى‏خوابى شب و كوفتگى عرفات چنان مشكل بود كه يكى از همراهان در چهار ـ پنج كيلومترى «جمرات» واماند. او را كنار سقاخانه‏اى نشانديم و رفيقِ ديگر كه يازدهمين سفرش بود، قرار شد نيابتا به جاى او «جمره عقبه» را سنگ بزند؛ بقيه راه را تندتر رفتيم. رسيديم به جمره عقبه ـ شيعه مرجّحا بايد از طبقه پايين براى سنگ زدن استفاده كند ـ با آن كه بار اوّلم بود، در ازدحام شديد كارم را به نيكى به جا آوردم و شيطان را هفت بار مورد اصابت قرار دادم. فقط اميدوارم كه با نيشخند معنى‏دارى به ريشم نخنديده باشد. در آنجا يك ايرانى را ديدم كه سنگ تمام كرده بود و كارش لنگ بود؛ مى‏خواست از زمين سنگ بردارد. گفتم: اينها پوكه‏هاى خالى و عمل كرده است، به درد نمى‏خورد و از آن سنگ‏هاى بكر «مشعر» به او تعارف كردم. گفت: اى آقا، فرقش چيه؟ گفتم: تو در خانه‏ات هم مى‏توانستى در دل خود شيطان را سنگ بزنى، حال كه اينجا آمده‏اى آنطور كه گفته‏اند عمل كن. قبول كرد و چند سنگ برداشت كه خرجِ شيطان بزرگ كند. برگشتيم و رفيق اول را از كنار سقاخانه برداشته راه افتاديم، ظهر بود كه به چادر رسيديم، گرما زده و از پا درآمده.

خيلى دوست داشتم كه به قربانگاه بروم و «ذبح عظيم» را ببينم، ولى در خود توان نديدم و عجله هم داشتم كه زود از احرام بيرون بيايم، از اين رو به اتفاق چند تن، به مدير كاروان وكالت داديم تا برود و به جاى تك تكِ ما قربانى با شرايط فقه شيعه بخرد و به دست ذابح شيعى با شرايطِ درست ذبح كند. اين كار ساعتى بيش طول نكشيد و ما بعد از صرف نهار (نان و هندوانه) و چاى، بعد از آن كه يقين كرديم، قربانى ما ذبح شده است، سر تراشيديم (حلق) و كلّه شستيم، و از احرام خارج شديم. آنها كه به دست خود قربانى مى‏كردند، احساس اداى تكليف بيشترى داشتند. يكى از آنان گفت: چشم قربانى را سرمه كشيدم، آبش دادم، يك تكه نبات در دهانش گذاشتم، بوسش كردم و به زمينش زدم و سرش را بريدم.

قيمت قربانى صبح سيصد و پنجاه ريال و ظهر سيصد ريال سعودى بود. بعد از ظهر به دويست و پنجاه ريال و عصر به دويست و بيست ريال هم رسيده بود. بعضى سالها عكس اين جريان واقع مى‏شود، يعنى عصر، رو به گرانى مى‏رود.

پيشتر در مكه يك آگهى از سوى بانك اسلامى ديدم كه قيمتِ دام را تعيين نموده و پيشنهاد كرده بود پول قربانى را به حساب بانك بريزند و قربانى‏ها دسته‏جمعى ذبح و يخ زده شود و براى فقراى كشورهاى مسلمان حمل گردد. ظاهر پيشنهاد بسيار معقول بود و از اتلافِ تأسف انگيز گوشت تازه جلوگيرى مى‏شد. با روحانى و مدير كاروان مطرح كرديم، گفتند: اشكال در اينست كه اوّلاً: آنان در انتخاب قربانى رعايت شرايط فقه شيعى را نمى‏كنند، همچنين ذابح شرايط فقه شيعى را ندارد افزون بر اين قربانى هر شخص، بايد معين باشد و به دست خود او يا نايب او ذبح شود. هزار قربانى نامعين براى هزار حاجى نامعين، مُجزى و مُكفى نيست ـ در هر حال ما طبق فقه شيعه عمل كرديم ـ بر عهده مجتهدان است كه با توجه به مآخذ و اصول، راه حل معقولى براى اين مشكل پيدا كنند. به ويژه كه قرآن، تصريح فرموده است: «فكلوا منها و أطعموا البائس الفقير.»(9) گفتند: يكى از مجتهدان فتوا داده است كه اگر قربانى در منا يافت نشود شخص مى‏تواند تلفنى با ايران تماس بگيرد كه در ساعت معين به نيابتش قربانى كنند و پس از احراز صحت وقوع قربانى، حاجى مى‏تواند «حلق» كند. اين خوب حرفى است و گوشت به مستحق مى‏رسد و تلف نمى‏شود؛ جز اين كه قيد اوّلش كمتر تحقق مى‏يابد. آنقدر قربانى مى‏آورند كه زياد هم مى‏آيد. چنانكه گفتند: امسال چندين كاميون دامِ زنده برگرداندند.

حدود ساعت پنج بعد از ظهر، عيد قربان با لباس معمولى (بدون احرام) بيرون آمديم، تا در منا گشتى بزنيم. چادرهاى ايرانى‏ها در جاى متوسط و بهتر از متوسط بود. محدوده حاجى‏هاى آفريقايى ـ چه عرب زبان و چه غير عرب زبان ـ بسيار فقيرانه و آلوده بود. همه جا دستفروش‏ها بساط پهن كرده بودند. سياه‏هاى آفريقايى غير عرب زبان، ظاهرا ـ تحت تأثير استعمار ـ از جهت حجاب، نسبت به سياه‏هاى عرب زبان، كمتر مقيّدند. خريد و فروش با زبان اشاره و يا همان زبان بندرى و حمالى و بازارى ـ كه در ابتداى نوشته آمد ـ صورت مى‏گرفت. شادمانى در همه چهره‏ها بود كه قسمت عمده كار را به جا آورده بودند.

بخش مربوط به عرب‏ها (مصرى‏ها، سورى‏ها، لبنانى‏ها و ...) هم نسبتا پاكيزه بود، ولى ورود و خروج به كمپها كنترل مى‏شد، بر خلاف كمپ ايرانى‏ها كه آزاد بود. مصرى‏ها و سورى‏ها و لبنانى‏ها خرج هم به عهده خودشان است، بخرند و ببرند و بپزند و بخورند و بشويند. ليكن، ما از مهمان هم محترم‏تر بوديم. دلم مى‏خواست كمپ مسلمانان اروپايى و آمريكايى را ببينم؛ از يك شُرطه، پرسيدم؟ گفت: كارتت را ارائه بده. حاليش كردم كه تازه مُحلّ شده‏ام و فراموش كرده‏ام كارتم را در جيب بگذارم. منطقه دورى را نشان داد، ديدم وقت ندارم. به طرف چادرهاى خودمان برگشتم و شب را با وجود فشردگى و ازدحام و ناراحتى جا، نسبتا راحت خوابيدم. نزديك صبح بيدار شدم و با يكى دو نفر براى نماز صبح به طرف مسجد «خيف» راه افتاديم.

هوا خنك و نسبتا خلوت بود، ولى مسجد خيف مالامال از جمعيت. به هر شكل نمازى خوانديم و بيرون آمديم و به طرف جمرات رفتيم. طبق فقه شيعه بايد منتظر بود تا آفتاب بزند، بعد از طلوع خورشيد، جمره «صغرى» و «وسطى» و «كبرى» را به ترتيب هر كدام را هفت سنگ زديم و ديديم كه اصابت كرد. در پاى جمره بزرگ، شايد از اين بابت كه ديروز هم سنگش زده بودم، سنگى به ملايمت به پشت گردنم خورد؛ اما يك حاج آقاى بازارى، سنگ بزرگى به پيشانيش خورده و حسابى شكسته و خونين شده بود. ماندن در منا از غروب تا نصف شب الزامى است. بعضى صبح‏ها به مكه مى‏رفتند ـ براى اعمال يا خريد يا استراحت ـ و به موقع برمى‏گشتند. ما در منا مانديم. بعد از ظهر روز يازدهم، به گردش در شهر پرداختيم. منا غالبا چادر است، اما قدرى ساختمان هم دارد. به طرف پاكيزه‏تر و آبادتر شهر رفتم. كمپ خودِ حجاج سعودى و اروپايى‏ها و آمريكايى‏هاى مسلمان، بسيار پاكيزه و اعيانى است. از لجن و قاذورات و دست‏فروشان مزاحم خبرى نيست. حجاج سعودى را ديدم كه با اتومبيل‏هاى مجلل آمده بودند، زن و مرد و پير و جوان مثل اين كه بخواهند به تفرج صحرا بروند. قدم زنان از راه بالا كه كم ازدحام و حتى مصفّاست به طرف جمرات مى‏رفتند. بعضى جوان‏ترها آدامس مى‏جويدند و سيگار مى‏كشيدند. مسن‏ترها با وقارى كه لازمه عبادت است راه مى‏پيمودند. بعضى‏ها در راه نوشابه سبيل مى‏كردند.

در مراسم توحيدى حج، طبقاتى بودن محسوس است. يك مقايسه گذرا ميان كمپ پاكستانيها و خود سعوديها، حقيقت را نشان مى‏دهد. الآن هم در نظرم عبور مى‏كنند: سياهان خوش قلب و آرام، پاكستانى‏ها با صداى نازك و متضرع، افغانى‏هاى زبان باز و احيانا پرخاشجو، اين دسته عموما فقيرند. ترك‏ها خشن و مغرور راه مى‏روند، امّا در حرم و مراسم عبادت خاشع هستند. عرب‏هاى سعودى بيشتر متفرعن‏اند تا كى باد ثروت خالى شود؟! حالا پول دارند و باد كرده‏اند و نمى‏دانند كه به قيمت فقر سياهان در نيجريه، سعودى دارد نفت را بى‏حساب حراج مى‏كند. حالا شايد نظم نو جهانى خوابى هم براى دوشيدن بقيه پس‏اندازهايشان و صاف كردن حساب‏ها ديده باشد. الآن كه پول سعودى با دلار همسو تثبيت شده است. بايد ديد مجموع شرايط داخلى و خارجى به كجا مى‏كشد؟

شب دوازدهم را هم مى‏گذرانديم. صبح باز هم نماز را در مسجد خيف خواندم. پيغمبر در اين مسجد نماز گزارده و متبرك است. بعد از نماز، خواستم استراحتى بكنم، عربى تكانم داد،در حالى كه پهلوى من عرب ديگرى خوابيده بود. بحث نكردم، برخاستم و آرام آرام به سوى جمرات راه افتادم كه براى آخرين بار، هر سه ستون شيطان را سنگ بزنم. پشت بام را هم رفتم تماشا كردم، خلوت و دلباز و گشاده است. عرب‏ها و خارجى‏ها خودشان از اينجا سنگ مى‏زنند. سالن پايين هميشه پر از گرد و خاك و هواى گرفته است، با آن كه تهويه‏هاى بسيار قوى در آن كار مى‏كند. بعد از طلوع آفتاب، به پايين رفتم سنگ‏ها را زدم. پاى جمره وسطى وسط جمعيت گير كردم و كم مانده بود زير پا بروم، همتى كردم و با ياد خدا، خود را از منگنه بيرون كشيدم، تنم به تمام معنا خيس عرق، پاچه شلوارم تا نزديك زانو پاره شده بود اما پاى استخوانيم، دم‏پايى را محفوظ نگه داشته بود. آن راه هشت نه كيلومترى برگشت را كه نمى‏توانستم پابرهنه برگردم. تا گير نكرده باشى نمى‏دانى من چه مى‏گويم. در هر حال، به خير گذشت. «جمره كبرى» را با موفقيت از دور، زدم. باز هم، به چند ايرانى بقيه سنگ‏هايم را هديه دادم و فارغ‏البال براى صبحانه بازگشتم. خواب مختصرى بعد از صبحانه حالم را جا آورد. ولى تمام هيكلم عرق آلوده است. البته هنوز نمى‏توان اظهار نفرت كرد؛ براى همين تو را آورده است كه شاخت را بشكند، منيّتت را خُرد كرد، زير پا بشوى، دست از پا خطا نكنى، قسم نخورى، فحش ندهى، به محيط زيست لطمه نزنى، به جانور و گياه صدمه نزنى، زينت نكنى، عطر نزنى، در آينه خود را نبينى، به لذّت جنسى نيانديشى، سر برهنه باشى، دوخته نپوشى، يك رنگ باشى. آخر عيد قربان البته ما مُحلّ شده بوديم؛ ولى حال و هواى احرام در سر ما بود و هنوز اعمالى باقى داشتيم كه بايست در مسجدالحرام صورت پذيرد. بعد از ظهر دوازدهم، با اتوبوس به طرف مكه حركت كرديم باز هم قدم به قدم. كاش پياده مى‏رفتيم. پياده‏ها يكى دو ساعته به منزل رسيدند و سواره‏ها سه چهار ساعته. منزل ايرانى‏ها اكثر در منطقه «عزيزيّه» بود كه نزديك منا است عده‏اى هم ظاهرا در «كعكيه» بودند كه در مسير «غار ثور» است. ايرانى‏ها را معلوم است كه چرا دور از حرم مسكن داده‏اند. البته «عزيزيّه» تازه‏ساز و پاكيزه است و از محلاّت خوب مكه محسوب مى‏شود. «جامعة ام‏القرى» يا دانشگاه دينى و چند كتاب‏فروشى در همين منطقه است و كوى دانشجويان در اطراف خيابان دانشگاه واقع است.

ما به منزل رسيديم و به استراحت پرداختيم. عمليات شب نهم تا عصر دوازدهم با كم خوراكى و كم خوابى و گرما و زندگى فشرده در چادر و محيط آلوده، بسيار سنگين است و بعضى را از پا مى‏افكند. به محض رسيدن به منزل «عدنان»، كاروان به استراحت پرداخت. من حمام كردم و آلودگى‏ها را در حد توان زدودم و خوابيدم.

روز سيزدهم، اول صبح، براى «طواف» و «نماز طواف» و «سعى» و «تقصير» سپس «طواف نساء» و «نماز طواف نساء» رفتيم. تمام اين كارها را به سرعت و شوق به جاى آورديم و حاجى شديم، بحمدالله‏. ازدحام غريبى بود و هيچ نسبتى با مكه هفته پيش نداشت. ظرف آب هرگز از دستم جدا نمى‏شد. در يكى از طواف‏ها كه به ساعات گرم برخورد، در يك فشار و تلاطم عجيب، جوانى را ديدم كه مادر پيرش را ميان بازو گرفته طواف مى‏داد و پيرزن از گرما و ضعف داشت غش مى‏كرد، بى‏معطّلى و بى‏خبر آب را به سرش خالى كردم. مثل ماهى كه از روى خاك بردارى و در آب بياندازى زنده شد و جوان كه هاج و واج شده بود، ممنون گرديد.

در بازگشت به خانه كه عمدا پياده آمدم، باز ظرف آب را پر كردم و راه افتادم، در راه پيرمردى را ديدم از گرما له‏له مى‏زد او را هم به همان ترتيب سر حال آوردم و كلّى با او شوخى كردم؛ دو سه روز بعد، در طواف مستحبّىِ «عمره مفرده» دست بر دوشم زد و آشنايى داد.

در كتاب‏فروشى‏ها گشتى زدم. كتاب خيلى گران است تقريبا هر ده، پانزده صفحه را يك ريال قيمت زده‏اند. به جز كتاب‏هاى عمومى ـ مثلاً تاريخ طبرى يا شرح صحيح بخارى يا سيره حلبيه ـ كه همه جا يافت مى‏شود. يك مشت نشريه بازارى بود از قبيل آيين آشپزى، چگونه سلامت روانى خود را حفظ كنيم؟ كتاب‌هاى ساده‏اى در معرفى قهرمانان عرب و اسلام، آموزش كامپيوتر، و ... كتاب‌هايى هم بود با سليقه و انديشه حاكم بر عربستان، بر ضد فرقه‏هاى مذهبى ـ و غالبا بر ضد شيعه ـ بر ضدّ عَلَمانيه (يعنى حكومت لائيك) و بر ضد هر نوع تجدد و ترقى طلبى. در واقع آنجا جمود و تحجّر تبليغ مى‏شود.

زرگرى‏ها غوغاست و حضورِ من از همه خنده‏دارتر، چون پولم براى خريد هداياى معمولى براى خانواده خودم هم به زور مى‏رسد.

يك لطيفه ادبى هم اينجا بياورم: به مغازه‏اى رفتم فروشنده‏اش پاكستانى بود. دو سه بار جنسى را كه مى‏خواستم زير و رو كردم و روى قيمت چانه زدم و آخر نخريدم و بيرون آمدم و گفتم: «عُذرا» فورى افزود: «أو نُذْرا»! دانستم از خودش نيست، از يك اديب شنيده ولى خوب و به جا خرجش كرد.

روز چهاردهم ذى حجه رفتيم به «تنعيم» و براى عمره مفرده مستحبى مُحرم شديم و در ماشين سر باز نشسته به مسجدالحرام آمديم. ـ تمام كارها به سرعت انجام شد ـ و ثواب آن را به شخص منظور هديه كردم.

در بازگشت كه باز پياده آمدم ـ كه اين پياده‏روى اگر از آفتاب صدمه نبينى كاملاً مفيد است ـ از تونل مخصوص پياده‏روها گذشتم. ـ دو تا تونل است، يكى براى روندگان يكى براى آيندگان و عرب‏ها به تونل «نَفَق» مى‏گويند كه در اصل به معناى سوراخ موش است ـ در اين تونل هواكش‏هاى قوى كار گذاشته شده، و خيلى كمك به عبور و مرور مى‏كند. روى ديوارها كلمات فارسى هم گاه ديده مى‏شد كه با گچ و زغال نوشته بودند زير پا پاره‏هاى ورقِ بازى هم ديدم. ظاهرا عبارات فارسى كار افغانى‏ها بود. در مورد كلمه «نَفَق» به يك شوفر تاكسى گفتم: «لِمَ يسمون التونل بالنفق، النفق حُجْرا للفأرة، و الفأرة هى التى تأكلها الهرّة.» سجع اخير را تكرار كرد و خوشش آمد و «أيه» گفت. پارك‏ها و درخت‏هايى كه در مكه هست، با زحمت و خرج زياد تهيه شده حتى خاكش را از بيرون آورده‏اند.

روز ديگر هم از فرصت استفاده كرده به «تنعيم» رفتم و بار ديگر مُحرم شدم و عمره مفرده مستحبى، رجاءاً، به جاى آوردم و ثوابش را براى شخص ديگرى هديه كردم. در بازگشت كه نيز پياده مى‏آمدم و حوله خيس را بر سر كشيده بودم، جوانى ايرانى را ديدم كه زير آفتاب مى‏رفت و در آفتاب ده صبح از گرما كاملاً متأذّى بود، به شيوه خودم سر حالش آوردم. خيلى ممنون شد و دستى داد. معلوم شد بچه شهركرد است و به عنوان خدمه آمده. همو به من خبر داد كه بعد از ظهر روز دوازدهم شيعيان لبنان هنگام عصر در اطراف مسجدالحرام تظاهرات كرده «مرگ بر آمريكا» و «مرگ بر اسرائيل» گفته‏اند. بعدها بازرس «بعثه» كه به كاروان ما هم مى‏آمد خبر را تأييد كرد.

كلمه «تنعيم» كه نام مسجدى است در حومه مكه و يك وقت خارج شهر بوده است، قبلاً در شعر «ناصر خسرو» و شعر «ابن عربى» برايم آشنا بود. ظاهرا اهل مكه از اينجا مُحرم مى‏شوند. گفتند قبلاً مسجدى مخروبه بود. اخيرا احياء و بازسازى كرده‏اند از جهت آب، هر دو روزى كه ما رفتيم وضع خوبى نداشت. ولى ظاهر شكوهمندى دارد.

در ايام مكه با آن كه وقت كم داشتم (بحمدالله‏) قرآنى ختم كردم و بيشترش را در بيت الحرام خواندم. طواف مستحب زياد به جاى آوردم. در طواف، صحنه‏هاى جالبى پيش مى‏آمد. هر وقت دو نفر نزاع مى‏كردند، با عبارت: «لا جدال فى الحج» آنان را از اين كار بر حذر مى‏داشتم. گاه هر دو نفر و هر سه نفر روبوسى مى‏كرديم. يك روز صبح، تُرك ميانسال تنومندى را ديدم كه عيال خود را ميان دو بازو گرفته طواف مى‏داد. شايد دست كسى به زنش خورده بود كه داد و فرياد مى‏كرد، گفتم: «لا جدال فى الحج» بانگ زد: «آروادى باسدى، لا جدال فى الحج؟!» دو سه ايرانى و ترك كه دور و بر بودند خنده‏شان گرفت.

يك روز سياهپوست پر زورى ندانسته پاى يكى را لگد كرده بود و آن يكى داد مى‏زد و سياهپوست داشت عصبانى مى‏شد، به شانه لخت و خيس از عرقش زدم و گفتم: «لا جدال فى الحج» گفت: «لا جدال فى الحج» طرف را بوسيد و اشك از چشم هر دوشان سرازير شد و من هم گريه را رها كردم. سياه‏ها خيلى خوش قلب و بى‏شيله پيله‏اند. بى‏اختيار، ياد بلال، آن موحّد پيشگام مى‏افتى، و اين كه پيغمبر «اسهدِ» او را بر «اشهد» ديگران ترجيح مى‏داد، و اين كه بلال بعد از پيغمبر براى كسى اذان نگفت و ... .

زردها هم زياد بودند. اسلام رنگين‏پوست‏ها را ربوده است. اين كه قرشى بر حبشى برترى ندارد و اين كه همه خاكزاده‏ايم و خاكى بر خاكى برترى ندارد، براى رنگين‏پوستِ تحقير شده مفهوم‏تر است. خيلى از عرب‏ها متأسفانه هنوز «حميّتِ جاهليت» خود را دارند. يك روز صبح در طواف، كسانى خود را به مقام ابراهيم مى‏چسباندند و آن را مى‏بوسيدند؛ عربى داد زد: «حرام، حرام.» آرام به او گفتم: من اين كار را نكردم و نمى‏كنم، اما تو چرا مى‏گويى حرام است؟ اينها براى خدا اين كار را مى‏كنند. گفت: براى خدا آنطور بايد عمل كرد كه در سنت آمده است. خواستم چيزى بگويم، لج كرد و رفت. بيشتر روى ايرانى‏ها حساسيّت دارند. اگر ترك يا سياهپوست و يا زردپوست كارهاى ـ به نظر آنها ـ بدعت‏آميز يا به تعبير كوته فكرانه‏شان شرك‏آميز بكند، زياد سر به سرش نمى‏گذارند؛ ولى روى شيعه ايرانى حساسيت دارند؛ چه در مكه چه در مدينه، اين محسوس بود. البته از اين طرف هم جبهه‏گيرى هست. بر عهده علماى مذاهب اسلامى است كه عوام را با تعصباتشان برنيانگيزند، و انصافا در سال‏هاى اخير، تعليماتى كه به حجاج شيعه ايرانى داده مى‏شود در جهت تقريب و اخوت اسلامى است. من حُسنِ اثر شركت در جماعات اهل سُنت و اقتداى به ايشان را كرارا به چشم ديدم. آن كوردلانى كه از جدايى قلبى مسلمانان سود مى‏برند، قشر گرايى‏هاى جاهلانه را از هر سو دامن مى‏زنند. عاقلان و خيرخواهان، ضمن آن كه نمى‏خواهند چندگانه باشيم، چندگونگى را مى‏توانند تحمل كنند.

بالاخره راهى مدينه مى‏شويم. از شهر «لا اله الا الله‏» به شهر «محمد رسول الله‏ صلي الله عليه و آله» مى‏رويم. ازدحام جاده و كنترل مكرر گذرنامه‏ها، باعث مى‏شود كه راه، حدود دوازده ساعت طول بكشد. نهارى و استراحتى و حرم رسول الله‏ صلي الله عليه و آله. مردم مدينه، با شيعيان هم‏دل‏ترند؛ چون شيعه هم دارد اما مأموران آنجا خشك‏تر و گاه بى‏ادب‏ترند. در زيارتِ اول كفشم را از كفش‏كَن بردند، كفشى كه در طواف‏ها و رمى جمرات و آن همه رفت و آمد حرم، گم نشده بود و با هم رفيق شده بوديم، يك جفت دم‏پايى پلاستيك بود، كه روى تقاطع دو تسمه‏اش را هم به اندازه يك سكّه سوراخ كرده بودم. شايد گم شدن كفش، اشارتى بود كه: «فاخلع نعليك.»

دم غروب، رفتيم بقيع غريب. چقدر غمناك است. حقيقتا قبرستان است.

باز فردا صبح، حرم رسول الله‏ صلي الله عليه و آله، سپس بقيع. ايرانى‏ها گروه گروه، مجلس ذكر و زيارت داير كرده‏اند. جمعيت كه زياد شد، مأمور آنان را متفرق مى‏كند. شيعه اينگونه خوش دارد كه به گوشه ديوارى كز و ندبه كند و بغض خود را بتركاند. مأموران سعودى چه با «انيفورم» و چه با «چفيه عگال» با نگاهِ سرد و گاهى مسخره‏آميز ليكن دقيق، ايرانى‏ها را در نظر دارند. زائرى مى‏پرسد: اينجا قبر «زوجات رسول الله‏» است؟ مأمور شخصى‏پوش مى‏گويد: «ان شاء الله‏» من براى امتحان از ديگرى پرسيدم: «اينجا قبر ام‏البنين است؟ گفت: «الله‏ أعلم، و من ام‏البنين؟»

كنار قبر چهار امام (امام حسن، امام سجاد، امام باقر، امام صادق عليهم السلام) هميشه صف فشرده‏اى از زوار هست و زيارتنامه مى‏خوانند. بقيع از اذان صبح تا ساعت هشت و از نماز عصر تا مغرب باز است. اما بقيع، مشترى بيست و چهار ساعته دارد. مخصوصا شب‌ها مى‏روند پشت ديوار، دعا مى‏خوانند و ذكر مصيبت و گريه مى‏كنند؛ همچنين صبح‏ها. زيارتنامه‏خوان عرب هم هست، عين زيارتنامه‏خوان‏هاى قم و حضرت عبدالعظيم (عليه السلام) و مشهد. وقتى شروع مى‏كند به خواندن، اگر دور و برش قيافه ترك و افغانى ببيند، بعد از سلام بر پيغمبر و صحابه و زوجات رسول، مى‏گويد: «السلام عليك يا عثمان بن عفان.» و اگر قيافه ايرانى ببيند، مى‏گويد: «السلام عليك يا حسن بن على، السلام عليك يا على بن الحسين، السلام عليك يا محمد بن على الباقر، السلام عليك يا جعفر بن محمد و رحمة الله‏.» و پولى مى‏گيرد و يك عده مشترى ديگر تور مى‏كند. روى سه موضوع حساسيت دارند: قبرها را لمس و بوس نكنيد، خاك برنداريد، صدا به روضه‏خانى و گريه و زارى بلند نكنيد. وگرنه با زيارتنامه خواندنِ آهسته كارى ندارند. شيعه اصرار دارد پشت ديوار بقيع نماز بخواند. چه بهتر كه صد قدم آن طرفتر در صحن مسجد و حرم پيغمبر بخواند و هزاران برابر بيشتر ثواب ببرد. اينها را مسؤولان هم گوشزد مى‏كنند اما خيلى‏ها نمى‏پذيرند. در كنار مجلس مصيبتى در بقيع ايستادم خواننده، با صداى خوش و غم‏بارى مى‏خواند، معلوم نبود چه كسى مى‏خواند؛ بعد صدا عوض شد؛ باز صدا عوض شد. مأمور آمد و جمعيت را پراكند. ولى نفهميد چه كسى مى‏خواند. مأمورها مختلف بودند، گاهى كسى حتى مفاتيح را توى حرم مى‏برد؛ گاهى حتى كتاب دعاى مُجاز چاپ شده به وسيله معاونت آموزش و تحقيقات بعثه مقام معظم رهبرى و تأييد شده مقامات سعودى را هم مى‏گرفتند. يك روز هم ديدم چند ايرانى را از صف اول نماز به صف‏هاى پشت سر روانه كردند. متانت ايرانى‏ها قابل درك و محسوس بود، تحسين كردم.

مدينه، نسبت به مكه ييلاقى است. اما مى‏گويند: آب مكه ـ آبى كه در مكه مى‏خورديم و از چاههاى راه طائف مى‏آورند ـ بهتر و سبك‏تر بوده است. احساس كردم، داريم مريض مى‏شويم. علت هوا به هوا شدن و آب به آب شدن مجدد است و اين كه مقاومت بدنها و اراده‏ها كمتر شده.

زيارتِ وداع در حرم و بقيع خوانديم كه شب بايد به سوى جده حركت كنيم. رانندگى بى‏روال يك راننده مينى‏بوس كه مثل موشك عمودى زد وسط اتوبوس ما، و تقصير با وى بود، ما را يك ساعت معطل كرد. بارها به اتوبوس ديگرى منتقل شد. راننده خوابزده و بداخلاق، ماشينش يكى دو ساعت بعد خراب شد و از حركت بازماند. سه ساعت طول كشيد تا اتوبوس ديگرى آمد و باز هم بارها را به آن منتقل كردند و اين يكى تيپ خپله خوشرويى بود، هر سه مصرى. به هر حال حدود ساعت يازده به فرودگاه جدّه رسيديم و به زور زير چادرها جايى پيدا كرديم و مستقر شديم. ساعت حركتمان دوازده شب است. ناهار را در تنگى جا خورديم. مسافران به تدريج سوار مى‏شوند و مى‏روند و جا باز مى‏شود. بعد از ظهر، جاى با صفايى گيرمان آمد. دم غروب، بعد از تحويل بارها، توانستيم گشتى در بازارچه فرودگاه جدّه بزنيم. ته مانده جيب حاجى را اينجا خالى مى‏كنند. كمپانى وينستون با هر بكس سيگار وينستون يك فندك چينى قشنگ و يك ساعت بچگانه جايزه مى‏دهد. به همراه يك شماره كه قرعه كشى كند و جايزه اضافى هم بدهد.

اين را براى آن نوشتم كه يك روز صبح، امام جماعت مسجدالحرام بعد از نماز صبح نشسته بود به مسأله گفتن و سؤال جواب دادن، عده‏اى دور و برش ايستاده بودند. در ميان سخنانش گفت: دخانيات حرام است (بدعت است، اتلاف مال است، ضرر جسمى دارد.) من پرسيدم: «لِمَ لا يمنعون بيعه و شرائه؟» پاسخ نداد. تكرار كردم، پاسخ نداد. بار ديگر پرسيدم: «لم لا تمنعون بيعه و شرائه؟» باز هم پاسخى نداد. دانستم نمى‏خواهد پاسخ دهد. پاسخم را در جده گرفتم.

موقع سوار شدن به هواپيما، حجاج بيت الله‏ خيلى بى‏حوصلگى به خرج دادند و صحنه اسف‏انگيزى از زرنگى‏هاى بى‏معنا پديد آمد. معلوم نيست چرا يك شماره، روى بليط هر كس نمى‏زنند كه جاى نشستنش معلوم باشد. حاج عزت‏الله‏، با آن هيبت و هيأت در سرتاسر راهروِ هواپيما، حاجيه گلنسابگم را جستجو نكند و دو حاجى سر صندلى با هم گلاويز نشوند. پيرزنى هم اصرار داشت نامحرم در صندلى پهلويش ننشيند و آخرش با وساطت خانم مهماندار، يك پيرمرد مريض را پذيرفت پهلويش بنشيند به شرطى كه پيرمرد رويش را حتما عكس طرف او ـ يعنى طرف اينجانب ـ بگرداند.

هواپيما بدون تشريفات از جا كند. من آنقدر خرد و خسته بودم كه چشم بستم و به خواب رفتم، وقتى بيدار شدم هواپيما داشت در مهرآباد فرود مى‏آمد. پياده شديم. تحويل ساك و نماز صبحِ مسافرى من، همه‏اش شد، بيست دقيقه. چون نه استقبال‏چى داشتم نه پاى‏بند. مثل برق خودم را به ولايت رساندم. در حياط را كه كوبيدم، كسى احتمال نمى‏داد من هستم. اگر يكى از دعاهايم مستجاب شده باشد خيلى خوب است. چه رسد به اين كه انتظار استجابت همه‏اش را دارم.

چرا قابیل به هابیل حسادت کرد؟

اصل ماجرای حسادت قابیل نسبت به هابیل، بر سر وصایت و جانشینی حضرت آدم بوده است. زمانی که خداوند، پس از آن آزمایش و قربانی هابیل را به خاطر اخلاصش پذیرفت و از قابیل نپذیرفت، و برای آدم(ع) عابیل را به عنوان وصی تعیین کرد، اعتراض قابیل بلند شد.
آدم گفت این انتخاب از طرف من صورت نگرفته، بلکه وصی هر پیامبری از جانب خدا انتخاب می شود؛ پس قابیل تاب نیاورد و هابیل را کشت.
وقتی که آدم(ع) متوجه شد، چهل روز بر مزار هابیل گریست و سپس از خداوند خواست تا فرزندی دیگر به او عطا کند؛ و خداوند نیز شیث(هبة ا لله) را به عطا نمود و او را وصی آدم(ع) قرار داد؛ که باز هم البته مورد تهدید قابیل قرار گرفت، اما خدا او را حفظ کرد.
«عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِی عَبْدِاللهِ عَلَیْهِ الصَّلاةُ والسَّلامُ قَالَ: لمَّا أَوْصَى آدَمُ(ع) إِلى هَابِیلَ حَسَدَهُ قَابِیلُ فقتلهُ، فَوَهَبَ اللهُ تَعَالَى لآِدَمَ هِبَةَ اللهِ وَأَمَرَهُ أَنْ یُوصِیَ إلیْهِ وأَمَرَهُ أَنْ یَكتمَ ذَلِكَ قَالَ: فَجَرَتِ السُّنَّةُ بِالْكِتْمَانِ فِی الْوَصِیَّةِ فَقَالَ قَابِیلُ لِهِبَةِ اللهِ: قَدْ عَلِمْتُ أَنَّ أَبَاكَ قَدْ أَوْصَى إِلَیْكَ فَإِنْ أَظْهَرْتَ ذَلِكَ أَوْ نَطَقْتَ بِشَیْ‏ءٍ مِنْهُ لأَقتلنّكَ كَمَا قتلتُ أَخَاكَ.»
مسئله وصایت از مسائل بسیار مهمی است که پس از هر پیامبری، ماجراها و دشمنی های زیادی به دنبال داشته است. البته در بعض از روایات این حسد به خاطر ازدواج بیان شده که این روایات چندان اعتباری ندارند.

حجاب

حجاب قدیمی شده!!

زن

در آخرین سفر حج پیامبر اسلام(ص) که به حج وداع معروف شده، تعداد زیادی از مسلمان ها ایشان را همراهی می کردند و طبیعتاً از فرصت به وجود آمده برای پرسش سؤال هایشان از آن حضرت(ص) بهره می بردند. در این بین یکی از زنهای مسلمان خدمت ایشان رفت تا مطلبی از ایشان بپرسد. در همین حال یکی از یاران پیامبر(ص) به نام فضل بن عباس پشت سر ایشان نشسته بود. پیامبر(ص) در حالی که به سؤال آن زن جواب می دادند متوجه شدند نگاه آن زن و فضل به هم گره خورده و چشم به چشم هم دوخته اند. حضرت(ص) به آرامی برگشتند و دستشان را روی گونه ی فضل گذاشته و با مهربانی صورت او را برگرداندند و فرمودند: « یک زن جوان و یک مرد جوان؛ میترسم شیطان هم این وسط جای پایی باز کند. »

 

یکی از مسائلی که در چند دهه ی اخیر در کشورهای اسلامی و از جمله ایران، بسیار مورد کنکاش و توجه قرار گرفته، بحث روابط زن و مرد و به تبع آن بحث حجاب و پوشش بانوان است. ویژگی های خاص این موضوع و تأثیر نتایج آن برعموم مردم، باعث شده این مباحث از حوزه ی کارشناسی و نقادی اندیشمندان و روشنفکران خارج شده و عموم مردم در باره ی آن صحبت و تبادل نظر کنند. طبیعی است که گروهی، مخالف حجاب و پوشش زن و طرفدار آزادی روابط زن و مرد هستند و گروه دیگر موافق حجاب و پوشیده بودن زنان و طرفدار ایجاد محدودیت در روابط زن و مرد نامحرم هستند و هر گروه برای اثبات نظرات شان، دلایلی می آورند.

یک زن جوان و یک مرد جوان؛ میترسم شیطان هم این وسط جای پایی باز کند.

اکثر دلایلی که از سوی مخالفان حجاب و پوشش زنان مطرح می شود را می توان به دو بخش تقسیم کرد: 1 -  بحث حجاب زن و پوشیده بودن او و ایجاد محدودیت در روابط زن و مرد و دستوراتی که توسط قرآن و پیامبر(ص) برای مردم آمده، مربوط به اعراب بدوی و بدون تمدن و خشن و بی فرهنگ آن روز است و امروزه با توجه به شرایط جامعه و رشد علم و تکنولوژی و فرهنگ عمومی مردم، هیچ ضرورتی برای رعایت این احکام وجود ندارد.

2 - اگر زمانی زن ومرد در پوشش و لباس محدودیتی نداشته باشند و بتوانند هر طور که بخواهند لباس بپوشند و همچنین محدودیت روابط بین آنها  برداشته شود و هر مرد و زن نامحرمی بتوانند آزادانه و حتی بدون نگاه منفی از سوی جامعه با هم رفاقت کنند ، این روابط و رفاقت ها به تدریج برای زنان و مردان عادی می شود از حالت هیجانات جنسی آن کاسته خواهد شد. طوری که پس از مدتی، رفاقت و دوستی مردان و زنان با هم، مثل دوستی دو مرد یا یا دو زن با هم خواهد شد و زن و مرد نامحرم در حالی با هم تعامل و ارتباط خواهند داشت که هیچ قصد و غرضی لذت جویی بینشان وجود نداشته باشد.

از آنجا که طرح این دو مطلب و مخصوصاً استدلال دوم، به تدریج در جامعه رو به افزایش است، تصمیم گرفتیم به طور بسیار اجمالی و در یک مقاله این دو موضوع را بررسی نمائیم.

قبل از اینکه مستقیماً به شبهه ها و سؤالات فوق پاسخ بدهم. لازم است دو نکته اساسی را ذکر کنم. یکی اینکه توجه داشته باشید بحث پوشش و حجاب زنان و کیفیت حضور آنان در جامعه، یک بحث زنانه و بی ارتباط به مردها نیست. هرچند به ظاهر مخاطب این مباحث فقط بانوان هستند و معمولاً مسئله به این صورت طرح می شود که آیا خوب است زن، پوشیده و با حجاب باشد یا باید آزادانه و هر طور راحت است و حتی نیمه برهنه در جامعه ظاهر شود؟ برخی هم با لحن دلسوزانه چنین مطرح می کنند که آیا بهتر است زن آزاد باشد یا محدود ؟ اما باید توجه داشت که تبعات این مبحث و هر نتیجه ای که از آن گرفته شود مستقیماً به مردها هم مربوط خواهد شد. به همین دلیل است که بیشتر کسانی که سردمدار و محرک جریان های آزادی روابط زن و مرد می باشند ، مردها بوده اند. فروید و برتراند راسل و بسیاری مردهای دیگر در این راه بیش از حد نیرو گذاشته اند و تقریباً هیچ زنی در این عرصه به اندازه مردها تلاش نکرده . چون واقعیت امر آنست که آن کسی که از آزادی بی قید و شرط و نامحدود روابط زن و مرد نفع می برد ، مرد است. دومین نکته ای که لازم است به آن توجه شود این است که بحث حجاب و پوشش یک بحث مقدمه ای و ابتدائی است. هر چند ظاهراً عمده ی مباحثات و حرف ها، درباره ی حجاب و پوشش است ولی عمق مطلب و حقیقت و ایستگاه آخر این موضوع ، آزادی یا محددیت در روابط زن و مرد است. یعنی پوشیده و محجبه بودن زن، باعث ایجاد محدودیت در روابط او با مردهای غریبه می شود و خواه ناخواه بی حجابی و آزادی در نوع آرایش و احیاناً برهنگی قسمتی از بدن زن، باعث ایجاد روابط بی قید و شرط زن و مرد خواهد شد، هر چند عده ای تلاش می کنند آن را انکار کنند.

خواص بابونه

خواص بابونه

Chamomile

گل بابونه تازه

نام علمی این گیاه Chamaemelum nobile است.

بابونه گیاهی است دائمی و كوچك، به ارتفاع تقریبا 30 سانتیمتر، دارای بویی معطر كه در چمن زارها و زمین های شنی می روید. ساقه آن به رنگ سبز مایل به سفید، برگ های آن كوچك متناوب و دارای بریدگی های باریك، نامنظم و پوشیده از كرك است. گل های آن مجتمع در یك طبق كه به طور منفرد در انتهای ساقه گل دهنده در تابستان ظاهر می شود. در هر طبق، گل های سفید در اطراف و گل های زرد در قسمت وسط قرار دارند.

 

خواص درمانی بابونه:

بابونه از نظر طب قدیم ایران گرم و خشك است و از تقویت كننده های تلخ به حساب می آید.

چای کیسه ای بابونه

1) یكی از مهم ترین خواص بابونه، درمان زخم و ورم معده است که به آسانی این مرض را درمان می كند. افرادی كه سال های سال با این بیماری دست به گریبان هستند و از قرص های مختلف گران قیمت نظیر Lozac و Zantac و ... استفاده می كنند، می توانند با استفاده از بابونه، پول داروی خود را پس انداز كنند و سلامتی خود را نیز بازیابند.

برای درمان زخم معده یك لیوان دم کرده غلیظ بابونه درست كنید (4 قاشق چای خوری بابونه خشک را در یك لیوان آب جوش و یا چهار تا چای كیسه ای بابونه در یك قاشق لیوان آب جوش ) و صبح ناشتا آن را بنوشید. سپس در رختخواب به پشت دراز بكشید و بعد از چهار دقیقه بخوابید. البته بعد از یك ربع ساعت می توانید صبحانه خود را میل كنید . این عمل را به مدت دو هفته ادامه دهید تا زخم و ورم معده به كلی شفا پیدا کند.

2) بابونه اعصاب و قوای جنسی را تقویت می كند.

3) بابونه تقویت کننده مغز است.

4) بابونه ادرارآور و قاعده آور است.

5) این گیاه ترشح شیر را در مادران شیرده افزایش می دهد.

6) درمان كننده سردرد و میگرن است.

7) استفاده از بابونه سنگ مثانه را خرد و دفع می كند.

8) اگر كسی قطره قطره ادرار می كند، به او دم کرده بابونه دهید تا درمان شود.

9) بابونه درمان كننده كمی ترشحات عادت ماهیانه است.

10) برای درمان چشم درد، بابونه را در سركه ریخته و بُخور دهید.

11) برای تسكین دردهای عضلانی دم کرده بابونه بنوشید.

12) جویدن بابونه برای التیام زخم های دهان مفید است.

13) خوردن 5 گرم ریشه بابونه با سركه ی رقیق محرك نیروی جنسی است (ریشه بابونه گرم تر و خشك تر از گل بابونه است).

گل بابونه خشک

14) بابونه تب بُر و تسكین دهنده درد است.

15) بابونه تقویت كننده معده است.

16) برای تسكین درد در هنگام دندان درآوردن بچه ها، به آنها دم کرده بابونه بدهید.

17) برای رفع بی خوابی و داشتن یك خواب آرام و راحت، كافی است 10 دقیقه قبل از رفتن به رختخواب، یك فنجان دم کرده بابونه بنوشید.

18) بابونه درمان كننده بی اشتهایی است.

19) بابونه برای رفع ورم روده موثر است.

20) دم کرده بابونه درمان كننده كم خونی است.

21) از بابونه برای رفع كرم معده و روده استفاده كنید.

22) بابونه تسكین دهنده دردهای عادت ماهیانه است.

23) بابونه برای رفع زردی مفید است.

24) حمام بابونه اثر نیرو دهنده دارد. برای این منظور چند قطره اسانس بابونه را در وان حمام ریخته،  مدت یك ربع در آن دراز بكشید.

25) برای تسكین درد، چند قطره اسانس بابونه را با یك قاشق روغن بادام مخلوط كرده و روی محل های دردناك بمالید تا درد را تخفیف می دهد.

26) اسانس بابونه مخلوط با روغن بادام برای رفع ناراحتی های پوستی نظیر اگزما ، كهیر و خارش مفید است.

27) برای رفع گوش درد و سنگینی گوش، یك قطره روغن بابونه را در گوش بچكانید.

28) اسانس بابونه چون اثر تهوع آور دارد، در مسمومیت های غذایی مصرف می شود.

29) روغن بابونه را برای از بین بردن كمردرد، درد مفاصل و نقرس روی محل درد بمالید.

30) با دم کرده بابونه اگر موهای بلوند را بشویید آنها را روشن تر و شفاف تر می كند.

31) خانم هایی كه یائسه شده اند، بهتر است همه روزه دم کرده بابونه بنوشند، زیرا اختلالات یائسگی را برطرف می كند.

32) بابونه ضد آلرژی است.

طرز تهیه فرآورده های بابونه:

دم کرده ی گل بابونه

دم كرده بابونه :

برای درست كردن دم كرده بابونه، یك قاشق چای خوری گیاه بابونه خشك را در یك فنجان آب جوش ریخته و مدت 5 دقیقه بگذارید تا دم بكشد.

اسانس بابونه :

حدود 8/0 تا 1 درصد، اسانس در این گیاه وجود دارد كه به وسیله تقطیر با بخار آب به دست می آید. رنگ این اسانس آبی روشن است، ولی در اثر كهنه شدن به رنگ زرد مایل به قهوه ای در می آید. بوی این اسانس، بسیار قوی و طعم آن معطر و سوزانده است. اسانس بابونه در عطر سازی و برای معطر كردن غذاها به كار می رود.

روغن بابونه با روغن زیتون :

گل خشك بابونه را  برابر وزنش با روغن زیتون مخلوط كرده و روی آتش ملایم بگذارید تا دم بكشد (نباید بجوشد) و گهگاه آن را هم بزنید. سپس آن را از روی آتش بردارید و بگذارید تا مدت 24 ساعت بماند.

روغن بابونه

سپس آن را از صافی با فشار رد كرده و در شیشه ای دربسته نگهداری كنید. برای نفخ شكم و قولنج آن را روی شكم بمالید.

روغن بابونه با روغن كنجد :

مقداری از گل خشك بابونه را با چهار برابر وزن آن با روغن كنجد مخلوط كرده و سپس به اندازه دو برابر گل بابونه، آب به آن اضافه كنید.

آن را روی حرارت بگذارید تا بجوشد و آب آن به كلی تبخیر شود و فقط روغن باقی بماند.

البته باید دقت کنید كه روغن نسوزد.

پایگاه جامع اطلاع رسانی پزشکان ایران

سلامتی در پرتوی کلام معصومین

تذكر : شيطان در روايات ، در برخي مواقع به پليدي ، ميكروب ، بيماري هم عنوان شده است كه به احتمال زياد منظور همان ميكروبها مي باشد كه خود نكتة آموزش بهداشتي قابل تاملي است .

بهداشت فردي :

رسول اكرم (صلي الله عليه و آله):
1) اسلام پاكيزه است پس شما نيز پاكيزه باشيد كه هركس پاكيزه نيست به بهشت نمي رود . {نهج الفصاحة}
2) محاسن خود را شانه كنيد و ناخنهاي خود را كوتاه سازيد زيرا شيطان (پليدي و ميكروب) ميان گوشت و ناخن روان است . {نهج الفصاحة}
3) هركس موي شارب و موي بيني را بگيرد و به احوال بدن خود بپردازد كه اينها باعث زيادتي جمال (زيبائي) او است . {حلية‌المتقين}
4) موي شارب و پشت زهار و زير بغل را بلند نگذاريد كه شيطان(پليدي و ميكروب) در آنجا جا مي گيرد و پنهان
مي شود . {حلية المتقين}
5) هركه ايمان به خدا و روز قيامت دارد موي زهار را زياده از چهل روز نگذارد پس اگر چيزي نيابد بعد از چهل روز قرض كند و عقب نيندازد . {حلية المتقين}
6) دراز نكنيد موي زير بغل را كه شيطان(پليدي و ميكروب) در آنجا پنهان مي شود . {حلية المتقين}
7) هر قدر پاكيزگي بيشتر باشد خداوند عمرت را زياد مي كند . {مكارم الاخلاق}
8) حق خدا بر هر مسلماني اين است كه هر هفت روز يكبار غسل كند و سر و تن خود را بشويد . {نهج الفصاحه}
9) هرچه مي توانيد پاكيزه باشيد زيرا خداوند اسلام را بر پاكيزگي بنيان نهاده و جز مردم پاكيزه كسي به بهشت نمي رود. {نهج الفصاحة}
10) ناخن گرفتن دردهاي بزرگ را منع و روزي را فراخ مي كند . {نهج الفصاحة}
11) موي خوب داشتن دارائي است {نهج الفصاحة}
12) موي نيكو يكي از دو زيبائي است كه خدا به مرد مسلمان مي دهد {نهج الفصاحة}
13) هركس در روز جمعه ناخن خود را بگيرد خداوند درد را از انگشتانش بيرون برد و درمان و سلامتي را داخل كند . {ثواب الاعمال و عقاب الاعمال}
14) جبرئيل آنقدر مرا به مسواك كردن امر كرد كه گمان كردم اين كار بر امت من واجب خواهد شد . {حلية المتقين}{بحار الانوار}
15) دندانها را تميز كنيد زيرا ماية نظافت است و نظافت باعث ايمان است و ايمان با صاحب خود در بهشت است . {نهج الفصاحة}
16) مسواك كردن فصاحت مرد را افزون مي كند {نهج الفصاحة}
17) مسواك كردن موجب پاكي دهان و رضايت پروردگار و روشني چشم است . {نهج الفصاحة}
18) دهانهاي خويش را به مسواك پاكيزه كنيد .{نهج الفصاحة}
19) مسواك كنيد كه ماية پاكيزگي دهان و رضاي خداوند است .{نهج الفصاحة}
20) پنج چيز از سنت پيامبران است ؛‌ حيا و حلم و حجامت و مسواك و عطر زدن . {نهج الفصاحة}
21) مسواك زدن اقتضاي فطرت است . {نهج الفصاحة}
22) دهانهاي شما معبر قرآن است آن را با مسواك پاكيزه كنيد . {نهج الفصاحة}
23) در مسواك كردن هشت فائده است : دهان را پاكيزه مي كند ، ريشه را محكم كند و چشم را روشن كند و بلغم را ببرد و فرشتگان را خوشحال كند و پروردگار را خوشنود كند و اعمال خوب را بيفزايد و معده را بصلاح آورد . {نهج الفصاحة}
24) خداوند از امت من آنها را كه هنگام وضو و غذا مسواك كنند را رحمت كند . {نهج الفصاحة}
25) سه چيز است كه بر هر مسلماني لازم است : غسل جمعه و مسواك كردن و استعمال بوي خوش . {نهج الفصاحة}
26) مسواك كردن سنت است هر وقت كه خواستيد مسواك كنيد . {نهج الفصاحة}
27) بر تو باد مسواك كردن در هر نمازي . {حلية المتقين}
28) مسواك كنيد كه مسواك كردن كار خوبي است ، لثه را محكم مي كند ، بوي دهان را از بين مي برد ، معده را اصلاح مي كند ،‌درجات بهشتي را مي افزايد و شيطان را به خشم مي آورد . {نهج الفصاحة}
29) كمترين حد مسواك زدن آن است كه با انگشت خود لثه و دندان را ماساژ دهيد . {كافي}
30) دو ركعت نماز با دهان مسواك زده برتر است نزد خداوند از هفتاد ركعت نماز بدون مسواك .{وسائل}{سفينة البحار}{نهج الفصاحة}
31) اي علي ! مسواك سنت و پاكيزه كنندة دهان است ؛ چشم را روشني مي بخشد و خدا را خشنودي مي سازد ؛ دندانها را سفيد مي كند و بوي دهان را از بين مي برد ؛ لثه را محكم مي گرداند و اشتها مي آورد ؛ حسنات را دوچندان مي كند و ملائكه را مسرور مي گرداند .{مكارم الاخلاق}
32) يا علي! بر تو باد مسواك زدن با هر وضوئي كه با آن نماز خواهي خواند . {مكارم الاخلاق}
33) به صورت عرضي (در عرض دهان = از روي لثه به دندان) مسواك بزنيد . {من لايحضره الفقيه}{نهج الفصاحه}
34) اگر امت من به مشقت نمي افتاد مسواك كردن را بر آنان در هنگام وضو گرفتن براي هر نماز ، واجب مي كردم . {وسائل}{نهج الفصاحة}{فروع كافي}
35) خلال كنيد ، بدرستيكه هيچ چيز ناراحت كننده تر براي فرشتگان الهي نيست كه ببينند خرده هاي غذائي در بين دندانها باقي مانده است . {مكارم الاخلاق}{حلية المتقين}
36) چرا من دندانهاي شما را زرد مي بينم ؟ چرا مسواك نمي كنيد ؟ {حلية المتقين}
37) در شگفت و ناراحتم هنگامي كه شما بر من وارد مي شويد در حاليكه دندانهايتان جرم گرفته و موهايتان ژوليده و كثيف است . چرا مسواك نمي كنيد ؟ {بحار الانوار}
38) از جمله حق مهمان آن است كه براي او خلال مهيا كني . {حلية المتقين}{المحاسن}
39) رحمت خداوند بر خلال كنندگان از امت من باد كه در هر وضوء و بعد از هر غذا بين دندانها را تميز مي كنند . {مستدرك الوسائل}
40) پس از صرف غذا دندانها را خلال كنيد زيرا خلال موجب سلامتي دهان و دندان و وسعت روزي مي شود . {مكارم الاخلاق}
41) كسي كه از دو چوب بهداشتي (مسواك و خلال) استفاده كند از عذاب كلبتين (كه نام امروزي آن فورسپس است )‌ و كشيدن دندان در امان خواهد بود . {بحار الانوار}
42) رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) هر شب سه بار مسواك مي زدند ؛ يكبار قبل از خواب و يكبار بعد از بيدار شدن از خواب و يكبار قبل از نماز صبح . {وسائل الشيعه}
43) هركه لباس بپوشد بايد كه پاكيزه باشد .{حلية المتقين}
44) خداوند بزرگ بهشت را لازم مي كند بر آن جواني كه زياد در آينه نگاه كند و بسيار حمد الهي را براي نعمت جواني به جاي آورد . {ثواب الاعمال و عقاب الاعمال}
45) رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) نهي فرمودند از ناخن به دندان گرفتن ، آب بيني در مساجد انداختن ، آب خوردن از پيش دستة‌كوزه كه در آنجا چرك جمع مي شود ، بول كردن در آب ، با دست آلوده به طعام شب خوابيدن . {حلية‌المتقين}
46) رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) بر جماعتي مي گذشتند كه دهان به آب گذاشته بودند و مي خوردند ، حضرت فرمودند كه به دست بخوريد كه بهترين ظرفهاي شماست . {حلية المتقين}
47) لباس سفيد بپوشيد ؛كه آن نيكوتر و پاكيزه ترين رنگهاست و مرده هاي خود را در آن كفن كنيد . {حلية المتقين}
48) بوي گندِ مردم آزار را بوسيلة آب بزدائيد و پاك كنيد . از بدن خويش مرافبت كنيد كه خدا مبغوض دارد بندة پليدي (كثيفي) را كه هركس كنارش بنشيند بينيش را بگيرد . {وسائل الشيعه}
حضرت علي (عليه السلام ) :
49) ‌ بوهاي بد را بوسيلة آب بر طرف كنيد كه خداوند متعال از بندگان كثيف بدش مي آيد . {مكارم الاخلاق}
50) ‌ نيكو خانه اي است حمام ؛ جهنم را به ياد مي آورد و چرك را از بدن مي برد .{حلية المتقين}
51) ‌ شستن سر چرك را مي برد و آزار چشم را دفع مي كند و شستن لباس غم و اندوه را مي برد و پاكيزگي براي نماز است . {حلية‌المتقين}
52) دارو كشيدن دفع دلگيري و پريشاني خاطر مي كند . {حلية المتقين}
53) ‌ مسواك كردن رضاي خداوند را فراهم مي آورد ، سنت پيامبر است و دهان را پاكيزه مي گرداند . {وسائل الشيعه}{بحار الانوار}
54) حضرت علي (عليه السلام) بعد از مسواك زدن سه مرتبه دهان را با آب شستشو مي دادند . {المحاسن}
55) سه چيز جنبة فردي و اختصاصي دارد ؛ شانه ، حوله و مسواك . {بحار الانوار}
56) ‌ سه چيز حافظه را زياد مي كند : مسواك كردن و روزه داشتن و قرآن خواندن . {حلية المتقين}
57) شستن لباس ، اندوه و غم را برطرف كرده و موجب قبولي نماز مي گردد . {حلية‌المتقين}
58) كفش نيكو پوشيدن بدن را از بلا ها نگاه مي دارد و … {حلية المتقين}
59) هر كه مي خواهد عمرش دراز باشد چاشت را بامداد بخورد و كفش نيكو بپوشد و ردا و بالاپوش را سبك كند و با زنان بسيار جماع نكند . {حلية المتقين}
60) ‌ هركه خواهد خير خانه اش بسيار شود دست را پيش از غذا خوردن بشويد . {حلية‌المتقين}
61) شستن دست قبل و بعد از غذا فقر را زائل و روزي را زياد و چرك را از لباس دور مي كند و چشم را جلا مي دهد و دردها را دور مي كند . {حلية المتقين}
امام حسين (عليه السلام) :
62) اميرالمؤمنين به ما دستور مي داد تا بعد از خلال كردن ابتدا سه بار دهان را شستشو دهيم و بعد از آن آب بنوشيم . {النهاية}
63) در مدت عمر در حفظ سلامت تن بكوشيد {تحف العقول}
64) (اي مردم) با تن سالم در مدت عمر خود شتاب كنيد به عمل(صالح) .{تحف العقول}
امام باقر (عليه السلام) :
65) هرچيزي را پاك كننده اي است و پاك كنندة دهان مسواك كردن مي باشد . {وسائل الشيعه}
66) روزي سه نوبت مسواك بزنيد و حداقل يكبار مسواك را بر دندانها بكشيد . {بحار الانوار}
67) اگر مردم نتايج و خواص مسواك كردن را بدانند حتي در رختخواب آن را به همراه خود مي برند .(هيچگاه مسواك را از خود جدا نمي كنند ) . {ثواب الاعمال و عقاب الاعمال}
68) پوشيدن موزه (چكمه و كفش راحتي) ، قوة چشم را افزون مي كند . {ثواب الاعمال و عقاب الاعمال}
امام صادق (عليه السلام) :
69) ناخن گرفتن سنت مؤكد است . {حلية المتقين}
70) هركه در روز جمعه ناخن و شارب (موي بالاي لب را) بگيرد ، پيوسته تا جمعة ديگر با طهارت باشد . {حلية‌المتقين}
71) حضرت رسول (ص) سر خود را با برگ سدر مي شستند و مي فرمودند كه بشوئيد سر خود را با برگ سدر كه هر ملك و هر پيغمبر مرسل آنرا به پاكي ياد كرده است و هركه سرش را با آن بشويد حق تعالي وسوسة شيطان (پليدي و ميكروب) را هفتاد روز ازا او دور گرداند و … . {حلية‌المتقين}
72) شستن سر با خطمي دل را مي گشايد و اندوه را برطرف مي كند . {حلية‌المتقين}
73) چون به حمام داخل شدي قدري آب گرم به سر و روي و پاهاي خود بريز و اگر ممكن است كه جرعه اي از آب آن بنوشي ، چنين كن ( يعني آب درحد آشاميدن براي استحمام استفاده شود) . {حلية المتقين}
74) مسواك ، گياهي است لطيف و تميز ، شاخة درختي است گوارا و مبارك ، و دندانها خلقتي است كه آنها را خداوند در دهان آفريده و وسيله و ابزاري براي جويدن و سبب تمايل به طعام و سلامت معده هستند . و اين دندانها در اصل پاك هستند كه در اثر خرده هاي غذا آلوده شده ، تغير يافته و بوي دهان را ايجاد مي كنند . هر گاه مؤمنِ زيرك مسواك كند و دندانها را تميز نمايد دندانهايش تميز شده و به خلقت اصلي خود باز مي گردد . {محجة‌البيضاء}
75) دو ركعت نماز با مسواك افضل است از هفتاد ركعت بدون مسواك ، حتي آنكه مستحب است اگر انسان فراموش نمود مسواك را قبل از وضو ، بعد از آن بجا آورد و پس از آن سه مرتبه مضمضه كند {بحار الانوار}
76) در مسواك دوازده خصلت است : از سنت رسول خداست ، و پاكيزه كننده دهان است ، و روشني چشم را زياد مي كند ، و خشنودي خداي تعالي را زياد مي كند ، و دندانها را سفيد مي كند ،و حسنات را مضاعف مي كند ، و بثورات و جوشهائي كه در پي دندان است (پيوره) زائل مي كند ، و لثه ها را محكم مي كند ، و اشتهاي به طعام را زياد مي كند ، و ملائكه را خشنود و فرحناك مي كند. {فروع كافي}
77) مسواك زدن از اخلاق پيامبران است {ميزان حكمة}
78) مسواك كردن از سنت پيامبران است . {حلية المتقين}
79) اندرون و بيرون دهان را بعد از غذا خوردن بوسيلة سعد و اشنان بشوئيد . {حلية‌المتقين}
80) موي زيبا لباس الهي است ، احترامش كنيد . {وسائل الشيعه}
81) هركس براي خود مو مي گذارد بايد به نيكوئي از آن سرپرستي كند و گرنه آن را قطع (كوتاه) نمايد . {وسائل الشيعه }
82) حق تعالي زينت و اظهار نعمت را دوست مي دارد و ترك زينت و اظهار بدحالي را دشمن مي دارد و دوست مي دارد اثر نعمت را در بندة خود ببيند به اينكه لباس خود را خوشبو دارد و خانه را نيكو دارد و ساحتهاي خانه را بروبد . {حلية المتقين}
83) حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) در اكثر اوقات جامة سفيد مي پوشيدند . {حلية المتقين}
84) هركه ايستاده بول كند بيم آن هست كه ديوانه شود و از جاي بسيار بلند بول كردن مكروه است و مكروه است بول كردن در سوراخ جانوران و بول كردن و غايط كردن در مجراي آب هرچند آب نداشته باشد و همچنين در ميان راهها و كنار آبها و مسجدها و نزديك به ديوار مسجد و در رودخانه ها و در جاهائي كه مردم به سبب آن دشنام دهند و لعنت كنند و در زير درختان ميوه دار در وقتيكه ميوه داشته باشد زيرا ملائكه در آن وقت با آن درختان مي باشند كه نگاه
مي دارند ميوه را از ضرر جانوران و در جاهائيكه مردمان از آن متاذي مي شوند حتي از بوي آن . {حلية المتقين}
85) شستن سر با سٍدر روزي را زياد مي كند . {حلية‌المتقين}
امام كاظم (عليه السلام) :
86) سنتهاي حنيفة حضرت ابراهيم (عليه السلام) ده چيز است ، پنج چيز در سر و پنج چيز در بدن ؛ آن پنج چيز كه در سر است : شارب گرفتن و محاصن بلند گذاشتن و موي سر را تراشيدن و مسواك كردن و خلال كردن ميباشد ، و آن پنج چيز كه در بدن است ؛ موهاي بدن را ازاله كردن و ختنه كردن و ناخن گرفتن و غسل جنابت كردن و استنجا با آب ميباشد . {حلية المتقين}
87) (جواب پرسشي در حد خلال) نوك آن را بشكن (گرد شده و به راحتي وارد فضاي بين دندان شود) تا لثه را زخمي نسازد . {مكارم الاخلاق}
88) ‌لباس و جامة پاكيزه پوشيدن دشمن را منكوب مي كند . {حلية‌المتقين}

امام رضا (عليه السلام) :
89) ‌پاكيزگي و نظافت از اخلاق پيامبران است . {تحف العقول}
90) نظافتگري و استعمال بوي خوش و تراشيدن مو و … از اخلاق پيامبران است . {وسائل الشيعه}

بهداشت محيط :

رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) :
1) زباله را در خانه جاي ندهيد و آن را خارج كنيد زيرا جايگاه شيطان (پليدي و ميكروب) است . {طب النبي}
2) خاكروبه را شب در خانه نگذاريد و روز بيرون بريد كه آن جاي نشستن شيطان(پليدي و ميكروب) است . {حلية المتقين}
3) چهار چيز را در خاك پنهان كنيد : مو ، ناخن ، دندان و خون . {حلية‌المتقين}
4) هفت چيز است كه از آدمي جدا مي شود و بايد آنها را دفن كرد : مو ، ناخن ، خون ، خون حيض ، بچه دان ، دندان و نطفه كه پاره خون شده باشد . {حلية‌المتقين}
5) شومي خانه در تنگي ساحت و بدي همسايگان و بسياري عيبهاي آن است . {حلية‌المتقين}
6) شستن ظرفها و پاكيزگي حياط ماية غناست .{نهج الفصاحة}
7) حق تعالي لعنت كرده است كسي را كه غائط كند در سايه اي كه قافله در آنجا منزل كند و كسي كه منع كند مردم را از آب مباحي كه در چاهها و چشمه ها مردم به نوبت بر آن وارد مي شوند يا آبي كه ملك جماعتي باشد و روز يا هر شب نوبت شخصي باشد صاحب نوبت را منع كنند و … . {حلية المتقين}
حضرت علي (عليه السلام ) :‌

8) ‌ خانه هاي خود را از تار عنكبوت پاك كنيد كه گذاشتن آن در خانه باعث فقر و پريشاني مي شود . {حلية المتقين}
9) جارو كردن آشغال ها باعث زيادي روزي مي شود {روضة الواعظين }{كنزالآمال}
10) حياط خود را تميز كنيد .{جامع الصغير جلد 2}
11) ‌ تنيدن عنكبوت و گذاشتن خاكروبه در خانه باعث پريشاني مي شود .‌{حلية المتقين}
12) ‌ آب جوشيده براي همة دردها نافع است و به هيچ وجه ضرر ندارد . {حلية المتقين}
13) كراهت دارد كه آدمي در خانه شب را به روز آورد كه دري و پرده اي نداشته باشد . {حلية‌المتقين}
امام باقر (عليه السلام) :
14) جارو كردن خانه پريشاني را برطرف مي كند . {حلية المتقين}
15) خانة‌تنگ (كوچك) از مشقت (سختي) زندگاني است . {حلية‌المتقين}
امام صادق (عليه السلام) :
16) چراغ روشن كردن پيش از غروب آفتاب پريشاني را برطرف مي كند و روزي را زياد مي كند .{حلية‌المتقين}
17) ساحتهاي خانه هاي خود را جارو كنيد و شبيه به يهوديان نشويد كه ايشان جاروب نمي كنند . {حلية المتقين}
18) دهان(درب) ظرفهاي آب و طعام را ببنديد و در خانه ها را ببنديد كه شيطان (پليدي و ميكروب) در بسته را نمي گشايد ، و چراغ را خاموش كنيد كه موش آتش در خانه شما نياندازد . شستن ظرفها و جارو كردن خانه ها و ساحت اندرون و بيرون خانه ها روزي را زيد مي كند . {حلية المتقين}
19) از عادت آدمي آن است كه خانة اوگشاده باشد . {حلية‌المتقين}
20) هركه عمارت كند بيشتر از آنچه در آن سكني نمايد در قيامت او را تكليف مي‌كنندكه آن را بردارد . (كسي كه براي فخر و مباهات و .. اين عمل را بكند ) {حلية‌المتقين}
امام كاظم (عليه السلام) :
21) آب و جارو كردن خانه فقر را از بين مي برد . {حلية‌المتقين}
22) دود چوب درخت خرما حشرات و گزندگان زمين را برمي‌اندازد . {حلية المتقين}
23) زيادتي لذت دنيا در فراخي خانه و بسياري دوستان است . {حلية‌المتقين}
24) (زراره و محمد بن مسلم و ابي بصير ) به حضرت (امام صادق عليه السلام)گفتيم : چاهي است كه از آن وضو مي گيرند و در كنار آن بول جريان دارد آيا آن چاه را نجس مي كند؟ حضرت فرمودند : اگر چاه آب در جايي بالا باشد و محل جريان بول در پائين باشد و بين آنها سه يا چهار ذراع (5/1 الي 2 متر) باشد چاه آب نجس نمي گردد و اگر كمتر از اين مقدار باشد چاه نجس مي گردد. {وسائل الشيعه}
25) اگر چاه آب در پائين باشد و محل جريان آب نيز به آن سمت است و بين چاه و آب نه ذراع فاصله است آن بئل چاه را نجس نمي كند و اگر كمتر است وضو از آن جايز نيست. قال زراره :به حضرت گفتن : اگر مجاري بول به چاه چشبيده باشد اما بول بروي زمين نمي ماند. قال : اگر بول قراري نداشه باشد اشكالي ندارد هر چند كه مقدار كمي استقرار داشته باشد . در اين حالت زمين را سوراخ نمي كند و فرو نمي رود تا به چاه برسد لذا در اين مورد ضرر به چاه نميزند ميشود وضو گرفت . البته نجس شدن آب منوط به تغيير تمام آب است . {وسائل الشيعه}
26) (سؤال شد از حضرت كه بين چاه آب و چاه فاضلاب چقدر فاصله بايد باشد ؟) اگر دشت است هفت ذراع اگر كوهستاني است پنج ذراع. سپس فرمودند (اگر)آب جريان دارد. {وسائل الشيعه}
27) (سوال شد از چاه فاضلابي كه بالاي چاه آب است ؛ حضرت فرمودند: ) اگر بالاي چاه است هفت ذراع فاصله و اگر پائين است پنج ذراع از هر طرف(فاصله داشته باشد) {وسائل الشيعه}
28) اگر بين چاه آب و چاه فاصلاب ، يك زراع فاصله باشد اشكالي ندارد هر چند كه جريان نيز داشته باشد و اين در حالتي است كه چاه آب در قسمت بالا باشد. {وسائل الشيعه}
29) (از حضرت سؤال شد از چاهي كه كنارش مستراح (چاه فاضلاب) قرار داده شده است كه فرمودند :) مجاري چشمه‌ها از شمال است اگر چاه آب بالاتر از شمال باشد و چاه مستراح پائين تر باشد ، ضرري پيش نمي آيد (چنانچه ) بين آن دو بيش از سه ذراع فاصله باشد . اگر چاه مستراح بالاتر است نبايد كمتر از دوازده ذراع (حدود شش متر) باشد ، اگر هر دو در موازات قبله هستند و هر دو در جهت شمال مساوي هستند هفت ذراع فاصله لازم است. {وسائل الشيعه}
30) (سوال شد كه چاهي كه مردم از آن وضو مي گيرند و نزديكش چاه فاضلاب است ؟ ) اگر بين آنها (چاه آب و فاصلاب) ده ذراع فاصله وبالاتر باشد اشكالي ندارد. {وسائل الشيعه}
** (اختلاف در فواصل بين چاه آب و فاضلاب مربوط به نوع زمين ، شيب و .. است )**
31) (راوي مي گويد به حضرت گفتم كه مردي در آب بول مي كند حضرت فرمود :) بله (اشكال ندارد) وليكن از شيطان (پليدي و ميكروب) بر او مي ترسم . {وسائل الشيعه}
32) اميرالمومنين (ع) نهي مي‌كردنداز بول در آب جاري مگر در حالت ضرورت . {وسائل الشيعه}
امام رضا (عليه السلام) :
33) آب جوشيده از همه جهت سودمند است و به هيچ رو زيان بخش نيست . {صحيفة الرضا}
34) (بين دو چاه پنج زراع يا كمتر يا بيشتر فاصله است آيا مي توان وضو گرفت ؟) با قرب و بعد (دوري و نزديكي) كراهت ايجاد نمي شود از آن وضو بگيرد و غسل كن مادامي كه آب آن تغيير نكرده است. {وسائل الشيعه}
35) از غساله حمام غسل نكنيد. {وسائل الشيعه}

بهداشت خانواده(مادر و كودك ، تنظيم خانواده ،سالمندان ، ازدواج و ...) :

رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) :
1) خدايا محمد و آل محمد و دوستان محمد و آل محمد را عفت و اندازه روزي مقدر فرما ، به دشمنان محمد و آل محمد مال و فرزند (بسيار) عطا كن . {اصول كافي}
2) به زنان باردار شير بدهيد كه به هوش كودك خواهد افزود . {كتاب تغذيه گروههاي آسيبي پذير - وزارت بهداشت}
3) براي كودك غذائي بهتر از شير مادر نيست .‌{وسائل الشيعه}
4) بركت در وجود سالمندان است ، هركس به كودكان ما ترحم نكند و سالمندان ما را احترام نكند از ما نيست . {الحديث ص 307}
5) وجود پيران سالخورده بين شما ، باعث افزايش فيض ربوبي و بسط نعمتهاي الهي است {نهج الفصاحه}
6) احترام و بزرگداشت سالمند مؤمن ، تعظيم و بزرگداشت خداوند عزوجل است . { كافي}‍
7) هركس برتري و فضيلت سالمندي را شناخته و او را احترام گذارد خداوند عزوجل او را از هول و حراس قيامت ايمن خواهد داشت .{ لئالي الاخبار}
8) سالمندانتان را بزرگ داريد (احترام كنيد) تا كودكانتان شما را احترام كنند . {× دارالحديث }
9) رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) نهي فرمود از شير زن احمق يا زني كه چشمش معيوب باشد زيرا كه شير تاثير
مي كند . {حلية‌المتقين}
حضرت علي (عليه السلام) :
10) زنان را بعد از ولادت فرزند خرماي برني بخورانيد تا آنكه فرزند زيرك (باهوش) و بردبار شود . {حلية‌المتقين}
11) ‌ كوچكي خانواده يك از دو راحتي است . {بحار الانوار}{نهج البلاغه}
12) در مورد يتيمان و بيوگان (از كارافتادگان ، پيران و …) از خداوند پروا داشته باشيد و به ايشان احسان نمائيد .
13) بايد خردسالتان از سالمندتان پيروي كند (تاسي كند) و سالمندتان به خردسالتان مهربان باشد .{نهج البلاغه}
14) دايه اي بگيريد كه صورت و سيرت نيكو داشته باشد زيرا كه در طفل سرايت مي كتد و طفل شبيه مي شود به دايه در صورت و سيرت . {حلية‌المتقين}
15) نافع و مباركترين شيرها براي فرزند شير مادر است . {حلية‌المتقين}
امام باقر (عليه السلام) :
16) مصونيت اطفال از خطرات و انحراف ها در پرتو صلاحيت و شايستگي پدران آنها است .{بحار الانوار}
امام صادق (عليه السلام) :
17) زن حامله بِه بخورد تا فرزندش خوشبوتر و رنگ فرزند صاف تر باشد . {حلية‌المتقين}
18) از ما نيست كسي كه به بزرگسالان ما حرمت ننهد و با خردسالان ما مهربان نباشد . {ميزان حكمة}
19) دوست داشتن زنان از اخلاق پيامبران است . {حلية‌المتقين}
20) هر چه كمتر از بيست و يك ماه شير مي دهند به فرزند ظلم است به طفل . {حلية‌المتقين}
امام رضا (عليه السلام) :
21) نام را در روز هفتم تعيين بكنيد و بدانكه از جملة اعماليكه در وقت ولادت سنت مؤكد غسل دادن طفل است . {حلية‌المتقين}


بهداشت رواني :
اَلآ بِذكرِ الله تَطمئِن القُلوب
دعاها و توسلات زيادي در باب رفع پريشاني ، ترس و … در منابع اسلامي (مانند مفاتيح الجنان) مظبوط است كه خود جاي بسي خوشحالي و تامل و عمل به آنها را دارد !
رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) :
1) مؤمني كه با مردم مي آميزد و آزار آنان را تحمل مي كند در پيشگاه الهي اجرش بزرگتر است از آن مؤمني كه با مردم آميزش ندارد و بر اذيت آنها صبر نمي كند .
حضرت علي (عليه السلام) :
2) ارزش هر انساني به مقدار همت اوست . {نهج البلاغه}
3) بردباري و تاني مانند دو كودك در يك شكمند و زلائيدة همت عالي هستند . يعني در اثر همت بلند دو خوي پسنديده در آدمي آشكار مي شود : يكي بردباري و آن ديگري خودداري از شتابزدگي . {نهج البلاغه}

امام سجاد (عليه السلام) :
4) به نظر من جميع سعادتها و نيكي ها در أين است كه آدمي از آنچه در دست مردم است قطع طمع و اميد نمايد . {اصول كافي}
5) حق فرزندت بر تو اين است كه بداني وجود او از تو و نيك و بدش در اين دنيا وابسته به تو است و با دارا بودن قدرت و سلطة پدري مسئول تربيت وي هستي . بايد رفتار تو دربارة فرزندت همانند رفتار مربي شايسته اي باشد كه تربيت صحيحش باعث زيبائي و نيكوئي اخلاق فرزندش شده است و در برابر خداوند دليل وظيفه شناسي اش باشد . {بهداشت نوجوانان – وزارت بهداشت}
امام صادق (عليه السلام) :
6) لقمان به پسر خود چنين گفت (خلاصه) : اي فرزند اگر در كودكي ادب آموختي دئر بزرگي از آن بهره مند خواهي شد. فرزند عزيز ! همواره نفس خود را به اداء وظايف شخصي و انجام كارهاي خويش الزام كن و جان خود را در مقابل شدائدي كه از بزرگترين عزَت و بزرگواري نايل شوي از مردم قطع طمع كن و به آنان اميدوار مباش . پيامبران و مردان الهي با قطع اميد از مردم به مدارج عالية خود نائلآ شدند . {بحار الانوار}
7) عزت و شرف مؤمن در اين است كه از ديگران مايوس باشد و از آنچه در دست مردم است قطع اميد نمايد . {اصول كافي}
8) هفت خصلت پسنديده شايستة مردان با ايمان است ؛ اولآ آرامش و اطمينان خاطر در فتنه ها و حوادث ، دوم بردباري و صبر در مصائب و بلاياي سنگين … .

مجموعة احاديثي در باب توكل ، محبت ، آرامش ، اطمينان ، شكيبائي و … وجود دارد كه بسيار عالي و پرمحتوا بوده و قابل استفادة بسيار در بهداشت رواني ، كه به جهت فراواني اين احاديث و خلاصه بودن مجموعه حاضر از درج آنها صرف نظر مي‌شود .

تغذیه و بهداشت مواد غذائی

رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) :
1) هر كس كَم خورد سالم ماند و هركه بسيار خورد تنش بيمار و دلش سخت گردد . {نهج الفصاحة}
2) معده خانة مرض است و پرهيز(پيشگيري) سرآمد داروهاست . {نهج الفصاحة}{سفينة البحار}
3) يكي از اقسام اسراف اين است كه هرچه مي خواهي بخوري . {نهج الفصاحة}
4) پرخوري دل را سخت مي كند . {نهج الفصاحة}
5) غذا بخوريد در حالي كه اشتها داريد و دست از غذا بداريد در حالي كه ميل به غذا داريد . {مستدرك}
6) نان را گرامي داريد . {حلية‌المتقين}
7) انسان ظرفي بدتر از شكم پر نكرده است .{نهج الفصاحة}
8) هركس كم خورد سالم ماند و هر كه بسيار خورد تنش بيمار و دلش سخت گردد .{نهج الفصاحة}
9) سفره هاي خود را با سبزي بيارائيد كه شيطان (پليدي و ميكروب با مريضي ) را دور مي سازد . {كتاب بهداشت و توليد مواد غذائي – وزارت بهداشت}
10) روزه بگيريد تا سالم بمانيد .{نهج الفصاحه}
11) روزه رودة را باريك مي كند و گوشت اضافي را مي برد و از گرماي سوزان جهنم دور مي كند .{نهج الفصاحه}
حضرت علي (عليه السلام) :
12) پرخوري و پرخوابي باعث فساد و تباهي مزاج و مايه جلب عوارض زيان‌بار است {فهرست غرر}
13) كمتر خوردن مانع بسياري از بيماريهاي جسم است {فهرست غرر}
14) طعام را بگذاريد تا سرد شود . {حلية‌المتقين}
15) كسي كه خواهد غذا به او ضرر نرساند تا گرسنه نشود و معده پاك نشود چيزي نخورد و چون خواهد كه غذا بخورد بسم الله الرحمن الرحيم بگويد و نيكو بجود و دست از طعام وقتي بكشد كه هنوز خواهش غذا داشته باشد . {حلية المتقين}
16) منشين بر طعام مگر وقتي كه گرسنه باشي و بر مخيز از طعام مگر وقتي كه خواهش (ميل به غدا) داشته باشي و نرم بجو و هر گاه خواهي به خواب روي بيت الخلا ( مستراح) برو . {حلية‌المتقين}
17) شير گاو دوا است و براي معده نافع است . {حلية المتقين}
18) روزه يكي از دو تتدرستي است .
19) آنكس كه محبت انواع مختلف غذاها را در دل مي‌نشاند ، ميوه‌هاي گوناگون بيماريها را از آن مي‌چيند {فهرست غرر}
امام حسن مجتبي (عليه السلام) :
20) در خوان (سفرة‌غذا) دوازده خصلت است كه بر هر مسلمان واجب است كه بداند ؛ چهار تاي آن فرض است و چهار ديگر سنت و چهار تاي ديگر تاديب است . اما فرض آن است كه منعم خود را بشناسد و بداند كه نعمت از جانب پروردگار است و راضي باشد به آنچه خدا به او عطا كرده است ، و بسم الله بگويد و خدا را شكر كند ؛ و اما سنت ، دست شستن پيش از غذا و بر جانب چپ نشستن و به سه انگشت غذا خوردن و انگشتان را ليسيدن ؛ واما تاديب ، از پيش خود چيز خوردن و لقمه را كوچك برداشتن و بسيار خائيدن ( جويدن ) و در روي مردم نگاه نكردن . {حلية المتقين}
امام باقر (علية السلام) :
21) شير خوراك پيغمبران است .{حلية‌المتقين}
22) هر كه سير بخورد به جهت بوي بدش داخل مسجد ما نشود اما اگر كسي مسجد نرود باكي نيست كه آن را بخورد . {حلية المتقين}
23) آداب آب خوردن آن است كه در ابتدا بسم الله بگو و چون فارغ شوي الحمدالله بگو و از پيش دستة كوزه و از جائي كه شكسته باشد يا رخنه‌اي (درزي) باشد نخوري كه اين دو موضع جاي شيطان (پليدي و ميكروب) است . {حلية‌المتقين}
امام صادق (عليه السلام) :
24) هرگاه شكم سير شد باعث طغيان و فساد مي شود . {حليةالمتقين}
25) كسي كه قبل و بعد از غذا دستهاي خود را بشويد ، عمري در آسايش و سلامتي جسم به سر خواهد برد . {كتاب تغذيه ، تنطيم خانواده و بهداشت محيط – وزارت بهداشت}
26) آدمي ناچار است براي قوت يافتن غذا بخورد ، و هرگاه غدا خورد بايد يك حصه (قسمت )از شكم را براي غذا و يك فسمت را براي آب و يك قسمت را براي نفس كشيدن بگذارد‌ ، و سعي در فربه (چاق) كردن خود نباشيد چنانچه حيوانات را براي كشتن فربه مي‌كنند . {حلية المتقين}
27) سه چيز است كه خدا صاحب آنها را دشمن دارد : خواب كردن بدون بيداري شب و خنده كردن در غير محل آن و خوردن طعام در هنگام سيري .{حلية المتقين}
28) هرچه خوردنش سبب زياني در بدن شود ، حرام است ‚ مگر در شرايط اضطراري {تحف العقول}
29) روي هرميوه آلودگي است ‚‌پس چون آن را بدست آوريد به خوبي با آب بشوئيد .{تحف العقول}
30) ‌ سزاوار نيست كه مؤمن از خانه بيرون رود تا آنكه چاشت (صبحانه) نخورد كه باعث زيادتي عزت اوست . {حلية المتقين}
31) نبايد تكيه كرده و برو خوابيده چيزي بخورند . {حلية المتقين}
32) در حالت راه رفتن چيزي نخور مگر آنكه مضطر باشي . {حلية المتقين}
33) ‌طول بدهيد نشستن بر سر سفره را ، اين ساعتي است كه از عمر شما حساب نمي شود . {حلية المتقين}
34) هر كه چهل روز بگذرد و گوشت نخورد توكل بر خدا كند و قرض كند و بخورد كه قرضش اداء مي شود . {حلية‌المتقين}
35) شير بخور كه گوشت را مي روياند و استخوان را سخت مي كند . {حلية المتقين}
36) سيب معده را جلا مي دهد . {حلية المتقين}
37) دلهاي مؤمنان سبز است و به سبزي مايل است . {حلية المتقين}
38) (پرسيده شد آب چه مزه اي دارد؟) مزة زندگاني . {حلية‌المتقين}
39) آب را به سه نفس خوردن بهتر از به يك نفس خوردن . {حلية‌المتقين}
40) كسيكه در خوردن غذا پاكيزگي را مراعات مي‌كند ، غذا را بخوبي مي‌جود ، با داشتن اشتها از غذا دست مي‌كشد و تخلية روده را موقعيكه آماده مي‌شود به تعويق نمي‌اندازد ،‌شايسته است هميشه سالم باشد و جز به مرض موت (مرگ) دچار بيماري ديگري نشود {مكارم الاخلاق}
امام كاظم (عليه السلام) :
41) اگر مردم در غذا خوردن ميانه رو باشند بدن ايشان هميشه سالم است . {حلية‌المتقين}
امام رضا (عليه السلام) :
42) هرگاه چيزي خوردي بر پشت بخواب و پاي راست را بر روي پاي چپ گذار . {حلية‌المتقين}
43) ‌ (به خادمان خود) اگر من بالاي سر شما بايستم در وقت غذا خوردن برمخيزيد تا فارغ شويد از طعام خود .{حلية المتقين}
44) بر بالاي غذا آب بسيار خوردن ضرر ندارد آما در غير آن حال آب بسيار مخور . {حلية‌المتقين}
حضرت عيسي (عليه السلام) :
45) اي بني اسرائيل ! تا گرسنه نشويد چيزي مخوريد و هرگاه گرسنه شويد بخوريد و سير مخوريد زيرا كه چون سير شديد ، گردنهاي شما بزرگ مي شود و پهلوي شما فربه مي شود و پروردگار خود را فراموش مي كنيد . {حلية‌المتقين}

بيماري و درمان :
رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) :
1) دوري كنيد از خوردن و مصرف كردن دارو ماداميكه بدن شما طاقت مرض دارد ، وقتي تحمل بيماري دشوار بود به سراغ دارو برويد . {مكارم اخلاق}
2) اگر در چيزي شفا هست در شيشة حجام و در خوردن عسل است . {حلية المتقين}
3) نيكو عادتي است حجامت ، ديده را جلا مي دهد و دردها را مي برد . {حلية المتقين}
حضرت علي (عليه السلام ) :
4) ‌ آب سرد حرارت را فرو مي نشاند و فقر را ساكن مي كند و طعام را د رمعده مي گدازد و تب را زائل مي كند . {حلية المتقين}
5) مداومت ننمائيد بر خوردن ماهي كه پي بدن را مي كاهاند . {حلية‌المتقين}
6) ماهي تازه پيه (چربي) جسم را مي گدازد . {حلية‌المتقين}
7) حجامت كردن بدن را صحيح مي كند و عقل را محكم مي كند . {حلية المتقين}
8) مسلمانان بايد دوا نكنند تا غالب نشود بيماري او بر صحتش . {حلية المتقين}
امام صادق (عليه السلام) :
9) هيچ دوائي نيست مگر آنكه مرضي را تهييج مي‌كند (عارضه‌اي را بوجود مي‌آورد) {روضة كافي}
10) مردم طلب شفا ننموده اند به چيزي مانند عسل و آن شفاي هر دردي است و خوردن عسل و تلاوت قرآن است و …. {حلية‌المتقين}
11) جبرئيل براي حضرت رسول (ص) مسواك و حجامت را آورد . {حلية المتقين}
12) زينهار كه ناشتا حجامت مكن تا اندك چيزي بخوري كه بيشتر باعث بيرون آمدن خون و قوت بدن مي شود . {حلية المتقين}
13) چون بعد از خوردن حجامت كنند خون جمع مي شود و خون فاسد را بيرون مي كند و اگر پيشاز خوردن باشد خون صالح بيرون مي رود و خون فاسد در بدن مي ماند . {حلية المتقين}
14) راه رفتن بيمار باعث نكس و زيادتي آن مي شود . {حلية المتقين}
15) هركه صحتش بر بيماريش غالب باشد و معالجه كند و بميرد من از او بيزارم و همچنين فرمود كه هركه با أين حال دوا بخورد اعانت بر كشتن خود كرده است . {حلية المتقين}
16) پيغمبري از پيامبران بيمار شد پس گفت كه دوا نمي كنم تا آن كسي كه مرا درد داده است شفا بدهد ، حق تعالي به او وحي فرستاد كه تا دوا نكني من شفا ندهم . {حلية المتقين}
17) تب از بوي جهنم است فرو نشانيد حرارت آن را به آب سرد . {حلية المتقين}
امام كاظم (عليه السلام) :
18) بر شما باد بخوردن ماهي كه اگر بي نان بخوريد كافي است و اگر با نان بخوريد گوارا است . {حلية المتقين}
19) تا ممكن است رجوع به معالجة ‌طبيبان نكنيد كه اين مانند عمارت كردن است كه اندكش به بسيار مي كشد . {حلية المتقين}
20) هيچ دوائي نيست مگر آنكه درد را برمي انگيزد و هيچ چيز نافع تر از اين نيست كه تا محتاج نشوي تصرف در بدن نكني . {حلية المتقين}
امام رضا (عليه السلام) :
21) اجتناب كن از دوا خوردن تا بدنت تاب دارد . {حلية المتقين}
22) هر گاه گرسنه شوي غذا بخود و هرگاه تشنه شوي آب بخور و هرگاه كه بول آمد بكن و تاضرورت نشود جماع نكن و هرگاه تو را خواب گيرد خواب بكن و چون چنين كني بدنت صحيح مي باشد هميشه . {حلية المتقين}
23) منتهاي پرهيز و امساك چهارده روز است و پرهيز نه آن است كه چيزي نخورد بلكه آن است كه كمتر بخورد كه صحت و مرض در بدن آدمي با يكديگر در مقام معارضه و مقاتله اند پس هروقت كه صحت غالب آمد بيمار به شعور مي آيد و اشتهاي طعام بهم مي رساند پس هرگاه كه طعام بطلبد بدهيد كه شايد شفايش در آن باشد . {حلية المتقين}
‹‹‹ قابل ذكر است در مورد حجامت احاديث ديگري است كه آورده نشده است همچنين در اوقات حجامت كردن ›››
‹‹‹ در مورد برخي ادعيه كه براي درمان بيماريها وارد شده است كه در اينجا نياورده ايم ›››
‹‹‹ در مورد درمان بيماريها با داروهاي ساختگي و طبيعي روايات زيادي وجود دارد كه آوردن آنها در اين جزوه ضرورت ندارد ؛ و مشتاقان به كتب مرجع مراجعه نمايند ›››

بهداشت عمومی :
رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) :
1) پيشگيري بهتر از درمان است و معده (پرخوري) جايگاه بيماري است ، پس عادت دهيد بدن را به آنچه عادت مي پذيرد(عادتها نيكو) . {چهل حديث دربارة بهداشت دهان ودندان – كنگرة بين اللمللي انجمن دنداندپزشكي ايران 1373}
2) درهمي كه انسان در حال سلامتي در راه خدا خرج كند بهتر بنده اي است كه هنگام مرگ آزاد كند . {نهج الفصاحة}
3) اگر تندرستي نباشد زندگي بدون لذت است . {نهج الفصاحة}
4) سلامتي و فراغت دو نعمت است كه كفران آن كنند . {نهج الفصاحة}
5) هركه پرهيزكاري كند اگر ثروتمند باشد باك نيست ، و براي پرهيزكار سلامتي از ثروت بهتر است و آسايش ضمير از جمله نعمتهاست . {نهج الفصاحة}
6) هركه بدنش سالم است و در جماعت خويش ايمن است و قوت (روزي) خويش دارد جهان سراسر مال اوست . {نهج الفصاحة}
7) دو نعمت است كه بسياري از مردم در آن مغبونند (زيانكارند) ؛ سلامتي و فراغت . {نهج الفصاحة}
8) امنيت و سلامتي دو نعمت است كه بسياري از مردم در آن مغبونند . {نهج الفصاحة}
9) عافيت (سلامتي ) را براي ديگران بخواه تا نصيب تو شود . {نهج الفصاحة}
10) دو صفت است كه اكثر مردم به آن دلباخته اند ؛ سلامتي و فراغت . {نهج الفصاحة}
11) خداوند خوشبوست و بوي خوش را دوست دارد ، پاكيزه است و پاكيزگي را دوست دارد ، بزرگوار است و يزرگواري را دوست دارد ، بخشنده است و بخشش را دوست دارد ، پس جلوي خانه هاي خود را پاكيزه سازيد و مانند يهوديان مباشيد . {نهج الفصاحة}
12) زندگي بدون سلامتي هيچ خير و ارزشي ندارد . {چهل حديث دربارة‌دندان}
13) تحصيل دانش در كودكي مانند نقش بر روي سنگ است (ماندگار است) {نثر الدر}
14) پنج چيز از سنت پيامبران است : حيا و حلم و حجامت و مسواك و عطر زدن . {نهج الفصاحة}
15) انسان براي عمر طولاني آفريده شده است اما او با عدم رعايت بهداشت عمر خود را كوتاه مي سازد . {مغز متفكر جهان شيعه}
16) نظافت جزئي از ايمان است . {المحاسن}
17) انسان فكر و عقل و انديشه است و ثمرة آن تندرستي و صحت است . {اخبارشبكة اول}***اصلاح شود ***
18) تفريح و بازي كنيد ؛ من دوست ندارم در دين شما سختي و خشونت باشد .
19) كسي كه مي‌خواهد در اين جهانِ ناپايدار باقي بماند و با عمر طبيعي زيست كند چند نكته را مراعات نمايد ؛ هر روز صبح به قدر كافي غذا بخورد و كفشي بپوشد كه پا را نزند و با آن به راحتي راه برود ؤ لباس سبك در بر كند تا خسته نشود ، و عمل جنسي را تقليل دهد و كمتر با زنان بياميزد{وسائل الشيعه}
20) بيشتر مردم دربارة دوخصلت دچار گمراهي و ضلالت هستند ؛ يكي در مورد سلامتي و ديگري در امر فراغت و بيكاري .{روضة‌كافي}
حضرت علي (عليه السلام ) :
21) ‌ خدايا ! بدنم را براي خدمت خودت قوي بفرما . {دعاي كميل}
22) ‌ سه چيز حافظه را زياد مي كند : مسواك كردن و روزه داشت و قرآن خواندن . {حلية المتقين}
23) تندرستي بالاترين نعمتها است .{چهل حديث جالب – چايچيان}
24) كمك به افزايش توانائي ، اظهار و جود در نوجوان افزايش اعتماد به نفس را در او ايجاد مي كند . {بهداشت نوجوانان – وزارت بهداشت}
امام صادق (عليه السلام) :
25) در انچه بدن اصلاح مي شود اسراف وجود ندارد ، همانا اسراف در چيزي است كه تلف كند مال را و ضرر به بدن بزند . {فصول المهمة}
26) سه چيز است كه خوردني نيستند و بدن را چاق مي كنند و سه چيز است كه خوردني اند و بدن را لاغر مي كنند و دوچيز است كه بهمه چيز نفع مي رساندد و بهيچ چيز ضرر نمي رساند و و دو چيز است كه به همه چيز ضرر مي رسانند و به هيچ جهت نفع نمي رسانند ؛ اما آنها كه خوردني نيستند و فربه مي كنند پيراهن كتان پوشيدن و بوي خوش كردن و نوره ماليدن است و ام آنها كه خوردني اند و لاغر مي كنند گوشت خشك و پنير و شكوفة خرما است و اما آن دو چيز كه همه جهت نفع مي رسانند آب نيم گرم و انار است و ام آن دو چيز كه به همه جهت ضرر مي رسانند گوشت خشك كرده و پنير است . {حلية‌المتقين}
27) لقمان به پسر خود چنين گفت كه اي فرزند اگر در كودكي ادب آموختي در بزرگي از آن بهره مند خواهي شد .{بحارالانوار}
28) ده چيز است كه اندوه را مي برد ؛راه رفتن و سوار شدن و سر در آب فرو بردن و سر شستن با خطمي و نظر بر روي زن مقبول كردن وبا مردان سخن گفتن . {حلية‌المتقين}
29) سلامت ، نيرومندي ،فراغت ، جواني ، نشاط و بي نيازي خود را فراموش مكن و در دنيا از آنها بهره برداري كن و متوجه باش كه از آن سرمايه هاي عظيم به نفع آخرت خود استفاده كني . {بهداشت نوجوانان – وزارت بهداشت}
30) دو چيز است كه قدر و قيمتشان را نمي شناسد مگر كسي كه آن دو را از دست داده باشد ؛ يكي جواني و ديگري تندرستي و سلانت است . {بهداشت نوجوانان – وزارت بهداشت}
امام باقر(عليه السلام) :
22) لبخند آدمي به روي برادر مؤمنش حسنه است {بحارالانوار}

همسران رضاخان

رضا خان در 24 اسفند 1256 در سواد کوه مازندران متولد شد. همسر اول رضا خان دختر عمويش تاجماه يا مريم نام داشت که در سال 1281 ق به عقد وي درآمد. اما اين ازدواج ديري نپائيد و با تولد اولين فرزند، شمع وجود تاجماه خاموش گشت و رضا با دختري که فاطمه نام گرفت و بعدها به همدم السلطنه ملقب گشت تنها شد. پس از اين موضوع چند سالي رضا تنها به امور لشکرکشي مي پرداخت تا اينکه تصميم به وصلت با خانواده تيمورخان ميرپنج گرفت. تيمور خان آيرملو از خاندان مهاجر و از خوانين بزرگ بود که سالهاي سال در سوادکوه مازندران اقامت داشت و با خانواده پدري رضاخان آشنا بود. او داراي مقام بالاي ميرپنجي (سرهنگي) در دستگاه قزاقخانه بود و براي افسر ساده اي چون رضاخان خويشي با خاندان ميرپنج آيرملو افتخاري بزرگ و مايه ترقي بود. تيمور خان نيز از شخصيت قلدرمابانه رضاخان خوشش مي آمد چرا که آينده او را درخشان ميديد.
بدين ترتيب تاج الملوک آيرملو در 15 رجب 1294 ش در سن 24 سالگي يا به قولي 18 سالگي به عقد رضا خان در آمد.
در 4 آبان 1296 ش نخستين فرزندشان خديجه، چشم به جهان گشود. او که بعدها به شمس الملوک ملقب گشت فرزند محبوب پدر شد و تا پايان عمر رضاخان مورد محبت بي دريغ وي قرار گرفت. دو سال بعد در سال 4 آبان 1298 تاج الملوک فرزنداني به دنيا آورد که نقش بسيار حساسي در تاريخ اين مرز و بوم ايفا نمودند. اين فرزندان که يک پسر و يک دختر بودند به فاصله پنج ساعت از يکديگر به دنيا آمدند. فرزند پسر محمد رضا و فرزند دختر زهرا نام گرفت که بعدها به اشرف الملوک ملقب گشت.
همزمان با پيشرفتهاي سياسي و نظامي رضاخان (سردارسپه)، ازدواج وسيله اي براي پيمودن پله هاي ترقي گشت و فرد گمنامي که خود را در يک قدمي صدارت و پادشاهي مي ديد از طريق انتصاب با خاندان هاي اصيل، خواهان ايجاد وجهه اي نيک در بين مردم شد. به همين دليل ترفند ازدواج هاي سياسي به کار گرفته شد و رضاخان که در آن هنگام وزير جنگ بود در صدد ازدواج مجدد برآمد. کليه خاندان هاي محترم قاجاري مورد بررسي قرار گرفتند تا اينکه در نهايت قمر الملوک ( توران) نوه مهدي قلي خان مجد الدوله از شاهزادگان قاجاري انتخاب گشت.



قمر الملوک (ملکه توران)
پس از موافقت خانواده عروس در روز عيد غدير مراسم عقد کنان درحالي که توران هفده ساله و رضاخان چهل و هفت ساله بود صورت گرفت (1300). ازدواج مجدد سردار سپه که به دور از چشم تاج الملوک صورت گرفته بود، آتش کينه و انتقام را در او بر انگيخت و او را به رقابتهاي خانوادگي و سپس درباري کشاند.
هنگامي که تاج الملوک از اين اقدام خودسرانه شوهرش مطلع گشت، در انتظار فرزند چهارم خود بود. وي به محض اطلاع از ازدواج مجدد رضاخان به مخالفت شديدي دست زد و کار را به توهين لفظي و حضوري کشاند و توران را که زني زيبا و در روزگار خود از جمله زنان تحصيل کرده به حساب مي آمد سخت در فشار قرار داد. توطئه ها و دسيسه چيني هاي تاج الملوک از يک سو، بد خلقي و بد اخلاقي رضاخان از سويي ديگر، توران دختر جوان اشرافي را که به اجبار تن به اين ازدواج داده بود عاصي نمود و به تدريج روابط زن و شوهر را تيره نمود. روزي رضاخان وارد خانه شد و به توران تکليف کرد که چکمه هاي او را از پايش در آورد. توران که چنين انتظاري نداشت، با تندي گفت: من در منزل پدرم هم چنين کاري نکرده ام! رضاخان هم با تندي مي گويد پس برو منزل پدرت! توران هم همان ساعت با اجاره درشکه اي گريه کنان به منزل پدرش رفت و تمام مدت بارداري را در منزل پدرش بسرآورد. رضاخان هرگز به دنبال توران نرفت و تا پايان سلطنت و اعزام به موريس راضي به ديدار او نشد. تنها لطف رضاشاه در مورد توران، اجازه نگهداري از فرزند (شاهپور ) بود. لطفي که هر آن قابل فسخ بود. قابل توجه آنکه رضاشاه هرگز توران را طلاق نگفت و همچنان توران در حباله نکاح او بود ولي روابطي با هم نداشتند. توران پس از جدايي از رضاشاه يعني طي 21 سال در ميان ديوارهاي قصر سلطنتي و در ميان آزار و اذيت هاي فراوان همسران ديگر شاه ( تاج الملوک و عصمت) محبوس ماند تا اينکه پس از وفات رضاشاه و اتمام عده وفات از انزوا به در آمد و مجددا ازدواج نمود.
بدنبال جدايي توران از رضاشاه، توران که مورد بي مهري شديد رضاشاه قرار گرفته بود، خود را تحت حمايت تاج الملوک قرار داد تا از نفوذ و قدرت او در دربار استفاده کند. از آنجاييكه تنها عامل ارتباط توران با دربار وجود فرزندش بود و اين ارتباط هر آن مي توانست به نوعي فسخ شود، بنابراين تنها چاره اين بود که توران خود را تحت حمايت فردي قوي قرار دهد و اين فرد کسي جز تاج الملوک نبود. او تنها کسي بود که درخواست هايش بلافاصله اجابت مي شد و سخنانش مورد قبول رضاشاه قرار مي گرفت. تاج الملوک نيز در ازاي جدايي توران از شوهرش حاضر به پرداخت چنين بهايي بود. او به عنوان يگانه تکيه گاه توران در دربار رفتارهاي متناقض داشت اما در کل از توران حمايت مي کرد و دخترانش شمس و اشرف نيز با توران روابطي مسالمت جويانه داشتند و در اکثر مجالس از او دعوت به عمل آورده و او را در کنار خود پذيرا مي شدند. امري که هيچگاه در مورد همسر سوم رضا شاه (عصمت الملوک) انجام نشد.



عصمت الملوک (مادر عبدالرضا، احمد رضا، حميد رضا و فاطمه پهلوي)
قدرت نمايي تاج الملوک در برابر رضاخان و شکست ازدواج دوم او با توران امري نبود که شخصيت قلدرمابانه رضاخان را وادار به تسليم نمايد. بدين گونه رضاخان تنها شش ماه بعد از ترك توران به دليل کسب اعتبار بيشتر در جامعه، دختر يکي ديگر از خاندان هاي قاجاري را انتخاب نمود و به عقد خويش در آورد. اين دختر، عصمت الملوک دختر غلامعلي مجلل الدوله دولتشاهي از رجال و معاريف بزرگ عصر قاجار و بانو مبتهج الدوله بود که در هيجده سالگي در روزگاري که رضاخان سردار سپه تازه به رياست وزرا رسيده بود به عنوان چهارمين همسر و دومين زن او از سلسله قاجار انتخاب گشت. عصمت الملوک، آخرين و محبوب ترين همسر رضاشاه بود. سادگي و حرف شنوي او باعث شد که اين محبوبيت همچنان تا آخر عمر رضاشاه حفظ شود. اين توجه ويژه شاه نسبت به او حسد تاج الملوک را برمي انگيخت و درگيري هايي را پديد آورد.



نفوذ و قدرت ملکه (تاج الملوک) در دربار
با وجود همسران متعدد رضاخان در دربار، تاج الملوک به دليل داشتن سمت مادري وليعهد از مقام ويژه اي برخوردار بود و در واقع ملکه اصلي به حساب مي آمد. به طوري که رضاخان با وجود مشغله هاي فراوان در دوران حکومتش و عدم دقت کافي براي سركشي به زنان خانواده، همواره حالت قدرداني و تشکر نسبت به تاج الملوک داشت و با وجود اذيت و آزارهاي بسيار او و اعتراضات همسران ديگرش به ويژه عصمت با او مدارا مي نمود.
شايان ذکر است که شخصيت مردسالارانه رضاشاه و نفوذ ناپذيريش موجب مي شد که اختلافات زنان و مسائل بين آنها فقط در دربار و در حد مسائل زنانه باقي بماند و به مسائل جاري کشور کشيده نشود. امري که بعد از شهريور 1320 و خروج رضاشاه از ايران از بين رفت و اقتدار پنهان زنان دربار پهلوي را آشکار نمود. محمد رضا در خاطرات خود راجع به تاج الملوک مي گويد: مادرم قطعا زني بسيار با شخصيت بود. بين او و پدرم همه چيز به راحتي پيش نمي رفت. اوکسي نبود که خود را تسليم کند و استقلال خود را حفظ مي کرد. شايد يکي از دلايلي که آنها نتوانستند يکديگر را درک کنند اين بود که مادرم به تنهايي در خانه ديگري زندگي ميکرد.
همچنين اشرف طي اشاره کوتاهي در خاطراتش مي گويد: مادرم، تاج الملوک از نظر جسمي درست نقطه مقابل پدرم بود. زني کوتاه قد و ظريف با موي بور و چشمان سبز، قدش به زحمت به بالاترين نشان هاي نظامي پدرم که بر روي لباس نظاميش قرار داشت مي رسيد. با وجود اين مادرم هم به طريق خاص خودش مانند پدرم شخصيتي مقتدر داشت. در آن زمان زنان ايران از هيچ حقي برخوردار نبودند و مجبور بودند در برابر قدرت مردان تسليم گردند.مادرم حتي از بحث و گفتگو با پدرم يا مخالفت با تصميم هاي او نمي هراسيد.
او هنگامي که محمد رضا و ديگر فرزندان رضا شاه براي ادامه تحصيل به سوييس رفتند، تنها زني از زنان رضا شاه بود که اجازه سفر به سوييس و ديدار فرزندان را يافت و مدت چهار ماه با دختران خويش در سوييس اقامت نمود. سه سال بعد در سال 1316 ش بار ديگر تاج الملوک به بهانه درمان عازم اروپا شد و تاج الملوک به آلمان و شهر برلن مسافرت کرد. تاج الملوک پس از آشنايي با ظواهر غرب که با سفر رضاشاه به ترکيه و قضيه کشف حجاب همزمان بود يکي از اهرم هاي تجدد گرايي رزيم پهلوي به ويژه در عصر رضاشاه گشت. او که در 17 دي 1314 (1936 م ) همراه با شمس و اشرف، بي حجاب در جشن دانشسراي عالي دختران حضور يافت، يکي از چهره هاي اصلي کشف حجاب در ايران شد به طوري که به دنبال حضور بي حجاب و بد حجاب او و ديگر زنان رضا شاه در صحن متبرک حضرت معصومه در قم درگيري هايي بين علما و طلاب حوزه علميه و عوامل رضاخان به وجود آمد. همچنين تاج الملوک با تشکيل مجالس جشن و گردهمايي گوناگون در دربار سعي در ترويج اين تفکر داشت.

آموزش مصور برنامه Nero

Nero استاندارد ترین ، کاراترین و محبوب ترین برنامه رایت در جهان است که شرکتهای تولیدکننده CD RW و DVD RW به همراه محصولات خود ، به صورت رایگان نسخه ای از این برنامه را اختیار مشتری قرار میدهند . نرم افزار های رایت زیادی در بازار موجود است و حتی در برخی از برنامه های میکس و مونتاژ و یا ساخت کلیپ های تصویری امکاناتی برای رایت دیسک تعبیه شده ، اما متاسفانه این امکانات با بعضی از رایترها سازگاری ندارد و به آنها صدمات جبران ناپذیری وارد میسازد

Nero یکی از برنامه های اساسی و کاربردی در بین کاربران رایانه محسوب میشود ، برای همین تقریبا در تمام بانکهای نرم افزاری ( مثل King و یا Assistant ) وجود دارد

 

بعد از نصب برنامه در استارت منو ، کوئیک لانچ و دسک تاپ شما شورتکاتی از برنامه Nero Start Smart ساخته میشود

 

 

 

" از این به بعد برای راحتی کار از واژه Nero برای این برنامه استفاده کنیم "

 

برنامه Nero را اجرا کنید

 

 

بعد از اجرای برنامه صفحه خوش آمدگویی برنامه مقابل شما ظاهر میشود . اکثر امکانات برنامه در قالب چند شاخه (Tab) ، بالای همین صفحه تعبیه شده است که یکی یکی این گزینه ها را برای شما عزیزان شرح خواهم داد

 

     

 

  Favorites: در این Tab پر کاربردترین امکانات برنامه Nero تعبیه شده است

 

 Make Data Disc : این گزینه برای ساخت CD های اطلاعاتی در نظر گرفته شده . CD اطلاعاتی ، CD ای است که ساختار منظمی نداشته باشد . مثلا فرض کنید میخواهید چند عکس ، چند کلیپ تصویری ، چند موزیک و مقداری نرم افزار و فایل متفرقه را با هم بر روی یک CD رایت کنید . شما برای این کار باید از گزینه Make Data Disc استفاده کنید

 

 Make Audio CD : این گزینه برای ساخت CD های صوتی در نظر گرفته شده است . در CD های صوتی شما اجازه ندارید بیشتر از مدت زمان ذکر شده بر روی دیسک ، بر روی آن فایل صوتی بریزید . این CD ها از فرمتی استاندارد تشکیل شده است که بر روی تمامی CD Player های همراه ، خانگی و خودرو قابل استفاده میباشد

 

 Make Video CD : این گزینه برای ساخت CD های تصویری در نظر گرفته شده است . در CD های تصویری شما اجازه ندارید بیشتر از مدت زمان ذکر شده بر روی دیسک ، بر روی آن فایل تصویری بریزید . این CD ها از فرمتی استاندارد تشکیل شده است که بر روی تمامی CD Player هایی که قابلیت پخش VCD را داشته باشند ، قابل استفاده است

 

 Copy Disc : این گزینه برای کپی از یک CD بر روی CD دیگر در نظر گرفته شده . شما ابتدا باید دیسک مورد نظر خود را در درایو فقط خواندنی ( CD ROM / DVD ROM ) و دیسک خام را نیز در درایو رایتر ( CD RW / DVD RW ) دستگاه خود قرار دهید . سپس با کلیک کردن بر روی این گزینه و دنبال کردن مراحل موجود ، از روی دیسک خود یک یا چند نسخه ی دیگر تهیه نمایید

 

حالا با هم بر روی یک دیسک ، اطلاعاتی را ذخیره میکنیم تا بهتر با مراحل رایت یک دیسک آشنا شوید . بقیه گزینه ها هم با اندکی تفاوت ، بسیار شبیه به گزینه Make Data Disc است

 

بر روی گزینه Make Data Disc کلیک کنید . اگر پنجره ای مشابه پنجره زیر برایتان ظاهر شد روی گزینه Switches To … کلیک کنید تا وارد برنامه Nero Express شوید

 

 

در Nero Express شما میتوانید به راحتی و بدون هیچ دردسری عملیات رایت دیسک را انجام دهید

برای انتخاب فایلهای مورد نظر خود که مایل به رایت آنها هستید بر روی گزینه Add کلیک کنید

 

 

در پنجره Select Files and Folder از منوی Location درایو مورد نظر را اتنخاب و به دنبال فایلهای مورد نظر خود بگردید . فایل و یا فایلهای مورد نظر خود را انتخاب کنید و بر روی گزینه Add کلیک کنید

 

 

همانطور که مشاهده میکنید فایلهای انتخابی شما به پنجره Disc Content اضافه شد ولی پنجره Select Files and Folder بسته نشد ! این بدان دلیل است که شاید شما بخواهید مجددا فایل یا پوشه ای را انتخاب کنید ( مثلا شاید بخواهید مقداری موزیک از درایو D و مقداری برنامه از درایو F و ... انتخاب و بر روی دیسک بریزید ) بعد از اتمام انتخاب فایلها و پوشه ها بر روی گزینه Finished کلیک کنید . در پایین تصویر کادری درجه بندی شده مشاهده میکنید . این کادر میزان فضای اشغال شده و مقدار فضای باقیمانده از دیسک را به شما نمایش میدهد . این قسمت با سه رنگ آبی (مجاز) ، زرد (احتیاط) و قرمز (خطر) درجه بندی شده است هرچند اکثر CD های 700 مگابایتی در حقیقت دارای 702 مگابایت فضا میباشند و شما میتوانید 700 مگابایت اطلاعات بر روی آن بریزید ولی بهتر است درجه بندی رنگهای شما از رنگ زرد تجاوز نکند تا در آینده برای اجرای دیسک مشکلی نداشته باشید

 

بر روی گزینه Next کلیک کنید

 

در پنجره Final Burn Setting شما تنظیمات نهایی را برای رایت دیسک انجام خواهید داد . از منوی Current Recorder درایو رایتر خود را انتخاب کنید ، درایوی که هم اکنون دیسک خام شما در آن قرار دارد ( CD RW / DVD RW )

 

 

در کادر Disc Name شما میتوانید به دیسک خود یک نام اختصاص دهید . این نام میتواند اسم شما ، اسم شرکت شما ، مرتبط با محتویات دیسک ، تاریخ تهیه دیسک و یا متناسب با آرشیو شما باشد

 

در قسمت Writing Speed شما باید سرعت انتقال داده که بر حسب کیلو بیت در ثانیه میباشد را تعیین کنید . برای اطمینان از نـسوختن دیسک خود همیشه دو سه گزینه پایین تر را انتخاب کنید

 

نکته : اگر مشغول تهیه دیسک صوتی ، تصویری و یا MP3 هستید ، برای اجرای دیسکها بر روی CD Player های همراه و خانگی بهتر است از سرعت های پایین تری (مثلا 10 – 12 – 14 – 16 – 18 ) استفاده کنید

 

اگر میخواهید از دیسکی که مشغول تهیه آن هستید چند نسخه ی دیگر نیز تهیه کنید ، میتوانید در کادر Number Of Copies عدد دلخواه خود را وارد کنید . مثلا اگر در این کادر عدد 5 را وارد کنید از اطلاعات شما به تعداد 5 دیسک رایت میشود . با استفاده از این گزینه دیگر نیاز به تکرار این مراحل برای رایت دیسک های مشابه نیست

 

اگر در مرحله قبل فضای اشغال شده شما بر روی دیسک از رنگ زرد تجاوز نکرده باشد ، این امکان برای شما وجود دارد که در آینده به دیسک خود مجددا اطلاعاتی اضافه نمایید . برای فعال کردن این امکان گزینه Allow Files To … را تیک بزنید

 

نکته : اگر مشغول تهیه دیسک صوتی یا تصویری هستید ، این امکان برای شما فراهم نمیباشد

 

همچنین این امکان برای شما وجود دارد که بعد از اتمام عملیات رایت دیسک ، اطلاعات روی آنرا تست کنید . در صورت تمایل گزینه Verify Data … را تیک بزنید

 

بعد از اتمام تنظیمات نهایی اعمال شده ، بر روی گزینه Burn کلیک کنید تا دیسک مورد نظر شما رایت شود

 

 

در صورتی که بر روی گزینه Stop کلیک کنید عملیات رایت متوقف میشود اما دیسک شما از بین میرود و دیگرقابل استفاده نمیباشد

 

شاخه های Data ، Audio ، Photo & Video ، Copy & Backup امکانات پیشرفته تری از گزینه های شاخه Favorites در اختیار شما قرار میدهد . در این شاخه ها و شاخه Extras امکانات جالب و مفیدی وجود دارد که فعال کردن آنها را در ادامه توضیح خواهم داد

 

در قسمت زیرین محیط نرم افزار Nero کادر کوچکی وجود دارد که در آن 4 گزینه مشاهده میکنید که از سمت چپ به مرور آنها میپردازم

 

 

 Change Color : با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید قالب نرم افزار را عوض کنید

 Toggle between standard and more advanced tasks : با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید از امکانات حرفه ای نرم افزار استفاده کنید (1)

  Configure: امکان دسترسی به تنظیمات اصلی برنامه را برای شما فراهم می آورد (2)

 Exit : این کلید برای خروج از برنامه تعبیه شده است

 

(1) هنگامی که بر روی این گزینه کلیک میکنید ، به شاخه های اصلی نرم افزار گزینه های جدیدی اضافه میشود که بسیار جالب و کاربردی هستند

 

مهمترین آنها عبارتند از :

 

در شاخه Data :

Make Bootable Disk : این گزینه برای ساخت دیسک های راه انداز تعبی شده است . مثلا اگر یک CD ویندوز را بر روی هارد خود کپی کرده اید و هم اکنون تصمیم به رایت آن بر روی یک CD خام دارید ، باید از این گزینه استفاده کنید

 

در شاخه Audio :

Make MP3 Disk : با استفاده از این گزینه میتوانید MP3 دیسک های استانداردی برای CD Player های همراه ، خانگی و خودرو تهیه کنید

Edit Audio : یکی از نرم افزار جانبی نرم افزار Nero است که با استفاده از آن میتوانید موزیک های خود را ادیت کنید ، در صورت تمایل بر روی آن افکت های صوتی مورد علاقه تان را بگذارید ، نویز و خش خش صدا را حذف کنید ، صدای خواننده را از روی موزیک بردارید و ...

 

همچنین در این شاخه برنامه های کاربردی دیگری تعبیه شده است که با کلیک بر روی و اجرای هرکدام ، میتوانید از آنها استفاده نمایید

 

در شاخه Extars نیز برنامه های کاربردی و مفیدی برای تست قطعات ، سرعت آنها و ... وجود دارد . اما آن چیزی که از بقیه مهمتر است گزینه Erase Disk میباشد که برای پاک کردن CD های ریرایتیبل ( Rewritable ) استفاده میگردد . در این گونه CD ها شما میتوانید بر روی آن اطلاعات مورد نظر خود را رایت کنید ، از آن استفاده کنید ، سپس اطلاعات موجود بر روی آن را پاک کنید و دوباره از آن استفاده کنید . اینگونه CD ها یک عمر مفید دارند که آن بستگی به خش نیفتادن بر روی CD ، نوع CD و اصل بودن آن ، استفاده صحیح از آن و ... دارد و این گفته برخی از دوستان که میفرمایند بر روی این CD ها میتوان تا صد بار ، 500 بار ، 1000 بار و ... اطلاعات ذخیره کرد ، اصلا صحت ندارد

 

(2) بر روی گزینه Configure کلیک کنید

 

 

در تب General شما میتوانید تغییراتی در برنامه اعمال کنید . گزینه اول برای تغییر زبان برنامه است

گزینه بعد بهتر است بر روی گزینه Make Data Disk تنظیم شده باشد

از منوی Open With هم گزینه Nero Experess را انتخاب کنید

در زیر این منوهاسه3 عبارت وجود دارد :

عبارت اول برای اجرای خودکار برنامه است هنگامی که دیسک خام را درون دستگاه قرار میدهید

عبارت دوم برای بازگشت به منوی اصلی برنامه است هنگامی که عملیات درخواستی شما توسط یکی از برنامه های جانبی Nero به پایان برسد

و عبارت سوم صفحه اصلی برنامه را برای دسترسی راحت به امکانات ، به سه قسمت CD ، DVD ، HD تقسیم میکند که در بالای صفحه اصلی Nero نمایش داده میشود

 

 

در تب Style شما میتوانید ظاهر نرم افزار را بنابه سلیقه خود تغییر دهید و یا در صورت تمایل یک عکس را برای زمینه منوی اصلی برنامه تعیین کنید

 

حالا برای اعمال تغییرات مجددا بر روی گزینه Configure کلیک کنید

 

در بالای صفحه اصلی برنامه ، گزینه ای با عنوان nero وجود دارد . این گزینه برای وارد کردن سریال و مدیریت به روز رسانی برنامه میباشد

 

 

برای وارد کردن سریال برنامه از تب Serial Number بر روی گزینه Enter Now کلیک کنید . حالا در کادر باز شده بالا سریال برنامه را وارد و بر روی علامت + کنار آن را کلیک کنید تا سریال به ثبت برسد

 

 

مبحث آموزشی برنامه Nero در اینجا به پایان رسید . امیدوارم کمال استفاده را برده باشید

برای نرم افزار Nero برنامه های کمکی (Plugin) زیادی تهیه شده است که توضیح دادن همه آنها بسیار طولانی و خسته کننده خواهد شد ، از طرفی بنده با تمام پلاگین های این برنامه آشنایی کافی ندارم ، اما اگر سوالی در مورد خود نرم افزار و قسمتهای مختلف آن داشتید ، حتما با من در میان بگذارید

به نوزاد خود خيلي استامينوفن ندهيد

 

استامينوفن، آسم کودکان را شعله ‌ور مي ‌کند

استامينوفن

در همه خانه‌هايي که فرزند خردسال يا نوزاد وجود دارد، به‌ خصوص در فصل پاييز که احتمال سرماخوردگي بيشتر است، قطره‌ هاي استامينوفن با طعم ‌هاي متعدد پيدا مي ‌شود و پدر و مادرها گاهي با مشاهده ي کوچک ‌ترين علايم سرماخوردگي مانند آب ‌ريزش‌ بيني، آن را به کودک ‌شان مي ‌دهند، اما با توجه به مطالعات اخير به نظر مي ‌رسد بايد پدر و مادرها کمي درباره مصرف اين دارو احتياط کنند.

يک مطالعه وسيع با بررسي 205 هزار کودک زير هفت سال در بيش از 31 کشور دنيا نشان داد که دادن داروي مسکن پاراستامول يا همان استامينوفن به نوزادان مي ‌تواند موجب افزايش احتمال ابتلاي آنان به بيماري آسم يا اگزما در سنين 6 تا 7 سالگي شود.

نتايج اين مطالعه مشخص کرد کودکاني که در نوزادي از استامينوفن استفاده کرده‌اند، 47 درصد بيشتر از کودکان ديگر احتمال ابتلا به آسم دارند.

از داروي استامينوفن به‌‌ طور‌معمول در مواقع تب خفيف، دردهاي ملايم و سردردها استفاده مي‌ شود.

استفاده معمولي از استامينوفن حدود 61 درصد احتمال ابتلا به آسم را افزايش مي ‌دهد، اما مصرف دوزهاي بالا در سال اول زندگي، حتي اگر ماهي يک بار هم باشد، احتمال خطر را تا سه برابر افزايش مي‌ دهد.

استفاده معمولي از اين دارو به مصرف يک بار در سال، يا به طور متوسط چند ماه يک بار گفته مي‌ شود.

در سال‌هاي اخير نسبت به ارتباط بين اين دارو و آسم کودکان، به دليل افزايش هم‌ زمان اين بيماري و مصرف اين دارو ترديد هايي به وجود آمده بود و تحقيقات صحت اين ادعا را اثبات کرد‌ه ‌اند.

يکي از فرضيه‌ها اين است که استامينوفن ميزان آنتي ‌اکسيدان‌ها را در بدن کاهش مي ‌دهد. آنتي ‌اکسيدان‌ها از تاثيرات مضر راديکال‌ هاي آزاد بر بدن جلوگيري مي کنند و از اين نظر براي بدن مفيدند.

آسم کودکان

با کاهش آنتي ‌اکسيدان‌ها در بدن به ‌وسيله اين دارو، ريه‌ها در معرض استرس اکسيداتيو ناشي از راديکال‌ هاي آزاد قرار مي ‌گيرند و آسم به وجود مي ‌آيد.

اين نظر دکتر "بيزلي" يکي از محققان اين پژوهش است. به عقيده ايشان استامينوفن به غير از آسم، کودک را در سنين 6 تا 7 سالگي در معرض بيماري‌ هايي مانند اگزما و حساسيت فصلي (آب‌ريزش بيني، عطسه و التهاب مخاط ها) هم قرار مي‌ دهد.

با اين همه، محققان تاکيد کرده‌اند که استامينوفن همچنان بايد به‌ عنوان داروي اصلي درمان سرماخوردگي ‌هاي اطفال و بيماري‌ هاي خفيف نوزادان مصرف شود، چون تنها داروي جايگزين آن، آسپرين مي باشد که ممکن است عوارض خطرناکي مانند "نشانگان راي" (Ray  syndrome) (1) را به دنبال داشته باشد و مدت ‌هاست که مصرف آن توصيه نمي ‌شود. به همين دليل بايد از همان داروي استامينوفن اما به اندازه کافي استفاده شود.

يک نکته مهم ديگر که در جريان اين مطالعه مشخص شد، ارتباط بين حساسيت فصلي و آب ‌ريزش بيني در کودکان و احتمال ابتلا به آسم بزرگسالي در آنان است.

بررسي 6461 نفر در 14 کشور دنيا نشان داد کساني که در کودکي دچار آب ‌ريزش بيني و حساسيت و رينوره(احتقان بيني) بودند، 3/5 برابر بيشتر احتمال دارد که در بزرگسالي گرفتار آسم شوند.

اين مساله با توجه به تاثير مصرف استامينوفن در بروز آب ‌ريزش‌هاي بيني و حساسيت فصلي نشان مي ‌دهد، والديني که اين دارو را بيش از اندازه به کودک خود مي ‌دهند بايد نگران بروز بيماري‌ آسم در کودک خود و حتي در سنين بزرگسالي او باشند.

Cbnsm  :منبع

ترجمه: دکتر سيداحسان بيکايي

تمرینات ورزشی جهت شكمی صاف

مـی تـوانید شکم خود را به راحتـی آب کنید: راهـنـمـای 4 قسمتی ما برای خوردن، آشامیدن، و ورزش کردن شما رادر هر زمان آماده پوشیدن لباس دلخواهتان می کند.

غذاهایی که شکم شما را آب می کنند

قطع مصرف هله هوله
دکـتر "لزلی بونسی" از دانشگاه پترزبورگ، بخش پزشکی اظــهار می دارد: "بسیاری از آبنبات ها و اسنک ها شامل گـلیسـیرین و شــکر بالایی هسـتند. در معده به طور کامل هضم نمی شوند و این امر سبب می شود که شکم شما نفخ کند."

بدوید (در حدود 2 کیلومتر)
دکتر "دیانا تیلور" از دانشگاه کالیفرنیا، ایالت سنفرانسیسکو، بخش حفظ سلامتی معتقد است که: "ورزش های سنگین، فشار و تنش فراوانی را بر روی بدن شما وارد می آورند و همین امر موجب می شود که عضلات برای مدت زمان طولانی نرم و سست باقی بمانند. اما نرمش ملایم و متعادل (مثل یوگا و پیاده روی) به آب شدن چربی ها سرعت می دهد و مشکل شما را در مدت زمان کمتری حل می کند."

در مصرف نمک و ادویه زیاده روی نکنید
مصرف بیش از حد ادویه جات و نمک ها باعث می شود که شکم شما نفخ کند. یک چهارم فنجان سس کچاپ سه برابر مقدار سدیمی که بدن شما در طول روز نیاز دارد، را فراهم می سازد. یک قاشق سوپخوری سس سویا جایگزین مناسبی برای آن خواهد بود.

پتاسیم مصرف کنید
این ماده طبیعی ادرار آور بوده و اثر نفخ آور نمک را از بین می برد. می توانید آنرا در گوجه فرنگی، موز، ماهی قزل آلا، بادام و گیلاس پیدا کنید.

H2O بیشتری مصرف کنید
نوشیدن آب به میزان لازم، باعث می شود تا آبی که در بدن شما به دلیل وجود نمک جمع شده به آسانی خارج شود و نفخ شکمتان از بین برود.


4 حرکت شکم که معجزه می کند!
با انجام این 4 حرکت شکم صافی که آرزویش را داشتید پیدا می کنید. 3 تمرین اول تمام عضلات شکم را به حرکت وا می دارند؛ اثر چهارمی بر روی پهلو ها می باشد. هر کدام از این حرکات را به ورزش های روزانه خود اضافه کنید آنگاه متوجه خواهید شد که پس از چندی باید برای خود لباسی اندازه تر جدیدی خریداری کنید.

دراز نشست استاندارد
در حـالی کـه زانــو هایتان خم شده بر روی زمین دراز بکشید.
کـف پاهـا صـاف اسـت و بــر روی زمین قرار می گیرد. انگشتان
دست را پشت سر بگذارید. آرنج ها بـســمت طرفین باشد. در
هـمان حال آرنج ها را به زانو بزنید و سپس بالای کمر، و شانه
هـا را به عقب بیاورید تا به زمین بخورند. در حین انجام حرکـت
سـر صـاف اســت و فـاصله چانه از سینه حذف می شود. برای
چـند ثانیه در آن حال باقی می مانید و سپس به وضعیت اولیه
باز می گردید.
توجه: سر خود را با دستانتان نکشید! تصور کنید طنابی به دور کمر شما بسته شده و حرکت را با فشاری که به عضلات شکم و کمر می آورید انجام دهید.

دوچرخه
روی زمیـن دراز بـکشـیـد و دسـت هـا را پشـت سـر بـگـذاریــد.
زانوهایتان را خم کنید و پاها را از زمین بلند کنید به طوری کـه
ماهیچه ساق پا به موازات زمین قرار بگیرد. آرنج یکی از دست
هـا را به سمت زانوی مخالف بیاورید. در این حالت پاها باید با
هـم زاویـه 45 درجـه بسـازنـد. ایـن حـرکـت را بـرای هر دو طرف
انجام دهید.

نکته ای برای تازه کارها: برای شروع می توانید پاهای خود
را بر روی زمین نگاه دارید. زمانی که آرنج خود را به سمت پا می آورید زانویتان را بلند کنید تا به هم برسند. سپس دوباره آنرا روی زمین قرار دهید و حرکت را یکمرتبه دیگر تکرار کنید.


دراز نشست عمودی
روی زمـیــن دراز بکشید، پاهایتان را به صورت مستقیم به بالا
ببـریـد، دسـت هــای خود را نیز به طور عمودی در دو طرف بدن
نگه دارید. سعی کنید نوک انگشتان دست را به نوک انگشتان
پــا بـرسـانید. در این حرکت باید پاها را تا آنجا که می توانید به
بالا بیاورید تا استخوان باسن از روی زمین بلند شود.
نکته ای برای تازه کارها: بجای اینکه بطور همزمان دستـهـا
و پـاهـای خـود را بـلـنـد کنید، می توانید ابتدا نیم تنه بالایی و
سپس قسمت پایین بدن را بلند کنید.


پهلو ها
بـه سمت یکی از پهلوها دراز بکشید، زانوهای خو را خم کنید
و بـازویتـان را بـه طور کامل بر روی زمین قرار دهید در حالی که
آرنـج با شـانه در یک راستا باشد. تمام وزن خود را بر روی بازو
وارد آورید و نیم تنه بالای بدن و باسن را به آرامی از روی زمین
بلند کنید،بطوریکه یک خط مستقیم از زانو تا سر حاصل شود.
هـر چقدر می توانید در این حالت بمانید. برای شروع 10 تا 20
ثـانـیـه کـافی اســت. مدت زمان این حرکت را باید تا یک دقیقه
افـزایــش دهیـد. حرکت را برای طرف مقابل نیز انجام دهید. هر
چه قوی تر می شوید، سعی کنید به بازوها و سپس پاها نیز کشش بدهید و بعد هر دو را با هم بکشید.


6 تصور غلط که باعث افتادگی شکم می شود

1- برای سفت شدن شکم یاید حرکات مربوط به آن را هر روز انجام دهید
دلیل: عضلات شکم نیاز به استراحت و بهبودی دارند. در طول زمان استراحت است که ماهیچه ساخته می شود. "کتی کیلر" مربی و نویسنده کتاب " تمرین های کتی برای هنر پیشگان" اظهار می دارد که: "انجام تمرین های شکمی برای 3 تا 5 روز در هفته موجب می شود شما عضلات سفت، و شکم صافی پیدا کنید."


2- تمرین کامل شکم نیم ساعت طول می کشد
دلیل: کیلر معتقد است. "اگر نیم ساعت طول بکشد تا شما احساس کنید عضلات شکمتان در تحرک هستند، پس احتمالا حرکات را اشتباه انجام می دهید. من مربی "جنیفر آنیستون" بودم و ما هر هفته 3 روز بیش از 5 دقیقه بر روی شکم کار نمیکردیم." نحوه انجام دادن حرکات را مجددا بازبینی نمایید و بر روی مدت زمان تمرکز نکنید. همیشه کیفیت مهم تر از کمیت است.


3- دراز نشست خیلی آرام، عضلات را محکم تر می کند
دلیل: آنقدر که روند معمولی دراز نشست شما را لاغز می کند، آرام انجام دادن آن به آب شدن چربی ها کمک نمی کند. در حقیقت کندی در انجام حرکات اصلا سودمند نیست. تمرینات باید به شما در هر حالتی کمک کنند: چه بخواهید وارد ورزش کیک بوکس شوید چه بخواهید یک چمدان را از روی زمین بلند کنید. در هر دو حالت ذکر شده شما کارهای خود را که در حالت اسلو موشن(slow motion) که انجام نمیدهید.

4- بهترین زمان برای انجام حرکات شکمی، آخر تمرین ها می باشد
دلیل: "گیلبرت ویلت" محقق، فیزیوتراپیست و استاد دانشگاه نبراکسا، دانشکده علوم پزشکی می گوید: "هیچ فرقی نمی کند شما چه زمان ورزش های شکمی را انجام دهید، فقط درست انجام دادن و ثبات در تمرینات است که باید مورد توجه قرار گیرد." بنابراین بهترین زمان وقتی است که احساس کنید می خواهید تمرینات را انجام دهید. اما اگر می خواهید در ابتدای تمرینات حرکات مربوط به شکم را انجام دهید، اول باید خودتان را حسابی گرم کنید. هنگامیکه خون در گردش باشد، می توان به آسانی از بروز بسیاری از آسیب دیدگی ها جلوگیری کرد.


5- با انجام حرکات پایلیت (Pilates ) نمی توانید شکم خود را 6 تكه کنید
دلیل: "کیمبرلی لیون" یک مربی خصوصی  معتقد است که: "این حرکات بیشترین تاثیر را بر روی شکم شما می گذارند و اگر آنها را به همراه یک رژیم غذایی سالم انجام دهید، به طور حتم می توانید لایه های مورد نظر خود را بر روی شکم به وجود آورید. شکل شکم، قد و بلندی نیم تنه بالایی شما، جزء اموری هستند که به ژن هایتان ارتباط پیدا می کند."


6- بدون وزنه و دستگاه نمی توانید شکم خود را آب کنید
دلیل: شما به هیچ وجه به وزنه نیازی ندارید، البته بسیاری از ورزشکاران برای اینکه توانایی و قدرت خود را افزایش دهند از وزنه استفاده می کنند. لیون می گوید: "بسیاری از دستگاهها و وزنه ها برای استفاده خانم ها طراحی نشده اند، اگر شما به طور مناسب در دستگاه قرار نگیرید، ممکن است فشار به قسمت های که نباید، وارد شود. او برای ما یک نصیحت دیگر هم دارد: به زمین بچسبید که هم موثر است هم ارزان و آنرا در هر جایی به راحتی می توانید پیدا کنید.

نتیجه بیشتر در زمان کمتر
"لیو جردن"، مربی تناسب اندام در مجموعه ورزشی اکینوکس در شهر نیویورک رازها را برای ما فاش می کند:

حرکات را کمی آرام تر انجام دهید: با چهار شماره بالا بیایید و با 4 شماره به حالت اول باز گردید.
5 تا 10 ثانیه در دشوارترین حالت دراز نشست باقی بمانید.
حرکات خود را کم کم انجام دهید: این کار باعث می شود تا عضلات شکم از سایر ماهیچه ها جدا شده و تاثیر تمرینات مستقیما بر روی شکم وارد شود.

شکم خود را صاف کنید
انجام این حرکت به شما کمک می کند تا شکمتان را لاغر تر کنید. در حالی که صورتتان در مقابل زمین قرار دارد، بر روی شکم دراز بکشید. وزنتان را بر روی کمر و شکم بدهید و سعی کنید دست ها و پاها را از روی زمین بلند کنید. برای چند ثانیه در این وضعیت باقی بمانید. سپس به موقعیت اولیه باز گردید و یک مرتبه دیگر این حرکت را تکرار کنید.

غول نرم افزاري شبکه ها: ويندوز  سرور 2008

غول نرم افزاري شبکه ها: ويندوز

سرور 2008

با اينکه چيزي کمتر از يک سال از انتشار رسمي ويندوز سرور 2008 مي‌گذرد به جرات مي‌توانم بگويم معدود مديران شبکه‌اي در ايران وجود دارند که سيستم‌هاي سرور خود را به ويندوز سرور 2008 ارتقا داده باشند. شما با اين سيستم عامل هر سناريويي را که در سر بپرورانيد مي‌توانيد انجام دهيد. اما متاسفانه در ايران هنوز بازار ويندوز سرور 2003 داغ است و حرکت به سوي اين فناوري عظيم(win2k8) به کندي صورت مي‌گيرد. و اين در حالي است که در همايش‌هاي PDC و winHEC نسخه windows 2008 server R2 هم به صورت آزمايشي رونمايي شد.

در اينجا فقط به معرفي نسخه R2 ويندوز سرور 2008 خواهم پرداخت.

 اين ويرايش 4 قابليت اصلي را در محوريت قرار داده است:

 

Management

windows server 2008

ويندوز سرور داراي يک کنسول مديريتي قدرتمند و مجتمع است که شما مي‌توانيد تمام Roleهاي شبکه را در يک جا (Server Manager) مديريت کنيد. از ديگر امکانات جالب ويندوز سرور server core آن است شما با اين توانمندي مي‌توانيد ويندوز خود را در حالت مينيمال نصب کنيد و بدون رابط گرافيکي(GUI) آن را اجرا کنيد. هيچ چيز لذت بخش‌تر از اين نيست که شما با يک کيبورد، صفحه نمايش سياه و يک خط فرمان کل شبکه‌تان را مديريت کنيد!! کابران يونيکس،ناول و لينوکس خوب مي‌دانند در مورد چه چيزي صحبت مي کنم.!

 جالب است بدانيد در win2k8-R2 از نسخه دوم نرم افزار power shell به طور پيش فرض استفاده شده است شما به کمک اين نرم افزار قدرت زيادي در خط فرمان اين سيستم عامل خواهيد داشت و البته بسيار راحت مي‌توانيد به اسکريپت نويسي بپردازيد. اين سيستم عامل در حجم کاري و پردازش‌هاي بالا به طور خودکار پردازش‌ها را کنترل و on يا off مي‌کند و در زمان کاهش بار کاري به پردازش‌ها سرعت مي‌بخشد اين عمل در نهايت منجر به کاهش مصرف برق مي‌گردد که در ديتا سنترها تاثير بسزايي دارد.  R2 به گونه‌ايي توسعه داده مي‌شود که کارهاي مديريتي روزانه و تکراري شما را تشخيص مي‌دهد و آنها را به طور خودکار به کنسول مديريتي مي‌سپارد و در نهايت شما آسان‌تر و سريعتر به مديريت داده‌ها مي‌پردازيد.

 

Virtualization 

 با اين فناوري سيتم عامل شما تبديل به ماشين مجازي سازي مي‌شود يعني اينکه مي‌توانيد سيستم عامل‌ها و نرم افزارهاي ديگر را به صورت مجازي روي آن سيستم عامل نصب کنيد. پيش از اين نرم افزارهاي جدا از ويندوز اين کار را انجام مي‌دانند، اما با کمک فناوري هايپروايزر(hyper-v) مايکروسافت اين فناوري با ويندوز سرور 2008 يکپارچه شد و در سال اخير پيشرفت‌هايي چشمگيري در اين زمينه حاصل شد و هنوز ادامه دارد. با اين فناوري مي‌توانيد حداکثر بهره‌وري از منابع سخت افزاري را  داشته باشيد و در نهايت کاهش هزينه‌ها.

 

windows

Web 

 ويندوز سرور 2008 از IIS7 براي مديريت وب سايت‌ها استفاده مي‌کند يک سيستم کاملا ماجول‌گرا دارد و شما هر بخش را مي‌توانيد جداگانه نصب کنيد و اين به کارايي و امنيت سيستم شما کمک خواهد کرد. IIS7 از asp.net و php پشتيباني مي‌کند و ديگر نيازي به پلت فرم NET. نخواهيد داشت. هدف win2k8-R2 راحت‌تر کردن مديريت پلت فرم‌هاي تحت وب و پشتيباني از نرم افزار هاي تحت وب مي‌باشد.

 

 

Better Together Windows 7

شايد قبلا مايکروسافت اين حرف را براي ويستا مي‌زد اما ظاهرا تبليغات منفي رسانه‌اي کار خودش را کرده است و در نسخه R2 ديگر خبري از ويستا نيست. همانطور که مي‌دانيد نسل بعدي کلاينت‌هاي مايکروسافت ويندوز 7 خواهد بود. مايکروسافت تمام تلاش خود را خواهد کرد تا فناوري‌هاي استفاده شده در اين دو سيستم عامل با هم منطبق و طراحي يکپارچه‌اي داشته باشند. از اين قسمت نتيجه خواهيم گرفت که تا چند سال آينده خبري از نسل بعدي ويندوز سرور نخواهد بود و اين نشان از قدرت کنوني ويندوز سرور 2008 است

هدیه برای اموات!!!

هدیه برای اموات!!!

هدیه برای اموات

آیا تا به حال به این فکر کرده اید که هدیه مرده ها چیست؟

چطور می توانیم روح اموات خود را راضی و خوشنود نگه داریم و برای آنان از خداوند طلب آمرزش نماییم؟

چگونه گوشه ای از  زحماتی که آنها در زمان حیاتشان برای ما کشیده اند را جبران نماییم؟

         برای اموات خود هدیه بفرستید. هدیه مرده ها صدقه و دعاست.

پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله فرمودند: هدیه مرده ها صدقه و دعاست. هر جمعه ارواح مؤمنین مقابل منزلهای خود می آیند و با صدای محزون و گریان فریاد می زنند: ای فرزندان من! و ای پدرم و مادرم و خویشانم بر ما مهربانی کنید، گرچه به یک درهم یا به یک قرص نان و یا لباسی برای ما خیرات کنید که خداوند شما را در ازای این احسان لباس بهشتی بپوشاند. پس از آن رسول خدا بسیار گریستند و مجددا فرمودند: اموات برادران و خواهران دینی شمایند که در خاک پوسیده شدند در حالی که در سرور و نعمت بودند و بر اثر عذاب و نابودی جانهایشان، این گونه به خودشان خطاب می کنند: "وای برما!" اگر انفاق می کردیم به اندازه ای که در دست ما بود و در اطاعت از خدا و رضای او به فقراء و نیازمندان می دادیم امروز در این تنگدستی به شما محتاج نبودیم. سپس از کنار خانه هایشان به سوی جایگاه ابدی خویش باز می گردند و فریاد می زنند: برای ما هر چه زودتر صدقه بفرستید. (جامع الاخبار، ص197)

 

پیام حدیث

این بیان شریف، پیام بسیار دلسوزانه ای به فرزندان و خویشاوندانی است که نسبت به اموات خودشان تساهل می کنند و نمی دانند با این سهل انگاری چه ناراحتی بزرگی برای امواتشان ایجاد می کنند، زیرا آنان در پرورش شما زندگان متحمل رنج بسیاری شده بودند و شما امروز بر سفره ثروت آنها نشسته اید نسبت به احوال سخت آنان با تمام بی خبری و بی توجهی می گذرید.

برگزیده ای از کتاب رمز اشک تالیف استاد مهدی احدی

وقتی پیامبر خدا در جواب می ماند!

وقتی پیامبر خدا در جواب می ماند!

حضرت موسی

تقل شده است، مقدّس اردبیلى، رضوان اللَّه علیه، شبى پیامبر، صلّى اللَّه علیه و آله و سلم را در خواب دید، در حالى كه حضرت موسى علیه السّلام در خدمت آن بزرگوار نشسته بود. حضرت موسى از حضرت رسول اكرم سؤال كرد : این مرد {مقدّس اردبیلى} كیست؟ پیامبر فرمود : از خودش سؤال كن. لذا حضرت موسى پرسید : تو كیستى؟

مقدّس اردبیلی گفت : من احمد پسر محمّد از اهل اردبیل و در فلان كوچه و فلان جا مسكن دارم.

حضرت موسى گفت : من تنها اسمت را پرسیدم، این همه تفضیل براى چه بود؟

مقدّس گفت : خداوند تنها از شما سؤال كرد : این چیست در دست تو؟(1) و شما در جواب خدا فرمودید : این عصاى من است به آن تكیه مى‏كنم و نیز با آن گوسفندانم را مى‏رانم و استفاده هاى دیگرى هم از آن مى‏كنم. پس شما چرا این قدر در جواب تفضیل دادید؟

حضرت موسى به پیامبر اكرم عرض كرد : راست گفتى كه علماى امّت من، مانند پیامبران بنى‏اسرائیل مى‏باشند.(3)

 


1-سوره طه ،آیه 17(وَمَا تِلْكَ بِیمِینِكَ یا مُوسَى)

و آن چیست در دست راست تو، ای موسی؟!

2- سوره طه، آیه 18(قَالَ هِی عَصَای أَتَوَكَّأُ عَلَیهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَى غَنَمِی وَلِی فِیهَا مَآرِبُ أُخْرَى)

گفت: «این عصای من است؛ بر آن تکیه می‌کنم، برگ درختان را با آن برای گوسفندانم فرومی‌ریزم؛ و مرا با آن کارها و نیازهای دیگری است.

قاري ممتازي که سفير صلح و دوستي شد!

نام حاج جواد فروغي قاري مشهور ايراني براي اكثر خانواده هاي ايراني خصوصاً قرآن دوستان، نامي آشنا و صميمي است.ايشان از سه سالگي با راهنمايي پدرشان با قرآن مجيد آشنا شدند و به حفظ وتلاوت قرآن كريم پرداختند. قرائت حرفه اي را از سن 7سالگي شروع كرده و سپس در سطح استان بعنوان دانش آموز قاري ممتاز معرفي شدند. پس از 16سالگي شروع به كار در خصوص مفاهيم قرآن كريم كردند و تاكنون نيز به همين امر اشتغال دارند. فعلا نيز ايشان مشغول به تحصيل در رشته تفسير و مفاهيم بوده و از اساتيد حوزه و دانشگاه بهره مي برند.

اين شخصيت قرآني همزمان با تلاوت و كار در خصوص مفاهيم و تفسير قرآن كريم به تحصيل خويش نيز ادامه داده و در رشته مهندسي كامپيوتر فارغ التحصيل شده است.

فرهنگ قرآن و چگونگي حاكم كردن اين فرهنگ در جامعه، ويژگي هاي قاريان قرآن مجيد، وظايف پدران مادران در خصوص زمينه سازي براي آشنايي فرزندان با فرهنگ قرآن، برنامه هاي ايشان در داخل و خارج كشور، فراگرفتن زبان انگليس براي تبليغ با اين زبان و... بود. اينك ماحصل اين گفت وگو را از نظر خوانندگان ارجمند مي گذرانيم.

 

¤ ضمن تشكر از اينكه دعوت ما را پذيرفتيد و دراين گفتگو شركت كرديد؛ به عنوان اولين سؤال بفرماييد كه به نظر شما چگونه مي شود فرهنگ قرآن را در جامعه حاكم كرد؟

تنها راه حاكم كردن فرهنگ قرآن بر جامعه شناخت قرآن است. پس اجازه دهيد اول از قرآن بگويم. قرآن كتابي است آسماني و فروغي است ابدي. مجموعه اي است از گفتار خداوند كه توسط امين وحي بر قلب پيامبر خوانده شده است. قرآن مجموعه قوانين و دستورات لايتغيري است كه خداوند براي تكامل انسان ها فرستاده است. اگر انسان ها به اين كتاب آسماني گردن نهند و فرامين آن را به كارببندند هيچگاه دچار شكست سرگرداني، هرج و مرج و ناامني نخواهند شد و همگي با صفا و صميميت و همدلي و همياري در كنار هم زندگي خواهند كرد. قرآن درياي پر موج و خروشي است كه پراز گنج هاي گرانبها و صدف هاي پراز مرواريد است كه هركس در آن وارد شود چيزي به دست خواهد آورد و دست خالي بيرون نخواهد آمد. اين كتاب مرهمي است بر دل هاي مجروح و مايوس؛ داروي شفابخشي است بر دل هاي بيمار، كه خود مي فرمايد: و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمه . قرآن پناهگاهي است براي بي پناهاني كه از همه بريده و از همه چيز مايوس و نااميدند.

 در پايان برنامه امام ارشد، سخنراني كوتاهي درمورد برنامه هايم نموده و گفت: اين جوان با برنامه هاي متنوع خود كار چهار نفر از ميهمانان ديگر ما را به تنهايي انجام داده است و بنده ايشان را به عنوان سفير صلح و دوستي و اتحاد معرفي مي نمايم

قرآن كريم راهنمايي است براي گمراهاني كه حيرت زده و سرگردان در جستجوي راه نجاتند. دراين راستا است كه امام معصوم(ع) مي فرمايد: هرگاه فتنه و فساد بسان ابر تيره و تاريك زندگي شما را دربرگيرد بر شما است كه به قرآن پناه بريد و از او ياري و كمك طلبيد. رسول گرامي اسلام(ص) پيرامون اين كتاب بزرگ فرموده اند: قرآن بخوانيد و به آن عمل كنيد و بدانيد كساني كه قرآن مي خوانند ولي به آن عمل نمي كنند مورد لعن قرآن قرار مي گيرند. و از آنجا كه مولا علي(ع) مي فرمايد: از گفتار خداوند سود بريد و از آن شفا طلبيد و بدانيد كه قرآن در قيامت شفيعي است كه شفاعتش هرگز رد نمي شود. از مجموعه گفتار كوتاه معصومين(ع) پيرامون قرآن در مي يابيم كه انس با قرآن و آشنايي با مفاهيم ارزشمند آن كليدي خواهد بود براي گشايش دل هاي قفل شده و نوري براي دل هاي تاريك و داروي شفا بخشي براي دل هاي بيمار و شفيعي در قيامت. پس همگي بكوشيم و تلاش كنيم كه كلام خدا را با توجه به معني آن و با لحن خوش و زيبا بخوانيم و در سايه راز و نياز با معبود و معشوق خود دل را صفا و روشني بخشيم تا خود را به مرحله اي برسانيم.

¤ خب الحمدلله شما پس از رسيدن به جايگاه در عرصه حفظ و تلاوت كتاب نوراني حضرت حق، متوقف نشديد و به تلاش و كوشش خود در جهت تبليغ پيام ها و معارف قرآن ادامه داديد. به عنوان كسي كه در زمينه قرائت قرآن صاحب نظر هستيد بفرماييد كه براي قاريان قرآن مجيد چه سفارشي داريد؟

به همه قاريان قرآن عرض مي كنم نسلي كه موفق به درك حقايق و پيام هاي مكتب بزرگ و انسان ساز قرآن نشود و نتواند در مجلاي انوار هدايت قرار گيرد آگاهي و روشن ضميري را نخواهد يافت چرا كه فروغي قاري قرآن بايد بداند دولت قرآن كساني را نصيب مي شود كه رهنمودهاي قرآن را در متن انديشه و زندگي خويش مهيا سازد. همه قاريان شايسته ميهن اسلامي ما پيام قرائتشان جز به پيروي از احكام قرآن استحكام نمي يابد و جوانان شايسته با تربيت قرآني و روش هاي آموزشي آن در كليه سطوح اجتماعي پا به عرصه فردايي بهتر نخواهند گذارد مگربا عمل به قرآن. جوانان قاري بايد در جهت ترويج فرهنگ قرآني فعاليت كنند و همچنين در سطح علمي و آموزش و مفاهيم ارزشمند قرآن تلاش و كوشش بيشتري بنمايند.

¤ شنيده ايم كه شما به زبان انگليسي مجموعه سخنراني داشته ايد، در اين خصوص مايليم از زبان خودتان بشنويم كه زبان انگليسي را از كي فرا گرفتيد و به چه مرحله اي رسيده ايد و تا چه حد آن را براي يك قاري ضروري مي دانيد؟

به طور كلي در راستاي سفرهاي داخلي كشور سفرهاي خارجي را چند بار در سال به همراه دارم و بعضي از دعوت هاي فرهنگي خارج از كشور توسط ميزبان خارج از كشور انجام مي پذيرد در رابطه با زبان انگليسي بايد عرض كنم سفري به كشور انگلستان داشته ام در دانشگاه منچستر و ليورپول كه دانشجويان ايراني مشغول به تحصيل در آن دانشگاه بودند و هم اكنون هر كدام از آن دانشجويان اساتيد بنام و مطرح دانشگاه هاي ايران هستند برنامه هايي داشتم پس از قرائت قرآن شخصي صحبت ها و قرائت قرآنم را كه ايراني هم نبود به زبان انگليسي ترجمه كرد كه اين اتفاق تاثير زيادي بر روحيه ام گذاشت كه چطور ممكن است بنده قرائت قرآن و صحبت كوتاهي داشته باشم ولي نتوانم پيام قرآن را به زبان انگليسي ارائه دهم لذا با توجه به زمينه و اطلاعاتي كه از قبل به زبان انگليسي داشتم و با 10 سال تلاش و كوشش زبان انگليسي ام را در حد سخنراني و با تسلط كامل تكميل نمودم تا آنجايي كه هم اكنون در كنفرانس ها و سخنراني هاي خارج از كشور شركت نموده و مطلب خود را در زمينه معارف و مفاهيم ارزشمند قرآن ارائه مي دهم و همچنين يكي ديگر از اقدامات و فعاليت هاي اين جانب در خارج از كشور ترويج معارف قرآني و تشويق و ترغيب مسلمانان به ويژه جوانان به سوي اين كتاب انسان ساز است؛ سالهاست كه دشمنان قسم خورده اسلامي تمام امكانات و توانمندي خود را بر تهاجم فرهنگي به اسلام عزيز متمركز نموده است؛ يكي از خطرناك ترين تهاجم دشمن توهين به پيامبر اعظم و دين مبين اسلام است؛ بعضي از قلم به دستان مزدور از روي غرض و عناد و با برخورداري از امپراطوري رسانه اي، دين پيامبر اسلام را، دين خشونت، و پيامبر را، پيامبر جنگ طلب به ملت هاي گوناگون معرفي نمودند و هر روز بر ضد شخصيت الهي و تعاليم پيامبر عظيم الشأن مطالب انحرافي نوشته و آن را منتشر مي كنند لذا در پاسخ به اين حركت هاي ناجوانمردانه تلاش هايي نيز توسط مسلمانان و انديشمندان اسلامي در اقصي نقاط عالم انجام مي شود؛ بدين مناسبت در سال 85 در كشور تايلند (بانكوك) كنفرانسي تحت عنوان پيامبر اعظم برگزار گرديد و اينجانب در اين كنفرانس به زبان انگليسي به ايراد سخنراني پرداختم و با استناد به آيات قرآن كريم، پيامبر اعظم را، پيامبر صلح و دوستي، اسوه و الگوي بشريت و رحمه للعالمين معرفي نمودم.

در پايان اين كنفرانس مورد تشويق و تفقد حاضران اساتيد دانشگاه كشورهاي مختلف و علماي مراكز اسلامي جهان از جمله آقاي دكتر تيجاني از آمريكا و آقاي موسوي از مركز اسلامي لندن قرار گرفته و از سوي برخي از اين شخصيت ها به چند كشور اروپايي دعوت شدم.

همچنين سفري در سال 86 به هنگ كنگ و قطر داشتم در آنجا هم با سخنراني انگليسي خطر دشمنان اسلام و فرقه گرايي را به مسلمانان گوشزد نمودم از سال 75 تا هم اكنون به طور مداوم مشغول مطالعه زبان انگليسي هستم براي برگرداندن آيات عربي به انگليسي كه كار بسيار مشكل و طاقت فرسا است كه اين حركت فرهنگي زحمتش چندين برابر بيشتر از مكالمه معمولي است چون بعضي از كلمات انگليسي كه جايگزين معني كلمات قرآن مي شوند بايد در شأن قرآن باشد لذا اين حركت فرهنگي تلاش و زحمت بيشتري را مي طلبد چون براي پيداكردن يك كلمه انگليسي كه جايگزين يك كلمه قرآن شود بايد ساعتي كتاب را مطالعه نمود تا كلمه اي در شأن و عظمت قرآن پيدا كرد. ضمناً به زودي در كنفرانس غيرمسلمانان (non-muslim) كه در يكي از كشورها برگزار مي گردد شركت خواهم كرد.

¤ فكر مي كنيد كه دانستن و فهم يك زبان خارجي بين المللي چقدر براي يك قاري يا حافظ قرآن كريم لازم است و او را چگونه موفق به ابلاغ پيام الهي به ديگران مي نمايد؟

قاريان قرآن براي يادگيري يك زبان خارجي بايد تلاش كنند تا در آينده ثمره اش را بچشند. پيامبر اكرم(ص) مي فرمايند: جوينده علم در كنف حمايت پروردگارش است، پس بكوشيد و تلاش كنيد تا در كنف حمايت پروردگارتان قرار گيريد. قاريان قرآن بايد سفيراني باشند مسلح به معاني و مفهوم قرآن، علاوه بر قاري بودن بايد مبلغ هم باشند و حداقل به يك زبان خارجي در حد سخنراني مسلط باشند تا بتوانند معني و مفهوم آنچه را كه قرائت مي نمايند براي عاشقان و علاقمندان به كلام وحي به زبان انگليسي يا عربي بازگو كنند تا مستمعين ضمن التذاذ از قرائت قرآن از درك و مفهوم قرآن حظ لازم و لذت وافر را ببرند. در شرايطي كه دشمنان اسلام و قرآن با همه ابزارها و با انواع روش هاي سخيف و بدور ازهر نوع آداب انساني به ساحت مقدس پيامبر عظيم الشان و قرآن عزيز هجمه آورده اند وظيفه بزرگي برعهده ما قراردارد تا اين اسوه و الگوي بشريت را به جوامع انساني معرفي و از او دفاع كنيم. لذا بهترين دفاع از شخصيت آخرين فرستاده الهي پيامبر اعظم حضرت محمد(ص) و اسلام عزيز آشنايي ما به علوم قرآني و مفاهيم ارزشمند آن است كمترين غفلت باعث عقب ماندگي ما خواهد شد و دشمن در باطل خود پيشرفت خواهد نمود.

¤ شنيده ام كه در خارج از كشور برنامه هاي متعددي داشته ايد. آنچه من شنيده ام گوياي اين مطلب است كه شما در داخل حدود 3000 برنامه و در خارج و در كشورهاي گوناگون حدود 200برنامه تلاوت و سخنراني داشته ايد. در اين خصوص نيز اگر براي خوانندگان ارجمند بيشتر توضيح دهيد، ممنون مي شوم.

بله، با توفيقات الهي تاكنون بيش از 3000 برنامه در داخل و خارج از كشور اجرا نموده ام كه 200برنامه قرآني در كشورهاي عربستان، سوريه، لبنان، كشورهاي اقماري شوروي سابق، سنگاپور، اسكاتلند، مالزي، تايلند، هنگ كنگ، امارات، قطر و انگلستان و...، دانشگاه هاي منچستر، ليورپول و بلكبرن بوده است با بيش از 40پرواز خارجي و با بيش از 450 پرواز داخلي جهت برنامه هاي قرآني سفر كرده ام و با دعوت بسياري از نهادها و سازمان هاي گوناگون كشوري و لشگري در محضر علماي اعلام و مراجع عظام و در كنفرانس ها، اجلاس ها، سمينارها، افتتاحيه ها و... حضور فعال داشته ام و در برخي برنامه ها به عنوان يك حركت فرهنگي در بعضي از مراكز استان ها مراسم انس با قرآن در خيابان ها با حضور بيش از 30000 نفر از آحاد مردم شريف بويژه جوانان و نوجوانان عزيز تشكيل شده است كه سوابق آنها موجود و در اختيار مي باشد.

اينجانب بنابر احساس وظيفه به تأسي از مقام معظم رهبري در جهت تقويت هرچه بيشتر مباني علمي و فكري خود به منظور حضور فعال تر و مؤثرتر بيش از پيش معارف قرآني به طور مستمر مشغول مطالعه دروس حوزوي و نيز توسعه دانش خود با مطالعه و تحقيق در شاخه ادبيات ازقبيل مولوي، حافظ، سعدي... بوده و حدود 10سال است با تلاش مضاعف نسبت به فراگيري زبان انگليسي، اهتمام دارم (و همچنين زبان عربي) حضور در مساجد و مراكز مختلف در سطح كشور و نيز در دانشگاه ها و انتقال مفاهيم و معارف قرآني و قرائت قرآن كريم براي دانشجويان آينده ساز از افتخارات اينجانب و برنامه هاي درحال اجرا مي باشد.

در كشور تايلند (بانكوك) كنفرانسي تحت عنوان پيامبر اعظم برگزار گرديد و اينجانب در اين كنفرانس به زبان انگليسي به ايراد سخنراني پرداختم و با استناد به آيات قرآن كريم، پيامبر اعظم را، پيامبر صلح و دوستي، اسوه و الگوي بشريت و رحمه للعالمين معرفي نمودم.

هم اكنون كه دشمنان قسم خورده اسلام و انقلاب اسلامي نااميد از تهاجمات نظامي و برنامه هاي سخت افزاري درصدد به انحراف كشاندن و گمراه كردن آحاد جوانان اين مرز و بوم به وسيله شبيخون فرهنگي و هجوم به اعتقادات و فطرت هاي پاك انسان ها مي باشد اينجانب نيز خود را مكلف و موظف به اداي تكليف دانسته و اميدوارم با حضور بيشتر خود در اين عرصه سرنوشت ساز دينم را ادا نموده وبا اين سلاح هدايتگر و مؤثر در حد خود به مقابله با تهاجم فرهنگي دشمنان اسلام اهتمام وجديت بيش از پيش داشته باشم.

¤ لطفاً يكي از خاطرات جالب خود از سفرهاي خارجي را برايمان تعريف كنيد.

در ادوار زندگي هر انساني خاطراتي وجود دارد در زندگي من و در دوران فعاليت هاي فرهنگي چه در داخل و چه در خارج كشور، پر از خاطرات است بد نيست همين جا يكي از خاطرات وفعاليت هاي فرهنگي ام را در هنگ كنگ به عرض برسانم .چهار نفر از كشوري جهت محفل انس با قرآن وارد هنگ كنگ شدند كه هركدام از آنها برنامه اي داشتند، اولي سخنراني كرد، دومي قرائت قرآن، سومي تواشيح و مديحه سرايي، چهارمي هم دعاي مخصوص براي مسلمانان خواند كه مجموعاً 75 دقيقه برنامه اجرا نمودند سپس نوبت بنده شد اول درمورد وحدت سخنراني انگليسي نمودم، بعد قرائت قرآن، سپس تواشيح و در پايان دعا نمودم كه جمعاً 75 دقيقه برنامه ام به طول انجاميد كه بسيار موردتوجه حضار قرار گرفت. مقام اول مذهبي جلسه آنجا امام ارشد كه ميزبان ما بود و چند نفر از بزرگان ديگر جلسه از برنامه هايم خيلي تعجب كردند، چراكه انتظار اين توانمندي از يك نفر را نداشتند كه همگان را تحت تأثير برنامه هاي خويش قرار دهد. در پايان برنامه امام ارشد سخنراني كوتاهي درمورد برنامه هايم نموده و گفت: اين جوان با برنامه هاي متنوع خود كار چهار نفر از ميهمانان ديگر ما را به تنهايي انجام داده است و بنده ايشان را به عنوان سفير صلح و دوستي و اتحاد معرفي مي نمايم

(the embassador of peace and unity)

پس از پايان جلسه در حلقه محاصره محبت و تحسين جمعيت عظيم حاضر در جلسه قرار گرفتم و با صدها نفر ازجمعيت مصافحه و معانقه نمودم.

منبع: کيهان، با تصرف و تلخيص

مس عملمان را چگونه طلا کنیم؟!

مس عملمان را چگونه طلا کنیم؟!

مطهری

این حدیث در اصول كافى است كه بعضى از ملائكه عابدى را در دامنه كوهسارى مى‏دیدند كه آنى از عبادت فارغ نیست. بعد آن ملائكه یا آن ملك بر غیب این شخص-یعنى بر آنچه كه ما مى‏گوییم نامه عمل، بر باطنش، بر حقیقت كارش، بر جزا و پاداش او-اطلاع پیدا كرد، دید او جزا و پاداش بسیار اندكى دارد، و تعجب كرد، آدمى كه جز عبادت كارى ندارد چرا اینقدر پاداشش كم است؟! از خداى متعال سؤال كرد:خدایا این عابد چرا اینقدر پاداشش كم است؟ به او وحى رسید كه برو او را امتحان كن، به اینكه به صورت یك انسان مجسم شو، مدتى پیش او باش تا از نزدیك او را بشناسى، آنوقت ما جوابت را مى‏دهیم.او به صورت یك انسان در آمد و رفت در نزدیكى او، او هم شروع كرد به عبادت كردن.مدتى با او هم شكلى كرد تا كم كم با او انس گرفت و توانست باب سخن را با او باز كند.یك وقت این ملك رو كرد به این عابد، نگاه كرد به آن دره و آن دشت كه خیلى سبز و خرم بود و سبزه زیادى داشت و گفت:عجب جاى با صفایى است، چه جاى خوبى است براى عبادت!عابد جواب داد: بله، چه جاى خوبى است، ولى یك غصه همیشه در دل من هست و از این غصه خیلى ناراحتم.گفت:چه غصه‏اى دارى؟ گفت: اى كاش این خداى ما یك الاغ سوارى مى‏داشت، مى‏فرستاد اینجا، ما برایش مى‏چراندیم. فرشته فهمید این، معرفت در كارش نیست.

عمل بى معرفت ارزشى ندارد لیبلوكم ایكم احسن عملا .آدمى كه خدایى را عبادت مى‏كند كه درباره آن خدا فرض مى‏كند كه یك الاغ داشته باشد(مثل آنهایى كه مى‏گفتند:خداوند هر شب جمعه از آسمان برین به آسمان دنیا پایین مى‏آید و از آسمان دنیا روى زمین مى‏آید،و بوده‏اند افرادى كه مى‏رفتند روى پشت بامشان یك مقدار جو مى‏ریختند كه اگر الاغ خدا روى پشت بام آنها آمد بى جو نماند و یك مقدار جو بخورد)چنین آدمى تمام عمر زحمت بكشد و جان بكند،چه ارزشى و چه اثرى دارد؟

 

معرفت ارزش عمل را بالا مى‏برد

پس یكى از چیزهایى كه ارزش عمل را از نظر كیفیت بالا مى‏برد معرفت است.چرا در باب زیارات اینقدر آمده است كه مثلا«من زار الحسین علیه السلام عارفا بحقه...»هر كسى كه امام را زیارت كند به شرط اینكه او را بشناسد چنین و چنان است؟ زیرا اساس شناخت است.

اینكه بعضى از اشخاص شبهه مى‏كنند كه یك قطره اشك براى امام حسین مگر مى‏تواند اینقدر ارزش داشته باشد، پاسخ این است كه گاهى ممكن است انسان آنقدر براى امام حسین بگرید كه اگر اشك همه عمر را جمع كنند یك استخر بشود و هیچ ارزشى هم نداشته باشد. ولى یك انسان ممكن است به اندازه یك بال مگس براى امام حسین اشك بریزد كه ارزشش از آن استخر اشك دیگرى خیلى بیشتر باشد. بنابراین یكى از چیزهایى كه عمل انسان را احسن مى‏كند، یعنى درجه عمل را بالا مى‏برد و اصوب مى‏كند، صواب (1) عمل را بیشتر مى‏كند، حقانیت عمل را بیشتر مى‏كند معرفت‏خداوند است،و همان معرفت است كه به دنبال خودش هیبت و خشیت و احساس عظمت مى‏آورد. درباره پیغمبر اكرم و ائمه اطهار چقدر زیاد رسیده است كه وقتى براى نماز آماده مى‏شدند[منقلب مى‏شدند.]

امام مجتبى علیه السلام تا مى‏خواست براى وضو گرفتن آماده شود، رنگ در چهره‏اش باقى نمى‏ماند.«یابن رسول الله‏»چرا؟ مى‏دانى به حضور چه عظیمى دارم مى‏روم؟ یعنى شما انسانها اگر بخواهید به حضور یك صاحب قدرتى، صاحب سلطه‏اى، پادشاهى بروید چطور خودتان را جمع و جور مى‏كنید، من مى‏خواهم به حضور یك چنین ذاتى حاضر شوم. این، حد و درجه معرفت را نشان مى‏دهد. دو ركعت نمازى كه با چنین حضورى خوانده شود بیشتر است از میلیاردها نماز دیگرى كه دیگران بخوانند.

 

منبع:

آشنایى با قرآن جلد ۸، استاد مرتضى مطهرى

از این آیه می آموزیم.

از این آیه می آموزیم

 

قرآن

وَقُلْنَا یَََّادَمُ اسْكُنْ اءَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلاَ مِنْهَا رَغَداً حَیْثُ شِئْتَُما وَلاَ تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَة فَتَكُونَا مِنَ الظّاَ لِمِینَ(بقره، 35)

و گفتیم اى آدم ، تو با همسرت در این باغ سكونت كن و از میوه هاى فراوان و گواراى آن هر چه مى خواهید، بخورید ولى به این گیاه نزدیك نشوید كه از ستمگران خواهید شد.

 

خداوند كه بشر را از خاكِ زمین ، و براى خلافت در زمین ، آفریده بود، براى آنكه اسباب زندگى او را در زمین فراهم سازد،ابتدا همسرى از جنس خودش براى او آفرید، تا هم انیس و مونس او باشد، و هم مایه دوام و بقاىِ نسل او. سپس براى آن دو، باغى بهشت گونه در زمین آماده ساخت كه هم مسكن آنان باشد و هم منبع غذا و خوراك آنان .

با این كار، خداوند نعمت را بر آدم تمام كرد و همسر و مسكن و غذاى او را تأمین نمود، تا اسباب رفاه و آسایش آنان در زمین فراهم گردد و راه بهره گیرى از زمین و مواهب گسترده آن را به تجربه بیاموزند.

امّا خداوند آنان را از خوردن گیاهى خاص ، نهى فرمود، زیرا خوردن از آن گیاه ، موجب ستم به جان و نفس آنان مى گردید و خروج آنان از بهشت را بدنبال مى داشت .

از آنچه گفتیم روشن گردید، بهشتى كه آدم در آن مسكن گزید، بهشتِ موعود در قیامت نبوده است ، زیرا:

اولاً آن بهشت براى پاداش است و آدم هنوز كار نیكى انجام نداده بود كه استحقاق پاداش داشته باشد.

و ثانیاً كسى كه به بهشت موعود وارد شود، دیگر از آن خارج نمى گردد.

و ثالثاً در بهشتِ موعود، گیاه ممنوع وجود ندارد كه خداوند از خوردن آن ، نهى كند بلكه همه چیز مباح و حلال است .

علاوه بر آنكه ، خداوند به باغ هاى سرسبز دنیا نیز "جَنَّت "اطلاق كرده و این كلمه اختصاص به بهشتِ قیامت ندارد، چنانكه در آیه 17سوره قلم مى فرماید: "اِنّا بَلَوْناهُمْ كَما بَلَوْنا اَصْحابَ الْجَنَّة " "اى پیامبر ما ثروت اندوزانِ متكبر و مشرك را، همانند آن صاحبان باغ مورد آزمایش و ابتلا قرار مى دهیم "

 

از این آیه مى آموزیم كه :

1 همسر، مسكن و غذا، نعمت هایى است كه خداوند براى رفاه و آسایش بشر در زمین به او عنایت كرده است .

2 قبل از ممنوع كردن چیزى ، باید ابتدا راه هاى صحیح برطرف كردن آن نیاز را باز نمود. بشر نیاز به غذا دارد، لذا خداوند ابتدا خوردنى هاى مجاز را در اختیار آدم و همسرش ‍ قرار مى دهد، آنگاه آنان را از خوردنِ گیاهى خاص منع مى كند.

3 گناه به قدرى خطرناك است كه حتى نباید نزدیك آن گردید، چه رسد به آنكه انسان مرتكب آن شود. لذا خداوند بجاى آنكه بفرماید: "لاتَأكُلا""از این گیاه نخورید"، فرمود: "لاتَقْرَبا" "به این گیاه نزدیك نشوید".

4 انجام آنچه را خداوند نهى فرموده ، ضررش به خود انسان مى رسد نه به خدا. تخلّف از دستوراتِ الهى ، ظلم به خویشتن است و انسان را از نعمت هاى الهى محروم مى سازد.

5 انسان در خوردن ، نباید همچون حیوانات تسلیم شكم باشد، كه هر چه را میل داشت بخورد، بلكه باید مطیع خدا باشد كه هر چه را او برایش صلاح دیده ، بخورد و آنچه را ممنوع كرده ، رها سازد

 

برگرفته از: تفسیر قرآن براى جوانان، جلد اول، متوسّل، محمود

ازدواج شوخی بردار نیست......

رویایی نیندیشید

رویایی نیندیشید

ازدواج یکی از مهمترین حوادثی است که در زندگی هر انسان رخ می‌دهد. لذا دارای اهمیتی در خور توجه است. نظر به اهمیت ازدواج و تشکیل خانواده و تأثیر آن در تداوم و استحکام خانواده، تربیت فرزندان، داشتن زندگی سالم توام با رضایت و خوشبختی و احساس موفقیت، ضرورت دارد دختران و پسران هنگام ازدواج از خدمات مشاوره‌ای مناسبی بهره‌مند شوند و از این طریق با اهداف، وظایف و حقوق یکدیگر به خوبی آشنا شوند.

امروزه دختران و پسران جوان در آستانه ازدواج با بهره‌گیری از خدمات مشاوره ازدواج می‌توانند با گام‌های راسخ‌تر و آرامش و اطمینان بیشتری در راه پر پیچ و خم ازدواج و تشکیل خانواده گام نهند و در نهایت در این امر مهم موفق باشند.

متأسفانه در جامعه ما در برخی موارد دختران و پسران بدون مطالعه و آگاهی کافی با برخورداری از احساس و ذوق منهای دقت در ابعاد گوناگون اخلاقی، جسمی و روانی با یکدیگر ازدواج می‌کنند. پس از ازدواج نیز به دلایل عدم آگاهی، به این مشکلات دامن می‌زنند. در اینجا توجه شما را به نکاتی چند جهت انتخاب همسر جلب می‌کنیم .

1 ) نسبت به کل ماجرا واقع‌بین باشید. تابع احساسات نگردید و به شکل منطقی جوانب کار را بسنجید. در تداوم یک ازدواج، دوست‌داشتن و عشق اگر چه شرط لازم است ولی کافی نیست. پس به سایر مسایل مهم نیز بپردازید. رویایی نیندیشید.

2 ) شریک احتمالی زندگی خود را بشناسید. در چارچوب آنچه در دین و فرهنگ مجاز می‌باشد، قبل از تصمیم‌گیری برای ازدواج شریک احتمالی زندگی خود را بیشتر بشناسید. این شناخت یا به واسطه رفت و آمد و پرسش‌های مستقیم حاصل می‌گردد و یا از طریق دیگر آشنایان.

توجه داشته باشید دوستان فرد، گاه برخی حقایق را پنهان می‌کنند. پس شاید بهتر باشد در بعضی مواقع بطور غیرمستقیم به پاسخ برسید در مجموع شما بایستی در مورد خلق و خو، افکار، عقاید، خواسته‌ها، عادات، دیدگاه‌ها، حساسیت‌ها، نوع برخوردها، توانائی‌های ارتباطی و غیره شناخت پیدا کنید.

طرز برخورد فرد را در موقعیت‌های بحرانی و در برابر مادیات بشناسید.

3 ) اعتقادات و باورهای مذهبی طرف مقابل را جویا شوید. عقاید و باورهای همسر احتمالی خود را در مورد آئین و مذهب جویا شوید و ببینید که آیا برداشت او از دین با برداشت شما سازگار است یا خیر. چرا که اگر نقطه نظرات این فرد برای شما قابل قبول نباشد احتمال وقوع مشکلات شدیدی پیش‌بینی می‌‌‌شود. مگر آن که در این زمینه انعطاف‌پذیر باشید و بتوانید خود را در چارچوب نظرات او قرارداده و شیوه زندگی او را بپذیرید. پس به طرف مقابل اجازه دهید به طور وضوح برداشت خود را از مذهب بگوید و انتظارات خود را در مورد عقاید شما به عنوان همسر، بیان نماید.

4 ) برخوردهای همسر احتمالی خود را در موقعیت‌های مختلف بررسی کنید. هر چه بیشتر در شرایط متفاوت و متعددی همسر احتمالی خود را ملاقات کرده و مورد مشاهده قرار دهید، نشانه‌های بیشتری از طرز برخورد او با مردم در موقعیت‌های مختلف خواهید یافت.

5 )  خواسته‌ها و انتظارات یکدیگر را مورد مطالعه قرار دهید. شما باید بدانید همسر آینده شما چه انتظاراتی از خودش و شما دارد. شما باید در مورد مسایل مهم زندگی به توافق برسید. بطور مثال شما باید بدانید:

 نظر همسر احتمالی شما در مورد شغل شما، معاشرتها ، مکان زندگی ، زمان بچه دار شدن و  چیست؟

بررسی کنید که تعهد وی در قبال خانواده و افراد فامیلش چگونه است و در آینده چه تعهداتی نسبت به آن‌ها دارد وتأثیر این موضوع بر زندگی شما چگونه خواهد بود.

به طرف مقابل اجازه دهید به طور وضوح برداشت خود را از مذهب بگوید و انتظارات خود را در مورد عقاید شما به عنوان همسر، بیان نماید.

6 ) با خود واقعی‌تان مشورت کنید و به ندای درونی خود گوش فرا دهید. از خود بپرسید آیا این فرد همان کسی است که واقعاً به دنبالش بوده‌ام؟ آیا می‌خواهم که این مرد یا زن، پدر یا مادر فرزند من باشد؟ اگر پاسخ صریحی ندارید، دوباره بر روی موضوع تمرکز کنید و سعی کنید پاسخی قاطع برای آن قبل از ازدواج بیابید چرا که ازدواج یکی از بزرگترین و مهمترین مسایل زندگی شما است و آینده فرزندان شما را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

7 ) دلایل مناسبی برای ازدواجتان پیدا کنید و خود تصمیم گیرنده نهایی باشید. هرگز تحت فشار برای ازدواج متقاعد نشوید. تنها خوب بودن احساسات اطرافیان در مورد طرف مقابل کافی نیست. ‌قلب و منطق شما نیز باید در این کار رضایت دهد. ضمن احترام به تجربه و عقاید اطرافیان به ویژه والدین و حفظ آداب و رسوم فرهنگی و مذهبی، تصمیم نهایی را خود بگیرید و به مصالحی از قبیل پول و ثروت، شهرت، خروج از کشور و غیره اکتفا نکنید.

8 ) نسبت به سلامت جسمانی و روانی طرف مقابل اطمینان حاصل کنید . تا شریک زندگی شما وابسته به مواد مخدر و دارای بیماری‌های خاص جسمانی و روانی نباشد.

9 ) توجه داشته باشید که با شریک احتمالی زندگی خود در مواردی مانند طبقه اجتماعی، سن، میزان تحصیلات و توانائی‌های هوشی تناسب داشته باشید. این موارد را جدی بگیرید.

عجله نکنید. با توجه به این که بسیاری از ازدواج‌ها به دلیل دستپاچگی و عجله‌ کردن در تصمیم‌گیری در نهایت به شکست منتهی می‌شود در تصمیم خود برای قبول یک ازدواج عجله نداشته باشید. حتماً در مورد فردی که می‌خواهید عمری را با وی سپری کنید، تحقیق کنید. به شناخت برسید و وقت بگذارید . صرفاً به دلیل نا امید شدن از ازدواج تن به یک ازدواج نامناسب ندهید و خود را به فهرست قربانیان ازدواج اضافه نکنید.

تنها خوب بودن احساسات اطرافیان در مورد طرف مقابل کافی نیست. ‌قلب و منطق شما نیز باید در این کار رضایت دهد.

10) از خداوند کمک و راهنمایی بگیرید: با ایمان و توکل به خدا از او بخواهید تا در انتخاب صحیح زندگی شما را یاری کرده و مسیر مناسبی را پیش رویتان قرار دهید. چنانچه پس از مطالعه نکات مذکور هنوز در تصمیم‌گیری خود دچار تردید هستید می‌توانید به مشاورین حاضر درمراکز مشاوره رجوع کرده و با آن‌ها مشورت نمائید.

راه ورسم قناعت!

راه ورسم قناعت!

پول

آن کاربرانی که مدام در حال مقایسه ی خود با دیگران هستند و فکر می کنند باید زیاد بخرند وزیاد بپوشند تا از همه بهتر باشند و آن هایی که از صبح تا شب می دوند تا زندگی شان را رنگی تر کنند ، بهتر است این مقاله را بخوانند و سعی کنند

کمی به قناعت خود بیافزایند چون در این صورت آرامش بیشتری خواهند داشت و از زندگی استفاده ی بیشتری می برند.

برای بدست آوردن گنج قناعت ، این راه های پیشنهادی تبیان است:

 

- به خودت بگو که می خواهی قانع باشی: در وهله اول باید به خودت تلقین کنی که می خواهی قانع باشی. مدام به خود بگو و بقبولان که باید قناعت کنی. تلقین برای قوی تر شدن عزم و اراده انسان برای انجام هر کاری لازم است.

زن

- با خودت بجنگ: با زیاده خواهی ات باید دست به یقه بشوی. باید توپ و تفنگت را مسلح کنی و بروی به جنگ حرص و طمعت. باید بزنی وسط پیشانی اش و نقش بر زمینش کنی این غول هرزه را تا بتوانی قانع باشی.

هرچه به خواسته های ناروای خویش بیشتر پشت کنی و زیر بار آنها نروی، بزرگ تر خواهی شد.

- خودت را بزرگ کن: هرچه به خواسته های ناروای خویش بیشتر پشت کنی و زیر بار آنها نروی، بزرگ تر خواهی شد. اگر در برابر آنها بایستی و خود را به خواری و زبونی نیاندازی، نفست هم رشد خواهد کرد و هرچه با عزت تر باشی، کمتر به آنها اعتنا می کنی. یک رابطه رفت و برگشتی است.

 

-خودت را بشناس: اگر خودت را بشناسی و جایگاهت را بدانی و بدانی که نیامده ای که بیاندوزی و مدام حرص و ولع مال دنیا را بزنی و مدام بخوری. «خوردن برای زیستن و ذکر کردنست/ تو معتقد که زیستن از بهر خوردنست»

 

- بدان که عاقبت خواهی مرد: وقتی هر لحظه به یاد داشته باشی که ممکن است رو به قبله شوی و نمی توانی حتی یک ارزن از آنچه را که جمع کردی را با خود ببری، دیگر تمام وقتت را به جمع کردن مال تلف نمی کنی.

به آنها که از تو کمتر مال و منال دارند نگاه کن و خدایت را شکر کن.

- به پایین دستی ات نگاه کن: به آنها که از تو کمتر مال و منال دارند نگاه کن و خدایت را شکر کن. هستند کسانی که از تو محتاج ترند. این تو را تسکین می دهد و تو را به داشته هایت راضی و امیدوارتر می کند. به بالایی ها نگاه کنی فقط حسرت به بار می آید .

ذكر آرام بخش، حتی برای كافران!

ذكر آرام بخش،

 حتی برای كافران!

ياد يار

شناخت‌نامه قرآن 17

 سوره‌ مبارکه‌ رعد

 

رعد، سیزدهمین سوره‌ی قرآن است كه 43 آیه داشته و حاصل آن، این است که قرآن حق بوده و هیچ باطلی با آن آمیخته نمی‌شود.

آنچه قرآن مشتمل بر آن است، توحید است که آیات عالم وجود بر آن دلالت می‌کند. مانند بالا بردن و نگه داشتن آسمانها، بسط و گسترش زمین، تسخیر خورشید و ماه و هرآنچه که تدبیر عجیب پروردگار و تقدیر شگفت او بر آن جاری می‌شود. حقیقت این دعوت از طریق اخبار گذشته و آثار آنها و آمدن رسولان با بینات و کفر و تکذیب آن اقوام و عذاب شدنشان به دلیل گناهانشان نیز ثابت می‌شود.

 

تنها عمل هدایت

« وَیقُولُ الَّذِینَ كَفَرُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَیهِ آیةٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّ اللَّهَ یضِلُّ مَنْ یشَاءُ وَ یهْدِی إِلَیهِ مَنْ أَنَابَ» 

این آیه شریفه نشانگر عامل هدایت است. «یهْدِی إِلَیهِ مَنْ أَنَابَ» بیان می‌کند «انابه» عامل هدایت است. خداوند تعالی اراده کرده هر کس را كه اهل انابه است هدایت کند. و هر کس از او روی گرداند و اهل انابه نباشد گمراه نماید. انابه یعنی دائماً نوبت گرفتن و کنایه از رجوع دائمی و توجه مستمر به حق تعالی است.

دلی که باقی بر بصیرت و رشد است، سزاوار است که قلب نامیده شود،

و قلب است كه با یاد او آرام  می‌گیرد. اما دلی که از مسیر منحرف شده 

و از ذکر رو گردان است، از این آرامش محروم است

انابه همان ایمان و اطمینان و سکون و آرامش قلب با یاد خداست. انابه آن است که بنده زمینه را برای آمدن هدایت الهی آماده کند. و ایمان حقیقی، پذیرش قلبی و تسلیم در مقابل پروردگار است. هدایت الهی این زمینه را در قلب بنده‌ی مومن ایجاد می‌کند تا در برابر او تسلیم شود و ثمره این تسلیم استقرار قلب و آرامش و سکون است.

 

ذکر خدا تنها اطمینان بخش قلب

«الَّذِینَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»

این آیه مردم را آگاه می‌کند، تا بر «الله» جل جلاله توجه کنند و دلهای خود را با یاد او جلا دهند. انسان در زندگی تمام هدفش سعادتمند شدن و فرار از بدبختی است. «الله» سبحانه، تنها سببی است که زمام امور و خیرات همگان به دست اوست او قاهر و غالب است و سرپرست و عهده دار امور مومنان.  یاد او برای جانی كه اسیر طوفان حوادث بوده، و تمنای پناهگاه امن دارد، و متحیر و سرگردان بوده و نمی‌داند به کجا می‌رود، موجب آرامش روح و راحت جان است. قلبی که باقی بر بصیرت و رشد است و سزاوار است که قلب نامیده شود، با یاد او آرام  می‌گیرد. اما کسی که از مسیر اصلی خود منحرف شده و نمی‌بیند و نمی‌فهمد و از ذکر، رو گردان است، از این آرامش محروم است.

 

«إِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُور»

پدر گناهكار را بايد درآورد!

پدر گناهكار را بايد درآورد!

سوال

پندهاي نهج البلاغه 2

 

از تيتر اين مطلب تعجب نكنيد. اين حرف خود شماست. اگر اين مطلب را بخوانيد تا آخر آن نرسيده مي‌فهميد كه گناه كردن چقدر بد است. امير مومنان، علي عليه السلام  مي‌فرمايند:

لَو لَم يَتَوعَّد اللهُ عَلي مَعصِيَتِهِ لَکانَ يَجِبُ اَن لا يُعصَي شُکراً لِنِعَمِهِ 1

 

حتي اگر خداوند نيز بندگانش را از نافرماني وگناه نترسانده و باز نداشته بود، باز هم واجب بود که انسان، مرتکب هيچ گناهي نشود، تا به اين وسيله، در برابر نعمتهاي او سپاسگزاري کرده باشد.

 

آنچه از حضرت شنيديد حكم عقل بود. عقل آدمي حكم مي‌كند كه بايد نيكي را به نيكي پاسخ گفت. و بهترين پاسخ به هر نيكي، دانستن قدر آن است. لذا هركه قدر نشناس باشد بايد در عقل او شك كرد.

يك سوال: اگر روزي شما به كسي يك دوربين هديه بدهيد، بعدا بفهميد كه آن شخص با آن دوربيني كه شما به او هديه داديد، دارد مدام خانه‌ي شما را ديد مي‌زند، چه حالي پيدا مي‌كنيد؟

جوابش را من مي‌دانم. اگر شما را ده هزار بار از آنكه هستيد صبورتر و با حوصله تر كنند، در مقابل او مي‌گوييد: اين عوض تشكرت بود؟!

کسيکه گناه مي‌کند و فرمان خداوند را به جاي نمي آورد، در حقيقت، نعمتهايي را که خداوند به او داده است، تباه مي‌کند. زيرا چنين کسي، براي آن که بتواند گناهي را مرتکب شود، ناچار بايد تمام نيروهايي را که در وجودش هست، به کار ببرد. در حاليکه خداوند، اين نيروها را، براي گناه و نافرماني کردن به او نداده است.

کسي را در نظر بگير، که مي‌خواهد، برخلاف فرمان خداوند، مرتکب گناه شود، مثلا دزدي كند: تمام اعضاي بدن آن شخص، بايد وظايف خود را، با تمام نيرويي که دارند انجام دهند، تا او توانايي انجام چنين گناهي را داشته باشد.

با نعمت خدا، جلوي چشم خدا، معصيت خدا را كردن!

چقدر زشته، نه؟!

ششهاي او، بايد بطور مرتب هواي تازه را به خود بگيرند، تا او نفس بکشد و زنده بماند، قلبش بايد بطور منظم در حال تپيدن باشد، تا خون به تمام پيکرش برسد و او را زنده نگاه دارد، چشمهايش بايد توانايي ديدن داشته باشند، تا او راه خود را ببيند، پاهايش بايد قادر به حرکت و قدم برداشتن باشند، تا او در مسيري که با چشمش مي‌بيند، پيش برود، گوشهايش بايد توانايي شنيدن داشته باشند، تا او صداي نزديک شدن مردم را تشخيص بدهد و از خطر فرار کند، دستهايش بايد توانايي کار و حرکت داشته باشند، تا او درها را باز کند و اشيأ را بردارد، مغزش بايد کار خود را انجام دهد، تا ساير اعضاي بدنش از آن فرمان بگيرند، و وظايف خود را اجرا کنند...

و اگر يکي از اين اعضا، يعني يکي از اين نعمتهايي که خداوند به انسان داده است، کار خود را به درستي انجام ندهد، شخص گناهنگار، قادر به انجام گناه نخواهد بود.

تصميم

پس مي‌بيني که گناهکار، براي آنکه در برابر خداوند، مرتکب گناه و نافرماني شود، از همان امکانات و نيروهايي استفاده مي‌کند، که خداوند، آنها را، براي انجام کارهاي درست و نيک به او داده است. به اين ترتيب، آيا شخص گناهکار، با انجام هر کدام از گناهان خود، نعمتها و نيروهايي را که از خداوند دارد، تباه و حرام نمي‌کند؟

البته خداوند؛ به بندگان خود هشدار داده، و آنها را از گناه و نافرماني، بيمناک کرده است. ولي اگر خداوند چنين بيم و هشداري هم نداده بود، و اگر انسان آسوده خاطر بود که به خاطر گناهانش کيفر و مجازات نخواهد ديد، باز هم حق نداشت نعمتهاي خداوند را تباه کند. يعني در برابر نعمتهاي ديدن، شنيدن، بوئيدن، حرکت، تپيدن قلب، تنفس ششها، انديشيدن، توانايي انجام کارهاي گوناگون داشتن، و هزاران نعمت ديگر، انسان بايد قدرشناس باشد، و به شکرانه اين نعمتهاي بزرگ و با ارزش، هرگز مرتکب گناه و نافرماني خداوند نشود.

عقل حكم مي‌كند كه بايد نيكي را به نيكي پاسخ گفت. و بهترين پاسخ به هر نيكي، دانستن قدر آن است. پس هركه قدر نشناس باشد بايد در عقل او شك كرد

به يكي گفتم از مادرت بابت اين غذاي خوشمزه تشكر نمي‌كني؟ گفت همين كه من با اشتهاء و خوب آن را خوردم خودش تشكر بود.

اين حرف خيلي پرمغز است و او از اين بابت دانشمند شده هرچند كوچك بود. مي‌دانيد چرا؟ چون او دانسته كه مادرش زحمت كشيده تا غذايي خوب و باب ميل او درست كند و حالا كه با اشتهاء خورده، تمام خستگي را از تن او به در كرده است و عملا گفته كه «دستت درد نكند، چقدر خوشمزه بود». اين تشكر عملي است كه فراتر از تشكر زباني است. البته بايد به زبان هم آورد. اما تصور كنيد اگر او آن غذا را نمي‌خورد و يا بدتر، مي‌گفت اين چه غذايي است و آن را دور مي‌ريخت، چه حالي به مادر دست مي‌داد.

 

حالا فهميديد چرا چرا بايد پدر گناهكار را درآورد؟

پس: بياييد فكر كنيم و آنگاه نعمتهاي خدا را درست مصرف كنيم و گناه نكينم

دین اسلام

ریشهٔ واژه

اسلام در زبان عربی از ریشه (س-ل-م) که به معنای «تسلیم صلح‌آمیز؛ تسلیم‌شدن؛ اطاعت؛ صلح» است مشتق شده‌است. از دیگر مشتقات سه حرف (س-ل-م) می‌توان موارد زیر را نام برد:

  • سلام به معنای «صلح»[۳] که همچنین به عنوان درود هم است.
  • السلام (آرامش و سلامت) یکی از ۹۹ نام خدا در قرآن. [۴]
  • مسلمان، کسی که از اسلام تبعیت می‌کند؛ کسی خود را به خداوند تسلیم می‌کند.[۵]
  • اسلام، اسلام یعنی سلامت نفس، پس مسلمان در درجه اول سلامت نفس باید داشته باشد.[۶]


[ویرایش] دین اسلام

دین اسلام آخرین دینی است که خداوند پاک و منزه بوسیله آن تمامی رسالت های آسمانی را از جانب ذات اقدسش برای هدایت آفریده هایش کامل نمود. خداوند این دین را توسط محمد، خاتم پیامبران و فرستاده شدگان، برترین ثنا و کاملترین سلام بر او و سایر پیامبران باد، نازل نمود.

اسلام از زمان بعثت پیامبر -ثنا وسلام خدا بر وی باد- تا روز قیامت بر تمام مکلفین اعم از انسان و جن لازم است. خداوند بلند مرتبه می فرماید: (ما تو را برای جملگی مردمان فرستادیم تا مژده رسان و بیم دهنده باشی) [۷]. و خداوند بلند مرتبه می فرماید: (بگو من فرستاده خدا بسوی جملگی شما مردمان هستم) [۸]. و رسول خدا در حدیث صحیح می فرماید: "و پیامبر بطور خاص بسوی قومش فرستاده شد و بطور عام بسوی مردم فرستاده شد" [۹]. و کل بشر از زمان بعثت پیامبر و تا روز قیامت امت دعوت هستند، یعنی دعوت شدگان برای در آغوش گرفتن دین اسلام، و آنها مخاطبان کلام خداوند بلند مرتبه در قرآن هستند که میفرماید (يا ايها الناس) یعنی (ای مردم)، پس کسانی از آنها که آن را اجابت کنند امت اجابت هستند، یعنی مسلمانان مخاطب آن کلام خداوند بلند مرتبه در قرآن که میفرمایند (يا ايها الذين ءامنوا) یعنی (ای کسانی که ایمان آورده اید).

و این در مورد انسان است، اما بعثت پیامبر بسوی جن در آخر سوره احقاف و اول سوره جن ثابت است.

[ویرایش] معنی لازم بودن دین اسلام

همانا خداوند پاک و منزه تمام مخلوقات مکلف خود را از زمان بعثت پیامبر(ثنا و سلام خدا بر وی باد) تا روز قیامت مورد محاسبه قرار نمی دهد مگر بر اساس دین اسلام، با شروع از دیدن فرشته مرگ (ملک الموت) تا خواب قبر (رقدة القبر) سپس بیدار شدن و حساب و کتاب تا جایگاه نهایی در بهشت برین یا جهنم سوزان. پس کسی که دین اسلام را در آغوش نگیرد یا آن را در آغوش گرفته سپس با یکی از نقض کننده های اسلام از آئین اسلام خارج شود، اگر در آن حالت بمیرد قطعاً هلاک میشود. خداوند بلند مرتبه می فرماید: (و کسی که غیر از اسلام آئینی برگزیند از او پذیرفته نمیشود و او در آخرت از زمره زیانکاران خواهد بود).[۱۰] و شیخ الاسلام ابن تیمیه (رحمت خداوند نسیبش باد) میگوید: 'لزوماً در اسلام مشخص است و تمامی مسلمانان بر آن اتفاق نظر دارند که هر آنکس تبعیت کردن از دینی غیر از دین اسلام یا آئینی غیر از شریعت محمد (ثنا و سلام خدا بر وی باد) را جائز بداند کافر است'.[۱۱]

[ویرایش] معنی دین اسلام

تسلیم شدن یا گردن نهادن کامل برای آئین خداوند پاک و منزه، و این حقیقت بندگی و عبودیت خداوند یکتای بی همتاست همانگونه که می فرماید: (آنگاه که پروردگارش بدو گفت تسلیم شو گفت تسلیم پروردگار جهانیان گشتم) [۱۲].

و این تسلیم شدن و گردن نهادن و بندگی زمانی تحقق پیدا میکند که ما خداوند پاک و منزه را آنگونه که او می خواهد پرستش کنیم نه آنطور که خودمان می خواهیم. و این امر با تبعیت کردن از آئین خدای پاک و منزه در کل شئونات زندگی اعم از کوچک و بزرگ میسر میشود. همانگونه که خداوند بلند مرتبه به تفصیلی می فرماید: (بگو نماز و عبادت و زیستن و مردن من از آن خداست که پروردگار جهانیان است، خدا را هیچ همتایی نیست و به همین دستور داده شده ام و من اولین مسلمان هستم) [۱۳]. پس چنانچه رسالت اسلام برای همه مردم لازم است (و این عمومیت زمانی و مکانی را در بر میگیرد) بهمان صورت در تمام شئونات زندگی بشر نیز لازم است (و این عمومیت موضوعی است) که تا روز قیامت به همه آن وافی است، چنانچه پیامبری بعد از محمد (ثنا و سلام خدا بر وی باد) وجود ندارد.

و چون اسلام با مقدم داشتن خواست خدا بر خواست نفس تحقق پیدا میکند، پس با مخالفت کردن از این مهم یا دچار نقص و کاستی میگردد و یا نقض و ابطال میشود. و مخالفت کردن درجاتی دارد:

-پس کسی که در چیزهای سهل و اندک (يسيرة) خواسته خود را بر خواسته پروردگارش مقدم بدارد مرتکب گناهان صغیره شده است (عصیان).

-و کسی که در چیزهای مهم و بزرگ (كبيرة) خواسته خود را بر خواسته پروردگارش مقدم بدارد مرتکب گناهان کبیره شده است (فسوق).

-و کسی که در چیزهای بسیار مهم و سخت (عظيمة) خواسته خود را بر خواسته پروردگارش مقدم بدارد دچار کفر شده است و به همین خاطر خداوند پاک و منزه آنرا بعنوان (الحنث العظيم) [۱۴] وصف نموده است، حنث گناه است.. و همچنین خداوند بلند مرتبه در کلامش: (و هر کس برای خدا شریکی قائل گردد گناه بزرگی را مرتکب شده است) [۱۵] کفر را به گناه بزرگ توصیف کرده است.

و خداوند پاک و منزه تمامی این مخالفتها را با تمام مراتبش نهی کرده است، پس خداوند جل شانه می فرماید: (و اما خداوند ایمان را در نظرتان گرامی داشت و کفر و نافرمانی و گناه را در نظرتان زشت و ناپسند جلوه داده است) [۱۶]. و تمامی این مخالفت ها در زمان حیات قابل توبه و بخشودگی هستند، اما اگر کسی بمیرد و چیزی از اینها را با خود ببرد، در این مورد باید بطور مفصل سخن گفت که تفصیل آن در کتاب های اعتقاد و فقه مشخص است، که بیهقی در کتابش (شعب الايمان) تبع حلیمی (رحمت خداوند نسیبشان باد) بدان اشاره کرده است [۱۷].

امام شاطبی (رحمت خداوند نسیبش باد) در کتابش (الموافقات في اصول الشريعة) میگوید: 'همانا خداوند شریعت را بگونه ای قرار داده است که آرزوهای نفس تابعی از مقصود شارع باشد' [۱۸]، و این مقتضای شریعت است، پس شایسته نیست که مسلمان عکس آن عمل کند و چنان بخواهد که نصوص شریعت مطابق آرزویش باشد و این خلاف آن چیزی است که خداوند پاک و منزه از او میخواهد.


[ویرایش] باورها

اسلام برای هر فردی با ذکر شهادتین آغاز می‌شود. شهادتین به زبان آوردن دو جملهٔ «لا اله الا الله» و «محمد رسول الله»، و در مذهب شیعه به اضافه «علی ولی الله» است؛اگر چه در تشیع ذکرشهادت سومی جزء ضروری اسلام آوردن محسوب نمی شود.این جملات به ترتیب به معنای «هیچ خدایی جز الله وجود ندارد» و «محمد پیامبر الله‌ است» و «علی جانشین و رهبر و منتخب پیامبر بر تمامی امت اسلام» هستند. فردی که تصمیم به ایمان آوردن به اسلام را دارد باید دو جمله نخست را بر زبان آورده و آنها را باور کند.

مسلمانان بر این باورند که خدا پیام خود را از راه وحی بر محمد و پیامبران دیگر از قبیل آدم، نوح، ابراهیم، موسی و عیسی فرو فرستاد. همه مسلمانان بر این باورند که محمد، آخرین پیامبر خدا و مکمل همهٔ آنها است؛ در نتیجه، سخنان او و کتابش تا روز قیامت برای بشریت وجود دارند. مسلمانان بر این باورند که بخش‌هایی از کتاب‌های تورات و انجیل فراموش شده‌اند، اشتباه تفسیر یا نوشته شده‌اند یا توسط دنباله‌روان آنها تحریف گشته‌اند، در نتیجه پیام اصلی آنها از بین رفته‌ است. آنها با باور به این مساله، معتقدند که قرآن به عنوان آخرین کتاب وحی شده به انسان‌ها برای تصحیح آن کتاب‌ها نازل شده‌است.[۱۹]

باور مسلمانان بر آن است که دین خدا در اصل از آدم تا محمد یکی بوده و این اصول در قرآن گردآمده‌اند. متون اسلامی این طور بیان می‌کنند که یهودیت و مسیحیت مشتقاتی از تعالیم ابراهیم بوده و در نتیجه جزو دین‌های ابراهیمی به شمار می‌آیند. قرآن، از یهودیان و مسیحیان (و گاهی اوقات دیگر معتقدان) به صورت «اهل کتاب» یاد می‌کند.[۲۰]

مزخرفه

[ویرایش] نام خدا

الله نام ویژه خدای یکتا در قرآن و نوشتارهای عربی-اسلامی است. با این حال فارسی‌زبانان معمولاً از واژه خدا استفاده می‌کنند. واژه الله پیش از ظهور اسلام نیز در عربستان وجود داشته‌است و نام خدای بزرگ و آفریدگار جهان بوده که بت‌ها به عنوان رابط و واسطهٔ او در ادارهٔ جهان به وی کمک می‌کرده‌اند. اعراب پیش از اسلام ازاین‌رو جهت نزدیکی و ارتباط با الله به عبادت بت‌ها می‌پرداختند و آن‌ها را در اداره جهان میانجی فیض می‌دانستند.

[ویرایش] مذهب‌ها و زیرشاخه ها

مسلمانان به دو مذهب عمده شیعه و سنی تقسیم می‌شوند. هر یک از این دو فرقه دارای انشعاباتی هستند. به عنوان مثال صوفی گری در میان شیعه و سنی وجود دارد.


[ویرایش] کتاب مقدس

  • قرآن، کتاب مقدس و آسمانی مسلمان است و به زبان عربی نوشته شده‌است، که طبق مندرجات آن و باور مسلمانان توسط وحی الهی به محمد فروفرستاده شد.

به اعتقاد مسمانان «قرآن وحی نامه اعجازآمیز الهی است، که به زبان عربی واژه به واژه توسط فرشته وحی، جبرئیل، از جانب خداوند و از لوح محفوظ بر قلب و زبان پیامبر اسلام هم اجمالا یکباره و هم کم کم در طول بیست و سه سال نازل شده.»[۲۱]

این کتاب معتبرترین متن دینی نزد مسلمانان است و مسلمانان آن را «معجزه» و «سند اثبات پیامبری» محمد می‌دانند. تمام مذاهب اسلامی بر درستی متن آن اتفاق نظر دارند و اختلاف در نحوه خواندن متن، تفسیر و احیانا ترتیب آن است. میزان این اتفاق نظر به حدی است، که شیعیان دوازده امامی ایران و وهابیان عربستان از قرآن با رسم الخط واحدی استفاده می‌کنند. مسلمانان روی بی خطا بودن کتاب قرآن تاکید دارند.

[ویرایش] بیان قرآن

گرچه کلمه اسلام امروز به عنوان دینی در کنار مسیحیت و یهودیت معنا می‌دهد، درهیچ جای قرآن کلمهٔ ادیان که صورت جمع دین است ذکر نشده‌است و فقط کلمه الدین آمده‌است که معرفه به ال است. برای مثال آیه ۱۹ از سوره آل عمران: «در حقیقت دین نزد خدا همان اسلام است و کسانی که کتاب [آسمانی] به آنان داده شده با یکدیگر به اختلاف نپرداختند مگر پس از آنکه علم برای آنان [حاصل] آمد آن هم به سابقه حسدی که میان آنان وجود داشت و هر کس به آیات خدا کفر ورزد پس [بداند] که خدا زودشمار است.» (ترجمهٔ فولادوند) [۲۲]

و یا در آیهٔ ۶۷ سوره آل عمران: «ابراهیم نه یهودی بود و نه نصرانی بلکه حق‌گرایی فرمانبردار بود و از مشرکان نبود.» (ترجمهٔ فولادوند)

این گونه آیات نشان دهندهٔ این امر است که به بیان قرآن دین ابراهیم، موسی، عیسی و محمد، اسلام یا همان تسلیم خدا بودن است و اگر کسی به دین اسلامی به غیر از تسلیمی که این پیامبران تبلیغ می‌کردند باور داشته باشد دچار اختلافی که در آیه اول ذکر شد شده‌است.[۲۳]

آنچه در این میان متفاوت است شریعت و احکام است که بنا به نیازها و مقتضیات هر قوم و زمانی تغییراتی داشته‌است. مثلاً در آیهٔ ۴۸ سوره مائده (ترجمهٔ فولادوند): «و ما این کتاب [=قرآن‌] را به حق به سوی تو فرو فرستادیم، در حالی که تصدیق‌کننده کتابهای پیشین و حاکم بر آنهاست. پس میان آنان بر وفق آنچه خدا نازل کرده حکم کن، و از هواهایشان [با دور شدن‌] از حقی که به سوی تو آمده، پیروی مکن. برای هر یک از شما [امتها] شریعت و راه روشنی قرار داده‌ایم. و اگر خدا می‌خواست شما را یک امت قرار می‌داد، ولی [خواست‌] تا شما را در آنچه به شما داده‌است بیازماید. پس در کارهای نیک بر یکدیگر سبقت گیرید. بازگشت [همه‌] شما به سوی خداست؛ آنگاه در باره آنچه در آن اختلاف می‌کردید آگاهتان خواهد کرد.»

[ویرایش] اسلام و ایران

محمد پس از بعثت به پادشاهان کشورهای همسایه از جمله ایران نامه نوشت و آنان را به اسلام دعوت کرد، پادشاه ایران - خسرو پرویز - این دعوت را نپذیرفت. پس از درگذشت محمد اعراب به ایران تاختند و طی تقریباً ده سال ایران جز نواحی گیلان و مازندران گشوده شد.

[ویرایش] پانویس

  1. سایت موسسه گفتگوی ادیان
  2. دایرةالمعارف اسلام، مقالهٔ ایمان
  3. بهبود وضعیت مسلمانان اروپا با تدوین منشور!، خبرگزاری مهر: «علی رغم آنچه بسیاری از غیر مسلمانان می‌پندارند، دین اسلام همواره صلح و عدالت را اشاعه کرده‌است، بدون صدور هیچ نوع منشوری از سوی غیر مسلمانان واژه اسلام به خودی خود یعنی تسلیم الله شدن و از ریشه کلمه سلم یا صلح مشتق شده‌است».
  4. آداب راز و نیاز به درگاه بی‌نیاز، خاتمهٔ کتاب در اسمای حسنی الهی(۸۳)، با ترجمهٔ عدة الداعی و نجاح الساعی ابن فهد حلی(ره) همراه با شرح اسماء الله، ترجمه و تحشیه: محمد حسین نائیجی نوری
  5. بررسی مفهوم «اسلام» در قرآن در آخرین شماره از دوماه‌نامه «اخبار ادیان»، ایکنا، خبرگزاری قرآنی ایران
  6. آثارالحق جلد یک، گفتارهایی از نورعلی الهی، تاریخ چاپ ۱۳۷۳
  7. سبأ:28
  8. الأعراف:158
  9. متفق عليه
  10. آل عمران:85
  11. مجموع الفتاوى، ج28
  12. البقرة:131
  13. الانعام 162و163
  14. الواقعة:46
  15. النساء:48
  16. الحجرات:7
  17. شعب الايمان حليمى
  18. الموافقات في اصول الشريعة، ج1
  19. ادله عدم تحریف قرآن و تحریف کتاب آسمانی دیگر چیست؟، درگاه پاسخگویی به مسایل دینی
  20. سورهٔ بقره، آیهٔ ۱۰۴ و ۳۰ مورد دیگر از ذکر عبارت «اهل کتاب» در قرآن
  21. خرمشاهی، بهاءالدین. قرآن کریم، ترجمه، توضیحات و واژه نامه از بهاءالدین خرمشاهی. ناشرجامی و نیلوفر، ص ۶۵۲
  22. إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ ۗ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ ۗ وَمَنْ يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ[۳ - ۱۹]
  23. تفسیر عبدالعلی بازرگان سوره آل عمران قسمت سوم

[ویرایش] منابع

  • سيد إمام، وثيقة ترشيد العمل الجهادي في مصر والعالم، الحلقة الأولى
  • مطهری، مرتضی، مقدمه‌ای بر جهان بینی اسلامی
  • ایلیا پتروشفسکی: اسلام در ایران - ترجمه کریم کشاورز، تهران، ۱۳۵۳، انتشارات پیا

مسئولش کنید تا بزرگ شود

مسئولش کنید تا بزرگ شود

کودک

«هیچ کاری نمی‌کند. حتی تختش را هم مرتب نمی‌کند؛ تمام اسباب‌بازی‌هایش به هم ریخته‌اند؛ همه کارها را خودم باید انجام دهم.»

 

مسئله تقسیم کارهای منزل از جمله مسائلی است که جایگاه مهمی را در زندگی خانوادگی به خود اختصاص داده و در اغلب موارد، به ویژه در میان زوج‌ها، باعث بروز تنش می‌شود. جالب است بدانید که مادران در بسیاری از موارد، همکاری فرزندان را رد می‌کنند. چون معتقدند هماهنگ شدن با فرزند انرژی زیادی می‌گیرد و بهتر است خودشان به جای فرزندانشان کارهای خانه را انجام دهند.

 

اما وقتی خستگی عارض می‌شود به ناچار وظایف به فرزند سپرده می‌شود. البته به این موضوع توجه داشته باشید که به‌طور حتم، سپردن وظایف به دیگری در هر خانواده، متفاوت و عوامل فرهنگی در آن بسیار موثر است. این عقیده شاید در بسیاری از خانواده‌ها نیز جا افتاده باشد که کارهای خانه و مراقبت از فرزندان کوچک‌تر وظیفه دختر بزرگ است. اما به طور کل سپردن وظایف به فرزند، به معنی «بردگی کشیدن» از کودکان نیست.

کودکان و نوجوانان نیاز به امنیت دارند. اگر آنها حس کنند که مادر در کنار آنها نیست و خودشان مسول انجام تمامی وظایف‌اند، رابطه مادر و فرزند تخریب خواهد شد.

بین کم و زیاد، مطمئناً باید حد اعتدال را انتخاب و رعایت کرد. کودکان و نوجوانان نیاز به امنیت دارند. اگر آنها حس کنند که مادر در کنار آنها نیست و خودشان مسئول انجام تمامی وظایف‌اند، رابطه مادر و فرزند تخریب خواهد شد ؛ اما این موضوع که مادر تمامی وظایف را نیز بر عهده بگیرد کار صحیحی نیست. کودکان بر حسب سن و سالی که دارند، می‌توانند مسولیت‌پذیر باشند. بدون ترس باید از آنها بخواهیم کارهایی را انجام دهند.

 

به این ترتیب آنها را نیز در زندگی خانوادگی دخیل می‌کنیم. این موضوع سبب می‌شود آنها خستگی مادر و پدر را درک و در عین حال خود را جزیی از خانه و خانواده محسوب کنند. فراموش نکنید هرگز کار در منزل را نباید به عنوان تنبیه به کودکان تحمیل کرد. از سنین پایین، کارهای لذت‌بخش مثل شیرینی پختن را به فرزندانتان بسپارید و در عین حال در کنارشان باشید. اجازه دهید آنها این موضوع را در ذهنشان بپرورانند که به لطف آنها، خانواده شیرینی می‌خورند.

 

آموختن وظایف شهروندی یعنی مسئول بودن در قبال خود و دیگران، از خانواده آغاز می‌شود. جایگاه فرزند در خانواده و وظایفی که بر عهده می‌گیرد، در آینده‌اش تاثیر می‌گذارد. جالب است بدانید بسیاری از والدینی که وظایف را بر دوش کودکان و نوجوانان نمی‌گذارند و ترجیح می‌دهند خود به جای آنها کار کنند، به طور ناخود‌آگاه تمایل دارند فرزندان را وابسته به خود نگاه دارند.

دخالت دادن آنها باعث می شود خستگی مادر و پدر را درک و در عین حال خود را جزیی از خانه و خانواده محسوب کنند.

تقسیم وظایف و نقش‌ها، همیشه ساده نیست. ممکن است باعث بروز تنش میان خواهر و برادرها شود و حتی حسادت برانگیزد. به‌طور معمول وظایف بیشتر به دختران و فرزندان اول سپرده می‌شود. مثلا در نوجوانی، فرزندتان انجام کارها را رد می‌کند. حقیقت این است که نوجوان نمی‌داند باید از کجا شروع کند، پس بهتر است وظایف را به او یادآوری کنید.

 

تقسیم وظایف خانوادگی، نوعی گفت و گو می‌باشد. گفت‌وگویی که به جایگاه و نحوه رفتار هر فرد با دیگری بستگی دارد.

بهترین روش آن است که هر گاه وظیفه‌ای را به فرزندانتان می‌سپارید سوالی را نیز از خود بپرسید. به‌طور مثال: «اگر به او بگویم جوراب‌های کثیفت را بشور، به من چه خواهد گفت؟ اگر من (مادرش) در 25 سالگی او مجبور باشم همچنان جوراب‌هایش را بشویم، او به من چه خواهد گفت؟ »

 

منبع: ماهنامه آموزشی کودک

از دستش نده رفیق!

از دستش نده رفیق!

گوهر

نماز یکشنبه ماه ذی قعده

دوستان خوب تو ماه ذی قعده قرار داریم. اولین ماه از ماههای حرام که اگر فرصت بشه یه مطلب دیگه در مورد عظمت این ماهها توضیح خواهیم داد. برای این ماه شریف در کتابهایی مثل مفاتیح الجنان و المراقبات یه عمل به ظاهر ساده ولی بسیار ارزشمند نقل شده. این عمل اگر خیلی طول بکشه شاید 15 دقیقه وقت بگیره ولی ارزش و ثواب همین عمل کوتاه اصلا قابل محاسبه نیست. اگر باور نمیکنی خودت نگاه کن و ببین چقدر ثواب و فضیلت برای همین عمل کوتاه نقل شده. فقط یادت باشه اگر این عمل رو انجام دادی برای همه دعا کنی !

* * * * *

روز یکشنبه بود و همه مردم در مسجد جمع شده بودند. رسول خدا صلوات الله علیه فرمود:

مردم؛ كدامیك از شما می‌خواهید توبه كنید؟

همه گفتند: رسول خدا؛ همه ما می‌خواهیم توبه كنیم.

حضرت فرمودند: عملی را به شما هدیه می کنم که اگر انجامش دهید:

1- توبه‌ شما قبول می شود.

2- گناهانتان آمرزیده می شود.

3- خُصمای شما (کسانیکه از شما ناراضی هستند) در روز قیامت از شما راضی می گردند.

4- با ایمان از دنیا می روید.

5- دینتان حفظ می شود.

6- قبرتان گشاده و نورانی می شود.

7- والدینتان از شما راضی می شوند.

8- مغفرت الهی شامل حال والدین و فرزندان شما می گردد.

9- رزق و روزی شما افزایش می یابد.

10- ملك‌الملك (عزرائیل) در هنگام مردن با شما مدارا می كند.

11- در لحظات مرگ جانتان به آسانی بیرون می شود.

12- و ...

ایشان گفتند : این عمل شریف را جبرئیل در شب معراج به من آموخت.

اما بریم سراغ خود عمل؛ کیفیت و چگونگی انجامش به این نحو است که در روز یکشنبه ماه ذی قعده:

1- غسل نمایید.

2- وضو بگیرید.

3- چهار ركعت نماز بجا آورید. در هر ركعت یك بار (سوره حمد)، سه بار (سوره توحید) و یك بار معوذتین (سوره ناس و سوره فلق) بخوانید.

4- بعد از نماز هفتاد بار استغفار کنید (استغفرالله ربی و اتوب الیه)

5- سپس (لاحول و لاقوة الا بالله) بگویید.

6- و در انتها بگویید:

«یا عزیز؛ یا غفار؛ اغفرلی ذنوبی و ذنوب جمیع المؤمنین و المؤمنات فانه لا یغفر الذنوب الا انت، ای عزیز؛ ای بخشاینده؛ گناهان من و گناهان تمام مردان و زنان مؤمن را ببخش كه جز تو كسی گناهان را نمی‌بخشد».


منبع: کتاب مفاتیح الجنان و المراقبات؛ اعمال مه ذی قعدة الحرام،

بيا يه کم فکر کنيم!

بيا يه کم فکر کنيم!

قرآن

سلسله مباحث پيرامون عقل و دين و ارتباط اين دو طي چندين مقاله مستقل به شرح ذيل در بخش مقالات فلسفي تقديم شما  شد و الحمدلله با استقبال شما روبرو گرديد:

دانشگاه اسلامي!!!

دين يعني چي؟

عقل رحماني يا نفساني؟

عاقل دين دار

همين جوري نمي شه!

برادرهاي دو قلو!

ايست! ديگه نه!!

اکنون آخرين بخش از اين مجموعه تقديم مي گردد. در اهميت و اعتبار عقل و تفکر همين بس که در قرآن کريم بارها در آيات گوناگون به انديشيدن در مسائل مختلف و آيات الهي توصيه شده است.

در يك جا مي فرمايد:

« و أنزلنا إليك الذّكر لتبيّن للنّاس ما نزّل اليهم و لعلّهم يتفکّرون » (سوره نحل، آيه 44)

معناي، آيه شريفه اين است: « ما قرآن را به سوي تو نازل كرديم تا بيان كني براي مردم آن چه به آنان نازل شده، باشد كه آنان تفكر كنند.»

در جايي ديگر مي فرمايد:

«...و تلك الامثال نضربها للنّاس لعلّهم يتفکّرون » (سوره حشر، آيه 21)

خداي بزرگ مي فرمايد: « اين مثل ها را براي انسان ها بيان مي كنيم، باشد كه آنان اهل فكرت باشند و در آنها تفكر نمايند.»

در اهميت و اعتبار عقل و تفکر همين بس که در قرآن کريم بارها در آيات گوناگون به انديشيدن در مسائل مختلف و آيات الهي توصيه شده است.

قرآن كريم در زمينه تعقل مي فرمايد:

« انّا أنزلناه قرآناً عربيّاً لّعلّکم تعقلون » (سوره يوسف، آيه 2)

يعني: « اين قرآن كريم را ما به صورت كتاب عربي فرستاديم، باشد كه شما (با تعليمات آن) عقل و هوش بيابيد و معارف آن را تعقل كنيد.»

در آيه اي ديگر در عظمت و شرافت قرآن مي فرمايد:

« لقد أنزلنا اليكم كتاباً فيه ذكركم أفلا تعقلون » (سوره انبياء، آيه 10)

همانا ما به سويتان كتابي كه مايه شرافت و عزت شما است، فرستاديم. آيا نبايد در اين كتاب بزرگ تعقل كرده و حقايق آن را فهم كنيد.

در آيه نوراني ديگري، سير تكاملي جسم انساني را تشريح مي كند و آن گاه مي فرمايد، در اين ها تعقل كنيد.

« هو الذي خلقكم مّن تراب ثمّ من نّطفة ثمّ من علقة ثمّ يخرجكم طفلاً ثمّ لتبلغوا أشدّكم ثمّ لتكونوا شيوخاً و منكم مّن يتوفّي من قبل و لتبلغوا اجلاً مّسمّي و لعلّکم تعقلون »

(سوره غافر، آيه 67)

مي فرمايد: « اوست خدايي كه شما را از خاك _ ناچيز _ بيافريد و سپس از قطره آب نطفه و آنگاه از خون بسته علقه، پس شما را از رحم مادر به صورت طفلي بيرون آورد تا آن كه به سن رشد و كمال برسيد و باز پيري سالخورده شويد و برخي از شما از سن پيري وفات كنيد و همه به اجل معين خود _ اين چنين كرديم تا _ مگر قدرت خدا را تعقل كنيد.»

خداي كريم، زنده و ميرانده شدن زمين را نيز سزاوار تعقل مي داند و مي فرمايد:

« اعلموا انّ الله يحي الارض بعد موتها قد بيّنّا لكم الآيات لعلّکم تعقلون » (سوره حديد، آيه 17)

بدانيد كه زمين را خدا پس از مرگ زنده مي گرداند. ما آيات و ادله قدرت خود را براي شما بيان كرديم تا مگر فكر و عقل به كار ببنديد.

همچنين در بسياري از موارد نيز کساني را که اهل انديشه و تفکر نيستند، به شدّت مورد توبيخ قرار مي دهد و مي فرمايد: افلا يتدبّرون؛ آيا پس تدبير نمي کنيد؟!!، افلا يتفکّرون؛ آيا پس تفکّر نمي کنيد؟!!، افلا يعقلون؛ آيا پس تعقّل نمي کنيد؟!! و عباراتي از اين دست. پس مي توان چنين نتيجه گرفت که: 

قرآن و روايات همگي بر آن دلالت دارد که عقل در قلمرو دين از اهميت به سزايي برخوردار است و توجّه بسياري بدان شده است!